خود الانمان را برای رسیدن به خود آینده‌مان قربانی کنیم و بی‌ادب هم نباشیم

نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

– سعدی

 

یک روزی همه ما حاضر می‌شیم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن این روز در جوانی باشه یا میانسالی و شاید پیری. تنها کاری که ما باید کنیم این است که مطمئن بشویم این روز پس از مرگ ما نیست. یعنی در دوران زندگی ما اتفاق بیافتد.

 

وظیفه من، تو و همه ما این که تلاش کنیم این روز هرچه زودتر اتفاق بیافتد. اگر به دنبال این هستی که بشینی و از آسمان فرجی حاصل بشود باید بگویم زهی خیال باطل. فکرش را هم نکن، مخصوصا حالا که قرن ۲۱ میلادی هستیم. یا بهتر بگویم دست کم ۱۰ هزارسالی از بشریت گذشته است. این تفکرات شاید در زمان طلایی اساطیر جواب می‌داد اما حالا همه‌ شدند توهمات. تو نه فرشته‌ای را پیدا می‌کنی که بیاد دنبالت نه پری یا شاهزاده‌ای که بیاد برای خوشبخت کردنت. در حقیقت بیشتر از دو هزار هزار سال می‌شود که دیگر نه فرشته‌ای مفتی برای کسی کار کرده نه خدا برای تنبل‌ها چیزی فرستاده.

 

«از تو حرکت از من برکت»، از تو مفت خوری از من نعمت بری. پس بیا قبل از اینکه این روز سختی انقدر دیر بشود که حالش را نداشته باشیم، بسازیم. همین حالا مسئولیت زندگی خودمان را بر عهده بگیریم. و وقتی می‌گویم مسئولیت زندگی خودمان منظورم فقط مسایل مادی نیست یعنی در حقیقت من خیلی هم مادی نیستم. مادیات برای بهتر کردن وضعیت و کیفیت معنویات خوب است. حالا این معنویات برای کسی عبادت و پرستشگاه می‌تواند باشد، برای دیگری طبیعت گردی، دیگری نوشتن، برای آن یکی مهمانی و پارتی و کسی دیگر ورزش و هزاران مثال دیگر. مطمئن باش راه تو هرچه باشد اگر نتوانی با نداشتن لذت ببری و در مسیرت باشی با هزاران هزار ثروت و مادیات هم نمی‌توانی. پس زور بزن خودت باشی. خودت بودن نقد و آمادست اما پلودار شدن و مادیات نسیه. معلوم نیست من فردا زنده باشم پس امروز لذت می‌برم، شاید فردا نباشم.

 

دقت می‌کنی همین یک روز یک روز است که یک هفته، یک ماه، یک سال و یک عمر را می‌سازد. وقتی هر روزت را برای رسالتت برای مسیر و اهدافت آماده می‌کنی، یعنی تو خودت را قربانی می‌کنی برای خودت. تو اکنون خودت را قربانی می‌کنی برای فردای خودت. تو وقتی می‌توانی آنچه می‌خواهی بشوی که بتوانی کسی که امروز هستی را قربانی کنی. بعد از آنکه خودت را امروز قربانی کردی، فردا تویی نو زاده خواهد شد. الانت را مثل دوران تولدت و جنینی در نظر بگیر. تو رشد می‌کنی و نمی‌فهمی، حتی خیلی بدتر اعصابت بهم خواهد ریخت. اما در نهایت آنچه آرزویش را داشتی متولد خواهی شد. و آن هنگام است که مانند نوزاد تازه متولد شده اشک می‌ریزی و گریه می‌کنی. اما اینبار نه از شگفتی دنیا که از شگفتی خودت و باورهایت. اگر این فداکاری را نکنی یا قبل از مسیر رهایش کنی مانند یک جنین مرده خواهی افتاد.

 

می‌دانم که سخت است اما باور کنیم که از اسپرم تبدیل به یک آدم شدن سختتر نیست. با هردوی ما هستم نه فقط تو بلکه روی حرفم بیشتر با خودم است. نمی‌دانم چرا اینطور رفتار می‌کنیم و فکر می‌کنیم که چقدر دممان گرم هم هست. کسی که سختی مسیرش را قبول نکند مسیری هم طی نخواهد کرد بلکه در همان جا خواهد ماند. ما نه تنها بی فکر و بی مسئولیت شدیم بلکه حس می‌کنم گستاخ و بی‌ادب هم شده‌ایم. خیلی راحت به نعمت‌هایمان لعنت می‌کنم و تازه طلبکارم هستیم. یکسری توهمات هم داریم و فکر می‌کنیم که اگر سختی نکشیم راهمون بهتر است. یک عده دیگرمان هم که برعکسیم، فکر می‌کنیم هرچه راحت به دست آمد ارزش ندارد. افتاده‌ایم در راه بی‌ادبی و گستاخی ذهن و جسم و جان. یا مفت خور شده‌ایم یا کافر. اصلا مغزهایمان را نابود کرده‌ایم. نعمت می‌آید بهانه می‌گیریم، سختی به جان نمی‌خریم منتظر معجزه هم هستیم. وقتی می‌گویم سختی راه را به جان بخریم فکر می‌کنیم باید مرتاض هندی باشیم. وقتی می‌گویم باید قدر نعمت‌ها را بدانیم فکر می‌کنیم نعمت چیزی که به سختی به دست آمده. در حالی که معجزه‌ای که انتظار داشتیم همین است. نعمتی که داریم یا خیلی آسان بر ما نازل شده است. سختی راه با سختی کسب گره خورده اما با میزان معجزه و نعمت نه.

 

نه تنبل شاه عباس باشیم نه بهانه گیر بنی اسراییلی. در هرصورت بی ادبی و گستاخی است. به قول مولوی که گفت:

از خدا جوییم توفیق ادب

بی ادب، محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب، تنها نه خود را داشت بد

بل که آتش در همه آفاق زد

درمیان قوم موسی، چند کس

بی‌ادب،گفتند:«کو سیر و عدس؟»

منقطع شد خوان و نان، از آسمان

ماند رنجِ زرع و بیل و داس‌مان

 

 

نه از این‌ور بیافتیم نه از آن‌ور. نه تنبل و بیعار و مفت خور باشیم نه مرتاض نفهم. سختی مسیر و رسالتمان را قبول کنیم و تلاش. قدر نعمت و رحمت هم بدانیم نه اینکه از فرصت‌ها استفاده نکنیم و بگوییم اه این کار ما نیست. نه به یک عده که فرصت طلب و دون مایه شده‌اند نه به عده‌ای که فرصت سوز قد و بی‌مغز.

 

مسیر درست را برویم و از فرصت‌ها و نعمت‌هایی که آسان می‌کنند لذت ببریم. قدر رحمت‌هایی که خدا به آسانی در مسیر برایمان می‌گذارد بدانیم. شاید این رحمت الهی یک شخص و همراه باشد شاید یک کار و کسب خوب شاید یک وسیله و اتفاق. قدر دان باشیم و با ادب.

دنبال استعداد و توانایی‌ات برو، نه دنبال اشتیاقت

چگونه زندگی، شغل و تحصیل واقعی‌مان را پیدا کنیم؟

 

اگر هنوز به دنبال شور و اشتیاقت هستی. باید بگویم راه را اشتباه می‌روی. بگذار راحت بگویم اگر هنوز به دنبال چیزی هستی که شوق داری اصلا شوق آتشین. یعنی به هیچی نرسیده‌ای.

اگر هنوز به چیزی نرسیده‌ای. ولی همچنان به دنبال شوق و اشتیاقت هستی. مسیر را اشتباه آمدی. حقیقت همین‌ست. کسی برای شوق و اشتیاق شما پولی نمی‌دهد. کسی برایش مهم نیست چقدر آتشین شوق داری. آیا کاری انجام می‌دهی؟ برایشان مشکلی حل می‌کنی؟

حتی خودت. چه مشکلی از زندگی خودت را حل می‌کنی؟

 

 

حتما برایت سوال شده که این آدمای موفق که شوق و اشتیاق داشتند چطور پس بالا رفتند؟

صبر کن. آرام باش. شما نکتهٔ آن‌ها را نگرفتی. و هنوز شوق و اشتیاقت در جو است. آن‌ها به دنبال جو و شور و اشتیاق نرفتند. آن‌ها دنبال چیزی رفتند که در وجودشان بود. چیزی که می‌لرزاندشان. اینجا بود که شوق به وجود آمد. در حقیقت آن‌ها با شوق پیش رفتند. نه برای شوق.

اشتیاق آن‌ها چه فرقی داشت؟ آن‌ها اشتیاق را در انجام کاری یافتند. نه انجام کاری را در اشتیاقشان. این حرف‌های بیهوده مربیان جدید دنیا که جز حرف زدن کاری ندارند را بریزیم دور. زندگی موفق‌ها را مطالعه کنیم. خواهیم دید که چطور یک چیزی را پیدا کرده‌اند و به دنبالش رفته‌اند.

 

 

فرق اشتیاق با دوست داشتن

شوق و اشتیاق یا شور بر اثر جو بوجود می‌آید. یعنی شما جوگیر می‌شوی. اصلا این چیز بدی نیست. روش استفاده‌اش می‌تواند مضر باشد.

اما دوست داشتن درونیست. شما چیزی را دوست دارید. حالا به چندین دلیل. گاهی به دلیل خاطره خوب از انجام کاری. گاهی تجربه خوب. گاهی حتی بی‌دلیل. اما در اثر جو نیست.

 

اشتیاق با تجربه و حال و هوای ما به شدت بالا و پایین می‌شود. اما علاقه و دوست داشتن بسیار سخت تغییر می‌کند. و معمولا هنگامی تغییر می‌کند که یا اتفاق بسیار شدید بدی بیافتد. یا به مرور موریانه‌های بدی بدنه علاقه شما را خورده باشند.

خودت را در موقعیتی تصور کن که کنار مخاطب خاصت هستی. می‌خواهی باهاش صحبت‌های خصوصی کنی و مطلب مهمی را بگویی. اما ناگهان متوجه ناراحتی‌اش می‌شوی. برخورد خوبی ندارد و دلت را آزرده می‌کند.

تو حرفت را نمی‌زنی. مدل رفتارت را کمی تغییر می‌دهی. شاید کمی باهم خشک برخورد کنید. و جو سنگین می‌شود. اما دوستش داری.

 

شوق و اشتیاق شما برای برقرار ارتباط و صحبت کور شد. اما علاقه شما کاسته نشد. اصلا هیچ ربطی به علاقه شما نداشت. فقط بخاطر جو رفتار خود را عوض می‌کنید. شاید خشک شوید شاید عاقلانه برخورد کنید و به دنبال حل مشکل برآیید. اما می‌دانید آن که کنارش هستید با همهٔ بداخلاقی که نشان داد همان است که قلبتان برایش می‌تپد.

 

این تفاوت شور و اشتیاق است با دوست داشتن.

 

بگذارید یک مثال دیگری بزنم

تصور کن علاقه‌مند به سبک خاصی از موسیقی هستی. یک روز حوصله نداری و می‌خواهی سبک دیگری گوش کنی. اصلا شور و شوقی برای گوش دادن به آن سبک را نداری. اما آیا واقعا دیگر آن سبک را دوست نداری؟

می‌بینی تفاوت علاقه و شور و اشتیاق اینطور است.

 

پس بجای اینکه به دنبال جو باشی. در کاری که استعداد و علاقه داری جوگیر شو.

 

چطور این علاقه را کشف کنی؟

شاید ناراحت کننده باشد اما بسیار سوال مسخره‌ای است. و این تقصیر ما نیست. تقصیر رسانه‌ها، سیستم آموزشی و … است. اینجا هم عده‌ای فرصت طلب از این ضعف ما استفاده می‌کنند.

گرچه تقصیر ما نبوده اما این مسئولیت ماست که اینطور نمانیم. تقصیر ماست اگر باز به همین اشتباه ادامه دهیم.

 

خیلی ساده‌ست. ما به چه علاقه‌داریم و در چه استعداد داریم. کاملا درون خودمان است. می‌دانم تبلیغ و جو‌های جدید خزعبلات به خورد ما می‌دهند. اما باور کنید دست ماست. کافی به درون خودمان بنگریم. خلوتی کنیم. مطمئن باشید پیدا می‌کنید. اگر هم واقعا نمی‌دانید چه کنید. این راه حل را انجام دهید.

یک کاغذ بردارید. دو قسمت کنید. بالای سمت راست بنویسید: «چیزهایی که دوست دارم» و بالای سمت چپ بنویسید: «هدیه‌های درونی که دارم».

حالا هرچه، از کار تا تحصیل و سبک زندگی که دوست داری داشته باشی سمت راست بنویس. کاغذ کم آوردی کاغذ بعدی. علایقت را خالی کن. ممکن برخی‌هاش شور و جو باشد و تو ندانی. اما مهم نیست. بنویس. در نهایت می‌فهمی کدام‌ها علاقه و کدام جو هستند.

 

 

بعد بیا سمت چپ و هدیه‌های وجودیت را بنویس. از توانایی‌هایی که داری. از روی دست راه رفتن تا توانایی و درک سخت‌ترین مسایل ریاضی. از استعدادهایت بنویس. ممکن است صدای خوبت باشد ممکن است نقاشی زیبا کشیدن باشد. از دویدن خوبت تا نفوذ در دل‌ها و دست پخت خوبت. هرچه استعداد و توانایی داری بنویس.

دلیل اینکه این ستون را هدیه گذاشتم همین است. تا هم استعداد‌هایت را پوشش دهی هم توانایی. هر هدیه‌ای که خدا، آفرینش و یا هرچه که می‌خواهی صدایش کنی در وجودت قرار داده‌است. این‌ها را بنویس.

 

وقتی تمام شد. قدری استراحت کن. شاید بهتر باشد یک روز بگذاری کنار باشد. اما بیشتر از یک روز نشود. شاید هم یک ساعت برایت کافی باشد.

 

 

بعد برگرد و نگاه کن. ببین اینهایی که دوست‌داری کدامشان واقعا علاقه بوده و کدامشان جوگیر شدی. بعد شوق و اشتیاقت را خط بزن. شوق و اشتیاق یک حس زودگذر که می‌توانی در هرچیزی برای خودت به وجود بیاری. همان کاری که رسانه‌ها و خیلی‌ از این جو دهنده‌ها تا الان باهات انجام دادند. تو را به چیزی سوق دادند که اصلا برات مهم نبوده و فکر می‌کنی که دوستش داری. اینجا مشخص خواهد شد.

 

 

حالا وجه مشترک هدیه‌هات با علاقه‌مندی‌ات مشخص است. این‌ها چیزهای هستند که هم یک هدیه درونی در رابطه با آن‌ها داری و هم علاقه داری. اینجاست که شوق درست شکل می‌گیرد. این‌ها چیزهایی هستند که می‌توانی دنبالشان بروی.

 

 

مثلا اگر دست پخت خوبی داری. خب یک آشپزخانه یا یک رستوران محلی است که پیشرفت می‌کنی. می‌توانی همین الان کارت را شروع کنی. از کم شروع کن و بیشتر یادبگیر و پیشرفت کن.

اگر در تدریس توانایی. یک زمینه از علاقه‌ات را دنبال کن و آن را تدریس کن.

 

خیلی سخت نیست. مسیر اینطور است. خیلی ساده شد نه؟

 

حالا یک سوال پیش می‌آید. خیلی از افراد مخصوصا مشاهیر برای رسیدن به چیزی با شوق کار می‌کردند. بلاخره شوق باید داشت یا نه؟

 

قبلش هم گفتم. شوق چیز خوبی‌ست اگر درست استفاده نشود مضر می‌شود. وقتی شما برای چیزی که علاقه‌نداری شوق داشته باشی یعنی جایی از کار می‌لنگد. این‌ها برای چیزی که دوست داشتند و می‌خواستند تلاش کردند. با اشتیاق به سمتش رفتند و تلاش کردند.

 

بگذارید داستان یکی از مشاهیر دنیا را باهم نگاهی کنیم. من ایرانی مثال نزدم چون خیلی وارد نیستم یعنی از مشاهیر هم عصر ما جز عده کمی بقیه به جاهای تاریک می‌رسیم. بعدم من مطالعه خاصی روی زندگی آن‌ها نداشتم. البته بجز کارآفرین‌ها. اما در مشاهیر منظورم سلبریتی‌ها ترجیحا کسی مثال می‌زنم که در کل دنیا مشهور باشد. اینطوری ملموس‌تر است.

 

 

زندگی آرنولد شوارتزنگر را تاحالا خواندی؟

ترمیناتور، کماندو، غارتگر و … فیلم‌های معروف او هستند. فرمانداری کالیفرنیا. قهرمان بدن‌سازی و تناسب اندام جهان. مطمئنا از نظر خیلی‌ها انسان موفقی است.

 

شوق و اشتیاق بسیاری برای همه این‌ها داشت. الان هم در یوتیوب کلیپ‌های خودش مثل له کردن هرچیزی توسط تانک شخصی آرنولد را گذاشته. اولین بار که دیدم برام جالب بود. آرنلود الان ۷۱ سال سن دارد (۱۳۹۷ خورشیدی). ولی ورزش بدنسازی را انجام می‌دهد. تیراندازی می‌کند. وقتی نگاه کردم با خودم مقایسه کردم دیدم. پسر من دارم راهی می‌رم که فکر می‌کنم دوست دارم. شوق و جو بسیار داشتم. برای چیزهایی که فقط جو بود.

آرنولد عاشق بدنسازی بود. عاشق بازیگری. و هرکاری که کرد دوست داشت. شوق و اشتیاقش بر اساس علاقه‌اش به وجود می‌آمد. می‌خواست چیزی باشد نه پولدار. تلاش کرد. توی یکی از ویدیوهاش می‌گفت من وقتی بچه بود از اتریش می‌خواست به آمریکا بیاد. درست در دو دهه رکود بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود. ولی بجای شوقش، علاقه‌اش را دنبال کرد. برعکس ما آن زمان رسانه‌ها خیلی قوی کار نکرده بودند. ابله‌های موفقیت نما همه جا به لطف شبکه‌های اجتماعی نبودند. که به ما پولدار شو پولدار شو تزریق کنند. یا رسانه‌ها و سیستم آموزشی بگویند، پول اخه، اهه، بده زشته و … .

 

در دوگانگی قرار داریم. کمتر کسی می‌گوید دنبال علاقهٔ درونی‌ات باش. دنبال هدیه‌ات برو.

 

 

آرنولد وقتی وارد آمریکا شدمدرسه می‌رفت و بعد تا عصر کارگر ساختمان بود. باشگاه بدنسازی ورزش می‌کرد. ساعت ۸ تا ۱۲ شب کلاس بازیگری و یک مدت حذف لهجه می‌رفت. به قول خودش ۶ ساعت می‌خوابید. بقیه‌اش را کار می‌کرد. مدرسه، کار، ورزش، کلاس. به امید صبح دولتش ننشسته بود. مثل خیلی‌ها.

 

برای همین به خیلی چیزهایی رسید که آرزوی خیلی‌هاست.

 

بله شوق و اشتیاق در راستای خواسته‌هایشان و هدیه‌های درونیشان دارند. تلاش برای علایق و توانایی‌هاشون. نه برای اینکه صرفا شوق انجام چیزی را داشته باشند. شوق یک احساس است که بعد‌ها به وجود خواهد آمد.

 

 

دنبال اشتیاقت نباش، دنبال هدیه و توانایی‌هایت برو.

چرا برای پیشرفت باید مطالعه کنیم؟

خیلی این حرف کلیشه‌ای را شنیدیم که «برای پیشرفت یا توسعه در هر چیزی باید مطالعه کنیم». اما تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟

اول از هر چیز تکلیف این قضیه را حل کنم که تحلیل و حل کردن مشکل با استفاده از تفکر کردن حاصل خواهد شد. چه این تفکر فردی باشد چه جمعی. با حل کردن مشکلات و ارائه راه حل آن‌ها ست که ما پیشرفت خواهیم کرد.

اما چه چیزی باعث می‌شود تا تفکر ما تحلیلی شود؟ برای داشتن تفکر تحلیلی، مانند هر چیز دیگری باید تمرین داشت. مثلا شما برای آنکه بدنی عضلانی داشته باشید باید ورزش کنید و این کار را تا رسیدن به هدفتان دنبال کنید. سپس دوباره باید تمرین کنید تا در آن حالت بمانید. تفکر کردنی که به ارائه راه حل بیانجامد نیز از این قاعده مستثنی نیست. ما همه می‌توانیم حرکت کنیم اما چطور، با چه ریتم، با کمک چی و با چه روشی این‌کار را انجام دادن تبدیل می‌شود به نرمش و ورزش. همهٔ ما می‌توانیم فکر کنیم اما آیا همه ما درست فکر می‌کنیم؟

 

 

بگذارید ساده بگویم. ما می‌توانیم فکر کنیم که چه بدبختی بر سر ما آمده است، ما می‌توانیم فکر کنیم این مشکل را چگونه حل کنیم. از مرحله خشک شدن و در جا زدن به مرحله رسیدن به حل مساله نیاز به یک گذار داریم. برای هر حالت گذاری نیاز به یک سوخت و انرژی نیز داریم. حال این سوخت و انرژی برای فکر کردن و تحلیل مشکل اطلاعات است. از طرفی دیگر مهارت تفکر کردن نیز به کمک ما خواهد آمد.

 

 

مهارت تفکر کردن مثل تصور کردن، تحلیل کردن، تمرکز کردن و غیره است. اما برای اینکه مشکلی را حل نماییم باید این مهارت‌ها همراه با داده‌ها و اطلاعات ترکیب شوند، روی آن‌ها عملیاتی انجام شود (توسط مغز و اندیشه) تا راه حل‌هایی به ذهنمان برسد.

 

 

تا بحال شده که در مقابل یک مشکل ذهنتان مانند برگه‌ای سفید شود و هیچ چیز به ذهنتان نرسد؟

مطمئنا همهٔ ما به نوعی با مشکلات غیرقابل حلی دست و پنجه نرم کرده‌ایم. جالب است بدانید برای هر نوع مشکل و هر سطحی از آن نیاز به مهارت‌های بیشتر و مهمتر اطلاعات بیشتری است. پس ما برای حل مشکلات به این دو بخش نیاز داریم:

  • داده‌ها و اطلاعات
  • مهارت‌های ذهنی و فکری

اما آن‌ها را چگونه بدست آوریم؟ کافیست تا برای حل هر مشکلی یک جستجو کنیم، یک برنامه ببینیم و یا از کسی بپرسیم. آری این همان روش زود پاسخگو است. اما آیا برای همه مشکلات وجود دارد؟ با هر سطحی از آن؟ آخرین باری که یک راه حلی را برای انجام کاری از اینترنت یاد گرفته‌اید تا چند وقت یادتان بود؟ مخصوصا اگر در مورد چیزهای پیچیده مثل ریاضیات، یا حتی خیلی ساده‌تر یک نرم‌افزار باشد؟

 

این‌ها در حقیقت بسته‌های پیچیده شده‌اند که برای یک حل یک مشکل خاص توسط اندیشه کس/کسانی دیگر تهیه شده است. ما همه روزه از آن‌ها استفاده می‌کنیم در حقیقت از ابتدای عمر بشر این بسته‌های مشکل گشا وجود داشته است. از ساختن سلاح با سنگ گرفته تا ابزار و تکنولوژی. اما چه چیزی باعث شد که این ابزارها تغییر کنند؟ پیشرفت کنند و تا به امروز برسند و حتی باز بهتر شوند؟

 

خلاقیت. آری دوست خوبم خلاقیت است که از یک ابزار سنگی مدل‌های جدید بوجود آورد. سپس ابزارهای دیگر و دیگر و دیگر تا پیشرفت کرد و به اینجا رسید. من اینجا به دنبال بررسی E=mC2 و یا اختراع کامپیوتر نیستم. فقط یک خلاقیت کوچک. همان گام ابتدایی.

 

اما اطلاعات و داده چگونه به ما می‌رسد؟ روش‌های زیادی وجود دارد. مطالعه، دیدن، صحبت کردن، گوش دادن و دیگر روش‌ها. چیزی که مطالعه را نسبت به باقی روش‌ها یگانه می‌کند قدرت آن است.

شما با دیدن فیلم در حقیقت اطلاعات می‌گیرید، برای مثلا شما تلویزیون می‌بینید. آن برنامه بر اساس یکسری داده‌ها اطلاعاتی پالایش شده بوجود آورده و در اختیار شما می‌گذارد. این تقریبا در تمام روش‌های بالا یکسان است حتی در مطالعه، گرچه مطالعه معمولا خام‌تر است. اما تلویزیون یا هر چیزی در همین سبک تقریبا قدرت تفکر را از شما می‌گیرد. شما فقط هجم زیادی اطلاعات را وارد می‌کنید و ذخیره. چون انرژی شما صرف ذخیره و به خاطر سپردن می‌شود و معمولا ساعات طولانی پای آن جعبه‌های جادویی یا بهتر بگم امروزه تخته‌های جادویی می‌نشینیم دیگر توانی برای مغز ما نمی‌ماند تا تفکر کند.

 

رادیو نیز مانند تلویزیون است اما، چشمان ما را در گیر نمی‌کند برای همین انرژی بسیار کمتری می‌طلبد و شما باز فرصتی برای تجزیه تحلیل دارید گرچه بستگی به نوع برنامه دارد، اما در کل بهتر از تلویزیون است.

 

 

در مورد مباحثه این موضوع خیلی کمتر است و وضعیت بهتری خواهیم داشت. در حقیقت صحبت کردن یا گفتگو ما را درگیر می‌کند. ما مجبوریم از ذهن خودمان استفاده کنیم و اینگونه مهارت‌های ما افزایش پیدا می‌کند. اما برای مباحثه نیاز به اطلاعات و حتی دانش داریم. مباحثه به خودی خود ما را نمی‌پروراند، باور ندارید! جای دوری نمی‌رویم همین اطراف خود روزانه چقدر بحث می‌شنویم و می‌بینیم که افراد در حال گفتگو هستند و این افرادی که می‌شناسیم تقریبا راه به هیچ جایی نبرده‌اند. مگر عده خاصی که امیدوارم آن‌ها در دایره ارتباطی شما جای داشته باشند. در حقیقت مردم با اطلاعاتی صحبت می‌کنند و عدهٔ خیلی کمی با دانشی که به خوردشان داده‌اند. آن‌ها همان ذخیره کرده‌هایی که به خوردشان داده شده است از خود را تراوش می‌کنند. پس باز در اینجا ما پیشرفت نخواهیم کرد و توسعه پیدا نمی‌کنیم. در حقیقت ما به اندازه اطلاعات و دانش و مهارت‌های خود می‌توانیم توسعه پیدا کنیم. این‌ها مرز ما را تعیین می‌کنند اما لزوما همانقدر پیشرفت نمی‌کنیم.

 

مطالعه. مطالعه ساده حتی. چیزی که ذهن ما را درگیر می‌کند. وقتی ما می‌خوانیم تصور نیز می‌کنیم و هرکس از ما یک نوع تصور خواهد داشت. تصوری که زاده ذهن اوست و هرچقدر نزدیک بهم باشد باز منحصر به فرد خواهد بود حتی منحصر به فردتر از اثر انگشت هر کس. در مطالعه ما تحلیل می‌کنیم. اگر داستان باشد جلوتر را می‌بینیم (همان نیروی تصور). در کتاب‌های دیگر مثل کتاب علمی عمیق می‌شویم تا آن را تجزیه کنیم، سپس با تحلیل کردن آن مطلب را یاد می‌گیریم. شما در مطالعه ذهن خود را درگیر استفاده از مهارت‌ها می‌کنید و حتی مهارت‌های دیگر را بوجود می‌آورید. مطالعه چشمان شما را درگیر نمی‌کند بجز در نوشته و شکل‌هایی که شاید در آن باشد. گوش شما را در گیر نمی‌کند. حس شما تنها به ورق زدن یا لمس صفحه ویا استفاده از موس و کیبرد ختم می‌شود. همه چیز خیلی ساده‌است. نوشته با درون شما سخن می‌گوید. مستقیم ذهن شما را درگیر می‌کند و انرژی شما در قسمت‌های دیگر تلف نمی‌شود. بیش از ۹۰٪ انرژی شما در مغز شما و اندیشیدن مصرف خواهد شد. چیزی که بسیار از شما انرژی خواهد گرفت زیرا مغز ما مانند یک ورزشکار در حال استفاده از خود است و ذهن ما درگیر اندیشیدن و استفاده از مهارت‌های خود است.

 

 

برای همین است که وقتی شما ساعت‌های جلوی تلویزیون وقت تلف می‌کنید حس خستگی بدی دارید. اما ممکن است ساعتی یک مطلب سخت را بخوانید، اما از خستگی و بی‌انرژی بودن راهی رخت خواب شوید حتی اگر فقط چند ساعت از بیداری شما گذشته باشد.

 

 

مطالعه کردن به ما داده می‌دهد. اطلاعات روانه ذهن ما می‌کند و دانشی را منتقل می‌نماید. از طرفی دیگر ذهن ما را به چالش می‌کشد چه این چالش تصور باشد، چه تجزیه، چه تحلیل و بررسی، چه آینده نگری باشد و یا حتی رویا پردازی.

 

 

احتمالا عده‌ای از شما برایشان این سوال به وجود آمده است که اینترنت چطور؟ آیا مطالعه محسوب نمی‌شود؟ وب سایت خواند مطالعه است یا خیر؟

بگذارید همین‌جا یک مساله‌ای را روشن کنم این شبکه جهانی (که اینترنت یکی از بخش‌های آن است) در حقیقت دنیای مجازی است. درست مانند این دنیای واقعی که ما در آن زندگی می‌کنیم، دست کم قدری زندگی می‌کنیم. آنجا مطالعه می‌شود کرد، می‌توان خزعبلات خواند زیرا هرکسی به راحتی می‌نویسد، می‌توان فیلم دید و مانند تلویزیون استفاده کرد، می‌توان غرق در اخبار شد و سکته کرد حتی چند برابر بیشتر از رادیو و تلویزیون، می‌توان عنان از کف داد و هرچه بر لبانمان آمد جاری کرد. می‌توان در توهم غرق شد و هزاران هزار کار دیگر بصورت کاملا مجازی. سپس به خواب رفت و مانند معتادان دوباره به سوی شبکه‌های مثلا اجتماعی رفت. بله، شما می‌توانید در آن مطالعه کنید و شدت و پهناوری بیشتری هم دارد. چه برای مطالعه چه برای فیلم و چه برای اخبار و هر چیز خوب و بد دیگر. انتخاب با شماست.

 

 

 

خب تا اینجا فواید مطالعه برای افزایش مهارت فکری و ذهنی، افزایش اطلاعات و دانش را فهمیدیم. حالا می‌دانیم با افزایش این مهارت‌ها ما می‌توانیم رشد کنیم. زیرا مشکلات را می‌توانیم حل کنیم. مهارت داریم، اطلاعات و دانش داریم. ذهن ما ورزیده شده‌است و افکار ما پخته. اندیشیدن ما همچو تیغی برّان موشکافانه همه چیز را تجزیه و تحلیل می‌کند.

 

 

در حقیقت مطالعه بهترین ورزش برای ذهن و فکر است. مطالعه برای سلامتی جسمی مغز ما نیز مفید است.

 

 

پیشنهاد برای کسانی که نمی‌دانند از کجا شروع کنند.

از کتاب‌های داستان آغاز کنید. اگر فیلمی دیده‌اید مانند هری پاتر یا هابیت یا حتی ارباب حلقه‌ها، کتاب داستان آن را بخوانید. شما یک دنیای زیباتر و بسیار بزرگتر از فیلم را تجربه خواهید کرد.

فراموش نکنید فیلم تصور کارگردان و عوامل آن فیلم از برداشتی از داستان اصلی است. در حالی که داستان اصلی یک روایتی گفته شده از نویسنده که شما با تخیل خود خواهید دید.

با این ۶ حرکت در خانه مانند ورزشکاران حرفه‌ای سلامت و بدنی متناسب و خوش فرم داشته باشید!

چگونه با انجام این  ۶ تمرین در خانه، مانند ورزشکاران حرفه‌ای سلامت و خوش هیکل و استایل باشیم؟

صبح، سحر، آغاز روز و هر آنچه که شما اسمش را می‌گذارید شروع یک قسمت کوچک از زندگی است و می‌دانم این صبح برای عده زیادی از شما همان ظهر است:)

احتمالا شما هم علاقه به ورزش صبحگاهی دارید و خب البته می‌دانم فقط علاقه دارید و آخرین نرمش خیلی از شما همان قسمت برخواستن از خواب است که عضلات کمر شما و یا دستانتان را چند ثانیه تحت فشار قرار می‌دهد. حقیقت این است من هم بیشتر زمان‌ها این تمرین سخت را انجام می‌دادم :)) این تمرین از جا برپاخاستن کار بسیار حرفه‌ای است. پس من از این اصل حرفه‌ای صحبت نمی‌کنم و وارد بخش ساده و مربوط به خودم می‌شوم:)
در اینجا قصد دارم چند نرمش ساده را معرفی نمایم، نرمش‌هایی که مکان بزرگی برای انجام نیاز ندارد و مناسب زندگی آپارتمان نشینی امروزی ماست.
البته اشتباه نکنید این تمرینات فقط برای صبح نیست و شما در هرزمان از شبانه روز می‌توانید آن را انجام دهید.

 

تمرینات حرفه‌ای برای آماتورها

شاید خیلی‌ها فکر می‌کنند کسانی که بصورت حرفه‌ای یا حتی اکستریم و از روی علاقه زیاد ورزش می‌کنند، تمرینات بسیار عجیب و غریبی انجام می‌دهند. اما حقیقت این است شاید تعدادی از آنها حرکات عجیب و غریبی به نمایش بگذارند اما تمریناتی که انجام می‌دهند تمریناتی است که یک آماتور که تازه وارد گود شده نیز می‌تواند انجام دهد. تفاوت در نوع تمرین نیست بلکه تفاوت در تعداد و دفعات تمرین و زمان ورزش کردن است که فرق بین یک ورزشکار حرفه‌ای و یک ورزشکار معمولی یا کسی که برای سلامتی ورزش می‌کند را مشخص می‌کند. در حقیقت تکرار و تمرینِ بسیار است که یک حرفه‌ای را از آماتورها جدا می‌کند. اما آیا همه ما قرار است ورزشکار حرفه‌ای باشیم و تخصص ما ورزش کردن باشد؟ خیر! اما می‌توانیم از تمرینات آن‌ها بهره‌مند شویم. مانند مراجعه به پزشکان که از راهنمایی آن‌ها استفاده می‌کنیم برای بهبود خودمان و یا استفاده از کامپیوتر درحالی که بیشتر ما مهندس کامپیوتر نیستیم!

روند نرمش

ابتدا باید بدانیم یک تمرین نرمش چگونه آغاز می‌شود، چطور ادامه می‌یابد و سپس چگونه پایان می‌پذیرد.
بصورت بسیار ساده: یک نرمش ابتدا با گرم کردن آغاز می‌شود، سپس نرمش‌ها سنگین‌تر یا سریعتر و یا بیشتر می‌شوند و بعد از به اوج رسیدن، آرام از شدت آن کاسته و به حالت اولیه باز می‌گردد، در نهایت با سرد کردن بدن پایان می‌یابد.

گرم کردن

به خاطر بسپارید که هرگز نرمش و تمرین را بدون گرم کردن بدن انجام ندهید وگرنه احتمال آسیب رسیدن به بدن را افزایش می‌دهید.
برای گرم کردن بدنتان از حرکات کششی استفاده نمایید. حرکات کششی عضله شما را به آرامی تحت فشار قرار می‌دهد و با جاری شدن خون بیشتر در آن‌ها و فشار کششی بدنتان گرم می‌شود. در این حرکات از ضربه زدن و تکان دادن بدن و عضو در حال کشش پرهیز کنید و تلاش کنید در حالت کشش بدون حرکت بمانید و فقط کمی حرکت که در راستای کشش است داشته باشید. عضو در حال گرم کردن را تا نزدیکی آستانه تحملش بکشید. در حالی که فشار متوسط و رو به کمی بر آن وارد می‌کنید. کشیدن بیش از حد به خصوص برای افراد آماتور جز اذیت و آسیب هرچند موقت و کوچک چیزی به بار نمی‌آورد. پس از قرار گرفتن در حالت کشش، تا شماره ۸ یا ۱۰ بشمارید (حدود ۱۰ ثانیه) سپس عضو را رها کرده و به کشش عضو دیگری بپردازید.
حرکات چرخشی و رفت و برگشتی مانند مچ دست و پا، چرخش کتف و گرم کردن گردن و چهار سر زانو باید به آرامی باشد. گرم کردن بین ۵ الی ۱۰ دقیقه از وقت شما را به خود اختصاص خواهد داد.
در گرم کردن عجله نکنید، بگذارید بدنتان به راحتی و آرامی شروع به گرم شدن کند.

نرمش

پس از گرم شدن، زمان نرمش فرا می‌رسد. برای نرمش شما ابتدا باید با شدت متوسط یا آرام شروع کنید سپس آن را به اوج برسانید و پس از انجام تمرین، آهسته از شدت آن بکا‌هید.

 

نرمش‌های پیشنهادی حرفه‌ای

اما نرمش، نیازی به نرمش سنگین نیست، مگر اینکه شما بخواهید بصورت حرفه‌ای کار کنید و برای مسابقه آماده شوید. نرمش‌های حرفه‌ایی فراوان و متنوعی برای تمرین روزانه وجود دارند اما در این نوشته بهترین حالت‌های مختص این سری تمرینی که آماده کرده‌ام را که برای آماتورها و کسانی که برای سلامتی ورزش می‌کنند را با شما به اشتراک می‌گذارم. امیدوارم هر روز سلامتی را به خود هدیه دهید.

 

رقص پا

حرکتی که رزمی کارها بیشتر از هرکسی با آن آشنا هستند و شما آن را در بیشتر ورزش‌های رزمی مشاهده کرده‌اید. این حرکت عضلات سرینی، چهار سر زانو، ساق پا و مچ آن را تقویت می‌کند و همچنین به خوبی بندتان را به حرکت می‌اندازد. هر ورزشی نوع خاصی از رقص پا را دارد و حتی هر کس روشی خاص دارد. مهمترین بخش این نرمش رها بودن شما است. نباید سفت بایستید و عضلات خود را سفت کنید. بهتر است یک موزیک ریتمیک پلی کنید.

 Footwork

چپ/راست یا جب کراس (jab/Cross)

جب/کراس یا همان چپ و راست (مشت)، یکی از ابتدایی ترین حرکاتی است که در ورزش‌ها و هنرهای رزمی آموزش داده خواهد شد. حرکتی که سرشانه‌ها و عضلات بازو و دست شما را تقویت می‌کند. در اینجا نیاز نیست محکم و سریع مشت بزنید. احتمالا اگر آماتور باشید و یا تا بحال اینکار را نکرده باشید با یکباره پرت کردن دست خود باعث آسیب به مفاصل خود خواهید شد. قصد ما در اینجا سلامتی است. پس هر حرکت چپ و راست را به آرامی و بدون فشار به خودتان انجام دهید. کافیست تا دستانتان صاف جلوی چانه خودتان باز شوند و هر دو یک نقطه را هدف رفته باشند. هر مشت شما باید چیزی بین ۱ الی ۲ ثانیه طول بکشد و از شتاب زدگی پرهیز کنید.
پس از مدتی می‌توانید وزنه‌هایی تا نیم کیلو در دست داشته باشید و این حرکت را سریعتر انجام دهید.

 squat jab cross

فرانت کیک

فرانت کیک یا لگد مستقیم جز ابتدایی ترین حرکات پایی است که هر هنرمند رزمی و مبارز فرا خواهد گرفت. حرکتی که عضلات پا و سرین را تحت تاثیر قرار داده و علاوه بر تقویت عضلات، آن‌ها را خوش فرم نیز خواهد کرد. بازه م مانند هر حرکت دیگری از شتاب پرهیز کنید و به آرامی رو به جلو لگد بزنید. برای لگد زدن پای شما از زمین بلند شده و از قست ران و مفصل سرین بالا آمده و پس از کمی جمع شدن، از مفصل زانو باز شده و رو به جلو ضربه می‌زند سپس همان مسیر را بصورت معکوس باز می‌گردد و روی زمین در همان نقطه‌ای که مستقر بود قرار می‌گیرد. شما نیاز به ضربه زدن شدید ندارید فقط پای خود را باز کنید و ضربه‌ای سبک بزنید، نشانه‌ای فرضی را جلوی خود هدف قرار دهید تا بتوانید تمرکز خود و کنترل خود را بر پاهای خود افزایش دهید. این حرکت بین ۱ الی ۳ ثانیه باید به طول بیانجامد و از انجام یکباره و سرعتی آن در ابتدا اجتناب نمایید.
در این حرکت پایی که بر روی زمین است از قسمت قوزک و کف پا کمی به سوی بیرون بدن بصورت درجا گردش میکند. شما نیاز نیست به این موضع توجه کنید، همانقدر که به صورت طبیعی گردش کند کافی است.

front kick 

اسکات

اسکوات یا اسکات حرکتی است که بیشترین تاثیر را بر روی ماهیچه‌های سرینی و چهار سر ران دارد. این حرکت تاثیر بسیاری بر روی زیبایی این اندامها دارد به خصوص در خانمها از افتادگی این عضلات جلوگیری می‌نماید. برای انجام صحیح این حرکت صاف بایستید دست‌ها را رو به جلو نگه دارید. سپس به آرامی بشینید، اشتباه نکنید منظور از نشستن به حالت کامل نیست بلکه شما باید بصورت اسکات نشسته و یا همان نیم خیز شوید. به طوری که زانو‌های شما تقریباً در زاویه ۹۰ درجه قرار گیرند. این حرکت باید بین ۲ الی ۴ ثانیه به طول انجامد. برای تقویت بیشتر عضلات بهتر است ۲ الی ۵ ثانیه در حالت نیم خیز باقی بمانید و سپس بلند شوید.

 Squat

 

 

شنای سوئدی

یکی از موثرترین و ساده‌ترین نرمش‌ها اجرای شنای سوئدی که به اختصار شنا نیز می‌گویند است. این نرمش مستقیماً عضلات سه سر بازو (پشت بازو) و سرشانه را درگیر و تقویت می‌نماید. هدف از انجام این نرمش تقویت دست‌ها و بازوان شما است که معمولا پس از پا بیشترین فشار کاری را متحمل می‌شوند. روش صحیح این حرکت برای تازه‌کاران به این صورت است که بصورت دمر روی زمین دراز کشیده، سپس دست‌ها را کمی بیشتر از عرض شانه باز کرده و کف دست‌ها را بر زمین می‌گذاریم. با کمک دست‌ها بصورت مستقیم بدون تا کردن کمر و یا خم کردن زانو بالا تنه خود را بالا میاوریم. دقت کنید که نوک انگشتان پاهای شما باید روی زمین قرار بگیرند. سپس با آرامش خود را پایین آورده و نزدیک زمین می‌نماییم (بدون تماس هیچ نقطه از بدن با زمین) سپس پس از کمی تحمل دوباره خود را بالا می‌بریم. این نرمش برای تازه‌کارها کمی سخت می‌نماید اما با ممارست و انجام به موقع، بدن شما پس از مدت کوتاهی آمادگی لازم را پیدا خواهد کرد.

 Push Up

 

پلانک (Plank)

نرمش قدرتی پلانک که ماهیچه ها و عضلات کمر (فیله کمر/ماهیچه‌های راست کننده ستون فقرات)، ماهیچه‌های عرضی شکم و همچنین ماهیچه‌های راست شکمی را تقویت و خوش فرم می‌نماید. پلانک نرمش استقامتی است که تاثیر فوق العاده‌ای در سلامتی و تناسب اندام ما خواهد گذاشت. این نرمش به آن دلیل که ماهیچه‌های مهمی که اشاره کردم را درگیر می‌کند بسیار اهمیت دارد. متاسفانه با زندگی مدرن و عدم تحرک، بسیار از افراد دچار افتادگی شکم و کمر درد می‌شوند، این نرمش به شما کمک خواهد کرد تا زندگی پشت میز نشینی خود را به یک زندگی سلامت تبدیل کنید. البته اگر و اگر فقط بصورت مداوم این کار را انجام دهید.

Plank

 

اما برنامه و ریتم چگونه باید باشد؟

هرکسی می‌تواند ریتم خودش را پس از مدتی پیدا کند. شما می‌توانید هر روز از همه آن‌ها استفاده کنید به تعداد دلخواه، یا روزانه فقط تعدادی را انجام دهید.
اما چند برنامه و ریتم کاربردی که اثر بهتری در سلامتی و تناسب اندام خواهد داشت را برای شما در نظر گرفته‌ام که در ادامه بازگو می‌کنم. شما با توجه به نیازتان می‌توانید از بین آن‌ها انتخاب کنید.
برنامه‌ها به سه سطح آسان، متوسط و سخت با نام‌های تازه‌کار، پیرو و راهب تقسیم شده‌اند. شما با توجه به توان و هدفتان می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. هر سطح علاوه بر توانایی بیشتر، نیاز به اختصاص زمان بیشتری نیز دارد.

 

چکاوکِ وحشی

سرعت و چابکی بیشتر را با این برنامه بدست آورید. برنامه‌ای مناسب برای کسانی که نیاز به تحرک بیشتر و چالاکی دارند.

Wild Lark

تمرین‌ها

۲ دقیقه رقص پا
۱۰ تا شنا
۱۰ تا فرانت کیک
۲۰ تا جب/کراس (هر جفت یک شماره حساب گردد)
۲ دقیقه رقص پا
۱۰ تا اسکات سرعتی (مکث حداکثر ۱ الی ۲ ثانیه)
۱۰ تا فرانت کیک (چپ و راست)
۲ دقیقه پلانک
۲۰ تا جب/کراس

 

 

تازه کار (سبک بال)

۲ ست

 

پیرو (چالاک)

۴ ست همراه با افزایش دو برابری تعداد حرکات
افزایش پلانک به ۳ دقیقه

 

راهب (تیز بال)

۳ الی ۵ ست همراه با افزایش ۳ برابری تعداد حرکات
افزایش پلانک به ۳ دقیقه
افزایش رقص پا به ۵ الی ۷ دقیقه

 

دختر طبیعت

تمرین سرعتی مناسب برای خانم‌هایی که علاقه به کاهش چربی شکمی و پایین تنه خود را دارند. تمرکز این برنامه بیشتر بر روی پایین تنه و افزایش سرعت و خوش ترکیبی پاها می‌باشد.

The Girl of Nature

تمرین‌ها

۳ دقیقه رقص پا
۱۰ تا جب/کراس
۱۰ تا فرانت کیک (هر جفت یک شماره)
۱۰ تا اسکات تمرکزی (نشست و برخاست آرام و نگه داشتن ۵ ثانیه در حالت نیم خیز)
۲ دقیقه پلانک
۱۵ تا اسکات سرعتی
۳ دقیقه رقص پا
۲دقیقه پلانک

 

 

تازه کار (آبی)

۲ ست

 

پیرو (خاکی)

۳ الی۴ ست
افزایش رقص پا به ۵ دقیقه
افزایش نشست در اسکات تمرکزی به ۱۰ الی ۱۵ ثانیه

 

راهب (آتشین)

۵ الی ۷ ست
افزایش رقص پا به ۱۰ دقیقه
افزایش تعداد اسکات تمرکزی به ۱۵ عدد و زمان نشست به ۲۰ الی ۳۰ ثانیه
افزایش زمان پلانک به ۳ دقیقه
افزایش ۳ برابری فرانت کیک
افزایش ۲ برابری تعداد حرکات دیگر

 

تانک کوه‌پیما

تمرین قدرتی تانک کوه‌پیما برای کسانی است که می‌خواهند ماهیچه‌های درگیر در این تمرین‌ها را همانند یک رزمی کار سفت و سنگ نمایند.

MountainTank

تمرین‌ها

۱ دقیقه رقص پا
۲۰ تا جب/کراس (هر جفت یک شماره حساب گردد) بین هر جفت شمارش تا عدد ۳ (۳ ثانیه مکس) و همزمان رقص پا
۱۰ تا شنای سوئدی
۱۰ تا اسکات قدرتی به آرامی نشست و برخاست کنید
۱۰ تا فرانت کیک چپ
۱۰ تا فرانت کیک راست 
۱ دقیقه پلانک
۱۰ تا فرانت کیک چپ و راست 
۱۰ تا جب/کراس 
۱۰ تا اسکات 
۱ دقیقه پلانک

 

 

تازه کار (آهنین)

۲ ست

 

پیرو (فولادی)

۳ الی ۵ ست
افزایش زمان رقص پا ۲ دقیقه
افزایش زمان پلانک به ۳ دقیقه
افزایش تعداد شنا به ۲۰ عدد
افزایش اسکات به ۲۰ عدد

 

راهب (کامپوزیتی)

۵ الی ۷ ست
افزایش زمان رقص پا ۲ دقیقه
افزایش زمان پلانک ۵ دقیقه
افزایش تعداد شنا به ۳۵ عدد
افزایش اسکات به ۴۵ عدد
سه برابر کردن تعداد حرکات دیگر

 

استراحت بین هر سِت حداکثر ۲ دقیقه می‌باشد.

 

سرد کردن

سرد کردن نیز مانند گرم کردن است و از همان حرکات استفاده می‌کنیم با این تفاوت که زمان کمتری حدود ۵ دقیقه برای آن صرف می‌کنیم و می‌توانیم در هنگام سرد کردن از ضربه و تکان دادن هنگام کشش استفاده کنیم.

 

به خاطر بسپارید که زیاده روی و تند روی در هر کاری برای شما جز ضرر و دردسر چیزی در پی نخواهد داشت. پس تعادل را در کار خود قرار دهید. فراموش نکنید که برای نتیجه گیری بهتر باید وقت بیشتری را صرف تمرین کنید و البته که شکیبایی پیشه کنید. این روش برای رسیدن یک شبه به سلامتی و یا حتی وزن ایده‌آل نیست! اما می‌تواند بعد از چند ماه این کارا انجام دهد و صد البته که پس از چند روز فقط چند روز! به سوی سلامتی پیش بروید و از همان ابتدا حس خوبی را هر روز تجربه نمایید (این یک معجزه از ورزش کردن است).

 

شما چه نرمش‌هایی را صبح انجام می‌دهید؟ آیا از نرمش‌های بالا بهره می‌برید؟ برای برنامه‌های خود اسم/اسم رمز انتخاب می‌کنید؟

 


پ.ن: منابع عکس‌ها

http://blog.myfitnesspal.com/

https://upload.wikimedia.org/

https://qph.ec.quoracdn.net/

https://www.cdn.spotebi.com/

https://www.wikihow.com/

https://tce-live2.s3.amazonaws.com

https://i.pinimg.com/