زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

برچسب: پیشرفت شخصی

چگونه با انگیزه باقی بمانیم درحالی که زندگی سخت شده‌است؟

چگونه با انگیزه باقی بمانیم درحالی که زندگی سخت شده‌است؟

روزهای ابری، شب‌های غم انگیز، عصر‌های دلگیر و صبح‌های بی‌انرژی در زندگی تک تک انسان‌ها وجود دارد. روزها و شب‌هایی که سپری کردنشون پر از بار اضافه بر دوش است چه برسد که بخواهیم لبخند زورکی هم بر لبانمان جاری کنیم! البته مجبور نیستیم لبخند […]

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

رسالت زندگی خویش هنر زندگی کردن، چیزی که سال‌هاست اندیشه ما انسان‌ها را درگیر کرده است.   این مدل را تصور کنید: صبح بلند می‌شویم، یک روز دیگر آغاز شده و حالا می‌خواهیم کمی متفاوت باشیم. اما در پایان روز همچنان مانند قبل هستیم و […]

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

اندیشه یا تفکر و یا هرآنچه که بنامیدش، بخشی جدا نشدنی از زندگی روزانه ماست. روزانه ساعت‌ها ما به تفکر و اندیشه می‌پردازیم، حتی همین لحظه شما در حال تفکر کردن هستید، هر لحظه و در هرجا این ذهن ماست که به سوی بینهایت‌ها پرواز می‌کند. اما زندگی روزمره پر و بال آن را چیده و از طرفی تنبلی و ترس‌های ما راه بازپروری و حرکت را بر روی ما بسته است. خب لابد فکر می‌کنید یعنی چه؟ بله همین فکری که در موردش در حال خواندن هستید. بگذاری خیلی راحتتر بگویم، ذهن ما خیال پرواز دارد ولی روزمرگی آن را به سوی خود می‌کشاند. حساب‌ها، کار، درس، خوراک، پوشاک، لوازم، صحبت‌های دیگران و هزاران هزار چیز دیگر این تفکر را به بند می‌کشد. اندیشه‌ای که برای پرواز کردن آفریده شده، خود را درگیر مسایل پیش پا افتاده‌ی زندگی می‌کند. در حالی که اندیشه برای حل مشکلات راه حل می‌سازد باید توجه کرد که برای چه چیزی راه حل خواهد ساخت، آیا آن مشکل ارزش دارد یا خیر؟! برای مثال کسی که برای گرفتن حال دیگری، وقت و انرژی خود را تلف می‌کند تا جوابی دهد دفعه بعدی که دندان طرف بشکند، خب این مدل تفکر کردن جز اتلاف وقت، انرژی و عمر چیز ندارد. اما آیا این فرد با کسی که برای کمک به همنوع و یا کودکان بی‌سرپرست فکر می‌کند تا کمکی بهتر و جامعه‌ای سالمتر بسازد یکسان است؟ به طور یقین پاسخ خیر است!

 

گفتیم زمان، تفکر زمانبر است و می‌دانیم وقت طلاست، نه طلا که از طلا بسیار ارزشمندتر است چون در ارتباط مستقیم با عمر و زندگی ماست. وقتی اندیشه جاری می‌شود، زمان ما را می‌گیرد، زمان با ارزش ما و چه جالب که خود اندیشه نیز بسیار ارزشمند است. جالبتر آنکه که این دو سرمایه حساب می‌شوند، سرمایه‌هایی که در جریانند و شریان حیاتی زندگی ما را شکل داده‌اند. اندیشه و زمان (عمر).

 

پس ما با تفکر کردن در حال زندگی کردن هستیم و می‌دانیم که این فکر دایمی هرگز از کار نخواهد افتاد مگر آنکه زمان ما پایان پذیرد. حالا باید خیلی دقیق‌تر به موضوع بنگریم و بسیار حساس‌تر انتخاب‌های فکری انجام دهیم. به هرحال در انتها شما نتیجه خواهید گرفت چه در فکر زخم زبان باشید چه در فکر مهربانی. آن لحظه که نتیجه خود را در بر می‌گیرید چه احساسی دارید؟ و آن وقت به چه چیز جدیدی فکر خواهید کرد؟ یادمان باشد که به روش‌های انتخابی خود عادت خواهیم کرد و عمر و زندگی خود را با آن شکل خواهیم داد. پس بگذارید با عادت‌های زیبا آن را طی کنیم. لحظه‌ای که زندگی خود را پس از سال‌ها نگاه می‌کنیم چه می‌بینیم؟ و آن لحظه که تصویر خود را در بازتاب آیینه و یا آبی زلال می‌نگریم، به چه فکر خواهیم کرد و چه خواهیم دید؟

 

آیا زندگی خود را برپایه افکار بی‌ارزش بنا کرده‌ایم و حالا جز یک انسان فرسوده که نفرت از خود و دیگران در درونش غلیان می‌کند نیستیم؟ و یا اکنون حس رضایت با لبخندی زیبا بر چهره ما نقش خواهد بست؟

بله دوست من، این اندیشه است که با دایمی شدن مسیرش ما و زندگی ما را شکل می‌دهد، پنداری که گفتار و کردار ما را می‌سازد. جهت بخشی به آن و زدودن پلیدی‌ها از آن هرچه که دشوار باشد ارزشش را دارد.

نکته پراهمیت اینجاست که زمان و اندیشه دارای ارزش خام هستند و بار آن ارزش را ما تعیین می‌کنیم. بار زشت، منفی و بی‌ارزش یا باری زیبا، مثبت و ارزنده، همه‌ی این‌ها در دستان ذهن ماست. ما نمی‌توانیم افکار را از خود دور کنیم اما می‌توانیم به آن جهت بدهیم.

 

در واقع من خیلی موافق ایده‌ی تفکر مثبت و منفی نیستم، همیشه مثبت نگریستن همانقدر احمقانه‌است که همیشه منفی نگریستن است. ما جریان فکر داریم نه محصول فکر، اندیشیدن خودش مولد است و محصول نیست و منظور من از مثبت و منفی بودن همان تفکر درست و نادرست یا با ارزش و بی ارزشت است. ارزش افزوده اندیشه‌های ما هنگامی رخ می‌نمایند که زمان نسبتا زیادی را به خود اختصاص داده باشند. در حقیقت تفکر منفی و مثبت مکمل یکدیگر هستند و شما باید از هر دو استفاده کنید. خوش‌خیالی و بدخیالی مطلق ما را در توهمی بی‌پایان غرق خواهد کرد. شما هنگامی که شروع به جهت دادن افکار خود کنید، شخصیت خود را شکل می‌دهید.

 

پس جهت دهی درست به ذهن و اندیشه می‌تواند ما را به ناشناخته‌ها برساند و بر ارزش خود ما و عمرمان بیافزاید.

اکنون فرا گرفتیم که

اندیشه همواره جاریست.

این ما هستیم که باید به اندیشه خود جهت بدهیم و سکان دار آن هستیم.

اندیشه و تفکر زمان ما را می‌گیرد و ما هستیم که این دو سرمایه را مصرف می‌کنیم.

 

حالا دیگر سرزمین اندیشه را می‌دانیم کجاست. در درون ما، در هستی ماست. افکار بهم پیوسته و تفکرات از هم گسسته که در شریانی بی‌پایان غوطه‌ور هستند و ما سکان دار کشتی ذهنمانیم. ما هستیم که با راندن این کشتی دنیای اندیشه‌ها را در می‌نوریدم. همه نوع موجی در این سرزمین جاریست از موج‌های بد تا موج‌های خنثی، از موج‌های راه برنده و سرعت دهنده تا سونامی‌های تخریبگر. اینکه ما حواسمان را جمع کنیم و از موج‌های منفی نکات را بگریم و خطرها را دریابیم، تا به سوی سونامی نرویم و بر موجهای مثبت برانیم در اختیار ماست. اگر سکان این کشتی را رها کنیم، در نهایت خیلی جای دوری نخواهیم رفت، فقط دور خود می‌چرخیم و حتی ممکن است یک سونامی خطرناک کل کشتی ما را واژگون نماید.

 

پس دوست خوبم، بیا تا در آن سرزمین برانیم و برانیم و برانیم. تا به سرزمین‌های تازه‌تری از این دنیای اندیشه برسیم، بله، این سرزمین اندیشه خود دنیایی پر از سرزمین‌های مختلف و بی‌پایان است.

 

یادمان باشد آن لحظه که زمان ما پایان می‌پذیرد و عمرمان به آخر می‌رسد، کشتی ما در آنجا لنگر می‌اندازد و مانند جزیره‌ای استوار در این سرزمین ماورایی استوار می‌گردد، جزیره‌ای که دیگر هیچ موج و سونامی‌ای آن را تکان نخواهد داد. آن لحظه ما هستیم که به دست‌آوردهای خود می‌نگریم و آن دست‌آورد اصلی آن است که ما به چه تبدیل شده‌ایم و اولین نگاه ما به کشتی لنگر انداخته‌ی اندیشه و ذهن خودمان است. و آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

فراموش نکنیم که پس از ما این کشتی خواهد بود و تاثیر خود را هرچقدر اندک بر این آفرینش خواهد گذاشت. حال با خودتان است که اثر خود را چگونه و در چه راهی برجای بگذارید و در کجا لنگر انداخته باشید که دیگران آن را ببینند.

بیاندیشیم …

 

 

زندگیتان پِلاس

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

آیا پیروز شدن آسان است؟ چرا آسان نباشد؟ پیروز شدن به چند چیز بستگی دارد. به میزان تلاش ما و میزان تلاش شما به انگیزه و اراده و دلایل شما بستگی دارد، همه این‌ها نیز ارتباط مستقیم با هدف شما دارند. پس شما در یک […]

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

   قبلتر در نوشته‌ای به تعریف زمان و مدیریت آن پرداختم (لینک). اینبار می‌خواهم یکی از ساده‌ترین روش‌های مدیریت زمان را برای شما بازگو کنم. روشی که تقریباً در تمام کتاب‌ها و آموزش‌ها به ان پرداخته‌اند. در همان نوشته تشریح کردم که مدیریت زمان همان […]

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

   ما معمولاً روزانه برخی کارهایی را مرتکب می‌شویم که ممکن است از نظر شخصی، اخلاقیات، قانون، اجتماعی (مدنی)، درونی و … قابل پذیرش نباشد. برای مثال ممکن است عادت کرده باشیم یک دروغ کوچکی (خالی بندی) سوری هم شده در روز انجام دهیم، حتی ممکن است این دروغ به ظاهر کوچک در حد یک تعریف معمولی باشد یا یک خاطره دروغی از یک اتفاقی که هرگز رخ نداده است و اصلا چیز عجیبی هم نباشد. یا کارهای دیگری که برای عده زیادی از ما ممکن است صادق باشد (مانند خودم)، مانند استفاده از کلمات نامناسب و درخور شان نبودن است. مانند فحاشی کردن، جملات تمسخر آمیز، حرف‌هایی که موجب رنجش خاطر دیگران می‌شود، تکه‌های بی‌جا و غیره. خطاهای بسیاری را می‌توان در اینجا بیان کرد، خطاهای که خیلی از ما دوست نداریم آنها را مرتکب شویم ولی متاسفانه باز آنها را مرتکب می‌شویم. اشتباهاتی مانند خلاف‌های راهنمایی رانندگی، رانندگی نادرست، عصبانیت بی‌جا و بیموقع و اشتباهاتی که حتی می‌تواند جرم تلقی گردد.

 

   همه‌ی ما دوست داریم خود را اصلاح کنیم و مورد مقبولیت خود، اعتقادات و دانش خود و همچنین جامعه و دیگران قرار بگیریم. همچنین برای اینکار مطمئناً بارها تلاش و راه‌های مختلفی را امتحان کرده‌ایم ولی به سرانجام نرسیده‌ایم. یکی از علل ناکامی، نداشتن یک آمار از اشتباهاتی است که مرتکب می‌شویم. هنگامی که ما آماری از تعداد، میزان و شدت کارهای خود نداریم (در این مورد کارهای اشتباهمان) نمی‌توانیم کنترل خوبی بر روی روند بهبود خود داشته باشیم و همین امر سبب خواهد شد که نتوانیم به طور موثر هدایت خودمان را برای غلبه بر این رفتارهای نادرست به دست بگیریم.

 

 

   برای رفع این مشکل باید بتوانیم رفتار خودمان را اندازه‌گیری کنیم، و این کار بسیار آسانی است. کافی است یک دفترچه کوچک برای خود تهیه کنیم و همیشه آن را همراه خود داشته باشیم. هرگاه که کار ناشایست مورد نظرمان را انجام دادیم آن را یادداشت نماییم. با اینکار شما یک آمار واقعی و کاربردی از اشتباهات خود جمع آوری خواهید کرد. صحبت کاربردی شد اما چطور؟ قبل از رسیدن به این موضوع، یادآوری می‌کنم که می‌توانید از نرم افزارهای یادداشت همراه با تاریخ بهره‌مند شوید. گرچه توصیه می‌کنم لذت دفترچه و حس خوب آن را از دست ندهید و از دفترچه یادداشت استفاده نمایید.

 

   اما بعد از نوشتن این آمار چگونه باید از آن استفاده کنیم؟ چطور می‌تواند کاربردی باشد؟ پاسخ ساده است: کافیست تا شب هنگام به حساب خود برسید! درست است شما باید هر شب، قبل از خواب به حساب کارها و اشتباهاتتان برسید. با داشتن دفترچه و پر کردن آن، شب هنگام یک آمار کامل از اشتباهات ۲۴ ساعت گذشته خود دارید. این کار یک سندی مکتوب به شما ارائه می‌کند که مستقل از روشی که برای بهتر کردن خودتان و رفع اشتباهات خود انتخاب کرده‌اید می‌باشد. در حقیقت این کار به شما کمک می‌کند تا بهتر و موثرتر از روشی که انتخاب کرده‌اید بهره‌مند شوید و بتوانید نتیجه دلخواه را کسب کنید. در ادامه گام‌های این کار را با توضیح نام می‌بریم.

 

 

   برای این کار شما این ۳ گام‌ را باید بردارید.

دفترچه (تلفن هوشمند)

۱. دفترچه یادداشت همراه (یا نرم افزار): برای خود یک دفترچه یادداشت جیبی تهیه کنید. شما باید هرکجا می‌روید این دفترچه همراه با یک قلم همراه خود داشته باشید. راحتترین راه این است یک نرم افزار یادداشت همراه با تاریخ روی گوشی هوشمند خود نصب کنید تا همیشه همراه خود داشته باشید. این دفترچه یا نرم افزار برای آمار روزانه شما است و هرشب قبل از خواب باید آن را بررسی کنید و با پیشرفت و روش خود مطابقت دهید.

 

 

دفتر بزرگ

۲. یک دفتر بزرگ یا تعدادی کاغذ آ۴: این دفتر یا کاغذها، زمین شما برای رسیدگی به حساب خودتان است. هر هفته شما گزارش کار خودتان را در این‌ها خواهید نوشت. اشتباه نکنید، نرم افزار در اینجا برای شما کارایی زیاد ندارد. هدف مکتوب کردن و درگیر شدن با مساله است. دفتر و کاغذها را نگه دارید و گزارش هفتگی از پیشرفت و پس رفت خود ذخیره کنید و بر اساس آن کمی و کاستی‌ها را پوشش دهید و روی ضعف خود بیشتر کار کنید.

 

 

هدیه

۳. تشویق و تنبیه: برای پایان هفته و یا ماه خود یک تشویق و یا تنبیه در نظر بگیرید. وقتی به آمارهای خود نگاه می‌کنید و به گزارش‌هایتان از پیشرفت خود برای بهبود خود و رفع ناپسندی‌ها دقت می‌کنید باید آن را با برنامه خود تطبیق دهید. اگر کمتر است شما باید تنبیه شوید. این تنبیه می‌تواند هرچیزی باشد که برای شما سنگین است، مثلا دادن وجه نقد به یکی از دوستان. اگر پیشرفت شما مساوی و بیشتر است باید خودتان را تشویق کنید. این تشویق باید یکی از چیزهای با ارزش و لذت بخش برای شما باشد، مثلا می‌تواند انجام یکی از تفریحاتی که از آن لذت بسیاری می‌برید باشد. تشویق و تنبیه کردن باعث می‌شود تا در خط و مسیر درست حرکت کنید و از مسیر دور نمانید تا نتیجه دلخواه خود را بگیرید.

 

 

   با استفاده از روش بالا (مکتوب کردن روند خود) می‌توانید جلوی بسیاری از خطاها را بگیرید و با دانستن مشکلات، آن‌ها را پوشش دهید و نتیجه خوبی برای خود به ارمغان بیاورید.

به آسمان بنگر

به آسمان بنگر

   چند وقت است که به آسمان ننگریسته ای؟ آسمان از دیرباز برای ما آدمیان نماد آزادی و آزادگی بوده است. زمانی که آرزوی پرواز برای ما رویایی بود و خدایانی که در اساطیر سیطره خود را بر آسمان داشتند تنها آنان توانایی گام گذاشتن […]