بگذار زندگی آواز بخواند

تازه نگاشته‌ها

با این ۶ حرکت در خانه مانند ورزشکاران حرفه‌ای سلامت و بدنی متناسب و خوش فرم داشته باشید!

با این ۶ حرکت در خانه مانند ورزشکاران حرفه‌ای سلامت و بدنی متناسب و خوش فرم داشته باشید!

چگونه با انجام این  ۶ تمرین در خانه، مانند ورزشکاران حرفه‌ای سلامت و خوش هیکل و استایل باشیم؟ صبح، سحر، آغاز روز و هر آنچه که شما اسمش را می‌گذارید شروع یک قسمت کوچک از زندگی است و می‌دانم این صبح برای عده زیادی از […]

امید داشتن واقعی چیست؟

امید داشتن واقعی چیست؟

امیدوار واقعی امید داشتن در هر فرهنگی مورد ستایش قرار گرفته است، اما آیا همگی امیدوار واقعی هستیم؟ اصلا امید واقعی داشتن چیست؟ چگونه است؟ امید داشتن خوب است اما هرکسی امید واقعی ندارد. امیدواری واقعی مقطع زمانی ندارد، مهلت پایان ندارد و روی چیز […]

این قاتل بی رحم را بشناسید

این قاتل بی رحم را بشناسید

امروز داشتم در سایت دوست خوب از راه دورم شاهین کلانتری (لینک سایت) کوچه گردی می‌کردم و به پست زیبایش (لینک پست اینجا) رسیدم. حالا من هم می‌خواهم بیشتر بنویسم و دستم را گرم کنم.

 

قاتل بی رحم

می‌خواهم امروز برایتان از یک قاتل سخن بگویم. کسی که خیلی‌ها را کشته ولی با اینکه شناس است بیشتر نهادها به دنبالش نیستن. البته تبلیغ علیه‌اش بسیار است، اما گرفتن آن و در برابرش ایستادن بسیار سخت و برای خیلی‌ها نا ممکن است برای همین قربانی های بسیاری دارد. این قاتل به خودی خود قاتل نیست ولی در طول زمان قتل انجام می‌دهد. برای همین اثبات قتل و متهم کردن آن بسیار سخت است و شاید نا ممکن. حکومت‌ها هم در قبالش سکوت اختیار کرده‌اند، نمی‌دانم چرا! شاید بخاطر اینکه مردم را می‌کشد و آن‌ها به راحتی کار خود را بدون مزاحمت و اعتراض مردم انجام می‌دهند.

خیلی سخت است ولی در کشور ما این قاتل به راحتی جولان می‌دهد و هیچ مقام مسئولی نیز به فکر نیست. البته با این اوضاعی که من می‌بینم هیچ کدام از آنها برایشان مهم نیست که این قاتل چه‌ها که می‌کند. اما ما خودمان باید محافظ خودمان باشیم. باید با اطلاعات بالا و حفاظت شخصی این قاتل را شناسایی کنیم و ازش دوری کنیم. کافیست تا بفهمد که در مقابلش ایستاده‌ایم. او عقب خواهد کشید. هرچقدر بیشتر سر سخت باشیم این وحشی بی رحم زودتر عقب می‌کشد.

 

این قاتل بی‌رحم کیست و چگونه کار می‌کند؟

این قاتل بی‌رحم درست هنگامی که حواسمان نیست به ما نزدیک می‌شود. سپس با ما اخت می‌شود و در نهایت ضربه کاری را میزند. معمولا ضربه آنقدرکاری هست که اکثر ما را از سر راه بردارد.
درست هنگامی که اولین نه، اولین شکست، اولین اشتباه و … رخ می‌دهد. او سر و کله‌اش پیدا می‌شود. همان‌جا است که بصورت یک دوست غمخوار ظاهر می‌شود. آرام آرام نزدیک شده و پس از اینکه احساس امنیت کردید کنارش، ضربه کاری را وارد می‌کند.

اسمش نا امیدی است. نا امیدی که خلاقیت، اندیشه، شادابی، ذهن، قلب و جان و … را می‌خورد. قاتلی که به راحتی بین ما راه می‌رود. نا امیدی مثل ویروس انتقال می‌یابد و از عده‌ای انگل نیز تغذیه می‌کند، کسانی که از شکست و نا امید کردن ما سود می‌برند. کسانی که با شکست می‌گویند: دیدی گفتم، نمیشه، من که از اول گفته بودم و …

 

نا امیدی قاتل بی رحمی که روح را می‌‌خشکاند. برای مبارزه با آن یک راه مستقیم وجود دارد. نا امید نشویم و به تلاش ادامه دهیم. که راه بسیار سخت و طاقت فرسایی است. با نا امید شدن، راه برای کسانی که سو استفاده می‌کنند باز خواهد شد و کسانی که قلدر هستند و زورگو در جامعه به قدرت خواهند رسید و بیشتر نا امیدی را ترویج خواهند داد تا مردم سرگرم خود شوند.

 

 اما خبر خوب اینکه شما هرچقدر بیشتر تلاش کنید بیشتر نتیجه میگیرد. قوی تر می‌شوید و این قاتل بی رحم از شما بیشتر فاصه خواهد گرفت.

 

به امید با امید بودن و تلاش کردن شما و جامعه

 

زندگیتان پلاس

 

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

رخدادها و پدیده‌های امروز زندگی‌ات را بساز (روشی ساده و سودمند برای مدیریت زمان)

   قبلتر در نوشته‌ای به تعریف زمان و مدیریت آن پرداختم (لینک). اینبار می‌خواهم یکی از ساده‌ترین روش‌های مدیریت زمان را برای شما بازگو کنم. روشی که تقریباً در تمام کتاب‌ها و آموزش‌ها به ان پرداخته‌اند. در همان نوشته تشریح کردم که مدیریت زمان همان […]

سربازی و روزگار سخت – دلنوشته

سربازی و روزگار سخت – دلنوشته

   روز برفی زیبای امروز و سختی اتلاف وقت سربازی. انگار هرگز راهی نیست، روزهای تکراری با آدم‌هایی که شاید اکثر آنها ندیدنشان برای دست کم برخی از ما بهتر باشد. امروز یکی از آن روزها بود. روز زیبایی که با موقعیت‌های بد، نا زیبا […]

مدیریت زمان، دروغ یا حقیقت

مدیریت زمان، دروغ یا حقیقت

   یکی از بحث‌های داغ، مدیریت زمان است. اما آیا این کار حقیقی است یا خیر؟ مدیریت زمان از گذشته بوده‌ و در چند دهه اخیر در دنیا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اکنون بخاطر پیشرفت سریع مطمئناً مدیریت زمان اهمیت بیشتری نسبت به قبل پیدا کرده است. در گذشته‌های دور نیز این مساله بوده و به شکل گوشزد و ضرب المثل نیز نکات فراوانی به جای مانده است. مانند «فرصت را غنیمت شمار»، «در حال زندگی کن» و دیگر نکاتی که بین مردم رواج داشته است. در کشور ما هم، اکنون بسیار رایج و کتاب‌های خوبی ترجمه گردیده. اساتید بزرگی نیز در این زمینه چه دانشگاهی و خارج از دانشگاه وجود دارند. در عین حال خیلی‌ها نیز در حال سو استفاده از این موضوع هستند. کسانی که دروغ‌هایی را سرهم می‌کنند کسانی که با انگیزه دادن و ایجاد فضا و جو روانی سعی در فرو بردن افراد در توهم دارند، تا بتوانند نفعی شخصی ببرند. اما آیا مدیریت زمان وجود دارد؟ آیا می‌شود زمان را مدیریت کرد؟ کنترل کرد؟

 

   قبل از اینکه بخواهیم به موضوع مدیریت زمان بپردازیم، بهتر است به خود زمان بپردازیم. زمان را تعریف کنیم سپس به مدیریت آن بپردازیم. درست هنگام حل مشکل و مساله‌ای که ابتدا باید آن را به خوبی تعریف کنیم و بفهمیم تا بتوانیم آن را حل نماییم.

 

زمان چیست؟

 

   اندیشمندان و دانشمندان هنوز به یک پاسخ واحد برای این پرسش نرسیده‌اند. شاید هم پاسخ واحدی وجود ندارد. اما آنچه که می‌شود در پاسخ‌ها یافت، نسبی بودن آن است. یک تعریف علمی که بر اساس اتفاقات رخ داده بناست می‌گوید که زمان دنباله‌ای از وجود و اتفاقات است. در واقع ما انسانها اکنون نیز بطور کلی زمان را بر اساس یک اتفاق یا پدیده اندازه‌گیری می‌کنیم به نام چرخش محوری زمین. همان چرخشی که دلیل پیدایش روز و شب بر روی این کره خاکی است. این پدیده نسبی است، برای مثال یک شبانه روز بر روی کرهٔ مریخ با زمین متفاوت است و اگر ما آن را با ساعت زمینی اندازه بگیریم باز کاری نسبی انجام داده‌ایم. تقریبا شبیه به چیزی که نظریه نسبیت عام انیشتین بیان می‌کند اما به زبانی بسیار ساده و محاوره‌ای تر. برخی از اندیشمندان معتقد به ذهنی بودن زمان هستند. زمان در زندگی، کسب و کار، هنر، تاریخ، دین، فلسفه، ورزش، زیست و بسیاری از علوم دیگر وجود دارد و در همه آن‌ها نقش اصلی‌اش اندازه‌گیری است.

 

 

   پس دفعه بعدی که کسی از ما بپرسد زمان چیست در ذهن ما بیشتر پرسش‌هایی بوجود خواهد آمد تا پاسخ. بهتر است بیشتر از ثانیه، دقیقه و ساعت به زمان نگاه کنیم. زمان در حقیقت برای چیزهای پویا معنی بیشتری می‌دهد تا چیز‌های ایستا، منظور از چیزها، هر جسم، حرکت، تفکر و هر پدیده وجودی یا انتزاعی است. برای مثال زمان برای یک موجود زنده اهمیت بسیار بیشتری خواهد داشت تا یک تخته سنگ، یک موجود زنده رشد و نمو می‌کند و سرانجام رو به زوال می‌رود، اما آیا تخت سنگ زمان برایش معنی دارد؟ در پاسخ کلی می‌توان گفت خیر. در پاسخ تحلیلی باید گفت که زمان برای سنگ بسیار طولانی تر است (نسبی بودن آن نسبت به جسم و خواص آن) در حقیقت میلیون‌ها سال قبل ممکن است از یک گدازه آتشفشانی یا تحت تاثیر فشار لایه‌های خاک رسوبی پدید آمده باشد و میلیون‌ها سال بعد در اثر فرسایش از بین برود. در حقیقت زمان برای هر دو قابل اندازه‌گیری است و می‌تواند وجود داشته باشد اما نسبت آن‌ها بسیار متفاوت است. ما زمان را بر اساس رخداد تولد، زندگی و فرسایش (مرگ) تعریف و فاصله آن‌ها را با سال‌های زمینی که حاصل یک دور کامل زمین به دور خورشید است توصیف و اندازه‌گیری کرده‌ایم. این امر برای ما انسان‌ها بیشتر نمود دارد زیرا می‌شود گفت ما اولین موجودات زمینی هستیم که به مفهوم زمان فکر کرده‌ایم. زمان برای ما دنباله‌ای از رخداد‌ها و پدیده‌هایی است که به سه بخش اصلی تقسیم می‌گردد که عبارتند از: تولد، زندگی و مرگ. در حقیقت زمان همان عمر ماست یا بهتر بگویم جریان عمر ماست…

 

 

   عمر ما شامل رخداد هایی است که در زندگانی ما ثبت خواهند شد. این رخدادها از تولد شروع و با رشد و نمو ادامه می‌یابد، سپس ماجراها و اتفاقاتی که در طول زندگی اعم از درس، تجربه، تصادف، برخوردها، غم‌ها، شادی‌ها، عاشقی، پیروزی‌ها، شکست‌ها و تمامی رخدادها به آن معنا می‌دهد. پس عمر ما دارای رخداد، پدیده‌ها و رخدادهایی که هم در دستان ما است هم از آن خارج است. نمی‌توان گفت که میزان رخدادهای غیرقابل کنترل و قابل کنترل به چه صورت پخش شده است زیرا این نیز نسبی است و می‌شود بطور خام آن را ۵۰-۵۰ یا نیم به نیم در نظر گرفت. منظور از بصورت خام چیست؟ بصورت خام به معنای عدم انجام ارادی یا پدید آوردن رخداد تازه است یا انجام رخدادهای تکراری، برای مثال انسان‌های اولیه به خوردن، آشامیدن، آمیختن و زاییدن و شکار مشغول بودند. عواملی مانند رخدادهای طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و …)، درگیری با درنده‌گان و غیره جز عواملی بودند که ناچار بر زندگی آنها کاملا تاثیر می‌گذاشت و بخاطر کم بودن تعداد رخدادهای ارادی آنها، تقریبا تعداد رخدادهای غیرقابل کنترل آنها بیشتر از قابل کنترل آنها بود. اما پس از گذشت سالیان و به خاطر خلاقیت و قدرت خلق و آفریدن انسان، سبب شد تا بشر علوم بیشتری کسب کند و با اختراع و ابداع زمینه رخدادهای ارادی را بیشتر نماید. اکنون می‌توان گفت که انسانها خالق هستند، خالق رخدادهای تازهٔ خودشان و تعداد رخدادهای ارادی آنها بسیار بیشتر از رخدادهای غیر ارادی آنها است.

 

 

   عمر نوع انسان پس از سالها گرانبها شد و زمان نقش بیشتری پیدا کرد. تفکر انسان باز شد و رشد بیشتری نمود. در زمان حاضر عمر ما گرانبهاتر از هر عصری خواهد بود.

 

 

مدیریت زمان چیست؟

   مدیریت زمان را می‌شود مدیریت رخدادهای ارادی عمر و زندگی انسان تلقی کرد. در حقیقت ما با مدیریت بر رخدادهای ارادی می‌توانیم پدیده‌های بیشتری بوجود آوریم و بر اساس قانون طبیعت چیزهای بیشتری کسب نماییم. هرچه بیشتر این رخدادها را جهت دهی کنیم و پدیدآوریم بیشتر مدیریت بر عمر خود یا مدیریت بر زمان خود خواهیم داشت. در حقیقت مدیریت زمان همان مدیریت و پدید آوردن رخدادها در طول عمر ما خواهد بود. مدیریت زمان در عمر ما خلاصه خواهد شد.

 

 

   برای مدیریت بر زمان باید بتوانیم کار‌های خود را مدیریت کنیم. کافیست تا روش‌های بهینه کار کردن را بیاموزیم. روش‌های بسیاری برای بهینه کار کردن وجود دارند، بهترین روش‌ها معمولا حول محور تکرار و تمرین و به سبک سینوسی یا موجی تکیه دارند. تشریح چنینی روش‌هایی از حوصله مطالب ما خارج است اما شمایل کلی آن‌ها بر این اساس است که با تکرار و تمرین شما بهتر خواهید شد و از طرفی کار دایمی بدون استراحت سبب فرسایش شما خواهد شد، پس باید حرکت شما بصورت سینوسی باشد همراه با تفریح و استراحت و جدایی از کار، سپس بازگشت به آن. (تمرین و موج)

 

 

   پس مدیریت زمان در حقیقت همان کنترل و مدیریت رفتارها و کنش‌های ماست که منجر به ایجاد رخدادی گردد. ما نمی‌توانیم ساعت را نگه داریم، اگر هم عقربه‌ها را نگه داریم، زمین خواهید چرخید و شب و روز خواهند گذشت، باز هم اگر زمین را از حرکت نگه داریم، همچنان خورشید خواهد درخشید و اتم‌ها تجزیه خواهند شد و باز پدید خواهند آمد، باز هم عمر ما خواهد گذشت و به پیری و سپس به افول عمر خود خواهیم رسید. البته اگر راهی برای جوان ماندن بیابیم قضیه بهتر خواهد شد اما باز نیز اتفاقات پدید خواهند آمد و باز ممکن است ما در طی یک اتفاق فرصتی دیگر نداشته باشیم. این همان نسبی بودن زمان است، که با هر حرکت ما بصورتی دیگر روان خواهد بود.
اکنون می‌دانیم که مدیریت زمان در حقیقت مدیریت بر کارها و کنش‌های خود (یا سازمان) است. دیگر بجای آنکه به دنبال معجزه و ایستادن یا کندی زمان باشیم باید به دنبال استفاده و خلق رخداد‌های موثر و مفید در زندگی خود باشیم، تا بتوانیم بهره‌وری خود (یا سازمان) را دو چندان نماییم و مهمتر از همه از عمر خود به خوبی بهره‌مند گردیم.

 

 

   با همهٔ این تفاسیر آیا می‌شود با انجام روش خاصی استاد مدیریت زمان شویم؟ پاسخ کمی تلخ است زیرا چیزی به اسم قانون موفقیت یا روش طلایی برای مدیریت زمان آن هم برای همه وجود ندارد. اما هرکس می‌تواند روش خودش را بیابد، کافیست تا اصول اولیه آن را به کار ببرید، سپس خواهید دید که روش خود را چگونه در جریان زندگی پیدا خواهید نمود. برای مثال کافیست تا زمان موثر خود را بیابید، برخی از ما در صبح و برخی در شب بهره‌وری بیشتری دارند. همین موضوع در مکان نیز صادق است. کافیست تا مهمترین کارهای خود را در آن زمان انجام دهیم.

 

 

   پس برای رسیدن به مهارت مدیریت زمان باید اصولی که کارها و کنش های شما را موثرتر می‌کنند را به کار بندید و استفاده نمایید. همانطور که در کتاب مبانی مدیریت نوشته رابینز و سنزو گفته شده است: «به خاصر داشته باشید که مدیریت زمان چیزی نیست که به همین سادگی به دست بیاید. برای «مدیر خوب زمان بودن» باید بسیار تلاش کرد.» تلاش نیاز است.

بهترین و صمیمی‌ترین دوستان ما

بهترین و صمیمی‌ترین دوستان ما

   زمان همه چیز را ثابت خواهد کرد. آدم‌های اطراف ما بسیار هستند و خیلی از آن‌ها در حد یک رهگذر باقی خواهند ماند. عده‌ای دیگر مانند مسافرانی به یک مقصد طولانی هم صحبت خواهند شد و عده‌ای دیگر مثل بچه محل‌ها خوش و بش […]

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

   ما معمولاً روزانه برخی کارهایی را مرتکب می‌شویم که ممکن است از نظر شخصی، اخلاقیات، قانون، اجتماعی (مدنی)، درونی و … قابل پذیرش نباشد. برای مثال ممکن است عادت کرده باشیم یک دروغ کوچکی (خالی بندی) سوری هم شده در روز انجام دهیم، حتی […]

معرفی کتاب خاک خوب

معرفی کتاب خاک خوب

   این‌بار نیز می‌خواهم یکی از آثار کلاسیک جهان را برایتان معرفی کنم. یک اثر بسیار زیبا و پر از شگفتی در معنا، اثری که ما (ایرانیان) با آن ارتباط بر قرار خواهیم کرد، تحفه‌ای به دستان بانویی غربی، برگفته از شرق از یک «خاک خوب»، از چین. اثری از خانم «پرل باک» نویسنده سرشناس و اولین زن آمریکایی که جایزه نوبل ادبیات را از آن خودش کرد. کتاب اول از یک سه‌گانه، کتابی زیبا که در نیمه اول قرن ۲۰ام به دستان نویسنده توانایش نگاشته شده است. کتاب «خاک خوب».

درباره نویسنده:

   «پرل سیدنستریکر باک» زاده شده در سال ۱۸۹۲ و درگذشته به سال ۱۹۷۳ برنده جایزه نوبل ادبیات و اولین زن آمریکایی که مفتخر به دریافت این جایزه گردیده است. وی همراه با پدرش در پنج ماهگی به چین سفر کرد. پرل پس از بازگشت به آمریکا یکی مدافعان سرشناسِ حقوق زنان و اقلیت‌ها گشت. بیشتر آثار او درباره چین و فرهنگ آسیایی است. آثار وی به بیش از ۳۰ زبان مختلف ترجمه و نمایش‌نامه‌های بسیاری از روی آن‌ها نوشته شده است.

پرل باک

نام کتاب: «خاک خوب» ( به انگلیسی: The Good Earth).
نویسنده: «پرل سیدنستریکر باک» نویسنده معروف آمریکایی.
سال اولین چاپ: ۱۹۳۱ میلادی

مترجم: «غفور آلبا»
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی
چاپ نخست: ۱۳۴۰
چاپ پنجم: ۱۳۹۴
وب سایت ناشر: elmifarhangi.ir

موضوع: رمان آمریکایی – چینی
تعدا صفحات: ۳۵۰صفحه
قیمت: ۱۵۰.۰۰۰ ریال

معرفی کتاب «خاک خوب»

   ونگ لانگ، پسر روستایی چینی که از لحظه‌ای که چشم باز کرده خودش را در زمین و خاک یافته، یک چینی دهاتی که عمرش را بر سر زمین سپری می‌کند. زندگیش زمین است و کشت و زرع. کتاب از لحظه‌ای شروع می‌شود که ونگ لانگ قرار است آن روز عروس خود را درخانه روستاییش بیاورد. عروسی که سربسته و به انتخاب پدرش بوده، پدری که هر روز با غرغرهای آن را تحمل کند و عروسی که پدرش نیز آن را ندیده است و فقط طبق سنن از یک خانواده اشرافی درون شهر تقاضا کرده تا یک کنیز که نه زیبا و نه زشت است برای پسرش کنار بگذارند. آری به همین راحتی، شاید قرابتی بین فرهنگ‌های شرق باشد که اینگونه ما را به یاد دوران نه چندان قدیم سرزمین خودمان می‌اندازد. فلسفه‌اش هم آن است که زیبا رویان به فکر زیبایی خود هستند و به درد سر زمین کار کردن نخواهند خورد و صد البته که برای بچه دار شدن نیز مناسب نیستند. دست کم این یکی برایشان کار می‌کند و دست کم بخاطر زیبایی‌ نداشته‌اش در دستان اربابان جوان نچرخیده است. به هرحال از همان برگ‌های نخستین در خواهیم یافت که زن همچو کالایی برای تولد اولاد است و برای فقیرانی مانند خانواده لانگ کمکی بر سر زمین و خانه داری بی نظیر خواهد بود تا هم کمکی برای شوهرش و هم در خدمت پدر شوهر پیرش باشد تا غذایش کمی دیر نشود. شاید برای همین است که ونگ لانگ از صبح روز عروسی‌اش به خوبی غرغرهای پدرش را تحمل می‌کند، زیرا می‌داند که دیگر از فردایش زنی در آن خانه هست و نیاز نیست صبح زود بیدار شود و برای پدرش آب گرمی بار گذارد.

 

   ونگ لانگ یک فقیر که عروسش «اولان» را تا لحظه‌ای که از دستان بانوی بزرگ خانه اعیان نشین تحویل نمی‌گیرد ندیده است. روز اول هیجان جوانی‌اش و استرس روبرویی با اعیان را بسی تجربه می‌کند و خوشحال که زنی کنارش است که برای اوست. زنی که در ادامه پا به پایش سر زمین کار می‌کند و خانه آنها را سامان می‌دهد. کنیزی که در آشپزخانه اربابش بوده و بخاطر چهره نه چندان خوبش خوشبختانه مورد توجه اربابان هوس باز قرار نگرفته ولی در عین حال زخم‌هایی که از کنیزی در دل دارد را، تا انتها با خود می‌کشد.

   زنی که برای ونگ در اولین آبستن شدنش پسری می‌زاید و مایه مباهات خانواده می‌شود، به قدری که با آن وضع میهمانی برای آن ترتیب می‌دهند و برعکس هنگامی که دختری پس از به دنیا می‌آورد از شرمندگی سرافکنده می‌شود.

   خاک خوب زندگی یک روستایی چینی را در بحبوحه جنگ‌های داخلی و انقلاب چین روایت می‌کند. یک روستایی ساده که چیزی جز زمین بیشتر برایش اهمیت ندارد و زیبایی داستان نیز در همین سادگی و خاک نهفته است. زندگی‌ای که قحطی را تجربه می‌کند و خانواده را به سوی جنوب می‌کشاند. در این داستان ما قهرمانی نداریم و همه مردم هستند و زندگی چیزی جز سیر طبیعی آن نیست و این زیبایی آن را دوچندان کرده است. البته که قلم «پرل باک» و ترجمه زیبای «غفور آلبا» است که آن را برای ما به ارمغان آورده است.

 

   داستانی با فراز و فرودهای بی‌وقفه و اتفاق‌های طبیعی اما مهیب و هیجان انگیز که زندگی خانواده لانگ را همیشه تهدید می‌کند. و در هنگام یکی از همین اوج‌هاست که ونگ لانگ که پولی برای خودش دست و پا کرده پایش به روسپی خانه باز می‌شود و عاشق روسپی می‌شود که در خواب ندیده بود و هنگامی که عکسش را در کاباره طبقه پایین دیده بود با خود خیال می‌کرد نقاشی است از یکی از الهه‌های چین که به دین‌سان زیباست. عشقی که حرمت می‌شکند و زیبایی غم انگیز داستان را دوصد چندان می‌کند و اگر شما نیز با من هم عقیده باشید، آهی غم انگیز را از نهانتان بلند خواهد کرد و حالا این مرد زحمت کش را دیگر دوست نخواهید داشت. حرمت شکسته شده‌ی زحمت و پایاپایی یک زندگی. شاید این نیز اثر همان پولی است که کثیف می‌نامند.

 

   این اثر زیبا و واقع گرا تصویری از زندگی را ارائه می‌دهد که همه ما در اطراف خود شاهد آن بوده‌ایم و یا حتی ممکن است خود نیز قربانیان یکی از این اتفاقات نامیمونی که در سیر این کتاب اتفاق می‌افتد باشیم. کتابی که می‌تواند به ما یاد آوری کند که زندگی می‌تواند چگونه پستی و بلندی داشته باشد و چه اتفاقات ناشگونی. دست کم برای من این را نمایان کرد که قدر اطرافیان و عزیزانم را بدانم، نمی‌دانم در شما چه حس‌های زنده خواهد کرد اما می‌دانم که ارزش خواندن بسیار بالایی دارد.

 

 

   این رمان می‌تواند برای چندین شب شما را سرگرم کند و افکار و تفکراتتان را برانگیزد تا شما را به دنیای درونتان ببرد و با نزدیکی‌ای که با شخصیت‌های داستان احساس خواهید کرد در چند شب یک زندگی دیگری را تجربه نمایید. ارزش این کتاب و تخیلی که در حین خواند برای تصور استفاده خواهید کرد بسیار بسیار والاتر و با ارزش‌تر از سریال‌هایی است که ساعت‌ها جلوی تلویزیون صرف آن می‌کنیم و تصورات دیگران را مشاهده می‌کنیم.

 

   من به شخصه به این کتاب نمره کامل می‌دهم و به شما پیشنهاد می‌کنم تا با خواندن آن زندگی در آن دوران چین را تجربه کنید.

به آسمان بنگر

به آسمان بنگر

   چند وقت است که به آسمان ننگریسته ای؟ آسمان از دیرباز برای ما آدمیان نماد آزادی و آزادگی بوده است. زمانی که آرزوی پرواز برای ما رویایی بود و خدایانی که در اساطیر سیطره خود را بر آسمان داشتند تنها آنان توانایی گام گذاشتن […]