کاردلیا: گزارش روز هفتم

گزارش روز هفتم (۱۱ خرداد ۹۷)

یک هفته از برنامه طی شد. هفته اول با هر سختی و آسانی که بود نتیجه‌های خوبی به همراه داشت. شیب ملایم را طی می‌کنم و به زیر ۸۰ کیلوگرم رسیدم. کم کم باید کمی به سرعت و فشار افزوده شود اما همه چیز گام به گام خواهد بود.

ذن کوتاه امروز به خوبی عملکرد بهتری برای من رقم زد. خستگی کمتری داشتم اما همچنان کوفتگی کمی بخاطر کمی کار زیاد و کمبود خواب در بدنم وجود دارد. به هرحال سربازی را هرچقدر بالا دست هم باشی باز اتلاف وقتی بیش نیست.

مطالعه امروز بر روی مبحث ششم مقررات ملی ساختمان متمرکز شده بود. متاسفانه ساعت مطالعه با کاهش شدیدی همراه شده که اگر جبران نکنم به شدت افول خواهم داشت.

مسیر خوبی را طی کرده‌ام. امروز تغذیه‌ام با برنج شروع شد اما کم، به هرحال لوبیا پلوی خوشمزه مادرم را نمی‌شد کنار گذاشت. میوه فراوانی داشتم و شب که میهمانی دعوت بودم کباب و جوجه کباب همراه با کمی برنج برای شام داشتیم. البته کمی نان کشمشی برای افطاری در مهمانی تناول کردم اما بسیارناچیز بود. سوپ مرغ هم یک بشقاب خوردم ولی لب به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

 

بررسی و نتیجه

مسیر تا به اینجا به خوبی پیش رفت و به زیر ۸۰ کیلو رسیدم، برای آغاز کار خیلی خوب و مفید بود. متوجه شدم که سوزاندن کالری فقط مختص حرکات خفن ورزشی نیست و با حرکات کوچک می‌توان به آن دست یافت.

فردا به ساعت مطالعه خواهم افزود و با هدیه دادن یکی از وسایل ورزشی به عموی خوبم باید به فکر روش بهتری باشم تا با خرید دوباره وسیله به تمرین‌ها بازگردیم.

تحت هیچ شرایطی نباید تسلیم شد حتی با از دست دادن چیزی، پستی و بلندی در مسیر وجود دارد اما خاموشی هرگز.

 

من می‌توانم، ما می‌توانیم.

کاردلیا: گزارش روز ششم

گزارش روز ششم (۱۰ خرداد ۹۷)

 

متاسفانه به علت مشکلات فنی در سرورهای هاستینگ و تغییراتی که بخاطر تحریم‌ها بوجود آمد گزارش دیرتر در اینجا پست شد.

 

روز ششم و خستگی بیشتر، امروز بیشتر استراحت داشتم، در هر صورت هرگاه یک چیزی هست و من هم به دنبال ۱۰۰٪ بودن نیستم. بخاطر خستگی زیاد تنوع تمرینات را کم کردم و فقط روی یک تمرین تمرکز کردم و آن را در طول ساعات کار پخش کردم و نتیجه بخش هم بود به خوبی فشار را احساس می‌کنم و صد البته درد و سفتی موضعی که حاصل شده است.

 

متاسفانه امروز روز پرباری نبود و شوربختانه کیفیت پایینی داشتم. البته برنامه ترک نشد و حداقل‌ها را رعایت کردم گرچه با تمام نارضایتی از خودم احساس خوبی برای تمرین دارم.

تغذیه بهتر بود امروز با کمی برنج و غذای محبوب من به نام نخودآب (به نظرم نوعی آب گوشت باید باشد که فقط از قلم و گوشت کم و نخود فراوان و آب و پیاز تشکیل شده + زردچوبه) و البته نان جو سپری شد. در انتها از ۲ عدد تخم مرغ آبپز و خرما و گردو، پنیر و مربا و قدری نان قندی پذیرایی از خود را پایان دادم. سرانجام هم مقداری میوه فصل که تازه رسیده‌اند به همراهی رژیم من پیوستند.

 

مراقبه و ذن (چِن) به خوبی انجام شد و چه حس خوبی داشتم، کمی زیاده روی شد البته چون وقتی چشمهایم باز شد گویی از خواب بلند شدم، هنوز برای سیر و سلوک خیلی زوده:))

 

بررسی و نتیجه

 

مهمترین بخش ذن بود که آرامش امروز را رقم زد با آنکه خستگی همچنان دست از سرم بر نمی‌دارد. همچنین مدل صحیح نشستن در این حالت برای عضلات کمر بسیار مفید است و حالت قوز مانند را می‌تواند در دراز مدت درمان نماید.

خستگی و هر مشکلی نباید مانع کاملی برای انجام کارها شود، صد البته که کاهش و استهلاک را در پی خواهد داشت اما هرگز نباید دست از تلاش کشید و باید برنامه را در حداقلی خود اجرا نمود.

با همه مشکلات مسیر را ادامه خواهم داد. و خوشبختانه با اینکه این دو سه روز آخر خستگی بود و من در حداقلی به سر می‌بردم با این‌حال به خوبی پیشرفته‌ام و کاهش وزن خوبی داشتم.

 

خوشحالم که مسیر را ادامه می‌دهم و خوب می‌دانم که لذت بردن از مسیر زندگی است و اهداف ما ایستگاه‌های لذت بخش زندگی هستند.

کاردلیا: گزارش روز پنجم

گزارش روز پنجم (۹ خرداد ۹۷)

 

روز پنجم و خستگی مفرط، کار زیاد و البته ثابت نبودن در یک‌جا بیشتر وقت مرا گرفت. متاسفانه به مطالعه نرسیدم تا خانه که جبران شود. امروز تمرینات را تا حد ممکن انجام دادم اما پیشرفتی نداشتم وزن که همچنان ثابت مانده و البته که هنوز نباید کاهش وزن بیشتر از این در کار باشد.

تغذیه امروز بیشتر برنج بود و البته زیاد هم بود. به هرحال قرمه سبزی دوبار گرم شده را نمی‌توان دست رد بر سینه‌اش زد. هرچند که مطابق برنامه بود و زیادی خورده نشد اما کمی بی‌موقع بود.

 

در عوض شب مطابق رژیم تغذیه‌ای برنامه بود و با نان جو و پنیر و عسل و گردو جبران شد. سالمتر از قبل. یک روز معمولی همراه با تمرینات معمولی و مطابق برنامه پیش رفتم. مرز خاصی را نشکستم و همان چند عدد اضافی را که هر روز دارم به آن‌ها اضافه کردم.

خوشحالم که هر روز یک گام رو به جلو بر‌ می‌دارم و خوشحالتر که کاردلیا نتیجه بخشی خودش را از همان ابتدا آغاز کرده و بسیار خوشحالتر که در انتها با کامل کردن همه‌ مستندات و کامل کردن نواقص و افزایش اطلاعات می‌توانم به دیگران کمک کنم.

 

مراقبه امروز خیلی کمک کرد با اینکه از ۵ دقیقه تجاوز نکرد خیلی آرامش خوبی برایم به ارمغان آورد.

 

 

نتیجه و بررسی

 

با اینکه خستگی مفرط مرا در بر گرفته بود اما باز هم تسلیم نشدم. این یعنی حتی کوچکترین کار را باید انجام داد یعنی حداقل‌ها را باید اجرا کرد. گرچه همیشه باید بلند گام برداشت اما همیشه گام‌های کوچک برای آغاز مطمئن‌تر خواهند بود. هنوز لاغری حاصل نشده که صد البته هنوز راه درازی در پیش دارم برای این‌کار.

 

تمرینات فردا بیشتر خواهد شد. ذن هم کم کم بصورت ثابت در خواهد آمد. البته کم کم به معنی خیلی زود است و مطابق برنامه.

 

همه ما می‌توانیم، پیش بسوی بهتر شدن:)

کاردلیا: گزارش روز چهارم

گزارش روز چهارم (۸ خرداد ۹۷)

چهار روز سپری شد و من کم کم دارم به تمرینات اضافه می‌کنم. گرچه هنوز به مرز توانایی‌ها هم نرسیده‌ام اما طبق برنامه باید پیش رفت حالا کم و بیش این طرفتر یا آن سوتر تا زمانی که به برنامه عمل می‌کنیم مشکلی ایجاد نمی‌کند.

خستگی بخاطر ضعف طبیعی است، اما آنچه مسلم است اینکه آب بدن باید جبران شود و یا در صورتی که می‌خواهیم روزه باشیم حالا چه با اعتقاد چه با امتحان باید تا جای ممکن در جای خنکی کار کنیم. البته کمی تشنگی و گرسنگی می‌تواند مقاومت بدن را برای ما بالا ببرد اما بیشتر از آن من هنوز چیزی پیدا نکردم که قانع کننده باشد برای سلامتی، یا دست کم برای سلامتی در کوتاه مدت.


ورزش امروز کمی بهتر بود ولی هنوز بسیار کم است، گرچه می‌دانم نتیجه در انتها حاصل خواهد شد اما بخاطر اینکه وزنم به ۸۰ کیلو ثابت رسیده کمی ذوق دارم. وزن ایده‌آل درصورتی که هیچ گونه عضله سازی و … نباشد برای من بین ۷۴ الی ۷۷ کیلو گرم است اما هیچ قانون خاصی را نمی‌توان در این مورد پیاده سازی کرد!


درصورت عضله سازی که خب بستگی به میزان ورزش از نوع بدنسازی یا فیتنس متفاوت است، وزن ایده آل مسابقات حرفه‌ای که کمی عجیب است و باید حدود ۶۵ الی ۷۱ یا ۷۲ کیلو گرم باشد یعنی نهایت مرزی که می‌توانم داشته باشم ۷۲ کیلو گرم است. بله مسابقات کمی عجیب و غریب می‌زند و تنها پوست و استخوان همراه با کمی عضله سفت و سریع نیاز است.


در هرصورت امروز تاثیر و درد عضلانی یا بهتر بگم خستگی عضلانی خیلی خفیفی آغاز شده است و این نشان خوبی برای پیوسته بودن تمرینات است. به همین سادگی رو به سلامتی پیش می‌روم و خوشحالم:)

تغذیه خوبی بود گرچه برنج نسبتا زیادی داشتم اما از نان خبری نبود و خوراک خوشمزه اما خالی کنار برنج وجود داشت. شب هم که به آب و چای و نان و پنیر بسنده نکردم و کمی بامیه خوشمزه چاشنی‌اش شد. میوه هم کمی تا قسمتی در تغیذه جا دادم و آب فراوان.

 

نتیجه و بررسی

روز خسته کننده‌ای بود اما خوب گذشت استراحت خودم را داشتم و به ورزش رسیدم اکنون که ساعت ۹:۵۵ دقیقه شب است هنوز متاسفانه مطالعه خوبی نداشتم که در انتهای شب به مطالعه خواهم پرداخت. ورزش‌ها و تمرینات از فردا بیشتر خواهد شد. هربار فقط یک گام در نظر گرفته‌ام، گرچه در گذشته جهش‌های بزرگ می‌کردم اما اینبار می‌خوام آهسته و پیوسته باشد آن هم به صورتی که برای دیگران نیز کاربردی باشد.

تمرکز روزانه باید تداوم داشته باشد و روش‌های بهتری از چَن (ذن، مدیتیشن) را پیاده سازی کنم. خوشبختانه کمی آرامش پیدا کرده‌ام با اینکه اصلا در وضعیت خوبی قرار ندارم و روزهای بدی را سپری می‌کنم.

کاردلیا: گزارش روز سوم

گزارش روز سوم (۷ خرداد ۹۷)

روز سوم و یک روز تقربیا معمولی. امروز حسابی خسته بودم و اصلا حوصله کاری را نداشتم، همین خستگی روی روحیه تاثیر می‌گذاره و می‌تواند جلوی کارها را بگیرد. خوشبختانه تسلیم نشدم و بجای بیکار نشستن هم به مطالعه روزانه رسیدم هم تمرینات را تا حد رضایت بخشی دنبال کردم. در هر صورت نباید تسلیم شد، همیشه پستی و بلندی وجود دارد امروز از آن روزهایی بود که خستگی نمی‌گذاشت حتی فکرم را متمرکز کنم و چشمم بسته می‌شد، به هر روشی که بود تا حد امکان کارها را انجام دادم، خوشبختانه کمی وقت برای چرت کوتاه پیدا کردم به هرحال وقت استراحت به ما می‌دهند:)

امروز برنج در وعده غذایی جا داشت و مرغ دو تکه بود متاسفانه ران به من رسید با اینکه مزه بهتری دارد اما سینه را ترجیح می‌دهم. افطار ۳ عدد خرما و ۲ عدد بامیه کوچک همراه با چای و نان و پنیر و عسل و گردو داشتم. شیر کاکائو غلیظ همراه با دو عدد کیک نیز در تغذیه امروز جا خشک کرد و یک قاشق چای خوری حلوای خانگی مادرم که بسیار خوشمزه بود.

آب هم به مقدار کافی نوشیدم اما همچنان باید بنوشم تا به اندازه کافی برسد.

 

نتیجه و بررسی

با هر خستگی که داشتم به کارها رسیدم. وزن همچنان ثابت و البته که در ۳ روز نباید هیچ انتظاری داشت و فقط برای یادداشت برداری حساب کرده‌ام. فردا تمرینات بیشتر خواهند شد و امیدوارم روند رو به رشدی داشته باشم. تمام تلاشم را خواهم کرد. تعداد تمرینات بیشتر شده بود و راضی هستم.

از فردا چَن (ذِن، مدیتیشن) روزانه افزوده خواهد شد.

کاردلیا: گزارش روز دوم

گزارش روز دوم (۶ خرداد ۱۳۹۷)

خوشحالم که امروز قدری بهتر پیش رفتم. روز خوبی بود به تمریناتم بیشتر رسیدم گرچه نصبت به تعداد دیروز کمتر بود اما تنوع بیشتری جای دادم.

تغذیه امروزم خوراک با نان جو بود. یک لیوان خاکشیر و آب فراوان در رژیم امروزم جا داشت. می‌دانید که چیدن میوه از درخت چقدر لذت بخش است. همچنین شیر و یک کیک کوچک همراه با بیسکوییت چاشت امروزم بود.

نان و پنیر و چای و عسل و گردو هم که شب همراه با دو عدد خرما و نان سبوس دار جز تقریبا نهایی تغذیه امروزم بود. در نهایت با یک سیب به پایان رسید.

تمرینات امروز فقط به بالا تنه و دستان رسید. هنوز موتور ورزش درست گرم نشده و البته که باید مطابق برنامه کمی زمانبر باشد تا آسیب وارد نشود.

مطالعه امروز به سختی انجام شد ولی کارهای تمرین ضبط صدا با کمترین امکانات به خوبی پیش رفت.

وزن امروز به ۸۰ کیلوگرم رسید یعنی ۲ کیلو از قبل کمتر اما این فقط موقتی است برای من چون در تمرینات ما معمولا حدود ۱ الی ۲نیم کیلوگرم نوسان داریم اما خبر خوبیست که در حال نتیجه گیری هستم البته خطای ترازو را نیز باید لحاظ کرد.

 

نتیجه

امروز خوب پیشرفت. وضعیت رضایت بخشی بود. کاهش وزن نداشتم و فقط نوسان وزن دارم که برای من طبیعی است. البته رژیم غذایی تقریبا از یک هفته قبل شروع شده اما این سبک کاردلیا روز دوم است که آغاز گردیده است. به هرحال هنوز خیلی زود است تا نظر در مورد کاهش وزن داد.

فردا تمرینات را گسترش خواهم داد و کمی به تعداد هر تمرین خواهم افزود حتی اگر تک رقمی باشد.

کاردلیا: گزارش روز نخست

گزارش روز نخست (۵ خرداد ماه سال ۱۳۹۷):

امروز اولین روز کاردلیا بود. نه می‌شود گفت روز خوبی بود و نه می‌شود روز معمولی نامش نهاد. کمی تا قسمتی خوب بود. بجای صبحانه همراه با پدر و مادرم سحری خوردم فکر کنم سحری مفیدتر بود چون گشنگی خاصی نداشتم. با اینکه در حین خدمت هستم اما از فرصت استفاده کردم و توی فضای سبز پشت کش بدنسازی رو نصب کردم و همچنین حلقه تقویت مچ را با خودم بردم.

به نظرم فرصت هست که با خودم علاوه بر کتاب برای مطالعه کمی وسلیه می‌برم که شاید برای هر کسی میسر نباشد. بلاخره پس از هر سختی آسانی خواهد آمد. به قول مولانا این جهان کوهست و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا.

خوشبختانه توانستم که نرمش‌ها را در فرصت‌های پیش آمده انجام بدهم ولی متاسفانه بخاطر شلوغی امروز نتوانستم به مطالعه برسم که آخر شب به آن پرداختم و جبران شد.

از لحاظ تغذیه اصلا رضایت ندارم، برنج باید به حداقل ممکن برسد که امروز حسابی نوش جان کردم. میوه باغ ملکوت سربازی مفید بود که از درخت مستقیم چیده می‌شدند. سرخ کردنی متاسفانه همچنان در رژیم من جا گرفته هرچند کم ولی باید تا حذف آن پیش بروم و مطابق برنامه باشم. اول هرکاری سختی و کاستی هست و قبلا نیز این روند را طی کرده‌ام.

خوشبختانه برای وقت افطار توانستم نان جو که بهترین تغذیه ممکن برای کاهش وزن است پیدا کنم، دست کم برای من و دوستانم به این گونه بوده است.

آب کم نوشیده شد که باید روزهای آتی را به بهبود این روند بپردازم.

خبر خوب اینکه فست فود مدت مدیدی است که در رژیم غذایی من جایی ندارد و طی یک سال اخیر از انگشتان یک دست تجاوز نکرده است.

نتیجه:

امروز برای آغاز کار نسبتا خوب پیش رفت. از وضعیت کلی رضایت نسبی دارم. مشکلات را باید اصلاح کنم و فردا خوشبختانه از سرخ کردنی و برنج خبری نیست که فرصت خوبی است برای محک زدن اضافه شدن تمرینات.

کاستی‌های امروز در فرداها جایی نخواهند داشت.

تغییری تازه، راهی نو: سری گزارش از برنامه جدید من برای سلامتی، تناسب اندام و آمادگی جسمانی

توجه آنچه می‌خوانید یک پست و گزارش شخصی برای پروژه جدید من می‌باشد. این سری گزارش مطابق برنامه تکمیل خواهد شد. در پایان نتیجه را در همین سری گزارش به اشتراک خواهم گذاشت.

چند وقتی است که تصمیم گرفتم تا تغییر بهتری برای خودم ایجاد کنم و این تغییر رو در راستای سلامتی و زیبایی اندام به کار بگیرم. قبلتر گفته بودم که چطور توانستم کمتر از ۳ ماه ۱۳ کیلو و خرده‌ای کاهش وزن داشته باشم با یک روش بدون دارو و مزخرفاتی که این روزها به خورد ما می‌دهند. (برای خواندن مطلب قبلی کلیک نمایید).

اما مشکل من از آنجا شروع شد که این کاهش وزن (و البته تغییرات وزنی بعد از آن – کم و زیاد شدن) موجب کرخی در بدنم گردیده و اکنون تصمیم گرفتم تا دوباره بطور جد به ورزش و سلامتی باز گردم. در حقیقت وقفه سربازی باعث خیلی مشکلات برای پسرها شده که فقط یکی از مشکلاتش برای من همین دوباره وزن اضافه کردن و کرخی و افتادگی بدنم شده است. یکی از مشکلات پس از کم کردن وزن یکباره افتادگی بدن است که با ورزش می‌توان درست کرد اما کم و زیاد کردن وزن در مدت کوتاه ازین اتفاق جلوگیری می‌کند. همه چیز باید آهسته و پیوسته باشد من نیز می‌خواهم از این مشکل رهایی پیدا کنم.

مدتی بر روی راه‌ها تمرکز کردم و این ماه هم گرچه با اعتقاد سازگار باشد یا نباشد را برای خودم یک فرصت شمردم تا در کاهش وزن من کمک کند.

اکنون می‌خواهم برنامه جدید را برای خودم پیاده سازی کنم و تلاش می‌کنم تا گزارش روزانه خودم را اینجا بنویسم و با دیگران به اشتراک بگذارم. در انتهای دوره تمام نتایج را با ابتدای آن مقایسه خواهم کرد. این برنامه را طبق دانش و تجربه خودم و مطالعات جدیدی که در این زمینه داشتم در نظر گرفتم. اینبار می‌خواهم ورزش دو را صدر ورزش‌هایم قرار دهم ولی قبل از آن نیاز به آمادگی جسمانی دارم که با ورزش‌ها و تمرینات مخصوصی که نوشته‌ام خودم را آماده کنم. می‌خواهم دوباره به قبل بازگردم و اینبار با رهایی و آزادی و آرامش.

think of change

دوست دارم برای این برنامه‌ی خودم اسم «کاردِلیا» را انتخاب کنم. معنی هم نمی‌دانم و بله درست حدس زدید کاملا من در آوردی می‌باشد:) به هر حال این نیز خود یک پروژه می‌باشد و برای هر پروژه معمولا یک نام یا کد پروژه در نظر می‌گیرند:)

اما برنامه کاردنیا بطور کلی حول محور تغذیه سالم و تمرینات ورزشی می‌گذرد. برای تمرینات ورزشی وسلیه خاصی نیاز نیست اما برای تسریع در کار من از چند وسیله استفاده می‌کنم.

وسایل جدید ورزشی

این‌ها عکس‌های وسیله‌هایی است که مرا در این دوره کمک خواهند کرد. یک کیسه بوکس، طناب بوکس (البته در عکس نمی‌باشد)، کش بندسازی چند کاره (مدل قوی – ۱۰۰ کیلوگرمی)، کیسه وزنه‌ای پابند و یک حلقه‌ی تقویت پنجه و مچ دستان. البته ممکن است همه این‌ها استفاده نشوند ولی به هرحال کش بندسازی و حلقه تقویت پنجه و طناب استفاده خواهند شد.

 

هدف اصلی این پروژه به ترتیب اهمیت سلامتی، آرامش و در نهایت تناسب اندام است.

چگونه من در کمتر از ۳ ماه ۱۴ کیلو کم کردم!؟

این پست را من خیلی وقت پیش می‌خواستم منتشر کنم اما به دلایل مختلف و همچنین اهمال و فراموشی عقب افتاد. اکنون من به دنبال روشی بهتر هستم و در پست‌های آتی آن‌ها را با شما در میان خواهم گذاشت.

  این یک تجربه شخصی است که در سال ۱۳۹۵ برای خودم اتفاق افتاد و توانستم در عرض ۲ ماه و خرده ای از ۸۹ کیلو گرم به ۷۵ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کنم. البته این کار انقدر آسان نبود ولی توانستم در عرض مدت زمان کوتاهی به کاهش وزنی که نیاز بود برای مسابقه بدست آورم. چیزی که باعث شد تا دوباره احساس سبکی خود را پیدا کنم و بدون مشکل مسافتهای طولانی را پیاده طی کنم و با سبکی کامل بدوم.

 

همه ما دوست داریم تا وزن ایده آل خود را داشته باشیم اما فقط عده کمی از ما به آن رسیده‌اند. در اینجا من نمی‌خواهم به شما یک راه حل ساده و یا یک میانبر نشان دهم، قرار نیست داستان قرص جادویی ای را بگویم که با هر روز صبح خوردن بتوان در آخر ماه تبدیل به یک مانکن شد. بلکه قرار است از یک مسیر طولانی صحبت کنم یک مسیر سخت اما عملی، مسیر و روشی که از آن نتیجه بوجود خواهد آمد و هر نتیجه از آن کاملا بستگی به خود شخص دارد.

 

اما این روش سخت و در عین حال عملی چیست؟ بهتر است به تجربه خودم بپردازم و سپس وارد جزئیات روش شویم.

 

 

اواخر اردیبهشت سال ۱۳۹۵ بود که تصمیم گرفتم دوباره به دنیای ورزش بازگردم. تا بحال چندباری توی این  چند سال آخر به کلاسهای مختلف رفته بودم و رها کرده بودم. خیلی بهانه ها داشتم تا ورزش را عقب بیاندازم اما چیزی درونم دوباره مرا به سمت ورزش فرا می‌خواند. تصمیم خودم را گرفته بودم، جای من طبیعت، باشگاه و ورزشگاه بود. درست مثل هرکسی که ممکن است به یک یا چند جا تعلق خاطر داشته باشد. شب بود و خودم را به باشگاه نزدیک خانه رساندم و در کلاس موی تای به مربی گری استاد رستگار مقدم ثبت نام کردم. (برای کسانی که نمی‌دانند موی تای چه ورزشی است باید بگویم که یک ورزش رزمی مبارزاتی است – برای مطالعه به این مقاله ویکیپدیا مراجعه کنید). اولین بار بود که وارد موی تای (تای بوکس) می‌شدم. از جلسه بعدی وارد باشگاه شدم و تمرینات ابتدایی را شروع کردم. اما هیچ کدام از اینها کافی نبود، کسانی که با ورزشهای رزمی آشنایی دارند می‌دانند که وزن در این ورزشها بسیار مهم است و تقریبا یک نقش اساسی را بازی می‌کند به خصوص برای مسابقات، برای همین ممکن است شما یک رزمی کار را قد بلند را در وزن ۶۵ کیلوگرم مشاهده کنید.

برای پایین آوردن وزن خود باید تلاش می‌کردم چون می‌خواستم دوباره به حالت قبل بازگردم. تصمیم گرفتم تا تمرینات را به هرروز بکشانم. هیچ کس با ۳ روز در هفته آنهم ۲ ساعت تمرین نمی‌تواند به وزن ایده آل (زیاد یا کم) خود برسد. با پیدا کردن استاد قدیمی خودم در وشوو و استاد خوبم آقای رضایی در سبک وینگ چون کنگفو دوباره تمرینات رشته اصلی خودم را اضافه کردم. تمرینات را به هرروز رساندم اما مهمتر از تمرین غذایی بود که باید می‌خوردم. تغذیه ای که قرار است تبدیل به سوخت بدن من شود و رشد سلولهایم را تامین کند. مطمئنا با خوردن ۲ وعده فست فود در هفته (و خیلی‌ها بسیار بیشتر) نمی‌توان وزن خود را کاهش داد حتی در صورتی که سنگین ترین تمرینات و ورزشها را انجام داد. از طرفی دیگر با خوردن غذاهای مضر توان و انرژی و سلامتی برای انجام آن ورزشها باقی نمیماند. تصمیم گرفتم تا عادت غذایی خودم را تغییر دهم. دیگر غذاهای مضر در سبد غذای من جایی نداشت.

 

 

همچنین به پزشک خانوادگی خودمان مراجعه کردم و تحت نظر ایشان آزمایش های لازم را دادم و بعد از تایید ایشان درمورد روش و تغذیه خود کارم را شروع کردم. حالا احساس بهتری داشتم من ورزش را جایگزین تنبلی کرده بودم. حتی روزهای دیگر به ورزش وینگ چون تحت نظر مربیان ارشد ایران در خانه وینگ چون ایران می‌پرداختم. هر روز من شده بود ورزش البته سوای کارهای روزانه، در حقیقت کارهای بیهوده حذف شدند و به ورزش اختصاص داده شدند. اواسط مرداد ماه بود که دیگر احساس سنگینی در حرکت را نداشتم. به راحتی سربالایی ها را طی میکردم. آن وقت بود که تقریباً ۱۰ کیلو از وزن خودم را کم کرده بودم. اواخر مرداد ماه بود که بیش از ۱۳ کیلو از وزن خود را کاهش دهم. و با سلامتی کامل بدون هیچ معجزه و یا روش مضری به راحتی وزن خودم را کاهش دهم.

 

 

بله البته ۱۳ کیلو در این مدت برای کسی که سابقه ورزشی نداشته باشد می‌تواند حتی مضر باشد. اما قرار نیست همه مثل هم باشیم چون هدف ما باهم فرق دارد. در هرصورت این روش بسیار پاسخگو و عملی است. نتیجه برای هرکس متغیر است مطمئنا کسی که بخواهد وارد رینگ مسابقات شود بسیار سنگیتر از این روش را انجام خواهد داد مانند کسانی که روزی ۸ الی ۱۲ ساعت ورزش می‌کنند قبل مسابقات، اما برای کسی که می‌خواهد در مدت زمانی معقول وزن خود را به تدریج تنظیم کند این روش را بسیار سبکتر انجام خواهد داد.

 

 

اما مهمترین بخش این روش کاهش وزن نیست. بلکه سلامتی است که از طریق تغذیه سالم و ورزش و عادت به آنها به دست خواهیم آورد است. نیاز به یک شکم شش تکه نیست تا از زندگی خود لذت ببریم کافیست تا سلامت باشیم و به سوی خوبیها، سلامتی و اهداف و آرزوهایمان گام برداریم، آفرینش هر کس زیبایی خودش را دارد و همین تفاوت هاست که ما را منحصر به فرد می‌کند و به ما یاد آوری می‌کند که خودمان باشیم.

این کاهش وزن من مدیون پیوسته و منظم بودن تمرینات و مهمتر از آن تغذیه سالمی بود که من داشتم. من فست فود را بطور کامل حذف کرده بودم و سرخ کردنی را به حداقل ممکن رسانده بودم و میوه و سبزیجات زیادی در رژیم خودم گنجانده بودم. ترکیب این رژیم سالم و ورزش روزانه منظم باعث شد که من به هدف خودم به راحتی برسم.

 

 

در اینجا به چند نکته می پردازم که شما را در این مسیر قرار خواهد داد به شرطی که به آنها عمل کنید:

 

۱. با خود تصمیم بگیرید که اول سلامت باشید و زندگی خود را به سوی سلامتی پیش ببرید. هیکل و  بدن شما هنگامی خوش فرم است که در سلامتی به سر ببرید. قبل از اینکه شروع به هرکاری کنید باید با خودتان رو راست باشید، لاغر شدن و روی فرم بودن به هر قیمتی میسر نیست و اگر هم به آن برسید مطمئناً بهای سنگینی از خود پرداختید که آن بها سلامتی شماست. بدن شما همانطور که مدت زمانی را صرف کرده و اضافه وزن آورده همانطور هم زمان خواهد برد تا وزن خود را از دست بدهد، خیالتان آسوده باشد که راه یک شبه و یا قرص معجزه آسا یا فرمول خاصی وجود ندارد. باور کنید شما دوست نخواهید داشت که با کسالت و اعصاب ضعیف، ضعف بدنی ناشی از انواع امراض و دردهای مضمن را تجربه کنید در حالی که وزن ایده آل خود را با راه های یک شبه پیموده‌اید. پس در اینجا اولیت ما با سلامتی است و تا وقتی که به آن خدشه‌ای وارد نشود به تمرینات خود ادامه می‌دهیم.

 

 

۲. هدف خود را از کاهش وزن مشخص کنید، هدف شما از کاهش وزن و لاغر شدن چیست؟ آیا بخاطر تبلیغات اینکار را انجام می‌دهید؟ میخواهید با مُد روز پیش بروید؟ یا نگران سلامتی خود هستید؟ در هر صورت هدف شما تعیین کننده تمام کارهایی است که انجام خواهید داد. من توصیه میکنم که بخاطر سلامتی خودتان وزن خود را در حالت ایده آل و یا عادی نگه دارید. در صورتی که هدفتان در حد یک آرزو است و فقط دوست دارید تا وزن خود را کاهش دهید، این راه به درد شما نخواهد خورد. پس هدف خود را کاملا روشن کنید و همیشه انگیزه خود را بالا ببرید. یادتان باشد انگیزه مانند یک موج سینوسی است و شما باید آن را شارژ کنید به خصوص در آغاز کار و قبل از عادت کردن به کاری. یادتان باشد با خرید کفش و لباس ورزشی شما لاغر که نمی‌شود هیچ، سلامتی مالی خود را هم بیهوده به خطر می‌اندازید.

 

 

۳. با پزشک خود مشورت کنید، قبل از اینکه یک برنامه‌ای را شروع کنید و بی گدار به آب بزنید. برای همین بهتر است قبل از آغاز کردن با پزشک خود مشورت کنیم تا از سلامتی خود مطمئن باشیم، این موضوع درمورد کسانی که سابقه بیماری دارند و یا دارای بیماری هستند بسیار مهمتر است، همچنین کسانی که تا به حال ورزش نکرده‌اند و یا بیشتر از ۲ سال است که ورزشی نداشته‌اند بهتر است تا حتما با پزشک خود مشورت کنند. البته قصد ترساندن شما را ندارم، در حقیقت مشورت با پزشک یک شرط عقلی است اینکار سبب می‌شود با شرایط خودمان آشنا شویم به راحتی مسیر را بر اساس نیاز و شرایط بدنی خود آغاز کنیم. همچنین پزشک شما می‌تواند با مکمل‌ها و یتامینهای غذایی شما را تقویت کند و سلامتی شما را بیشتر تضمین نماید.

 

 

۴. برنامه خود را بنویسید، آغاز کنید، هنگامی که تمام مراحل پیش از حرکت را پشت سر گذاشتید آماده اید تا برنامه خود را شروع کنید. قبل از شروع هر برنامه آن را مکتوب کنید و جلوی چشم خود قرار دهید. برای اینکه برنامه داشته باشید می توانید در یک کلاس ورزشی اسم نویسی کنید (ترجیحاً کلاسی و ورزشی که با روحیات شما سازگار است). با اینکار شما خود را مقیدتر می کنید تا هم ورزش کنید هم درصورتی که استاد باتجربه و خوبی داشته باشید می توانید از تجربیات و دانش ایشان استفاده کنید و برنامه دریافت کنید.

 

 

راه دوم این است که خودتان از برنامه های سبک شروع کنید. واقعا نیاز نیست برای انجام اکثر تمرینهای ورزشی ساده در یک باشگاه و ورزشگاه مجهز کمک بگیرید و اگر بودجه مالی یا زمانی شما اجازه باشگاه را به شما نمی دهد می توانید از برنامه های رایگان سراسر اینترنت شروع کنید و یا حتی به ورزشهای همگانی که در پارکها صبحها برگزار می گردد (به خصوص روزهای تعطیل) بپیوندید. از ورزش های ساده شروع کنید و آنها را در برنامه خود جای دهید. مهم انجام و پایبند بودن به برنامه است، و اثر آن هنگامی شروع خواهد شد که شما نظم بگیرید و مقید به آن، انجامش دهید. با یک یا چند بار انجام دادن و رها کردن شما هیچ نتیجه ای جز اتلاف وقت خود نخواهید گرفت. هرگاه احساس پایین بود و خمودگی داشتید هدف خود را ببینید و به خود انگیزه دهید.

 

 

۵. تمرینات خود را با ریتم و نظم ادامه دهید، هنگامی که نرمشها و ورزش خود را طبق برنامه آغاز کردید کمی سختی خواهید کشید اما پس از مدتی آسان خواهد شد. این آسان شدن در حقیقت نتیجه شروع شما است. برای اینکه نتیجه بگیرید باید برنامه را منظم انجام دهید، آن را تکرار کنید تا بدن شما با آن آشنا شود و تبدیل به عادت شما گردد. معمولا در حدود یک ماه طول خواهد کشید (همیشه استثنا وجود دارد). یادتان باشد تا هنگامی که خود را عادت نداده‌اید تا طبق برنامه خود پیشروی کنید نمی‌توانید نتیجه خود را ببینید. پس بصورت مداوم و منظم به تمرینات خود ادامه دهید.

 

 

۶. مرز خود را بشکنید. یک خبر خوش و یک خبر بد یا بهتر بگویم یک خبر سخت. خبر خوش اینکه شما بعد از مدتی بدن خود را عادت داده‌اید و آماده هستید. در این مرحله شما از ورزش و نرمش خود لذت خواهید برد. بله نرمش کردن حالا لذت بخش است اما حالا وقت خبر سخت است. شما باید مرز خود را بشکنید. باید بیشتر از قبل برنامه را اجرا کنید و تعداد حرکات را بالا ببرید. برای مثال اگر ۲۰ تا شنا میرفتید حالا باید دست کم ۲۱ تا شنا بروید و فردا باز هم بیشتر یا اگر ۲ کیلومتر می‌دویدید حالا باید ۲۱۰۰ متر بدوید و پس از آن ۲۲۰۰ متر و یا حتی بیشتر. باید به مرز خود برسید و آن را بشکنید. این نکته بسیار مهم و کلیدی است که مرز خود را بشکنید تا به نتیجه خود برسید.

 

 

۷. به برنامه خود وفادار بمانید. منتظر معجزه نباشید، شما از تلاش و کار خود نتیجه خواهید گرفت نه از میانبرهای نادرست. به برنامه خود وفادار بمانید و آن را به موقع انجام دهید. بدن شما آرام آرام رو به سلامتی پیش خواهد رفت. برنامه شما راه موفقیت شماست پس از آن منحرف نشوید. رژیم غدایی شما همانقدر مهم است که ورزش و تمرینات شما مهم است و حتی بیشتر. بصورت دوره‌ای با پزشک خود مشورت نمایید. به یاد داشته باشید که شما درحال رسیدن به سلامتی و سپس وزن مناسب و یا ایده آل خود هستید.

 

 

۸. انگیزه خود را بازیابید، معمولاً در میان هر راهی ما دلسرد می‌شویم، دلسرد شدن درست هنگامی اتفاق خواهد افتاد که نزدیک به نتیجه هستیم و یا دست کم نیمی از راه را پیموده‌ایم. با مرور کارهای خود و خلوت کردن با خود خواهید دریافت که شما دیگر مثل سابق نیستید بلکه چندین گام از قبل خود جلوتر هستید و سالمتر. دوباره نگاهی به هدف خود بیاندازید و به خودتان یادآوری کنید که درجه اول سلامتی خودتان است که حالا به آن نزدیکتر هستید. سپس نوبت به وزن دلخواه خواهد رسید که به آن هم نزدیک شده اید. هدف خود را جلوی چشم خود قرار دهید، انگیزه خود را باید در این مواقع شارژ کنید باید به آن سوخت برسانید. می توانید از کلیپ‌های الهام بخش و انگیزشی استفاده کنید، می‌توانید از نوشته ها و جملات انگیزشی استفاده کنید. هرکار که می‌کنید باید شما را به سمت پیشرفت بیشتر ببرد و انگیزه شما را بهتان برگرداند.

 

 

۹. از لحظه لذت ببرید. یکی از نکاتی که بسیار به شما کمک خواهد کرد این است که از لحظه لذت ببرید. از ورزش خود لذت ببرید از رژیم غذایی سالم خود لذت ببرید. شما برای یک ورزشکار حرفه ای شدن ورزش نمیکنید که سختی و درد و رنج زیادی تحمل کنید. پس از سختی ها، نرمشها و لحظات خود لذت ببرید. اینکار باعث میشود تا تسلیم نشوید و برنامه خود را به راحتی اجرا کنید. لذت بردن از لحظات خود را یاد بگیرید و از زندگی (تازه) خود لذت ببرید.

 

 

۱۰. خود جدیدتان را در آغوش بگیرید. هربار که به برنامه خود عمل میکنید. یک گام به تغییر در خود قدم برداشته اید. بعد از مدتی شما دیگر شخص قبلی نیستید. اگر تنبل بودید، اگر عادت غذایی بدی داشتید، اگر حتی توان راهپیمایی ساده برای شما دشوار بود، اگر اهمالکاری داشتید و … حالا بعد از مدتی آنها یا ازبین رفته اند و یا کمرنگ شده اند. تبریک میگویم خود جدیدتان را در آغوش بکشید. این معجزه ورزش است. ورزشی توام با یک رژیم غذایی سالم. حالا کافیست خودتان را با قبل مقایسه کنید. شما پیشرفت کرده اید، شما تغییر کرده اید و شما سالمتر شده اید و به سلامتی ای که در راهش هستید بنگرید. خودتان را نگاه کنید. یادتان باشد که نباید به عادات اشتباه گذشته بازگردید و یادتان باشد که شما توانستید.

امیدوارم در این مسیر به خوبی پیش بروید و بتوانید سبکی و سلامتی را دوباره تجربه نمایید و یا اگر خوشبختانه اینگونه هستید گامهای بلندتر و استوارتری بردارید و نزدیکتر از قبل به آن باشید.

سختی، صبر، دو روز پس از آن

سختی‌ها، مرارت‌ها

همه‌ی ما با سختی‌ها و دشواری‌های زیادی روبرو شده‌ایم و می‌دانیم که باز روبرو خواهیم شد. روزگار ما در سختی زاده شده و ما نیز از پس آن در سختی رشد خواهیم کرد. این نخستین نکته‌ایست که همیشه باید به خودمان گوشزد کنیم. فرار از مشکلات، فرار از سختی‌ها، فرار از مرارت‌ها و … همگی فرار از حقیقت هستند.

ما هرگز با خودمان رو راست نخواهیم بود تا هنگامی که از حقیقت گریزان باشیم. و تا وقتی که با خودمان صادق نباشیم همیشه لنگان لنگان زندگی خواهیم کرد. اما چه باید کرد؟

 

آغاز راه

ابتدایی‌ترین نکته اینست که بپذیریم زندگی همین‌گونه است. به همین شکل بوده و ادامه خواهد داد، شرایط زندگی کردن سختی دارد، فقط میزان و مدل سختی آن برای هرکسی متفاوت است و آری این یک ناعدالتی است که ما انسان‌ها در طی هزاران سال برای خودمان ساخته‌ایم. با واقعیت روبرو شویم. سختی یکسان نیست اما برای همه وجود دارد. هرکس که سختی در زندگی نکشیده باشد، زندگی نکرده‌است. زیرا زندگی جاریست و سکون در آن جایی ندارد و کسی که سختی نکشیده به معنای سکون آن است و سکون یعنی خارج شدن از چرخه‌ی زندگی.

پس از آنکه با واقعیت روبرو شدیم و آن را پذیرفتیم، تازه گام نخست ما آغاز خواهد شد. فراموش نکنیم که این سختی شرایط است و این ماییم که یا از شرایط استفاده می‌کنیم، یا آن را تغییر می‌دهیم و یا زیر این شرایط سخت شکسته می‌شویم. انتخاب با خود ماست. به قول هنری فورد:‌« چه فکر کنید که می‌توانید و چه فکر کنید که نمی‌توانید، در هر دو صورت حق با شماست.» نخستین گام شما انتخاب خواهد بود. آیا به شرایط تن می‌دهید یا از آن استفاده می‌کنید و یا حتی آن را به نفع خود تغییر خواهید داد؟

 

گام دوم شما کشیدن نقشه است. بله نقشه‌ی زندگیتان و جالب است بدانید این نقشه هربار کاملتر می‌شود و حتی در خیلی اوقات تغییر می‌کند. شما مانند یک ناخدایی هستید که به ناشناخته‌ها سفر می‌کنید. پس دست به کار شوید و نقشه زندگیتان را پیاده کنید. برای شروع نیاز نیست که نقشه تمام و کمالی برای زندگیتان بکشید. همینکه برای چندی جلوتر خود نقشه بکشید کافیست. اما برای نقشه کشیدن شما باید شرایطی را که پذیرفته‌اید لحاظ کنید.

 

بله دقیقا اینجاست که تازه می‌توانید گامی در جهت خوبی برای زندگی خود بردارید. به زبان ساده‌ی ساده، نقشه زندگی شما می‌خواهد این کار را بکند: من اینجا هستم، به اینجا می‌خواهم بروم، این شرایط است و این توانایی‌های من، حال باید اینکارها را بکنم و این راه‌ها را برم تا به مقصد ناشناخته خود برسم.

 

و پس از این دو گام شما حرکت کرده‌اید. اکنون فقط باید به حرکت ادامه دهید، مسیر را بپیمایید. اما … اما از همان ابتدا شرایط فشار می‌آورد و سختی‌ها یکی پس از دیگری پشت به پشت هم بر شما خواهند تاخت. این شمایید که باید در مقابل این مرارت‌ها ایستادگی کنید و شکیبا باشید. باید از هم اکنون بدانید که بدتر و بدتر خواهد شد تا حرکت شما سرعت گیرد، آنگاه این مرارت‌ها دیگر مانند نیروی اصطکاک نیستند و نمی‌توانند جلوی حرکت شما را بگیرند. و بازهم اما … اما دوباره از راه‌های دیگری دنبال مانع تراشی خواهند شد. اینبار می‌خواهند شما را منحرف کنند، می‌خواهند نه‌تنها حرکت نکنید بلکه در حین حرکت واژگون شوید. این شما خواهید بود که با صبر و ایستادگی و تلاش برای تغییر، از منحرف و واژگون شدن جلوگیری کنید تا به ناشناخته‌ها دست یابید. فراموش نکنید که راه بسیار سختی است و فراموش نکنید که شما می‌توانید.

 

و بلاخره آسانی

همه‌ی اینها از مرارت‌ها بود، اما خوشی‌ها چه؟ بگذارید اول بگویم که این مرارت‌ها، این مشکلات، این سختی‌ها در حقیقت برای پیشرفت شما هستند، هربار که چالشی را پشت سر می‌گذارید یک کوله بار از تجربه و دانش را با خود برخواهید داشت. آن خوشی‌ها همانجا هستند که شما هربار با پشتکار و شکیبایی آن‌‌ها را پشت سر می‌گذارید و بازی را به نفع خود پایان می‌دهید. کم کم خود شما آن‌ها را به مبارزه خواهید طلبید و حتی از شکست نیز لذت خواهید برد، چرا؟ چون در مسیر هستید، مسیر یگانه‌ی زندگی خودتان. این‌ها خوشی‌هایی هستند که مسیر را برای شما جذاب‌تر و زیبا‌تر می‌کنند. و باز هم اما، اما امایی خوش … اما خوشی‌ها بزرگتر از پس زمان خواهند آمد، دو روز پس از واقعه، دو روز پس از پایان کارزار، دو روز پس از خوابیدن گرد و خاک‌های جنگ، شما به ناشناخته‌ها خواهید رسید، به نخستین ناشناخته‌ی خود که برسید، آنگاه یکی از زیباترین احساس‌های خوشبختی و پیروزی و کامیابی را احساس خواهید کرد. پس از آن دوباره حرکت خواهید کرد تا با ناشناخته‌های جدیدتر زندگیتان روبرو شوید، اینبار خودتان قبل از هجوم سختی‌ها برا آن‌ها حمله خواهید برد. هربار ناشناخته‌های جدیدی پس از مرارت‌های مسیر خواهید یافت. و بدانید که آسانی پس از هر سختی نمایان خواهد شد. این پستی و بلندی‌هاست که زندگیتان را می‌سازند و این شمایید که سکان زندگی خود را در چنگ دارید.

 

برانید، به سوی ناشناخته‌هایتان و در یگانه مسیر زندگیتان، برانید …

 

زندگیتان پِلاس