زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

تازه نگاشته‌ها

کاردلیا: گزارش روز دهم

کاردلیا: گزارش روز دهم

گزارش روز دهم (۱۴ خرداد ۹۷) روز دهم نیز به پایان رسید. امروز به خوبی به تمام تمرینات رسیدم. کمی هنوز ضعیف عمل می‌کنم که برای شروع کافی است. کم کم باید به افزایش تمرینات ورزشی و ورزش افزوده شود. به مطالعه خودم رسیدم گرچه […]

کاردلیا: گزارش روز نهم

کاردلیا: گزارش روز نهم

گزارش روز نهم (۱۳ خرداد ۹۷) به همین زودی ۹ روز گذشت. امروز روز خوبی بود گرچه اول روز به خوبی بنا نشد اما در انتها بسیار عالی تمام شد. تغذیه امروز سالم بود و البته برنج کمی بیشتر از نیاز خورده شد. اکنون نزدیک […]

کاردلیا: گزارش روز هشتم

کاردلیا: گزارش روز هشتم

گزارش روز هشتم (۱۲ خرداد ۹۷)

اولین روز از هفته دوم و بدترین روز تا به اینجا. متاسفانه بخاطر فشار و کمبود خواب ناشی از بهم ریختگی ساعت خواب و فشردگی کارها و همچنین عدم مطابقت زمانی کارها به دلیل خدمت آن هم در سن بالاتر، برنامه نادرست اجرا شد و کاهش شدید تمرینات را داشتم. از نظر تغذیه امروز روز امتحان بود برای بد خوردن غذا تا میزان تاثیر را ببینم، شاید هم جالب باشد که اینگونه تغذیه بد و کمبود تمرین نشان دهد چگونه می‌توان بدن را بهم ریخت. به هرحال در زمان آزمایش هستم و سختی زیادی در پیش دارم. با اینحال نگذاشتم تمرینات به -۰- برسند و حداقلی را انجام دادم.

تغذیه خوبی نبود، تمرکز را کنار گذاشتم. در هر صورت بدترین روز تا به این نقطه بوده است.

بررسی و نتیجه

با توجه به عدم پوشش دهی درست برنامه و تغذیه بد همراه با کمی غذای نسبتا مضر، می‌توان گفت بهم ریختگی برنامه داشته‌ام و تنها راه آن ایستادگی و انجام کمترین کار ممکن است. البته مشکلات محیطی بی تاثر نیستند.

همه و همه اینها شرایط هستند و همیشه زندگی پستی و بلندی دارد، مهم این است که ما چگونه به آن واکنش نشان می‌دهیم. من تصمیم گرفته‌ام که ضعف نشان ندهم و تحت هیچ شرایطی تسلیم نمی‌شوم تا به هدف خودم برسم و این پروژه را به پایان برسانم. هفته قبل برایم رضایت بخش بود پس این هفته را با هر سختیی ممکن نیز رضایت بخش خواهم کرد.

رضایت بخشی از تلاش بسیار مهمتر از رضایت از نتیجه است. گرچه کمی پایین هستم اما خودم را بالا می‌کشم و هم اکنون نیز در حال طی کردن مسیر هستم.

هرگز تسلیم نا امیدی و کرخی نمی‌شویم.

کاردلیا: گزارش روز هفتم

کاردلیا: گزارش روز هفتم

گزارش روز هفتم (۱۱ خرداد ۹۷) یک هفته از برنامه طی شد. هفته اول با هر سختی و آسانی که بود نتیجه‌های خوبی به همراه داشت. شیب ملایم را طی می‌کنم و به زیر ۸۰ کیلوگرم رسیدم. کم کم باید کمی به سرعت و فشار […]

کاردلیا: گزارش روز ششم

کاردلیا: گزارش روز ششم

گزارش روز ششم (۱۰ خرداد ۹۷)   متاسفانه به علت مشکلات فنی در سرورهای هاستینگ و تغییراتی که بخاطر تحریم‌ها بوجود آمد گزارش دیرتر در اینجا پست شد.   روز ششم و خستگی بیشتر، امروز بیشتر استراحت داشتم، در هر صورت هرگاه یک چیزی هست […]

کاردلیا: گزارش روز پنجم

کاردلیا: گزارش روز پنجم

گزارش روز پنجم (۹ خرداد ۹۷)

 

روز پنجم و خستگی مفرط، کار زیاد و البته ثابت نبودن در یک‌جا بیشتر وقت مرا گرفت. متاسفانه به مطالعه نرسیدم تا خانه که جبران شود. امروز تمرینات را تا حد ممکن انجام دادم اما پیشرفتی نداشتم وزن که همچنان ثابت مانده و البته که هنوز نباید کاهش وزن بیشتر از این در کار باشد.

تغذیه امروز بیشتر برنج بود و البته زیاد هم بود. به هرحال قرمه سبزی دوبار گرم شده را نمی‌توان دست رد بر سینه‌اش زد. هرچند که مطابق برنامه بود و زیادی خورده نشد اما کمی بی‌موقع بود.

 

در عوض شب مطابق رژیم تغذیه‌ای برنامه بود و با نان جو و پنیر و عسل و گردو جبران شد. سالمتر از قبل. یک روز معمولی همراه با تمرینات معمولی و مطابق برنامه پیش رفتم. مرز خاصی را نشکستم و همان چند عدد اضافی را که هر روز دارم به آن‌ها اضافه کردم.

خوشحالم که هر روز یک گام رو به جلو بر‌ می‌دارم و خوشحالتر که کاردلیا نتیجه بخشی خودش را از همان ابتدا آغاز کرده و بسیار خوشحالتر که در انتها با کامل کردن همه‌ مستندات و کامل کردن نواقص و افزایش اطلاعات می‌توانم به دیگران کمک کنم.

 

مراقبه امروز خیلی کمک کرد با اینکه از ۵ دقیقه تجاوز نکرد خیلی آرامش خوبی برایم به ارمغان آورد.

 

 

نتیجه و بررسی

 

با اینکه خستگی مفرط مرا در بر گرفته بود اما باز هم تسلیم نشدم. این یعنی حتی کوچکترین کار را باید انجام داد یعنی حداقل‌ها را باید اجرا کرد. گرچه همیشه باید بلند گام برداشت اما همیشه گام‌های کوچک برای آغاز مطمئن‌تر خواهند بود. هنوز لاغری حاصل نشده که صد البته هنوز راه درازی در پیش دارم برای این‌کار.

 

تمرینات فردا بیشتر خواهد شد. ذن هم کم کم بصورت ثابت در خواهد آمد. البته کم کم به معنی خیلی زود است و مطابق برنامه.

 

همه ما می‌توانیم، پیش بسوی بهتر شدن:)

کاردلیا: گزارش روز چهارم

کاردلیا: گزارش روز چهارم

گزارش روز چهارم (۸ خرداد ۹۷) چهار روز سپری شد و من کم کم دارم به تمرینات اضافه می‌کنم. گرچه هنوز به مرز توانایی‌ها هم نرسیده‌ام اما طبق برنامه باید پیش رفت حالا کم و بیش این طرفتر یا آن سوتر تا زمانی که به […]

کاردلیا: گزارش روز سوم

کاردلیا: گزارش روز سوم

گزارش روز سوم (۷ خرداد ۹۷) روز سوم و یک روز تقربیا معمولی. امروز حسابی خسته بودم و اصلا حوصله کاری را نداشتم، همین خستگی روی روحیه تاثیر می‌گذاره و می‌تواند جلوی کارها را بگیرد. خوشبختانه تسلیم نشدم و بجای بیکار نشستن هم به مطالعه […]

کاردلیا: گزارش روز دوم

کاردلیا: گزارش روز دوم

گزارش روز دوم (۶ خرداد ۱۳۹۷)

خوشحالم که امروز قدری بهتر پیش رفتم. روز خوبی بود به تمریناتم بیشتر رسیدم گرچه نصبت به تعداد دیروز کمتر بود اما تنوع بیشتری جای دادم.

تغذیه امروزم خوراک با نان جو بود. یک لیوان خاکشیر و آب فراوان در رژیم امروزم جا داشت. می‌دانید که چیدن میوه از درخت چقدر لذت بخش است. همچنین شیر و یک کیک کوچک همراه با بیسکوییت چاشت امروزم بود.

نان و پنیر و چای و عسل و گردو هم که شب همراه با دو عدد خرما و نان سبوس دار جز تقریبا نهایی تغذیه امروزم بود. در نهایت با یک سیب به پایان رسید.

تمرینات امروز فقط به بالا تنه و دستان رسید. هنوز موتور ورزش درست گرم نشده و البته که باید مطابق برنامه کمی زمانبر باشد تا آسیب وارد نشود.

مطالعه امروز به سختی انجام شد ولی کارهای تمرین ضبط صدا با کمترین امکانات به خوبی پیش رفت.

وزن امروز به ۸۰ کیلوگرم رسید یعنی ۲ کیلو از قبل کمتر اما این فقط موقتی است برای من چون در تمرینات ما معمولا حدود ۱ الی ۲نیم کیلوگرم نوسان داریم اما خبر خوبیست که در حال نتیجه گیری هستم البته خطای ترازو را نیز باید لحاظ کرد.

 

نتیجه

امروز خوب پیشرفت. وضعیت رضایت بخشی بود. کاهش وزن نداشتم و فقط نوسان وزن دارم که برای من طبیعی است. البته رژیم غذایی تقریبا از یک هفته قبل شروع شده اما این سبک کاردلیا روز دوم است که آغاز گردیده است. به هرحال هنوز خیلی زود است تا نظر در مورد کاهش وزن داد.

فردا تمرینات را گسترش خواهم داد و کمی به تعداد هر تمرین خواهم افزود حتی اگر تک رقمی باشد.

کاردلیا: گزارش روز نخست

کاردلیا: گزارش روز نخست

گزارش روز نخست (۵ خرداد ماه سال ۱۳۹۷): امروز اولین روز کاردلیا بود. نه می‌شود گفت روز خوبی بود و نه می‌شود روز معمولی نامش نهاد. کمی تا قسمتی خوب بود. بجای صبحانه همراه با پدر و مادرم سحری خوردم فکر کنم سحری مفیدتر بود […]