بگذار زندگی آواز بخواند

تازه نگاشته‌ها

چرا برای پیشرفت  باید مطالعه کنیم؟

چرا برای پیشرفت باید مطالعه کنیم؟

خیلی این حرف کلیشه‌ای را شنیدیم که «برای پیشرفت یا توسعه در هر چیزی باید مطالعه کنیم». اما تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟ اول از هر چیز تکلیف این قضیه را حل کنم که تحلیل و حل کردن مشکل با استفاده از تفکر کردن […]

چرا ارتشیان در دنیا موفق‌تر از بیشتر افراد معمول به‌نظر می‌رسند؟ (درس خوبی که از دوره بد سربازی آموختم)

چرا ارتشیان در دنیا موفق‌تر از بیشتر افراد معمول به‌نظر می‌رسند؟ (درس خوبی که از دوره بد سربازی آموختم)

اینبار می‌خواهم یک درس خوب را که از دوران خدمت آموختم با شما در میان بگذارم. البته این مورد مرا هرگز از جبهه مخالفان خدمت سربازی اجباری برکنار نمی‌کند. این فقط یک بینش است که در بدترین شرایط خوبی‌ها را ببینیم. شاید برای شما پیش […]

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

چگونه زندگی کنیم؟ – رسالت زندگی خویش

رسالت زندگی خویش

هنر زندگی کردن، چیزی که سال‌هاست اندیشه ما انسان‌ها را درگیر کرده است.

 

این مدل را تصور کنید:

صبح بلند می‌شویم، یک روز دیگر آغاز شده و حالا می‌خواهیم کمی متفاوت باشیم. اما در پایان روز همچنان مانند قبل هستیم و به سوی رختخواب می‌رویم، سپس درجای خود دراز می‌کشیم و با هزار فکر و خیال غلط می‌خوریم تا درنهایت از فرط خستگی ذهنی خوابمان می‌برد. دوباره صبح بیدار می‌شویم به امید روز تازه و تغییر و همچنان در نهایت به همان ترتیب به خواب می‌رویم. سپس آنقدر این سیکل ناقص ادامه پیدا می‌کند تا بعد از مدتی خسته و فرتوت می‌گردیم.

تقریبا همهٔ ما این مدل زندگی را تجربه کرده‌ایم و می‌کنیم. با هر سبکی که زندگی کنیم. این یک سیکل ناقص است، یک چرخهٔ بی‌پایان و ناقص که هربار تکرار می‌گردد. هربار با کلی امید و آرزو به خواب می‌رویم و صبح را تا شب تلاش می‌کنیم اما همچنان در این چرخه گیر کرده‌ایم.

 

اما مشکل از کجاست؟

شاید متوجه این قضه نشده باشیم که این چرخه می‌تواند کامل شود می‌تواند چرخه‌های دیگری بوجود آورد اما تا زمانی که ما هیچ‌وقت به خود جرات برخورد با تازه‌ها را ندهیم در همان حالت فعلی خود گیر خواهیم کرد. اشتباه نکنید مشکل حالت موجود و فعلی ما نیست. بگذارید یک سناریو را باهم مرور کنیم:

 

تصمیم می‌گیریم یک زندگی خوب داشته باشیم. ثروت خوبی داشته باشیم، محل کار عالی و همه چیز حتی با جزئیات. بعد هر روز به دنبال آن هستیم و بهش فکر می‌کنیم دوباره دنبالش می‌رویم و سپس در نهایت باز همانیم.

چرا؟ مشکل دقیقا آنجاست که ثروت، خوشبختی و … همگی خیلی کلیشه‌ای هستند. حتی با تمام جزئیاتی که برایش متصور شویم. خیلی‌ها پس از سالها تلاش و کسب ثروت باز هم وقتی سر صحبت را باز می‌کنند احساس می‌کنند یک چیز خیلی مهم کم است. تند نرویم! مشکل عشق و عاطفه هم ندارد از این لحاظی که ما فکر می‌کنیم هم خوشبخت است. اما خودش می‌گوید که چیزی بسیار مهم نیست.

 

بله ثروت، قدرت عشق و … همه خوب است و در حقیقت باید باشد، هرکسی هم که به شما گفت این‌ها خوب نیست، اعتنا نکنید چون یا مشکلی دارد، یا خودش در خفا و دور از شما حسابی ثروت دارد مثل خیلی از کسانی که دعوت به سقوط می‌کنند ولی همیشه خودشان در بالای قله نشسته و حسابی می‌خورند.

 

Moment

 

مشکل بیشتر ما آنجاست که نمی‌دانیم چه می‌خواهیم باشیم. مشکل آنجاست که ما به دنبال زندگی هستیم دریغا که همین لحظاتی که زندگی می‌کنیم، زندگی هستند تمام لحظاتی که به دنبال چیزی می‌گردیم همان زندگی ما هستند.

 

«آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم»

 

در حقیقت ما رسالت زندگی نداریم. یا آن را پیدا نکرده‌ایم و یا اگر هم پیدا کرده‌ایم جرات حرکت به سمت آن را نداریم. زندگی ما چیست؟ چرا؟ چگونه؟ این‌ها پاسخهایی دارند که ما را به یافتن رسالت و دلیل زندگیمان نزدیک می‌کنند.

هرکسی دنیایی دارد. هرکسی یک داستان بزرگی است که باید با دستان خودش آن را بسازد. آنچه که دنبالش باید باشیم خود زندگی نیست بلکه مقصود و دلیل زندگی است. و ما اشتباه به دنبال زندگی هستیم. زندگی در دستان ماست زندگی همین لحظات است همین لحظه، هم اکنون که چشمانتان به این نوشته‌ها خیره شده و آن را می‌خوانید. این‌ همان زندگی است. زندگی را باید ساخت نباید جست. زندگی پیداست زندگی از لحظه تولد ما بوجود می‌آید و ما با پیدا کردن رسالت زندگی خود آن را می‌سازیم. وقتی می‌دانیم که زندگی ما چیست و چرا. آنگاه به دنبال آن می‌رویم و زندگیمان را می‌سازیم.

 

رسالت زندگی همیشه یک مسیر است. هدف جزیی از آن مسیر است. یکی رسالت زندگی‌اش سفر است، دیگری یافتن و دستیابی به تازه‌ها، آن یکی به دنبال کتاب‌ها و علوم است، کسی دیگر به دنبال کمک به انسان‌ها و هم مسیرش به دنبال کمک به محیط زیست، در گوشه‌ای شخصی به دنبال نوشتن است که با قلم و یا تایپ کردن زندگیش را می‌سازد، آن سوتر دختری به دنبال احساس و عشق حقیقی است و با مهربانی با حیوانات و انسان‌ها و کمک به دیگران جای بهتری را برای زندگی می‌سازد، در جایی دیگر پسری به دنبال زیبایی‌ها می‌رود و با دستانش می‌نوازد یا نقش می‌زند، آنسوی جهان پیری برای رهنمود انسان‌ها گام برمی‌دارد و با کمک‌های کوچک تجربی و ذهنی و احساسی اطرافیانش را به سوی انسانیت سوق می‌دهد و زندگیش را می‌سازد، هزاران هزار و میلیاردها میلیارد زندگی آمده و خواهند آمد. این‌ها تنها مثال‌هایی کوچک بودند.

همه و همه نه از ثروت گریزان بودند، نه به دنبال بدبختی رفتند و یا «نه» به ارتباطات گفتند، گرچه ممکن است رسالت هرکس خیلی متفاوت‌تر باشد و خیلی از این‌ها مانند ثروت در زندگیش جایی نداشته باشد. اما ما از آن دسته نیستم یا دست کم فعلا نیستیم.

 

اما تفاوت آن‌ها با ما چیست؟

آن‌ها نه عجیب و غریبند نه چیزی دارند که ما نداریم. آن‌ها رسالت زندگیشان را پیدا کرده‌اند و مسیرشان مشخص شده است. در مسیرشان گام برمی‌دارند. هرچه که آنان دارند ما نیز داریم فقط آن‌ها گام برداشته‌اند بجای آنکه به دنبال زندگی باشند به دنبال دلیل زندگی بودند تا زندگیشان را بر اساس آن بسازند.

 

فراموش نکنیم که چیزی که گم نشده نیاز به گشتن و پیدا کردن ندارد. زندگی در دستانمان است. در حقیقت ما با ساختن زندگیمان خودمان را می‌سازیم. پیدا کردن خودمان باشد هنگامی که گم شده‌ایم! اکنون که گم نشده‌ایم بهتر است که خودمان را بسازیم و در مسیری که یافته‌ایم یا می‌یابیم گام برداریم.

 

قبل از هرگونه هدف گذاری بیاییم رسالت و دلیل زندگی خودمان را بیابیم. وقتی ندانیم از زندگی چه می‌خواهیم هرگونه هدف‌گذاری اشتباه است. اگر موفق نشویم عمری را تلف کرده‌ایم و اگر موفق بشویم همچنان گمشده‌ای داریم. درست مانند آن است که رسالت و کشش درونی ما در شرق باشد ولی ما با سرعت هرچه تمام‌تر در جهت غرب گام برداریم، حتی کلی قله در غرب فتح کنیم همچنان دلمان، روان، روح و اندیشه‌مان جای دیگری است.

 

 

پس بیایید رسالت زندگیمان را بیابیم. پس از آن هرچه تلاش کنیم در مسیر زیبای خودمان است و هرگونه شکستی برابر است با تجربه و نتیجه در مسیر خودمان و هرگونه موفقیتی، خوشبختی لذت بخشی است.

 

رسالت هرکس منحصر به فرد است گرچه در مسیرتان همراهان زیادی را خواهید یافت. فراموش نکنیم که در دو قسمت از مسیر تنهاییم، ابتدا و انتهای آن، در ابتدا چون گامی برنداشتم و یا گام‌های کمی برداشتیم کسی را نمی‌بینیم، سپس آهسته آهسته افراد را در مسیر خواهیم دید. در نهایت وقتی به پایان مسیر می‌رسیم یک مسیر شخصی و خاص پیدا می‌شود آنگاه اولین گام‌ها در آن مسیر گامهای ما خواهد بود و ما مسیری تازه را رقم خواهیم زد. در حقیقت مسیر زندگی بی‌پایان است و ما در یک مسیر عمومی یک راه تازه یک مسیر نو را کشف می‌کنیم و پیشتاز مسیر خویش خواهیم بود.

 

 


رسالتتان چیست …

کاردلیا: گزارش روز بیست و دوم

کاردلیا: گزارش روز بیست و دوم

گزارش روز بیست و دوم (۲۶ خرداد ۹۷) یک روز دیگر از این پروژه گذشت و من بیشتر از قبل راضی هستم. انقدر که از تمرین مراقبه امروز راضی بودم از تمرینات ورزشی خودم نبودم. روز خوبی بود یک روز تعطیل در کنار خانواده، روزی […]

کاردلیا: گزارش روز بیست و یکم

کاردلیا: گزارش روز بیست و یکم

گزارش روز بیست و یکم (۲۵ خرداد ۹۷)   آغازی دیگر پس از یک ریکاوری کوچک. شاید برای برخی‌ها سوال پیش آید که چرا باید ریکاوری داشت و اصلا چگونه است؟   شاید در نگاه اول چیز مفیدی نباشد و حتی برخی آن را عقب […]

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

دو روز کامل (۴۸) برای ریکاوری در نظر گرفتم البته ابتدا نظرم به ۲۴ ساعت بود اما با مطالعه بیشتر متوجه شدم حدود ۳۶ الی ۴۸ ساعت برای بازیابی توان جسمی بهتر است. در این روز فقط تغذیه رعایت گردید. ابتدا شک داشتم که نتیجه بخش باشد اما بعد از ۴۰ ساعت احساس بهتری در عضلات خسته خودم جاری شده. به هرحال نتیجه همیشه خواهد آمد و اینبار نیز نتیجه بسیار خوبی گرفتم.

 

این دو روز فرصت خوبی را بررسی گزارش‌ها و روند پیشرفت پروژه پیدا کردم. بلاخره زمان خوبی به وارسی ورزش‌ها و تمرینات اختصاص دادم و همچنین رژیم غذایی را بیشتر بررسی کردم. تغذیه این دو روز کمی مقوی‌تر بود. و جالب اینکه همچنان وزنم ثابت مانده‌است. تمرینات به زودی اضافه خواهند شد زیرا آمادگی لازم را برای شدت بخشیدن به تمرینات پیدا کرده‌ام. مهمترین تمرینی که آغاز خواهد شد و به جمع لیست ورزش من قدم خواهد گذاشت، ورزش دو است. دویدنی که به زودی بصورت حرفه‌ای دنبال خواهم کرد اما برای این پروژه فقط در حد یک تمرین حیاتی همراه با تمرینات هوازی نقش بازی خواهد کرد.

 

بررسی و نتیجه

مهمترین درس در این ۲۰ روز گذشته که تقریبا نیمی از دوره را در بر گرفته آن بود که همیشه با تلاش کردن و نظم است که هدف خواهیم رسید. برای آنکه کاهش وزن بیشتری داشته باشم برنامه ریخته‌ام اما فقط در حد چند کیلو خواهد بود زیرا به وزن دلخواهم رسیده‌ام و فقط برای تناسب اندام و دویدن راحتتر نیاز به کم کردن وزن خودم دارم

کاردلیا: گزارش روز هجدهم

کاردلیا: گزارش روز هجدهم

گزارش روز هجدهم (۲۲ خرداد ۹۷) یک روز گرم دیگر و سایه‌ای خنک. خبر خوش اینکه کمی سبک شده‌ام و احساس بهتری دارم، خیلی سبکتر گام بر می‌دارم. با اینکه روزها گرم هستند اما دیگر خبری از خیس عرق شدن در یک مسافت یک حدود […]

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

گزارش روز هفدهم (۲۱ خرداد ۹۷) هفده روز تمام شد. ضعف عضلانی اولیه کمتر شده و حتی خیلی از درد‌ها از بین رفته است. حالا بهتر از قبل حرکات ورزشی را انجام می‌دهم و فشار کمتری را تحمل می‌کنم. به همین دلیل مرز را دوباره […]

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

گزارش روز شانزدهم (۲۰ خرداد ۹۷)

تقریبا به تمرینات عادت کرده‌ام. برای همین بعد از ثبات مرزها را بالاتر می‌برم. امروز تغذیه تقربیا راضی کننده بود. هنوز تغذیه اصلی چند روزی فاصله دارد. تصمیم داشتم که به یک‌باره همه چیز را کنار نگذارم و بصورت تدریجی بدنم را عادت دهم. اینکه چگونه وزن کم می‌شود یا زیاد می‌شود به تغذیه و نوع و زمان آن بستگی دارد. پس از آن به تمرینات بدنی و همچنین میزان خواب و موقع خواب وابسته است.

فراموش نکنیم که چرت زدن پس از غذا گرچه لذت بخش است اما در تعادل وزنی بدن ما تاثیر بدی دارد و به سرعت بر اضافه وزن می‌افزاید.

 

فعالیت لذت بخش امروز برای من چیدن میوه‌های زردآلو (قیسی) از بالای درخت کهن‌سالی است که در محل خدمت من سر برافراشته و با رسیدگی بهش مقدار خیلی زیادی میوه داده. بیشتر از نیم تن به راحتی میوه داده طبق چیزی که من دیدم و طبق گفته کشاورز اونجا بیشتر از یک تن میوه می‌دهد و درخت برای کسی نیست جز کشاورز:) درختی که تا چند سال پیش بی‌جان بود و بیشتر از چند عدد میوه نمی‌داده با این همه سن، با رسیدگی او حالا یک درخت بارور و بسیار پرثمر شده است، که نگاه کردن به آن فقط تحسین ما را بر می‌انگیزد.

 

امروز به بررسی مشکلاتی که ما از نشستن زیاد به دست می‌آوریم می‌پرداختم و دو مشکل اضافه وزن و تغییر در ستون فقرات از بزرگترین و پایه‌ای ترین مشکلات آن است که سبب انواع بیماری‌ها می‌گردد.

امیدوارم کسی مبتلا به این دو بیماری نشود و کسانی که هستند به زودی خود را درمان کنند.

ورزش و تمرینات امروز راضی هستم. به خوبی مرزها را بالاتر برده‌ام و پس از ثبات کامل در این مرز، دوباره آن‌ها را خواهم شکست و فراتر می‌روم. این یک رمز موفقیت در تمام ورزش‌هاست که ورزشکاران حرفه‌ای و حتی بسیار از آماتورها به آن وارد هستند.

 

 

همیشه شکستن مرزها ما را فراتر خواهد برد چه در خوبی و چه بدی. پس مرزهایی را بشکنیم که همواره ما را بالاتر ببرند و در نیکی برای خود و دیگران پیشی بگیریم.

 

بررسی و نتیجه

مسیر در حال طی شدن است و مهم لذتی است که در طی مسیر می‌بریم. در نهایت به مقصد خواهم رسید و می‌دانم که در مقصد هدفم را می‌یابم. البته که پس از آن ادامه مسیر و مسیرهای تازه خواهد بود. این فقط یک آغاز است.

این دوره‌ای که شروع کردم در حقیقت پایانی ندارد اما چند مقصد و هدف دارد که در هنگام رسیدن آن‌ها را منتشر خواهم کرد تا کمکی گردد برای دیگران، برای تمام کسانی که به سلامتی خود، زیبایی و مهمتر از همه آرامش خود بها می‌دهند. امیدوارم تا بتوانم راهنمای خوبی باشم.

 

قول داده‌ام که تلاش خودم را تا سرحد ممکن انجام دهم.

 

بلاخره آرامش کمی از درون و حس سلامتی در بدنم احساس می‌کنم. هفته چهارم آغاز تمرینات بهتری است که سرعت را بالاتر خواهد برد.

کاردلیا: گزارش روز پانزدهم

کاردلیا: گزارش روز پانزدهم

گزارش روز پانزدهم (۱۹ خرداد ۹۷) شنبه اولین روز هفته و اولین روز ازهفته سوم پروژه کاردلیا. مسیر به خوبی پیش می‌رود، از نظر تغذیه‌ای تقریبا عاری از مضرات شده‌ام، از لحاظ ورزش و تمرینات پیشرفت خوبی داشته‌ام همچنین ثبات وزن خودم را ۸۰ و […]