بگذار زندگی آواز بخواند

تازه نگاشته‌ها

کاردلیا: گزارش روز چهاردهم

کاردلیا: گزارش روز چهاردهم

گزارش روز چهاردهم (۱۸ خرداد ۹۷) آخرین روز از هفته دوم هم به پایان رسید. احساس سبکی بهتری هم روحی و هم جسمانی دارم. البته حس سبکی روانی بسیار مشهود تر است. تقریبا تغذیه خوبی دارم و از قبل خیلی بهتر شده است. همیشه این […]

کاردلیا: گزارش روز سیزدهم

کاردلیا: گزارش روز سیزدهم

گزارش روز سیزدهم (۱۷ خرداد ۹۷) روز دوازدهم هم به سر آمد. روز سبکی بود و ورزش‌های سبکی داشتم به تعداد بسیار کمتر در حد گرم نگه داشتن و تمرین، یعنی همان حداقل‌ها. رژیم کاهش وزن بدون ورزش مفید نیست، زیرا به سرعت باز خواهد […]

کاردلیا: گزارش روز دوازدهم

کاردلیا: گزارش روز دوازدهم

گزارش روز دوازدهم (۱۶ خرداد ۹۷)

 

روز دوازدهم و یکی از روزهای جالب این دوره. امروز از یک روز افتاده به یکی از بهترین روزها تبدیل شد. یکی از بهترین روزهای این دوره. در حالی که بیشتر وقت من به نشستن پای کامپیوتر و طراحی سازه گذشت و همچنان این سازه‌ی عجیب و غریب به فرجامی نرسید وقت من را نیز کاملا گرفت. از طرفی دیگر مهمان، بله مهمان‌های عزیزی که باید وقت را به آن‌ها اختصاص می‌دادم. اینگونه شد که من فقط مطالعه درباره بارگذاری‌های خاص و طراحی سازه داشتم. دیگر وقت من هم به میهمانی گذشت.

 

همه‌ی این‌ها بهانه بود تا دست بکشم و امروز را کمی به استراحت بپردازم، چه چیزی می‌توانست شیرین‌تر از اهمالکاری باشد؟ آن‌هم اهمال‌کاریی که سالها قبل استادش بودم با دان ده!

 

دیگر آخر شب بود و یک روز چیزی نیست‌ها، امروز را بیخیال دیروز خوب کار کردی، خسته‌ای خوب نیست این‌همه یکباره، این چه مدلی است؟ تو باید به شکمت هم برسی (البته به این یکی خیر نگفتم فقط تغدیه‌ام را کنترل کردم:) ) و انواع بهانه‌ها…

 

می‌توانستم قید ورزش را بزنم، قید لاغری و قید رژیم و کاهش وزنی را که برایش زحمت کشیده‌ام، حتی برای یک روز! مگر یک روز چه می‌شد؟

 

اما با همه‌ی خستگی، همه‌ی افکار منفی و همه مشکلات و بهانه‌ها دست به کار شدم، هندزفری درگوش‌ها و آهنگ را پلی کردم اولین آهنگ هم از گروه اسکورپینز بود (the good dies young) و چقدر زیبا شروع شد. ناگهان به خود آمدم و نه تنها تمرینات و ورزش را تمام کرده بودم بلکه مدیتیشن را نیز بیشتر انجام داده بودم!

 

هرکسی ممکن است سبک خاصی از موسیقی را بیشتر دوست داشته باشد و من با پلی شدن آهنگی از سبک مورد علاقه‌‌ام انرژی را بدست آوردم. بله موسیقی معجزه می‌کند.

باید تمرین می‌کردم بقول همان آهنگ نخست شاید فردایی نباشد…

the good dies young

there might be no tomorrow

واقعا شاید فردایی نباشد پس چرا به دنبال آرزوهایمان اهدافمان و برنامه‌هایمان نرویم، چرا اهمال کنیم؟ چرا تنبلی دایمی؟

 

اینگونه شد که از یک روز خسته کننده و بی انرژی یک پایان خوش و جالب برای خودم ساختم.

 

 

بررسی و نتیجه

 

تسلیم نشدن امروز به من دوباره که نه بلکه چندباره نشان داد که کافیست تا گام نخست را برداریم، از آغاز کردن نترسیم، هر روز و هر لحظه‌ی ما فرصتیست که ما باید آغازگرش باشیم. حال این آغاز نخست یک کار باشد یا آغازی در ادامه کاری دگر.

 

 

خوشحالم که توانستم و باز یادآوری شد که موسیقی معجزه می‌کند و چه جالب که مرا امروز به یاد کلاس سلفژ انداخت و چه خاطراتی که داشتم.

باید باز آغاز کرد و من می‌توانم. خوشبختانه این مشکل را می‌توانم به راحتی در سختترین شرایط حل کنم.

 

فردا روزی دیگر و آغازی نو و خورشیدی درخشان تر خواهد بود.

 

 

حتی از نوشته‌هایم معلوم است که از امروز راضی هستم. امیدوارم تمام روزهایم و تمام روزهای دیگران و همه‌ی کسانی که این دست نوشته‌ها را می‌خوانند با این حس امروز گره خورده باشد و رضایت را در وجودشان احساس کنند.

کاردلیا: گزارش روز یازدهم

کاردلیا: گزارش روز یازدهم

گزارش روز یازدهم (۱۵ خرداد ۹۷) روز یازدهم نیز به پایان رسید. پروژه کاردلیا تقریبا روی غلتک افتاده و من هم تقریبا عادت کردم. امروز دوباره نوسان وزن داشتم اما اینبار کمی بالاتر آمدم، با اینکه تمرینات را انجام دادم اما بخاطر ضعف و تعطیلی […]

کاردلیا: گزارش روز دهم

کاردلیا: گزارش روز دهم

گزارش روز دهم (۱۴ خرداد ۹۷) روز دهم نیز به پایان رسید. امروز به خوبی به تمام تمرینات رسیدم. کمی هنوز ضعیف عمل می‌کنم که برای شروع کافی است. کم کم باید به افزایش تمرینات ورزشی و ورزش افزوده شود. به مطالعه خودم رسیدم گرچه […]

کاردلیا: گزارش روز نهم

کاردلیا: گزارش روز نهم

گزارش روز نهم (۱۳ خرداد ۹۷)



به همین زودی ۹ روز گذشت. امروز روز خوبی بود گرچه اول روز به خوبی بنا نشد اما در انتها بسیار عالی تمام شد. تغذیه امروز سالم بود و البته برنج کمی بیشتر از نیاز خورده شد.

اکنون نزدیک به یک کیلو از ۸۰ کیلوگرم پایینتر هستم و تا به اینجا به خوبی پیش رفتم البته که با تمرینات این کاهش را ثابت نگاه خواهم داشت. ابتدا کمی نوسان در تنظیم وزن بود که بخاطر تغییر رژیم طبیعی بود.

تمرینات به خوبی انجام شد و مدیتیشن و مراقبه نیز چاشنی کار شد که به آرامش و تمدد اعصاب کمک خوبی کرد به خصوص در این روزهای بی‌ملایمت و سختی که در کشور و منطقه حاکم است.



امروز تمرینات کمی بیشتر شد البته از لحاظ تعداد و در دو نوع خلاصه شد.

خوشبختانه به روند خوبی بازگشتم و امیدوارم بهتر ادامه دهم. قسمت مهم کار آب شدن چربی‌های شکم و پهلو هستند که هنوز هیچ تغییری در آن‌ها ظاهر نشده است. در حقیقت هیچ لاغری ظاهری در هیچ کجا به وجود نیامده است. هنوز مطمئن نیستم که در چه هنگام یا در چه درصد و یا میزانی از کار به آن خواهم رسید.



چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد



بررسی و نتیجه

امروز ثابت کرد چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد. هرگز تسلیم نشدن و مهمتر از همه اینکه طبق علوم مدیریت با تغییر استراتژی است که می‌شود راه را ادامه داد و گرنه با یک روش شکست خورده دوباره نمی‌توان ادامه داد زیرا باز به همان نتایج باز خواهیم گشت.



ساده‌ترین روش استراتژی همان بهبود و اصلاح کاستی‌ها و افزایش توانایی‌هاست.

کاردلیا: گزارش روز هشتم

کاردلیا: گزارش روز هشتم

گزارش روز هشتم (۱۲ خرداد ۹۷) اولین روز از هفته دوم و بدترین روز تا به اینجا. متاسفانه بخاطر فشار و کمبود خواب ناشی از بهم ریختگی ساعت خواب و فشردگی کارها و همچنین عدم مطابقت زمانی کارها به دلیل خدمت آن هم در سن […]

کاردلیا: گزارش روز هفتم

کاردلیا: گزارش روز هفتم

گزارش روز هفتم (۱۱ خرداد ۹۷) یک هفته از برنامه طی شد. هفته اول با هر سختی و آسانی که بود نتیجه‌های خوبی به همراه داشت. شیب ملایم را طی می‌کنم و به زیر ۸۰ کیلوگرم رسیدم. کم کم باید کمی به سرعت و فشار […]

کاردلیا: گزارش روز ششم

کاردلیا: گزارش روز ششم

گزارش روز ششم (۱۰ خرداد ۹۷)

 

متاسفانه به علت مشکلات فنی در سرورهای هاستینگ و تغییراتی که بخاطر تحریم‌ها بوجود آمد گزارش دیرتر در اینجا پست شد.

 

روز ششم و خستگی بیشتر، امروز بیشتر استراحت داشتم، در هر صورت هرگاه یک چیزی هست و من هم به دنبال ۱۰۰٪ بودن نیستم. بخاطر خستگی زیاد تنوع تمرینات را کم کردم و فقط روی یک تمرین تمرکز کردم و آن را در طول ساعات کار پخش کردم و نتیجه بخش هم بود به خوبی فشار را احساس می‌کنم و صد البته درد و سفتی موضعی که حاصل شده است.

 

متاسفانه امروز روز پرباری نبود و شوربختانه کیفیت پایینی داشتم. البته برنامه ترک نشد و حداقل‌ها را رعایت کردم گرچه با تمام نارضایتی از خودم احساس خوبی برای تمرین دارم.

تغذیه بهتر بود امروز با کمی برنج و غذای محبوب من به نام نخودآب (به نظرم نوعی آب گوشت باید باشد که فقط از قلم و گوشت کم و نخود فراوان و آب و پیاز تشکیل شده + زردچوبه) و البته نان جو سپری شد. در انتها از ۲ عدد تخم مرغ آبپز و خرما و گردو، پنیر و مربا و قدری نان قندی پذیرایی از خود را پایان دادم. سرانجام هم مقداری میوه فصل که تازه رسیده‌اند به همراهی رژیم من پیوستند.

 

مراقبه و ذن (چِن) به خوبی انجام شد و چه حس خوبی داشتم، کمی زیاده روی شد البته چون وقتی چشمهایم باز شد گویی از خواب بلند شدم، هنوز برای سیر و سلوک خیلی زوده:))

 

بررسی و نتیجه

 

مهمترین بخش ذن بود که آرامش امروز را رقم زد با آنکه خستگی همچنان دست از سرم بر نمی‌دارد. همچنین مدل صحیح نشستن در این حالت برای عضلات کمر بسیار مفید است و حالت قوز مانند را می‌تواند در دراز مدت درمان نماید.

خستگی و هر مشکلی نباید مانع کاملی برای انجام کارها شود، صد البته که کاهش و استهلاک را در پی خواهد داشت اما هرگز نباید دست از تلاش کشید و باید برنامه را در حداقلی خود اجرا نمود.

با همه مشکلات مسیر را ادامه خواهم داد. و خوشبختانه با اینکه این دو سه روز آخر خستگی بود و من در حداقلی به سر می‌بردم با این‌حال به خوبی پیشرفته‌ام و کاهش وزن خوبی داشتم.

 

خوشحالم که مسیر را ادامه می‌دهم و خوب می‌دانم که لذت بردن از مسیر زندگی است و اهداف ما ایستگاه‌های لذت بخش زندگی هستند.

کاردلیا: گزارش روز پنجم

کاردلیا: گزارش روز پنجم

گزارش روز پنجم (۹ خرداد ۹۷)   روز پنجم و خستگی مفرط، کار زیاد و البته ثابت نبودن در یک‌جا بیشتر وقت مرا گرفت. متاسفانه به مطالعه نرسیدم تا خانه که جبران شود. امروز تمرینات را تا حد ممکن انجام دادم اما پیشرفتی نداشتم وزن […]