چرا ارتشیان در دنیا موفق‌تر از بیشتر افراد معمول به‌نظر می‌رسند؟ (درس خوبی که از دوره بد سربازی آموختم)

اینبار می‌خواهم یک درس خوب را که از دوران خدمت آموختم با شما در میان بگذارم. البته این مورد مرا هرگز از جبهه مخالفان خدمت سربازی اجباری برکنار نمی‌کند. این فقط یک بینش است که در بدترین شرایط خوبی‌ها را ببینیم.

شاید برای شما پیش آمده باشد که به یک نظامی مستبد نگریسته باشید ولی کمی که بیشتر دقت کنید در او یک نظم خاصی را می‌بیند سپس احساس می‌کنید او موفق بوده است. بله وقتی به یک سرهنگ، تیمسار(امیر) ارتش نگاه می‌کنید معمولا حس نظم و موفقیت همراه با قدرت را احساس می‌کنید. این یک امر اتفاقی نیست. در ارتش سخت گیری منظم وجود دارد حتی برای کادر ارتش، آن‌ها دوره دیده‌اند تا در شرایط سخت و استرس‌زا شرکت کنند. گرچه این روزها قدرت و منزلت قبل را در ارتش نخواهید دید اما هنوز هم دود از کنده بلند می‌شود.

 

اما چه چیزی باعث می‌شود که همچین حس و بقولی نظم یا دیسیپلینی را از آن‌ها دریابیم؟ آن‌ها طی سال‌ها هرروز صبح زود از خواب برخاسته‌اند و به موقع خفته‌اند مگر در روزگار سخت جنگ و یا درگیری. در حقیقت آن‌ها آماده مقابله با سختی شده‌اند. از تمام بدی‌های نظامی‌گری بگذریم این نکته که آن‌ها انسانهایی سرسخت هستند عالیست. آنها برای رسیدن تلاش می‌کنن گرچه شاید راه پیشرفت زیادی نداشته باشند اما همیشه برای رسیدن در حال تلاش هستند. همین تلاش و قدم‌های کوچک روزانه سبب می‌شود تا عده‌ای از آن‌ها در مقابل سختی‌ها سر خم نکنند. عده‌ای که شاید نبودن آن‌ها مساوی باشد با نبودن ما. این فقط در ارتش ما صدق نمی‌کند که در هر ارتشی در سراسر جهان وجود دارد. آن‌ها اگر با معیار‌های ما موفق نباشد با معیار‌های خویش موفق هستند. یک سرتیپ یا ارتشبد شاید نهایت جایی باشد که هر ارتشی در هرجای جهان آرزویش باشد. آن‌ها روزانه برای افراد زیادی سخن‌رانی می‌کنند. در پادگان‌ها یک سرهنگ یا سرگرد به راحتی برای دست کم یک هنگ سخنرانی می‌کند. هفته‌ای دست کم یک بار مراسم صبح‌گاه جمعی دارند و در آن مراسم یک گردان و یک یگان را مدیریت می‌کنند.

 

 

 

اما یکی از کارهایی که هر صبح یک سرباز انجام می‌دهد چیست؟ شما تخت خودت را در عرض پنج دقیقه مرتب می‌کنی درحالی که ساعت بیداریت چهار صبح است. تختت را که شامل چند ملحفه و دو پتو و یک بالش و دو رو بالشی است مرتب می‌کنی. آن‌هم نه تمیز و صاف.

 

تخت شما باید بدون هرگونه مشکلی باشد. ملحفه روی تخت کشیده بدو کوچکترین چین خوردگی، پتوی زیرین کامل تا سه چهارم تخت را گرفته و بصورت پاکتی انتهای آن آنکارد باشد درست مانند پاکت نامه باید تا خورده باشد. پتو و ملحفه از هر جهت کشیده باشد بطوری که روی هوا بایستد نه روی تشک زیرین! بالش زیر ملحفه درست دربالای تخت بدون چین خردن آن‌ها و کوچکترین جابجایی. پتوی دیگر تاشده و بصورت یک کاغذ نازک در پایین تخت دورش پیچیده شود بدون آنکه باقی چیزها بهم بخورد. همه چیز سفت و سخت. در نهایت پتوها با یک فرچه شانه شده و تمیز گردید. همه این‌کارها در کمتر از پنج دقیقه و در اوج آموزش کمتر از دو دقیقه انجام می‌پذیرد. سپس بازدید و اگر تختی به درستی و کامل آنکارد نشده بود همه چیز بهم میریخت و باید دوباره آن سرباز تختش را آنکارد می‌کرد این کار انقدر تکرار می‌شد تا بلاخره موفق گردد. بعد از اجازه داشت به کارهای بعدی مانند واکس زدن پوتین‌ها و غیره برسد. همه این‌ها باید قبل از مراسم صبح‌گاه تمام می‌شد مگر آنکه علاقه به تنبیه در کسی بیداد می‌کرد.

 

 

این‌ها کارهای بیهوده‌ای بود از نظر ما. اما حالا می‌فهمم که چه مزیتی داشت.اولین نکته آنجا بود که با اینکار اولین وظیفه روزت را انجام می‌دادی و حس بسیار کوچکی را در خود بیدار می‌کردی. حس انجام وظیفه درست مانند انجام اولین کار از برنامه روزانه. دومین نکته آن بود که شما تا اولین کار را انجام نمی‌دادی حق نداشتی به هیچ کار دیگری حتی یک دستشویی ساده برسی که یک کار شخصی و واجب بود. هیچ چیز واجبتر از آن وجود نداشت. شما اولین کار برنامه روزانه را تمام می‌کردی درست هنگامی که از خواب برخاسته بودی. این یک نظم بوجود می‌آورد. یک نظم شخصی آن هم در میان آنهمه استرس و مشکلات. چیزی که به شما ثابت می‌کرد که در هر شرایطی باید به مسیر خویش ادامه دهی.

 

آری شما اگر هر روز صبح تخت و رختخواب خود را مرتب و آنکارد کنید اولین کار و وظیفه روزانه خود را انجام داده‌اید و احساس کوچکی از غرور و عزت نفس پیدا می‌کنید و این شجاعت را پیدا می‌کنید تا وظیفه و کار بعدی را نیز انجام دهید و کار بعدی و بعدی و بعدی …

آنکارد کردن تخت یاد می‌دهد که کوچکترین چیزها نیز اهمیت دارند و اگر شما نتوانید و یا نخواهید کارها و وظایف کوچک خود را انجام دهید و یا گام‌های کوچک را بردارید هرگز نخواهید توانست که کارها و وظایف بزرگ خویش را انجام دهید و گام‌های بزرگ بردارید!

 

بعد از آن صبحانه بود و باز گشت دوباره به یگان و گروهان. پس از آن نوبت به مرتب کردن گردان می‌رسید. به تمیز کردن، جارو کردن، آب دادن درختان که البته خیلی وسیع بود. به من آب دادن درختان رسید البته به جمعی از ما، عده‌ای دیگر جاروکردن و تمیز کردن و باقی وظایف مربوط به تمیزکاری و مرتب کردن محوطه. چیزی که هرگز به تنهایی میسر نمی‌شد آنهم درست قبل از ساعت هفت صبح. شاید جالب باشد اما مطابق قوانین نظامی در صورت نبود سرباز آموزشی نوبت به سربازهای صفر می‌رسید برای اینکار و اگر سرباز صفری نباشد، درجه داران و باز اگر نباشد افسران. بله طبق قوانین اگر هیچ کس نباشد سرهنگ باید نگهبانی نیز بدهد حال چه سرهنگ باشد چه سرتیپ. این چیزی ست که در نظام جاریست.

 

 

اما آنچه این وظیفه در خود دارد این است که کارها با جمع آسان می‌شود و کار جمعی است که هدف‌های بزرگ را میسر می‌کند. چیزی که امروزه در ایران به ندرت در آن شاهد هستیم. اگر جمعی باشد پس از اتمام از هم می‌پاشد و هدف یکسانی ندارند. اگر می‌خواهیم جهان را جای بهتری کنیم باید باهم کار کنیم نه ضد هم.

نکته دیگر تمرین ورزش روزانه است. که از ساعت هفت یا هفت و ده دقیقه به مدت نیم ساعت انجام می‌شد. هر روز بدون استثنا. و این ورزش نیز همگانی بود. هر روز در گردان و هفته‌ای یک بار کل یگان و پادگان این ورزش را انجام می‌دادند. چیزی که باعث می‌شود سلامت خود را حفظ کنیم. همچنین با انجام آن و آزاد کردن کمی هورمون مانند آدرنالین و سرتونین حس خوبی را برای ادامه روز آنهم در یک منطقه نظامی و دوست نداشتنی به دست آوریم.

 

 

 

بله چیزی که باعث می‌شود ارتشیان در سراسر دنیا دست کم کمی بهتر از بقیه ما نمایان شوند در جمع کارکردن و قدر دانستن لحظات، انجام وظایف کوچک و تمرین روزانه است.

 

هرچند در ایران متاسفانه ارتش دیگر آن ابهت سابق را ندارد…

 

اگر می‌خواهید به هدفتان برسید، وظایف خویش را فراموش نکنید و مهمتر آنکه وظایف را یکی پس از دیگری هرچقدر که کوچک باشند انجام دهید. اگر کاری بزرگ در سر می‌پرورانید و قصد انجامش را دارید به فکر ساختن یک تیم باشد. شما تنهایی نمی‌توانید همه وظایف را برای انجام کاری قبول کنید. همچنین هر روز ساعتی را به تمرین و پرورش سلامتی جسمی و ذهنی خویش بگذرانیم.

 

شما چه نظری دارید؟ آیا شما درسی در بدترین شرایط زندگی خود گرفته‌اید یا چیز خوبی در بدی‌ها دیده‌اید؟

سربازی و روزگار سخت – دلنوشته

   روز برفی زیبای امروز و سختی اتلاف وقت سربازی. انگار هرگز راهی نیست، روزهای تکراری با آدم‌هایی که شاید اکثر آنها ندیدنشان برای دست کم برخی از ما بهتر باشد. امروز یکی از آن روزها بود. روز زیبایی که با موقعیت‌های بد، نا زیبا شد. درحالی که شاید در یکی از بهترین مکان‌های ممکن دوران خدمت خود را بعد از ۲۷ ۸ سال سن سپری می‌کنم، همچنان عده‌ای هستند که دیدن آن‌ها برایم کمی عذاب آور است. اشتباه نکنید، منظورم فرمانده یا حتی یک نیروی رسمی نظامی نیست. اینجا بخشی از نظام است ولی کارمند هستند.

 

اما آن عده کدامند؟

سربازان

اولین عده سربازانی هستند که عمرشان به دست عده‌ای بی‌فکر افتاده و متاسفانه جرات دفاع از خود هم ندارند. دست کم افسران یک کمی زبان برای دفاع از خود دارند ولی سربازان بخصوص سربازان صفر نه. البته تنها حسن آنها اینست که معمولا در سنین بسیار پایینتر راهی سربازی شدند. اما بدترین نقطه ضعف هم همین سن پایین آن‌هاست که این روزها سن تکامل عقل در ایران به شدت افزایش یافته و شاید آن هم بخاطر کمبود مطالعه مطالب درست و ازدیاد مطالب هجو و بیخود است که ذهن ما را پر کرده است. متاسفانه اکثر سربازها این روزها اقدام به خودزنی و روی آوردن به مواد مخدر بیش از حد می‌کنند و اگر فکر می‌کنید که مواد مخدر در پادگان‌ها وجود ندارد باید بگویم اگر می‌خواهید دارو و مخدر ببینید و تنوع هم داشته باشد کافیست یک هفته در پادگان‌ها رفت و آمد کنید.
بچه‌هایی را می‌بینم که بخاطر مشکلات خانوادگی، مشکلات رابطه‌ای و … اقدام به خودزنی می‌کنند. مشکلات روانی بیداد می‌کند به خصوص بین سربازان صفر و باز هم به تخصصی تر در بین سربازان پاسدار. سربازانی که در پاسدار خانه‌ها هستن و برجک‌های سرد بی‌روح تقریبا هر ۴ ساعت یک بار انتظار آن‌ها را می‌کشد تا دمی باهم در توهم باشند. سربازهایی هم هستند که خانواده‌های خود را داغدار کرده‌اند حالا یا با خودشکی موفق یا با آسیب‌های جبران ناپذیر. پسران کشور درحالی به سربازی اعزام می‌شوند که کوچکترین اطلاعی از مکان آموزشی خود ندارند و تا آخرین روز آموزشی اکثر آنها از سرنوشت یگان خدمتی خود بی‌خبر هستند. قبلا من یک جزوه‌ آموزشی برای آشنایی با دوره آموزشی سربازی و نکات مهم آن تهییه کرده‌ام که اکنون می‌فهمم حتی برای دوره یگان خدمتی نیز مفید است به خصوص بخش‌هایی که نکاتی درباره مشکلات عاطفی و روابط شخصی و مواد مخدر نوشته‌ام. پیشنهاد می‌کنم این پست را بخوانید و جزوه  را در اختیار سربازان و مشمولان اطراف خود که میشناسید بگذارید.

 

کارمندان (رسمی)

دومین دسته کارمندانی هستند که روزمرگی از وجود آنها می‌بارد. کارمندانی که شما در اداره‌های دولتی به وفور می‌یابید. البته نه همه آن‌ها، خیلی رُک بگویم اینجا انسان‌های بسیار شریفی نیز وجود دارند که وجودشان واقعا نعمت است برای نوع بشر. اما اکثریت دیگر خیر. نمی‌دانم مشکل از نان است یا آب؟ یا مکان یا خودشان. اینجا بازدهی ساعت کار میانگین ۱ دقیقه‌ام نیست. البته مقصر شاید خود افراد نباشند، من یبشتر تقصیر را گردن نان مفتی می‌اندازم که آن‌ها را پرورانده است. فیش های حقوقی برای کارمندان رسمی که اکثر آن‌ها دارای بیش از یک فیش حقوقی هستند. کسانی که از ساعت ۶نیم صبح تقریبا حاضرند و تا ساعت ۸ صبح را به میل صبحانه در سلف‌های مختلف و استراحت صبح‌گاهی در محل کار می‌پردازند. سپس تا ساعت ۱۰ به گفتگو و یا چرتی دیگر می‌پردازند، سپس حدود ساعت ۱۱نیم الی ۱۲ به میعادگاه شکم روانه می‌شوند. بعد از آن به استراحت تا ساعت ۱۴ خواهند پرداخت و ساعت ۱۵ الی ۱۶ هم به فکر رفتن هستند که البته ساعت ۱۶ ردیف ردیف به سوی سرویس‌ها و پارکینگ خودروهای خود قدم برمی‌دارند.

 

همیشه سعی کردم که این صحنه‌ها مرا به یاد کارتون‌ها و یا فیلم‌های عصر انقلاب صنعتی بیاندازد مانند فیلم عصر جدید چارلی چاپلین اما نتوانستم زیرا در آن هنگام افراد ماشینی کار می‌کردند و بازدهی وجود داشت اما اینجا کمتر از یک تنبل سه انگشتی بازدهی وجود دارد. البته‌ عده‌ای نیز هستند که تا ساعت ۱۹ به اضافه کاری یا به قول خودشان به اضافه خوابی می‌پردازند. از حق نگذریم عده معدودی نیز کار می‌کنند که در شمار این حجم به حساب نخواهند آمد.

 

در هر صورت دیدن کسانی که جز پول درآوردن یا بقول خودشان آب باریکه‌ای هدفی ندارند کمی زجر آور است به خصوص که با این اوصافی که شد، بطور متوسط بالای ۴ میلیون و بعضا برخی مدیران بیش از ۱۰ میلیون و حتی بسی بیشتر در جیب خود روانه می‌کنند. کسانی که در کمتر عده‌ای از آنان خوشی نمایان است و لذت آنها هم حتی برای من درک کردنی نیست. واقعا آیا آنها زندگی زیبایی دارند و لذت می‌برند؟

 

به هرحال من مسیر خودم را ادامه می‌دهم و امیدوارم بیشتر به سمت اهدافم سوق پیدا کنم در حالی که در ایست زندگی یعنی دوران اجباری به سر می‌برم. با همه این اوضاع نباید نا امید بود. باید تلاش کرد تا بهتر بود و از کمترین امکانات و زمان بیشترین بهره را جست.

 

من می‌توانم

ما می‌توانیم

 

زندگیتان پلاس

دانلود رایگان جزوه آشنایی با سربازی و دوره آموزشی (همراه با نکاتی برای آسان‌تر و بهتر طی کردن آن)

   سربازی، داستان و دردسر همیشگی یک پسر  ایرانی. داستانی تلخ و شیرین، شیرین‌تر برای کسانی که معاف از این خدمت شده‌اند. یکی از مسیرهایی که در راه بیشتر پسرهای ایرانی قرار می‌گیرد و آن را طی می‌کنند همین سربازی است، خوب یا بد، زشت یا زیبا راهی است که افراد زیادی آن را طی خواهند کرد. خیلی از ما خاطرات سربازی را همیشه به یاد خواهیم داشت و بیشترین خاطرات ما برای دوران آموزشی است، جایی که با دوستان و هم رزمان خودمان شبانه روز هستیم و روزهای آموزشی را طی می‌کنیم. موافق یا مخالف، متاسفانه یا شاید برای برخی‌ها خوشبختانه مسیری است که باید طی کرد، دست کم برای عده زیادی این معضلی است بر سر راهشان.

   ما همیشه از ندانسته‌های خودمان می‌ترسیم. درست مانند ترس از تاریکی که بیشتر ما در دوران کودکی تجربه کرده‌ایم. دوره سربازی و آموزشی هم درست مانند یک جریان دگم و سر بسته‌ است، یک هندوانه سر بسته بزرگ‌تر از هر سنگی و سنگین تر از هر آهنی که دارد با سرعت به طرف ما قل خوران می‌آید. تعدادی در مسیرشان یک بریدگی قرار گرفته حالا بر هر اساسی که می‌توانند از آن به راحتی بگذرند و معاف بشوند، عده دیگری هم پا به فرار گذاشته و عقب گرد می‌کنند و سعی می‌کنند از آن دور شوند تا بلکه یک شکافی را برای رهایی پیدا کنند که البته مسیر زیادی را طی خواهند کرد و معمولا از خیلی مسایل دور می‌شوند، گرچه جدیدا تسهیلاتی برای آنان در نظر گرفته شده است البته برای با سابقه‌های بالا یا به قولی کهنه کارهای غیبت و فرار از خدمت ولی به هرحال همیشه مشکلات عدیده‌ای گریبان آن‌ها را می‌گیرد. اما عده زیادی خودشان را برای این هندوانه سربسته بزرگ آماده می‌کنند. هندوانه‌ای سر بسته که ممکن است هر چیزی در آن باشد. یک هندوانه شیرین یا بی مزه و حتی تلخ! البته روش‌هایی نظیر کسر خدمت برای کمتر کردن مدت این شناوری وجود دارد مانند کسر خدمت پروژه‌ای که در قبال انجام پروژه یا پژوهش خاصی بعد از داوری و دفاع کسر خدمت شامل حال پژوهشگر خواهد شد که البته باید حداقل مدرک کارشناسی ارشد را دارا بود یا دانشجوی کارشناسی ارشد بود.

   در هرصورت سخت‌ترین قسمت برای خیلی‌ها دوره آموزشی است، دوره‌ای که نمی‌دانند قرار است چه اتفاقاتی در آن بیافتد و متاسفانه اطلاع رسانی درستی هم در این زمینه از سوی مسولان صورت نمی‌گیرد. همچنین خود مشمولان معمولا تا لحظات و روزهای آخر پیگیر این مساله نیستند و هنگامی برای جمع کردن اطلاعات اقدام می‌کنند که زمان کمی دارند و با این اطلاعات پخش و گاهی دور از دسترس، وقت کافی را برای جمع آوری اطلاعات مفید و کاربردی پیدا نمی‌کنند. این نبود اطلاعات معمولا مقداری استرس به افراد وارد می‌کند، برای عده‌ای حتی قابل حس کردن نیست در حالی که برای عده‌ای بصورت بیماری نیز ظهور می‌کند.

   شاید با خود فکر کرده باشید که آیا من هم باید این دوره را طی کنم یا نه؟ این جوابی است که فقط خودتان توانایی پاسخ به آن را دارید. اما اگر برای رفتن خود را آماده کرده‌اید و اگر شما هم جزو کسانی هستید که راهی خدمت سربازی هستید و می‌خواهید با دوره‌آموزشی سربازی آشنا شوید و نکاتی کاربردی به خصوص نکات رفتاری و اخلاقی را به یاد بسپارید تا راحت‌تر این دوره را طی کنید، ما برای شما یک جزوه آموزشی آماده کرده‌ایم که به راهنمایی، توضیح و آموزش این دوره و نکات قابل تامل آن پرداخته‌ایم. در حالی که اتفاق‌های گوناگونی در این مسیر برای هرکسی ممکن است رخ دهد، اما شما با خواندن این جزوه از خطرات متداول که معمولا توسط خود افراد ایجاد می‌شود آگاه می‌شوید و از قبل آمادگی برخورد با آن را خواهید داشت، همچنین با یک آگاهی خوبی وارد این دوره خواهید شد و می‌توانید برای خود برنامه ریزی بهتری نمایید.

چه چیزهایی در این جزوه خواهید یافت؟

   در این جزوه به بررسی چند نکته مهم در ارتباط با سربازی به خصوص دوره آموزشی خواهیم پرداخت، ما به بیان مشکلات متداولی که در این دوره ممکن است گریبان هرکسی را بگیرد پرداخته‌ایم و به صورت مختصر به راه حل‌های آن اشاره کرده‌ایم، راه حل‌هایی بسیار بدیهی و کاربردی. به یاد داشتن این نکات و بازگویی آنها سبب خواهد شد تا شما با ذهنی آماده برای این دوره آماده شوید.
شما خواهید آموخت که چطور از لحاظ جسمانی آماده باشید و چگونه خطرات محتمل در آموزشی که سلامتی شما را تهدید می‌کنند را پشت سر بگذارید. مطلب دیگری که در این جزوه پوشش خواهیم داد، به آموزش برخی نکات مفید آموزشی خواهیم پرداخت تا شما با فضای آموزشی این دوره بیشتر آشنا گردید، برای مثال در انتهای جزوه به آموزش بیش از ۵ روش جهت یابی پرداخته‌ایم که علاوه بر اینکه می‌تواند در زندگی شخصی بسیار مفید واقع شود بلکه ممکن است همه آن‌ها را در دوره آموزشی به شما آموزش ندهند، حتی در این فصل یاد می‌گیرید که در هر نقطه از کره زمین که باشید جهات اصلی (شمال، جنوب، شرق و غرب) را به راحتی چه در شب و چه در روز پیدا کنید. مطالبی که در این جزوه برای شما گفته می‌شود سبب خواهد شد تا با آمادگی ذهنی وارد این دوره شوید و به راحتی و با مشکلات کمتری آن را طی نمایید.

برخی از مطالبی که در این جزوه خواهید خواند:

  • امریه
  • پذیرش
  • برنامه سین
  • استحقاقی و امانتی
  • پاسداری
  • مشکلات عاطفی و احساسی
  • وسایل و حریم شخصی
  • دخانیات
  • ورزش و آمادگی جسمانی (همراه با تمرینات مناسب قبل و حتی بعد از اعزام)
  • اردوگاه
  • تیراندازی
  • بهداشت و تغذیه
  • فشار عصبی

   ۳۰ صفحه اطلاعات مفید به طور مختصر و کاربردی که به صورت کاملاً رایگان در این جزوه آموزشی در اختیار شما قرار گرفته است. شما با خواندن این جزوه آگاهی بسیار خوبی درباره دوره آموزشی پیش روی خود خواهید یافت و از استرس‌هایی که ممکن است در وجود شما شکل گرفته باشد کاسته می‌گردد. همچنین شما دچار سردرگمی نخواهید شد و از قبل می‌دانید که با محرک‌های داخل سربازی چگونه رفتار نمایید.

اما یک توصیه‌ خیلی خیلی مفید و دوستانه من به شما، در دوره آموزشی سعی کنید کاری بلد نباشید!

download pic (green)برای دانلود جزوه اینجا کلیک نمایید download pic (green)

اگر تا به حال در خبرنامه ماعضو نشده‌اید. پیشنهاد می‌کنم حتما همین حالا از طریق فرم کنار صفحه و یا این برگه عضو گردید تا از مطالب مفید و محصولات کاربردی جدیدی که ارائه خواهیم داد، پیش از همه با خبر شوید.