بگذار زندگی آواز بخواند

تازه نگاشته‌ها

کاردلیا: گزارش روز دوم

کاردلیا: گزارش روز دوم

گزارش روز دوم (۶ خرداد ۱۳۹۷) خوشحالم که امروز قدری بهتر پیش رفتم. روز خوبی بود به تمریناتم بیشتر رسیدم گرچه نصبت به تعداد دیروز کمتر بود اما تنوع بیشتری جای دادم. تغذیه امروزم خوراک با نان جو بود. یک لیوان خاکشیر و آب فراوان […]

کاردلیا: گزارش روز نخست

کاردلیا: گزارش روز نخست

گزارش روز نخست (۵ خرداد ماه سال ۱۳۹۷): امروز اولین روز کاردلیا بود. نه می‌شود گفت روز خوبی بود و نه می‌شود روز معمولی نامش نهاد. کمی تا قسمتی خوب بود. بجای صبحانه همراه با پدر و مادرم سحری خوردم فکر کنم سحری مفیدتر بود […]

تغییری تازه، راهی نو: سری گزارش از برنامه جدید من برای سلامتی، تناسب اندام و آمادگی جسمانی

تغییری تازه، راهی نو: سری گزارش از برنامه جدید من برای سلامتی، تناسب اندام و آمادگی جسمانی

توجه آنچه می‌خوانید یک پست و گزارش شخصی برای پروژه جدید من می‌باشد. این سری گزارش مطابق برنامه تکمیل خواهد شد. در پایان نتیجه را در همین سری گزارش به اشتراک خواهم گذاشت.

چند وقتی است که تصمیم گرفتم تا تغییر بهتری برای خودم ایجاد کنم و این تغییر رو در راستای سلامتی و زیبایی اندام به کار بگیرم. قبلتر گفته بودم که چطور توانستم کمتر از ۳ ماه ۱۳ کیلو و خرده‌ای کاهش وزن داشته باشم با یک روش بدون دارو و مزخرفاتی که این روزها به خورد ما می‌دهند. (برای خواندن مطلب قبلی کلیک نمایید).

اما مشکل من از آنجا شروع شد که این کاهش وزن (و البته تغییرات وزنی بعد از آن – کم و زیاد شدن) موجب کرخی در بدنم گردیده و اکنون تصمیم گرفتم تا دوباره بطور جد به ورزش و سلامتی باز گردم. در حقیقت وقفه سربازی باعث خیلی مشکلات برای پسرها شده که فقط یکی از مشکلاتش برای من همین دوباره وزن اضافه کردن و کرخی و افتادگی بدنم شده است. یکی از مشکلات پس از کم کردن وزن یکباره افتادگی بدن است که با ورزش می‌توان درست کرد اما کم و زیاد کردن وزن در مدت کوتاه ازین اتفاق جلوگیری می‌کند. همه چیز باید آهسته و پیوسته باشد من نیز می‌خواهم از این مشکل رهایی پیدا کنم.

مدتی بر روی راه‌ها تمرکز کردم و این ماه هم گرچه با اعتقاد سازگار باشد یا نباشد را برای خودم یک فرصت شمردم تا در کاهش وزن من کمک کند.

اکنون می‌خواهم برنامه جدید را برای خودم پیاده سازی کنم و تلاش می‌کنم تا گزارش روزانه خودم را اینجا بنویسم و با دیگران به اشتراک بگذارم. در انتهای دوره تمام نتایج را با ابتدای آن مقایسه خواهم کرد. این برنامه را طبق دانش و تجربه خودم و مطالعات جدیدی که در این زمینه داشتم در نظر گرفتم. اینبار می‌خواهم ورزش دو را صدر ورزش‌هایم قرار دهم ولی قبل از آن نیاز به آمادگی جسمانی دارم که با ورزش‌ها و تمرینات مخصوصی که نوشته‌ام خودم را آماده کنم. می‌خواهم دوباره به قبل بازگردم و اینبار با رهایی و آزادی و آرامش.

think of change

دوست دارم برای این برنامه‌ی خودم اسم «کاردِلیا» را انتخاب کنم. معنی هم نمی‌دانم و بله درست حدس زدید کاملا من در آوردی می‌باشد:) به هر حال این نیز خود یک پروژه می‌باشد و برای هر پروژه معمولا یک نام یا کد پروژه در نظر می‌گیرند:)

اما برنامه کاردنیا بطور کلی حول محور تغذیه سالم و تمرینات ورزشی می‌گذرد. برای تمرینات ورزشی وسلیه خاصی نیاز نیست اما برای تسریع در کار من از چند وسیله استفاده می‌کنم.

وسایل جدید ورزشی

این‌ها عکس‌های وسیله‌هایی است که مرا در این دوره کمک خواهند کرد. یک کیسه بوکس، طناب بوکس (البته در عکس نمی‌باشد)، کش بندسازی چند کاره (مدل قوی – ۱۰۰ کیلوگرمی)، کیسه وزنه‌ای پابند و یک حلقه‌ی تقویت پنجه و مچ دستان. البته ممکن است همه این‌ها استفاده نشوند ولی به هرحال کش بندسازی و حلقه تقویت پنجه و طناب استفاده خواهند شد.

 

هدف اصلی این پروژه به ترتیب اهمیت سلامتی، آرامش و در نهایت تناسب اندام است.

چگونه من در کمتر از ۳ ماه ۱۴ کیلو کم کردم!؟

چگونه من در کمتر از ۳ ماه ۱۴ کیلو کم کردم!؟

این پست را من خیلی وقت پیش می‌خواستم منتشر کنم اما به دلایل مختلف و همچنین اهمال و فراموشی عقب افتاد. اکنون من به دنبال روشی بهتر هستم و در پست‌های آتی آن‌ها را با شما در میان خواهم گذاشت.   این یک تجربه شخصی […]

سختی، صبر، دو روز پس از آن

سختی، صبر، دو روز پس از آن

سختی‌ها، مرارت‌ها همه‌ی ما با سختی‌ها و دشواری‌های زیادی روبرو شده‌ایم و می‌دانیم که باز روبرو خواهیم شد. روزگار ما در سختی زاده شده و ما نیز از پس آن در سختی رشد خواهیم کرد. این نخستین نکته‌ایست که همیشه باید به خودمان گوشزد کنیم. […]

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

سرزمین اندیشه کجاست؟ ما کجای آنیم؟

اندیشه یا تفکر و یا هرآنچه که بنامیدش، بخشی جدا نشدنی از زندگی روزانه ماست. روزانه ساعت‌ها ما به تفکر و اندیشه می‌پردازیم، حتی همین لحظه شما در حال تفکر کردن هستید، هر لحظه و در هرجا این ذهن ماست که به سوی بینهایت‌ها پرواز می‌کند. اما زندگی روزمره پر و بال آن را چیده و از طرفی تنبلی و ترس‌های ما راه بازپروری و حرکت را بر روی ما بسته است. خب لابد فکر می‌کنید یعنی چه؟ بله همین فکری که در موردش در حال خواندن هستید. بگذاری خیلی راحتتر بگویم، ذهن ما خیال پرواز دارد ولی روزمرگی آن را به سوی خود می‌کشاند. حساب‌ها، کار، درس، خوراک، پوشاک، لوازم، صحبت‌های دیگران و هزاران هزار چیز دیگر این تفکر را به بند می‌کشد. اندیشه‌ای که برای پرواز کردن آفریده شده، خود را درگیر مسایل پیش پا افتاده‌ی زندگی می‌کند. در حالی که اندیشه برای حل مشکلات راه حل می‌سازد باید توجه کرد که برای چه چیزی راه حل خواهد ساخت، آیا آن مشکل ارزش دارد یا خیر؟! برای مثال کسی که برای گرفتن حال دیگری، وقت و انرژی خود را تلف می‌کند تا جوابی دهد دفعه بعدی که دندان طرف بشکند، خب این مدل تفکر کردن جز اتلاف وقت، انرژی و عمر چیز ندارد. اما آیا این فرد با کسی که برای کمک به همنوع و یا کودکان بی‌سرپرست فکر می‌کند تا کمکی بهتر و جامعه‌ای سالمتر بسازد یکسان است؟ به طور یقین پاسخ خیر است!

 

گفتیم زمان، تفکر زمانبر است و می‌دانیم وقت طلاست، نه طلا که از طلا بسیار ارزشمندتر است چون در ارتباط مستقیم با عمر و زندگی ماست. وقتی اندیشه جاری می‌شود، زمان ما را می‌گیرد، زمان با ارزش ما و چه جالب که خود اندیشه نیز بسیار ارزشمند است. جالبتر آنکه که این دو سرمایه حساب می‌شوند، سرمایه‌هایی که در جریانند و شریان حیاتی زندگی ما را شکل داده‌اند. اندیشه و زمان (عمر).

 

پس ما با تفکر کردن در حال زندگی کردن هستیم و می‌دانیم که این فکر دایمی هرگز از کار نخواهد افتاد مگر آنکه زمان ما پایان پذیرد. حالا باید خیلی دقیق‌تر به موضوع بنگریم و بسیار حساس‌تر انتخاب‌های فکری انجام دهیم. به هرحال در انتها شما نتیجه خواهید گرفت چه در فکر زخم زبان باشید چه در فکر مهربانی. آن لحظه که نتیجه خود را در بر می‌گیرید چه احساسی دارید؟ و آن وقت به چه چیز جدیدی فکر خواهید کرد؟ یادمان باشد که به روش‌های انتخابی خود عادت خواهیم کرد و عمر و زندگی خود را با آن شکل خواهیم داد. پس بگذارید با عادت‌های زیبا آن را طی کنیم. لحظه‌ای که زندگی خود را پس از سال‌ها نگاه می‌کنیم چه می‌بینیم؟ و آن لحظه که تصویر خود را در بازتاب آیینه و یا آبی زلال می‌نگریم، به چه فکر خواهیم کرد و چه خواهیم دید؟

 

آیا زندگی خود را برپایه افکار بی‌ارزش بنا کرده‌ایم و حالا جز یک انسان فرسوده که نفرت از خود و دیگران در درونش غلیان می‌کند نیستیم؟ و یا اکنون حس رضایت با لبخندی زیبا بر چهره ما نقش خواهد بست؟

بله دوست من، این اندیشه است که با دایمی شدن مسیرش ما و زندگی ما را شکل می‌دهد، پنداری که گفتار و کردار ما را می‌سازد. جهت بخشی به آن و زدودن پلیدی‌ها از آن هرچه که دشوار باشد ارزشش را دارد.

نکته پراهمیت اینجاست که زمان و اندیشه دارای ارزش خام هستند و بار آن ارزش را ما تعیین می‌کنیم. بار زشت، منفی و بی‌ارزش یا باری زیبا، مثبت و ارزنده، همه‌ی این‌ها در دستان ذهن ماست. ما نمی‌توانیم افکار را از خود دور کنیم اما می‌توانیم به آن جهت بدهیم.

 

در واقع من خیلی موافق ایده‌ی تفکر مثبت و منفی نیستم، همیشه مثبت نگریستن همانقدر احمقانه‌است که همیشه منفی نگریستن است. ما جریان فکر داریم نه محصول فکر، اندیشیدن خودش مولد است و محصول نیست و منظور من از مثبت و منفی بودن همان تفکر درست و نادرست یا با ارزش و بی ارزشت است. ارزش افزوده اندیشه‌های ما هنگامی رخ می‌نمایند که زمان نسبتا زیادی را به خود اختصاص داده باشند. در حقیقت تفکر منفی و مثبت مکمل یکدیگر هستند و شما باید از هر دو استفاده کنید. خوش‌خیالی و بدخیالی مطلق ما را در توهمی بی‌پایان غرق خواهد کرد. شما هنگامی که شروع به جهت دادن افکار خود کنید، شخصیت خود را شکل می‌دهید.

 

پس جهت دهی درست به ذهن و اندیشه می‌تواند ما را به ناشناخته‌ها برساند و بر ارزش خود ما و عمرمان بیافزاید.

اکنون فرا گرفتیم که

اندیشه همواره جاریست.

این ما هستیم که باید به اندیشه خود جهت بدهیم و سکان دار آن هستیم.

اندیشه و تفکر زمان ما را می‌گیرد و ما هستیم که این دو سرمایه را مصرف می‌کنیم.

 

حالا دیگر سرزمین اندیشه را می‌دانیم کجاست. در درون ما، در هستی ماست. افکار بهم پیوسته و تفکرات از هم گسسته که در شریانی بی‌پایان غوطه‌ور هستند و ما سکان دار کشتی ذهنمانیم. ما هستیم که با راندن این کشتی دنیای اندیشه‌ها را در می‌نوریدم. همه نوع موجی در این سرزمین جاریست از موج‌های بد تا موج‌های خنثی، از موج‌های راه برنده و سرعت دهنده تا سونامی‌های تخریبگر. اینکه ما حواسمان را جمع کنیم و از موج‌های منفی نکات را بگریم و خطرها را دریابیم، تا به سوی سونامی نرویم و بر موجهای مثبت برانیم در اختیار ماست. اگر سکان این کشتی را رها کنیم، در نهایت خیلی جای دوری نخواهیم رفت، فقط دور خود می‌چرخیم و حتی ممکن است یک سونامی خطرناک کل کشتی ما را واژگون نماید.

 

پس دوست خوبم، بیا تا در آن سرزمین برانیم و برانیم و برانیم. تا به سرزمین‌های تازه‌تری از این دنیای اندیشه برسیم، بله، این سرزمین اندیشه خود دنیایی پر از سرزمین‌های مختلف و بی‌پایان است.

 

یادمان باشد آن لحظه که زمان ما پایان می‌پذیرد و عمرمان به آخر می‌رسد، کشتی ما در آنجا لنگر می‌اندازد و مانند جزیره‌ای استوار در این سرزمین ماورایی استوار می‌گردد، جزیره‌ای که دیگر هیچ موج و سونامی‌ای آن را تکان نخواهد داد. آن لحظه ما هستیم که به دست‌آوردهای خود می‌نگریم و آن دست‌آورد اصلی آن است که ما به چه تبدیل شده‌ایم و اولین نگاه ما به کشتی لنگر انداخته‌ی اندیشه و ذهن خودمان است. و آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

آن لحظه غایی نگریستن با چه احساسی روبرو خواهیم شد؟ آیا حسرت حرکت نکردن مسیر را خواهیم خورد؟ و یا با لبخند رهسپار رهایی خواهیم شد؟

 

فراموش نکنیم که پس از ما این کشتی خواهد بود و تاثیر خود را هرچقدر اندک بر این آفرینش خواهد گذاشت. حال با خودتان است که اثر خود را چگونه و در چه راهی برجای بگذارید و در کجا لنگر انداخته باشید که دیگران آن را ببینند.

بیاندیشیم …

 

 

زندگیتان پِلاس

طبیعت را دریابیم (۵ پیشنهاد طبیعت گردی داخلی برای نوروز ۱۳۹۷ همراه با دانلود رایگان چک لیست سفر)

طبیعت را دریابیم (۵ پیشنهاد طبیعت گردی داخلی برای نوروز ۱۳۹۷ همراه با دانلود رایگان چک لیست سفر)

طبیعت را دریابیم بیایید امسال را سفری مهیج داشته باشید یا دست کم گردشی مهیج. نیاز به یک ماجراجویی بزرگ و خطرناک نیست، کافیست یک ماجراجویی خوب در کنار عزیزان و دوستانتان داشته باشید. طبیعت را دریابید که تمام هیجان‌ها و نشاط و ترس‌ها از […]

سلامتی و تناسب اندام در عید ۹۷

سلامتی و تناسب اندام در عید ۹۷

سلامتی در عید چند روز بیشتر تا عید باقی نمانده و دوباره مهمانی و صد البته انواع آجیل و شیرینی و قند و … که در انتظار ما در ظرف‌های میزبانان نشسته‌اند. این موجودات دوست داشتنی تا زمانی که کم هستند بچه‌های خوبی می‌شوند و […]

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

پیروزیِ آسان همچو آب خوردن؟

آیا پیروز شدن آسان است؟

چرا آسان نباشد؟ پیروز شدن به چند چیز بستگی دارد. به میزان تلاش ما و میزان تلاش شما به انگیزه و اراده و دلایل شما بستگی دارد، همه این‌ها نیز ارتباط مستقیم با هدف شما دارند. پس شما در یک زنجیره هستید. یک زنجیری که با هدف شروع می‌شود و اراده و انگیزه و تلاش شما را در پی هم می‌خواهد تا به پیروزی برسید.

بله خود پیروزی آسان است، تنها مشکل آن، حفظ انگیزه و تلاش کردن است. به خصوص تلاش کردن. تلاش و کوشش شما را یک کنشگرا (عملگرا) می‌سازد و پیروزی ازآن کسانیست که کنشگر باشند و کاری را انجام دهند. تلاش را می‌توان با دلیل ادامه داد حتی اگر انگیزه‌ای نباشد. این دلیل شما حتی می‌تواند به شما انگیزه دهد. پس دلیل و چرای کار خود را بیابید. سپس چگونه انجام آن را خواهید یافت.

به خاطر بسپارید که دلیل و چرای هدف خود را کنار آن یادداشت نمایید و هربار به خود یادآوری کنید.

زندگیتان پِلاس🙂

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

دو روز پیش برای اینکه حالم گرفته بود سعی کردم تا کاری انجام دهم بلکه از این حالت نالان خارج شوم. تنها کاری که باید می‌کردم فکر کردن به چیزهایی بود که حس و حال مرا بهتر کنند. اما فایده‌ای در پی نداشت. برای همین […]