بگذار زندگی آواز بخواند

برچسب: زندگی

چرا برای پیشرفت  باید مطالعه کنیم؟

چرا برای پیشرفت باید مطالعه کنیم؟

خیلی این حرف کلیشه‌ای را شنیدیم که «برای پیشرفت یا توسعه در هر چیزی باید مطالعه کنیم». اما تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟ اول از هر چیز تکلیف این قضیه را حل کنم که تحلیل و حل کردن مشکل با استفاده از تفکر کردن […]

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

رسالت زندگی خویش هنر زندگی کردن، چیزی که سال‌هاست اندیشه ما انسان‌ها را درگیر کرده است.   این مدل را تصور کنید: صبح بلند می‌شویم، یک روز دیگر آغاز شده و حالا می‌خواهیم کمی متفاوت باشیم. اما در پایان روز همچنان مانند قبل هستیم و […]

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

اندیشه یا تفکر و یا هرآنچه که بنامیدش، بخشی جدا نشدنی از زندگی روزانه ماست. روزانه ساعت‌ها ما به تفکر و اندیشه می‌پردازیم، حتی همین لحظه شما در حال تفکر کردن هستید، هر لحظه و در هرجا این ذهن ماست که به سوی بینهایت‌ها پرواز می‌کند. اما زندگی روزمره پر و بال آن را چیده و از طرفی تنبلی و ترس‌های ما راه بازپروری و حرکت را بر روی ما بسته است. خب لابد فکر می‌کنید یعنی چه؟ بله همین فکری که در موردش در حال خواندن هستید. بگذاری خیلی راحتتر بگویم، ذهن ما خیال پرواز دارد ولی روزمرگی آن را به سوی خود می‌کشاند. حساب‌ها، کار، درس، خوراک، پوشاک، لوازم، صحبت‌های دیگران و هزاران هزار چیز دیگر این تفکر را به بند می‌کشد. اندیشه‌ای که برای پرواز کردن آفریده شده، خود را درگیر مسایل پیش پا افتاده‌ی زندگی می‌کند. در حالی که اندیشه برای حل مشکلات راه حل می‌سازد باید توجه کرد که برای چه چیزی راه حل خواهد ساخت، آیا آن مشکل ارزش دارد یا خیر؟! برای مثال کسی که برای گرفتن حال دیگری، وقت و انرژی خود را تلف می‌کند تا جوابی دهد دفعه بعدی که دندان طرف بشکند، خب این مدل تفکر کردن جز اتلاف وقت، انرژی و عمر چیز ندارد. اما آیا این فرد با کسی که برای کمک به همنوع و یا کودکان بی‌سرپرست فکر می‌کند تا کمکی بهتر و جامعه‌ای سالمتر بسازد یکسان است؟ به طور یقین پاسخ خیر است!

 

گفتیم زمان، تفکر زمانبر است و می‌دانیم وقت طلاست، نه طلا که از طلا بسیار ارزشمندتر است چون در ارتباط مستقیم با عمر و زندگی ماست. وقتی اندیشه جاری می‌شود، زمان ما را می‌گیرد، زمان با ارزش ما و چه جالب که خود اندیشه نیز بسیار ارزشمند است. جالبتر آنکه که این دو سرمایه حساب می‌شوند، سرمایه‌هایی که در جریانند و شریان حیاتی زندگی ما را شکل داده‌اند. اندیشه و زمان (عمر).

 

پس ما با تفکر کردن در حال زندگی کردن هستیم و می‌دانیم که این فکر دایمی هرگز از کار نخواهد افتاد مگر آنکه زمان ما پایان پذیرد. حالا باید خیلی دقیق‌تر به موضوع بنگریم و بسیار حساس‌تر انتخاب‌های فکری انجام دهیم. به هرحال در انتها شما نتیجه خواهید گرفت چه در فکر زخم زبان باشید چه در فکر مهربانی. آن لحظه که نتیجه خود را در بر می‌گیرید چه احساسی دارید؟ و آن وقت به چه چیز جدیدی فکر خواهید کرد؟ یادمان باشد که به روش‌های انتخابی خود عادت خواهیم کرد و عمر و زندگی خود را با آن شکل خواهیم داد. پس بگذارید با عادت‌های زیبا آن را طی کنیم. لحظه‌ای که زندگی خود را پس از سال‌ها نگاه می‌کنیم چه می‌بینیم؟ و آن لحظه که تصویر خود را در بازتاب آیینه و یا آبی زلال می‌نگریم، به چه فکر خواهیم کرد و چه خواهیم دید؟

 

آیا زندگی خود را برپایه افکار بی‌ارزش بنا کرده‌ایم و حالا جز یک انسان فرسوده که نفرت از خود و دیگران در درونش غلیان می‌کند نیستیم؟ و یا اکنون حس رضایت با لبخندی زیبا بر چهره ما نقش خواهد بست؟

بله دوست من، این اندیشه است که با دایمی شدن مسیرش ما و زندگی ما را شکل می‌دهد، پنداری که گفتار و کردار ما را می‌سازد. جهت بخشی به آن و زدودن پلیدی‌ها از آن هرچه که دشوار باشد ارزشش را دارد.

نکته پراهمیت اینجاست که زمان و اندیشه دارای ارزش خام هستند و بار آن ارزش را ما تعیین می‌کنیم. بار زشت، منفی و بی‌ارزش یا باری زیبا، مثبت و ارزنده، همه‌ی این‌ها در دستان ذهن ماست. ما نمی‌توانیم افکار را از خود دور کنیم اما می‌توانیم به آن جهت بدهیم.

 

در واقع من خیلی موافق ایده‌ی تفکر مثبت و منفی نیستم، همیشه مثبت نگریستن همانقدر احمقانه‌است که همیشه منفی نگریستن است. ما جریان فکر داریم نه محصول فکر، اندیشیدن خودش مولد است و محصول نیست و منظور من از مثبت و منفی بودن همان تفکر درست و نادرست یا با ارزش و بی ارزشت است. ارزش افزوده اندیشه‌های ما هنگامی رخ می‌نمایند که زمان نسبتا زیادی را به خود اختصاص داده باشند. در حقیقت تفکر منفی و مثبت مکمل یکدیگر هستند و شما باید از هر دو استفاده کنید. خوش‌خیالی و بدخیالی مطلق ما را در توهمی بی‌پایان غرق خواهد کرد. شما هنگامی که شروع به جهت دادن افکار خود کنید، شخصیت خود را شکل می‌دهید.

 

پس جهت دهی درست به ذهن و اندیشه می‌تواند ما را به ناشناخته‌ها برساند و بر ارزش خود ما و عمرمان بیافزاید.

اکنون فرا گرفتیم که

اندیشه همواره جاریست.

این ما هستیم که باید به اندیشه خود جهت بدهیم و سکان دار آن هستیم.

اندیشه و تفکر زمان ما را می‌گیرد و ما هستیم که این دو سرمایه را مصرف می‌کنیم.

 

حالا دیگر سرزمین اندیشه را می‌دانیم کجاست. در درون ما، در هستی ماست. افکار بهم پیوسته و تفکرات از هم گسسته که در شریانی بی‌پایان غوطه‌ور هستند و ما سکان دار کشتی ذهنمانیم. ما هستیم که با راندن این کشتی دنیای اندیشه‌ها را در می‌نوریدم. همه نوع موجی در این سرزمین جاریست از موج‌های بد تا موج‌های خنثی، از موج‌های راه برنده و سرعت دهنده تا سونامی‌های تخریبگر. اینکه ما حواسمان را جمع کنیم و از موج‌های منفی نکات را بگریم و خطرها را دریابیم، تا به سوی سونامی نرویم و بر موجهای مثبت برانیم در اختیار ماست. اگر سکان این کشتی را رها کنیم، در نهایت خیلی جای دوری نخواهیم رفت، فقط دور خود می‌چرخیم و حتی ممکن است یک سونامی خطرناک کل کشتی ما را واژگون نماید.

 

پس دوست خوبم، بیا تا در آن سرزمین برانیم و برانیم و برانیم. تا به سرزمین‌های تازه‌تری از این دنیای اندیشه برسیم، بله، این سرزمین اندیشه خود دنیایی پر از سرزمین‌های مختلف و بی‌پایان است.

 

یادمان باشد آن لحظه که زمان ما پایان می‌پذیرد و عمرمان به آخر می‌رسد، کشتی ما در آنجا لنگر می‌اندازد و مانند جزیره‌ای استوار در این سرزمین ماورایی استوار می‌گردد، جزیره‌ای که دیگر هیچ موج و سونامی‌ای آن را تکان نخواهد داد. آن لحظه ما هستیم که به دست‌آوردهای خود می‌نگریم و آن دست‌آورد اصلی آن است که ما به چه تبدیل شده‌ایم و اولین نگاه ما به کشتی لنگر انداخته‌ی اندیشه و ذهن خودمان است. و آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

فراموش نکنیم که پس از ما این کشتی خواهد بود و تاثیر خود را هرچقدر اندک بر این آفرینش خواهد گذاشت. حال با خودتان است که اثر خود را چگونه و در چه راهی برجای بگذارید و در کجا لنگر انداخته باشید که دیگران آن را ببینند.

بیاندیشیم …

 

 

زندگیتان پِلاس

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

آیا پیروز شدن آسان است؟ چرا آسان نباشد؟ پیروز شدن به چند چیز بستگی دارد. به میزان تلاش ما و میزان تلاش شما به انگیزه و اراده و دلایل شما بستگی دارد، همه این‌ها نیز ارتباط مستقیم با هدف شما دارند. پس شما در یک […]

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

دو روز پیش برای اینکه حالم گرفته بود سعی کردم تا کاری انجام دهم بلکه از این حالت نالان خارج شوم. تنها کاری که باید می‌کردم فکر کردن به چیزهایی بود که حس و حال مرا بهتر کنند. اما فایده‌ای در پی نداشت. برای همین […]

امید داشتن واقعی چیست؟

امید داشتن واقعی چیست؟

امیدوار واقعی

امید داشتن در هر فرهنگی مورد ستایش قرار گرفته است، اما آیا همگی امیدوار واقعی هستیم؟ اصلا امید واقعی داشتن چیست؟ چگونه است؟

امید داشتن خوب است اما هرکسی امید واقعی ندارد. امیدواری واقعی مقطع زمانی ندارد، مهلت پایان ندارد و روی چیز خاصی بنا نیست. بلکه روی یک فلسفه پیش می‌رود. امید داشتن به یک رخداد و یک چیز نمی‌تواند واقعی باشد چرا که ممکن است آن اتفاق نیافتد و یا بصورتی دیگر ظاهر شود که خوش آیند ما نباشد. بگذارید یک مثال ساده بزنم: کسی امیدوار است تا با اصلاحاتی که انجام شده وضعیت بهتری پیدا شود. اگر پیدا شود امیدش به مراد تبدیل می‌شود و اگر نشود چه؟ نا امید می‌شود و خیالاتش از بین می‌رود.

درحقیقت امیدواری باید به فلسفه باشد باید پویا باشد که نه با رسیدن به چیزی مراد شود و نه با نرسیدن از بین رود. امیدواری واقعی آن است که وقتی همه چیز ثابت کردند که باختید که هیچ چیز نیست و همه چیز هم برعلیه شماست، شما همچنان به امید آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنید. دقت کنید تلاش می‌کنید. امیدوار واقعی تلاش می‌کند. تلاش. نمی‌نشیند تا صبح دولتش بدمد.

کسی امیدوار واقعی است که از سد امید به روزها و آینده بهتر نیز گذشته باشد. کسی که تلاش می‌کند تا دنیا و هستی را هرچقدر کم جای بهتری برای زندگی خودش و انسان و موجودات کند. کسی که هرگز تسلیم نمی‌شود و امیدوارانه به مبارزه و به تلاشش برای آمدن نیکی ادامه می‌دهد.

آیا شما امیدوار واقعی هستید؟

چند نفر امیدوار واقعی در اطراف خود می‌شناسید؟

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

   قبلتر در نوشته‌ای به تعریف زمان و مدیریت آن پرداختم (لینک). اینبار می‌خواهم یکی از ساده‌ترین روش‌های مدیریت زمان را برای شما بازگو کنم. روشی که تقریباً در تمام کتاب‌ها و آموزش‌ها به ان پرداخته‌اند. در همان نوشته تشریح کردم که مدیریت زمان همان […]

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

   ما معمولاً روزانه برخی کارهایی را مرتکب می‌شویم که ممکن است از نظر شخصی، اخلاقیات، قانون، اجتماعی (مدنی)، درونی و … قابل پذیرش نباشد. برای مثال ممکن است عادت کرده باشیم یک دروغ کوچکی (خالی بندی) سوری هم شده در روز انجام دهیم، حتی […]

به آسمان بنگر

به آسمان بنگر

   چند وقت است که به آسمان ننگریسته ای؟ آسمان از دیرباز برای ما آدمیان نماد آزادی و آزادگی بوده است. زمانی که آرزوی پرواز برای ما رویایی بود و خدایانی که در اساطیر سیطره خود را بر آسمان داشتند تنها آنان توانایی گام گذاشتن بر آسمان را داشتند. از دیرباز این نیلگون دوست داشتنی برای ما آدمیان مقدس بوده به طوری که برای دعا دستهایمان به سوی آسمان باز می شده است و همچنان نیز دعاهای ما رو به آسمان گسترده بر فراز ما است، این مقدس نیلگون برای ما نعمت باران را ارزانی و نسیم فرح بخشش را بر روی زمین ما به حرکت وا میداشت. هزاران سال از قدم نهی ما نخستین مخلوقات هوشمند(تر) زمینی می‌گذرد، اما همچنان آسمان خودش را همانطور زیبا و استوار حفظ کرده است. علاوه بر این‌ها آسمان نیلگون و گاهی رنگارنگ ما چنان گره‌ای با سرشت ما خورده است که نگاه به آن ما را سرشار از احساسات گوناگون خواهد کرد، گویی که تاریخ و احساسات کهن آفرینش بازمانده از نیاکان را، بر تن نحیف آدمی روانه می‌کند. آسمانی که شاهد رشادت‌ها، ستم‌ها، عشق‌ها، جنگ‌ها و همه خوبی‌ها و بدی‌های ما انسان‌های خودخواه بوده و خاطرات و تاریخ ما را در خود نگاه داشته است. کافی است با نگریستن به آسمان افکار خودمان را آزاد کنیم و احساسات را رها تا با برخورد آن دو، به دنیای جدید ورود پیدا کنیم.

 

   بله این آسمان زیبای ما که در روز نیلگون است و در شبِ تاریک پرده از راز نهانی خود بر می‌دارد تا ستارگان و ماه را نمایان کند، پر از حس‌های شگفت از دیرباز بر بالای زمین ما غوطه ور است. این نیلگون خوش سرشت نعمتی است که ما سالیان سال است بر بالای سر خود داریم و متاسفانه خیلی از ما از نگریستن به آن، خود را بازداشته ایم. روی صحبت من با خودمان است با کسانی مانند خودم که زندگی شهری شلوغ و پر از غوغا، ما را از لحظه ای تفکر و تدبر برای خودمان بازداشته است. ما را به موجوداتی تبدیل کرده که نهایت و غایت خود را در سریعتر کار کردن می‌جوید و وقتی برای بازنگری خودش، اندیشه و احساساتش نمی‌گذارد. کسانی هستیم منتظر بهانه‌ای تا کاری بهتر و مفید انجام دهیم ولی همزمان به دنبال بهانه‌ای هستیم تا کاری انجام ندهیم که بهانه برای اهمال بسیار و برای انجام اندک است.

 

   حال که ما بهانه تراشی داریم چه بهتر که بهانه‌ای برای تفکر بر خود بیابیم، و من به شما بهانه کهن سال را معرفی می‌کنم، کهن سالی که در روز نیلگون و در شب تاریک است، و بی پرده و پروا ما را به غرق شدن در خود دعوت می‌کند. آسمان.

 

   نگریستن به آسمان برای من و با اطمینان کامل، دست کم برای عده بسیاری از شما فرح بخش است. اگر تاکنون به آسمان فقط در حد دیدن وضعیت هوا نگریسته‌اید، ازتان دعوت می‌کنم که اینبار با دقت و با احساس به آن بنگرید. برای نگریستن به آسمان کافیست تا در فضای بیرون سر خود را بالا بگیریم و خیره به آن گردیم. شاید تکه ابری ببینم، شاید تمام آن را ابری، گاهی پر از ستاره و گاهی خورشید که در دور دست می‌درخشد (البته که نگاه مستقیم به خورشید جز آسیب به چشمانتان ثمری نخواهد داشت). اینبار با دقت نگاه کنید و خود را با افکار خویش غرق در آسمان کنید، نمی‌دانم که به چه فکر خواهید کرد اما فکر خود را آزاد کنید. من به شخصه با نگاه کردن به آسمان حس غریبی تجربه می‌کنم و جنون را در افکارم میابم، جنونی که آزادی بخش است. کافیست تا خود را برای آزادی آماده کنید و از دریچه آسمان به آن بنگرید. شما لایق آزادی اندیشه خود هستید، شما لایق بازبینی خودتان هستید، برخی افکار پوسیده، برخی ناقص‌اند، برای خانه تکانی خود باید آماده شوید و این آمادگی را می‌توانید از آسمان بزرگ هدیه بگیرید، کافیست با رها نمودن افکارتان به هنگام نگریستن به آسمان آنها را بازبینی کنید و آرزوهایتان و خاطراتتان را، اندیشه و عقایدتان را جلا دهید و بنگرید به آنچه که تا کنون بود و شما غافل بودید.

 

افق

 

   زیبایی دیگری که از نیلگون کهن سال ما پیداست لحظه در آغوش گرفتن معشوقه قدیمی‌اش زمین پاک ما است، لحظه‌ای که نامش را افق نهاده‌ایم. این لحظه زیبا شوربختانه برای ما شهرنشینان غافل از طبیعت ناپیداست، که ساختمانهایی بس بلند و سر به فلک کشیده آن را پوشانده و چهره نگون بخت خود را که نمادی از شلوغی و پراکندی و بی اعتنایی به معنا است بر ما نمایان کرده اند. زمانی معماری و زیبایی بود و گاهی ساختمانی بلند زیبایی بخش افق می‌شد، ونگهی اکنون از سر حسد، باقی آنها قد برافرشته‌اند تا خود را بر ما بنمایانند. بگذریم که دیگر هنر معماری در بیشتر ساختمان‌هایمان خاموش شده است و فقط غول‌هایی سر به فلک کشیده مانند خاری از زمین روییده‌اند. شاید برای همین است که هم عشق در این دوران و در این شهرهای غول‌پیکر گمگشته و حسد روز افزون، ما انسانها را به جان یکدیگر انداخته است. شهرهای بزرگ دیدن عشق آسمان و زمین را از ما ربوده و به دیدن بدنهای زشت ساختمانهایش عادت داده‌اند. راه ما تسلیم شدن نیست، کافیست سر خود را بالابگیریم و بر آسمان چشم بدوزیم، آنگاه با هدایتش از این آشفته بازار خارج شویم و در دور دست، در طبیعت پاک، آن عشق پاک را بنگریم. لذت بردن از این پدیده از طبیعت و آفرینش، همان لذت بردن از لحظات عمر گران‌بهایمان است.

 

آسمان شب

 

   و شب، ستارگانی که سالیان مدیدی راهنمای نیاکان ما بودند، در دریا و در خشکی. و ماه که روشنگر شب‌های آنان بود. ستارگانی که بیشتر آنان درآلودگی نوری شهر گم می‌شوند و باید آنها را در طبیعت بکر جستجو کنیم. اما همین اندک پیدایی کافیست تا شب‌ها در خلوت خویش به آن بنگریم و افکار خود را جلا و نفسی تازه دهیم.

 

   در ادامه می‌خواهم پنج نکته زیبا از نگریستن به آسمانمان را برای شما بازگو نمایم:

۱. درخواهید یافت که هیچ مرزی وجود ندارد.

   هنگامی که نگاهتان به آسمان بی کران گره خورَد، خواهید یافت که مرزی وجود ندارد. هیچ مرزی برای شما نیست و هیچ سقفی برای ذهن شما وجود ندارد. افکار خودتان را از زنجیر گذشته و قفلهای آینده رها خواهید کرد. مرزی برای ما نیست، مرزی برای اندیشیدن ما،مرزی برای تصورات ما و مرزهای موجود فقط توهمات خودمان و دیگران است که ما را محدود کرده است در حالی که طبیعت نامحدود است.

 

۲. حس زیبایی را در وجود شما زنده خواهد کرد.

   در آسمان خبری از تبلیغات انسان‌ها، شرکت‌ها و سیاست‌های پلید انسانی نیست. کسی نیست که از ذن خود و یا از سود خود زیبایی را برای ما تعریف کند. آنجا همه چیز زیباست، آسمان نشان خواهد داد که طبیعت زیباست، رود، دریا، جنگل، کوه، بیابان، صحرا، همه و همه زیبایند، ما نیز جزیی از این زیبایی عظیم هستیم. در اینجاست که درخواهیم یافت همه‌ی انسان‌ها زیبایند، هرکس به نحوی، و این دروغ پلید که زیبایی را برایمان تعریف کرده است از ما دور خواهد شد. زیبایی که چهار چوب خاصی دارد و جز این زیبا نیست فقط برای سود عده‌ای بنا شده است. و زندگی، زندگی زیباست که ما از زیبایی آن غافلیم، هنر زندگی کردن را باید آموخت. و زیبایی زندگی را در آسمان به آسانی خواهیم دید.

 

۳. خودتان را باز خواهید یافت.

   افکار آشفته ما هرگز آرامش نمی‌یابند، که هرگز کم نخواهند شد مگر با رسیدگی به آن‌ها. آنه‌ا جزیی از ما هستند، نگذاریم تبدیل به سرطانی بی درمان شوند. نگریستن به آسمان ما را به خود باز خواهد گرداند. آرامش و تفکری که به ما دست خواهد داد، فرصتی است غنیمت که خود را بازیابیم و اندیشیدن را آغاز. اینبار تفکرات ناقص را تکمیل و مضرات را دور بیاندازیم. اهداف خودمان را روشن و مسیر را انتخاب کنیم. تا خودمان را دریابیم.

 

۴. پرسشهای خود را طرح کنید و پاسخ دهید.

   پرسهایی که شاید هرگز به ذهنتان خطور نکرده یا سوالاتی کهنه که هرگز وقتی برای اندیشیدن برایش نداشتید. اکنون وقت آن رسیده تا با خود صادقانه برخورد کنید و برای خود وقت بگذارید تا پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را بدهید و پرسش‌های جدید را برای ادامه زندگی خود مطرح نمایید. پرسشهایی مانند، از کجایم و به کجا می‌خواهم بروم و اکنون در کجای راه قرار دارم. پرسش درباره آفرینش و طبیعت و پرسش‌هایی درباره خود و زندگی.

 

۵. می‌توانید آرزو کنید و آرزوهایتان را مرور کنید.

   ما انسان‌هایی هستیم که با آرزوهایمان زندگی می‌کنیم. در این هنگام است که می‌توانیم آنها را مرور کنیم. برخی از آنها دیگر برای ما ارزشی ندارند و برخی دیگر را بدست آورده‌ایم. وقت آن است تا خانه‌ای بتکانیم و آرزوهای کهنه بی ثمر را دور ریخته و آرزوهای تازه‌ای برای خود بسازیم. سپس اهداف خود را در مسیر آن قرار دهیم.

 

 

از شما دعوت می‌کنم تا به آسمان بنگرید.

۸ نکته موثر در واکنش نشان دادن به شکست، به سبک ورزشکاران (حرفه‌ای)

۸ نکته موثر در واکنش نشان دادن به شکست، به سبک ورزشکاران (حرفه‌ای)

همگی ما در زندگی تجربه شکست را داشته‌ایم. از شکست‌های عاطفی و احساسی تا شکست‌های کاری و زندگی، هر یک به نحوی این تجربه را بدست آورده‌ایم. خاطرات شکست‌هایی که ما را در زندگی همراهی می‌کنند، بعضی از آنها که آرزو می‌کنیم هرگز به حقیقت […]