چگونه با انگیزه باقی بمانیم درحالی که زندگی سخت شده‌است؟

روزهای ابری، شب‌های غم انگیز، عصر‌های دلگیر و صبح‌های بی‌انرژی در زندگی تک تک انسان‌ها وجود دارد. روزها و شب‌هایی که سپری کردنشون پر از بار اضافه بر دوش است چه برسد که بخواهیم لبخند زورکی هم بر لبانمان جاری کنیم!

البته مجبور نیستیم لبخند بزنیم یا بار اضافی را بر دوش بکشیم. حتی می‌توانیم در سختی غرق شویم و بگذاریم تا روان ما را این وضعیت مانند یک موریانه در چوب بخورد و پوکی به بار آورد.

اما اگر می‌خواهید تا با همه مشکلات باز بایستید، انگیزه دوباره بیابید و خودتان را پیدا کنید. همراهمان باشید و با انجام این کارها به خود بازگردید و انگیزه خویش را بازگردانید:

 

قدردان چیزهایی باشید که دارید.

چه این قدر دانی برای خانواده‌تان باشد، سقف بالای سرتان، لباس تنتان، گلدان کوچکتان، وبسایتتان، دفترچه یادداشتی که دلنوشته‌هایتان را می‌نویسید و یا حتی اندک نانی که سر سفره دارید. وقتی که ارزش چیزهایی که دارید را دریابید (هرچقدر که آن‌ها در نگاه اول کوچک بنظر آیند) به شما دیدگاه تازه‌ای به زندگی خواهد داد. وقتی اینکار را کنید کم کم چیزهای مثبت بیشتری را در سختی‌ها نیز خواهید دید. خانواده آرامش شما را باز می‌گرداند. دوستانی که شما را همدلی می‌کنند، سلامتی که در شرایط بیکاری شما را راهی یافتن کار می‌کند و هر چه از این قبیل. سپس چیزهایی که تا به حال برایتان منفی بودند تبدیل به انرژی مثبت خواهند شد و درحالی‌که قبلتر عذابتان بودند اکنون برایتان انرژی و انگیزه خواهند شد.

 

نقاط سَمی را مسدود کنید و سَم‌ها را دور بیاندازید.

شوخی ندارم، دوستان سمی، اخلاق سمی، عادات سمی یا حتی محیط سمی. همه این‌ها به شما انرژی منفی و موج روانی بد خواهند داد. توقع نداشته باشید وقتی به شما سِرُم‌های سَمی متصل شده‌ است، روح و روان و حتی بدنی سالم داشته باشید. چون این نقاط سمی زندگی شما دایما به شما سم تزریق می‌کنند و حتی بعد از مدتی شما را معتاد خواهند کرد و هر روز شما را بیشتر نحیف‌تر و ضعیف‌تر می‌کنند تا از لحاظ روحی نابود شوید و سپس بدنتان نیز از کار بیافتد.

 

از خودتان بپرسید که «آیا این دوستان من، شریک من، فامیل و هرکس که رابطه عمیق‌تر از یک رابطه معمولی دارم، هنگامی که از ترس‌هایم، از خواسته‌هایم و از مشکلات و راه‌هایی که بنظرم می‌رسد می‌گویم، مرا تشویق می‌کنند یا مرا دلسر و اندوهگین می‌کنند؟».اگر پاسختان شما را به این نتیجه رساند که دایم در حال گرفتن انرژی منفی و سرخوردگی هستید بدانید در جمعی بیمار زندگی می‌کنید و اکنون زمان آن است تا ارتباطتان را با آن‌ها قطع کنید. ارتباطات جدید بسازید و با کسانی ادامه دهید که شما را تشویق می‌کنند تا رو به بهتر شدن و انجام کارهای درست بروید.

البته خیلی از مشکلات عادات بیمارگونه و سَمی خودمان است. این عادات مخرب ذهنیت ما را می‌سازند و طرز تفکر ما (مقایسه دایمی خود با دیگران) سبک زندگی ما را (تنبلی و اهمالکار بودن و درجا زدن دایمی).

تغییر نوع تفکر و روش اندیشیدنتان می‌تواند به آرامی عادات خوب را در شما شکل دهد و شما آن‌ها را به آرامی جایگزین عادات بد خویش کنید. این‌گونه انگیزه بیشتر و بهتری برای عبور از سختی‌ها خواهید داشت.

 

 

هرگز تسلیم نشوید.

اگر زندگی آسان بود شما باز هم بهانه مختلف برای ناراحت شدن و از دست دادن انگیزه داشتید. کماکان که ممکن است شمایی که در حال خواندن این مطلب هستید مشکل مالی نداشته باشید اما همچنان انگیزه ندارید و خود را در عادات منفی و بیهوده و یا ارتباطات بیمار (مانند بالا) غرق کرده‌اید.

 

اینکه هدف و مهمتر از آن رسالت زندگی خویش را بیابید به شما انگیزه خواهد داد. وقتی که سردرگم هستید و به دنبال اتلاف وقت و زندگی خود و یا خوشگذرانی بی‌حد و مرز باشید یعنی تسلیم شده‌اید. تسلیم شرایط و محیط. یکی تسلیم تنگدستی و مشکلات مالی، دیگری تسلیم پول زیاد و غرق شدن در عادات بیمارگون (مانند اعتیاد، خوشگذرانی بیش از حد و اتلاف کامل زندگی) ناشی از بی‌هدفی و دیگری خفته در روزمرگی بدون داشتن هیچ بینشی. مهم نیست که شرایط شما چیست مهم این است که بدانید همه انسانیم و این درون ماست که ما را به سوی اهدافمان سوق می‌دهد. محیط فقط شرایط را برای رسیدن به مادیات می‌تواند تعیین کند اما ما همانطور که گفتم این درون ماست که ما را حتی در ثروت نیز تسلیم می‌کند.

 

پس هرگز تسلیم خوشی‌ها یا سختی‌های گذرا نشوید. برای اینکار باید رسالت زندگی خود را بیابید و اهداف خود را مشخص نمایید. با اینکار روحیه و انگیزه تازه‌ای به شما دمیده خواهد شد.

 

به خودتان مهلت پایان دهید.

باید هدفی را تعیین کنید و در مدت زمانی به هدفی برسید. اما هدف تعیین کردن و پیمودن راه درست مانند یک مسابقه مارتن است. مانند کوهنوردی است. شاید شما یک دید کلی از انتهای مسیر داشته باشید اما دید دقیقی از انتها ندارید. همین نداشتن دید می‌تواند شما را خسته و فرسوده کند، برای همین بسیاری از افراد انگیزه خود را برای ادامه مسیر از دست می‌دهند و از اهداف خویش دست می‌کشند.

 

برای همین باید یک مهلت پایان برای قسمت‌هایی از کار تعیین کنید. همانطور که برای رسیدن به خود هدف تعیین می‌کنید. با اینکار شما لذت‌های زودتر و ملموس را در طی مسیر احساس خواهید کرد که سبب خواهند شد باک انگیزه شما پُر شود و موتور تلاش خود را برای ادامه مسیر روشن نگه دارید.

 

با تقسیم کردن اهدافتان به قدم‌های کوچکتر و تمرکز بر روی هر پله از کار می‌توانید دستاوردهای کوچک و متوسط را لمس کنید. درحالی که شاید قبلا چندتا از آن‌ها را در طول مسیر به دست آورده باشید اما به آن‌ها توجه نمی‌کردید. اینگونه انگیزه را برای رسیدن به هدف اصلی حفظ خواهید کرد.

 

 

با خودتان صاف و صادق باشید. رو راست بودن مهمترین بخش قبل از هر تغییر است. مطمئن باشید با گول زدن خودتان انگیزه نخواهید یافت و یا در صورت توهم انگیزشی در مشکلات بیشتری غرق خواهید شد. زیرا انگیزه کاذب دید شما را نسبت به دامی که گرفتارش شده‌اید کور خواهد کرد و شما بیشتر در مشکلات قبل خویش فرو خواهید رفت و نه‌تنها درجا نمی‌زنید بلکه عقب‌گرد خواهید داشت.

 

 

بخشی از این نوشته برگرفته از این پست آقای استیو هاروی است (طنزپرداز، مجری و استندآپ کمدین). برای دیدن نوشته ایشان به این لینک مراجعه کنید.

به آسمان بنگر

   چند وقت است که به آسمان ننگریسته ای؟ آسمان از دیرباز برای ما آدمیان نماد آزادی و آزادگی بوده است. زمانی که آرزوی پرواز برای ما رویایی بود و خدایانی که در اساطیر سیطره خود را بر آسمان داشتند تنها آنان توانایی گام گذاشتن بر آسمان را داشتند. از دیرباز این نیلگون دوست داشتنی برای ما آدمیان مقدس بوده به طوری که برای دعا دستهایمان به سوی آسمان باز می شده است و همچنان نیز دعاهای ما رو به آسمان گسترده بر فراز ما است، این مقدس نیلگون برای ما نعمت باران را ارزانی و نسیم فرح بخشش را بر روی زمین ما به حرکت وا میداشت. هزاران سال از قدم نهی ما نخستین مخلوقات هوشمند(تر) زمینی می‌گذرد، اما همچنان آسمان خودش را همانطور زیبا و استوار حفظ کرده است. علاوه بر این‌ها آسمان نیلگون و گاهی رنگارنگ ما چنان گره‌ای با سرشت ما خورده است که نگاه به آن ما را سرشار از احساسات گوناگون خواهد کرد، گویی که تاریخ و احساسات کهن آفرینش بازمانده از نیاکان را، بر تن نحیف آدمی روانه می‌کند. آسمانی که شاهد رشادت‌ها، ستم‌ها، عشق‌ها، جنگ‌ها و همه خوبی‌ها و بدی‌های ما انسان‌های خودخواه بوده و خاطرات و تاریخ ما را در خود نگاه داشته است. کافی است با نگریستن به آسمان افکار خودمان را آزاد کنیم و احساسات را رها تا با برخورد آن دو، به دنیای جدید ورود پیدا کنیم.

 

   بله این آسمان زیبای ما که در روز نیلگون است و در شبِ تاریک پرده از راز نهانی خود بر می‌دارد تا ستارگان و ماه را نمایان کند، پر از حس‌های شگفت از دیرباز بر بالای زمین ما غوطه ور است. این نیلگون خوش سرشت نعمتی است که ما سالیان سال است بر بالای سر خود داریم و متاسفانه خیلی از ما از نگریستن به آن، خود را بازداشته ایم. روی صحبت من با خودمان است با کسانی مانند خودم که زندگی شهری شلوغ و پر از غوغا، ما را از لحظه ای تفکر و تدبر برای خودمان بازداشته است. ما را به موجوداتی تبدیل کرده که نهایت و غایت خود را در سریعتر کار کردن می‌جوید و وقتی برای بازنگری خودش، اندیشه و احساساتش نمی‌گذارد. کسانی هستیم منتظر بهانه‌ای تا کاری بهتر و مفید انجام دهیم ولی همزمان به دنبال بهانه‌ای هستیم تا کاری انجام ندهیم که بهانه برای اهمال بسیار و برای انجام اندک است.

 

   حال که ما بهانه تراشی داریم چه بهتر که بهانه‌ای برای تفکر بر خود بیابیم، و من به شما بهانه کهن سال را معرفی می‌کنم، کهن سالی که در روز نیلگون و در شب تاریک است، و بی پرده و پروا ما را به غرق شدن در خود دعوت می‌کند. آسمان.

 

   نگریستن به آسمان برای من و با اطمینان کامل، دست کم برای عده بسیاری از شما فرح بخش است. اگر تاکنون به آسمان فقط در حد دیدن وضعیت هوا نگریسته‌اید، ازتان دعوت می‌کنم که اینبار با دقت و با احساس به آن بنگرید. برای نگریستن به آسمان کافیست تا در فضای بیرون سر خود را بالا بگیریم و خیره به آن گردیم. شاید تکه ابری ببینم، شاید تمام آن را ابری، گاهی پر از ستاره و گاهی خورشید که در دور دست می‌درخشد (البته که نگاه مستقیم به خورشید جز آسیب به چشمانتان ثمری نخواهد داشت). اینبار با دقت نگاه کنید و خود را با افکار خویش غرق در آسمان کنید، نمی‌دانم که به چه فکر خواهید کرد اما فکر خود را آزاد کنید. من به شخصه با نگاه کردن به آسمان حس غریبی تجربه می‌کنم و جنون را در افکارم میابم، جنونی که آزادی بخش است. کافیست تا خود را برای آزادی آماده کنید و از دریچه آسمان به آن بنگرید. شما لایق آزادی اندیشه خود هستید، شما لایق بازبینی خودتان هستید، برخی افکار پوسیده، برخی ناقص‌اند، برای خانه تکانی خود باید آماده شوید و این آمادگی را می‌توانید از آسمان بزرگ هدیه بگیرید، کافیست با رها نمودن افکارتان به هنگام نگریستن به آسمان آنها را بازبینی کنید و آرزوهایتان و خاطراتتان را، اندیشه و عقایدتان را جلا دهید و بنگرید به آنچه که تا کنون بود و شما غافل بودید.

 

افق

 

   زیبایی دیگری که از نیلگون کهن سال ما پیداست لحظه در آغوش گرفتن معشوقه قدیمی‌اش زمین پاک ما است، لحظه‌ای که نامش را افق نهاده‌ایم. این لحظه زیبا شوربختانه برای ما شهرنشینان غافل از طبیعت ناپیداست، که ساختمانهایی بس بلند و سر به فلک کشیده آن را پوشانده و چهره نگون بخت خود را که نمادی از شلوغی و پراکندی و بی اعتنایی به معنا است بر ما نمایان کرده اند. زمانی معماری و زیبایی بود و گاهی ساختمانی بلند زیبایی بخش افق می‌شد، ونگهی اکنون از سر حسد، باقی آنها قد برافرشته‌اند تا خود را بر ما بنمایانند. بگذریم که دیگر هنر معماری در بیشتر ساختمان‌هایمان خاموش شده است و فقط غول‌هایی سر به فلک کشیده مانند خاری از زمین روییده‌اند. شاید برای همین است که هم عشق در این دوران و در این شهرهای غول‌پیکر گمگشته و حسد روز افزون، ما انسانها را به جان یکدیگر انداخته است. شهرهای بزرگ دیدن عشق آسمان و زمین را از ما ربوده و به دیدن بدنهای زشت ساختمانهایش عادت داده‌اند. راه ما تسلیم شدن نیست، کافیست سر خود را بالابگیریم و بر آسمان چشم بدوزیم، آنگاه با هدایتش از این آشفته بازار خارج شویم و در دور دست، در طبیعت پاک، آن عشق پاک را بنگریم. لذت بردن از این پدیده از طبیعت و آفرینش، همان لذت بردن از لحظات عمر گران‌بهایمان است.

 

آسمان شب

 

   و شب، ستارگانی که سالیان مدیدی راهنمای نیاکان ما بودند، در دریا و در خشکی. و ماه که روشنگر شب‌های آنان بود. ستارگانی که بیشتر آنان درآلودگی نوری شهر گم می‌شوند و باید آنها را در طبیعت بکر جستجو کنیم. اما همین اندک پیدایی کافیست تا شب‌ها در خلوت خویش به آن بنگریم و افکار خود را جلا و نفسی تازه دهیم.

 

   در ادامه می‌خواهم پنج نکته زیبا از نگریستن به آسمانمان را برای شما بازگو نمایم:

۱. درخواهید یافت که هیچ مرزی وجود ندارد.

   هنگامی که نگاهتان به آسمان بی کران گره خورَد، خواهید یافت که مرزی وجود ندارد. هیچ مرزی برای شما نیست و هیچ سقفی برای ذهن شما وجود ندارد. افکار خودتان را از زنجیر گذشته و قفلهای آینده رها خواهید کرد. مرزی برای ما نیست، مرزی برای اندیشیدن ما،مرزی برای تصورات ما و مرزهای موجود فقط توهمات خودمان و دیگران است که ما را محدود کرده است در حالی که طبیعت نامحدود است.

 

۲. حس زیبایی را در وجود شما زنده خواهد کرد.

   در آسمان خبری از تبلیغات انسان‌ها، شرکت‌ها و سیاست‌های پلید انسانی نیست. کسی نیست که از ذن خود و یا از سود خود زیبایی را برای ما تعریف کند. آنجا همه چیز زیباست، آسمان نشان خواهد داد که طبیعت زیباست، رود، دریا، جنگل، کوه، بیابان، صحرا، همه و همه زیبایند، ما نیز جزیی از این زیبایی عظیم هستیم. در اینجاست که درخواهیم یافت همه‌ی انسان‌ها زیبایند، هرکس به نحوی، و این دروغ پلید که زیبایی را برایمان تعریف کرده است از ما دور خواهد شد. زیبایی که چهار چوب خاصی دارد و جز این زیبا نیست فقط برای سود عده‌ای بنا شده است. و زندگی، زندگی زیباست که ما از زیبایی آن غافلیم، هنر زندگی کردن را باید آموخت. و زیبایی زندگی را در آسمان به آسانی خواهیم دید.

 

۳. خودتان را باز خواهید یافت.

   افکار آشفته ما هرگز آرامش نمی‌یابند، که هرگز کم نخواهند شد مگر با رسیدگی به آن‌ها. آنه‌ا جزیی از ما هستند، نگذاریم تبدیل به سرطانی بی درمان شوند. نگریستن به آسمان ما را به خود باز خواهد گرداند. آرامش و تفکری که به ما دست خواهد داد، فرصتی است غنیمت که خود را بازیابیم و اندیشیدن را آغاز. اینبار تفکرات ناقص را تکمیل و مضرات را دور بیاندازیم. اهداف خودمان را روشن و مسیر را انتخاب کنیم. تا خودمان را دریابیم.

 

۴. پرسشهای خود را طرح کنید و پاسخ دهید.

   پرسهایی که شاید هرگز به ذهنتان خطور نکرده یا سوالاتی کهنه که هرگز وقتی برای اندیشیدن برایش نداشتید. اکنون وقت آن رسیده تا با خود صادقانه برخورد کنید و برای خود وقت بگذارید تا پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را بدهید و پرسش‌های جدید را برای ادامه زندگی خود مطرح نمایید. پرسشهایی مانند، از کجایم و به کجا می‌خواهم بروم و اکنون در کجای راه قرار دارم. پرسش درباره آفرینش و طبیعت و پرسش‌هایی درباره خود و زندگی.

 

۵. می‌توانید آرزو کنید و آرزوهایتان را مرور کنید.

   ما انسان‌هایی هستیم که با آرزوهایمان زندگی می‌کنیم. در این هنگام است که می‌توانیم آنها را مرور کنیم. برخی از آنها دیگر برای ما ارزشی ندارند و برخی دیگر را بدست آورده‌ایم. وقت آن است تا خانه‌ای بتکانیم و آرزوهای کهنه بی ثمر را دور ریخته و آرزوهای تازه‌ای برای خود بسازیم. سپس اهداف خود را در مسیر آن قرار دهیم.

 

 

از شما دعوت می‌کنم تا به آسمان بنگرید.