زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

تازه نگاشته‌ها

کاردلیا: گزارش روز بیست و یکم

کاردلیا: گزارش روز بیست و یکم

گزارش روز بیست و یکم (۲۵ خرداد ۹۷)   آغازی دیگر پس از یک ریکاوری کوچک. شاید برای برخی‌ها سوال پیش آید که چرا باید ریکاوری داشت و اصلا چگونه است؟   شاید در نگاه اول چیز مفیدی نباشد و حتی برخی آن را عقب […]

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم) دو روز کامل (۴۸) برای ریکاوری در نظر گرفتم البته ابتدا نظرم به ۲۴ ساعت بود اما با مطالعه بیشتر متوجه شدم حدود ۳۶ الی ۴۸ ساعت برای بازیابی توان جسمی بهتر است. در این روز فقط تغذیه […]

کاردلیا: گزارش روز هجدهم

کاردلیا: گزارش روز هجدهم

گزارش روز هجدهم (۲۲ خرداد ۹۷)

یک روز گرم دیگر و سایه‌ای خنک. خبر خوش اینکه کمی سبک شده‌ام و احساس بهتری دارم، خیلی سبکتر گام بر می‌دارم. با اینکه روزها گرم هستند اما دیگر خبری از خیس عرق شدن در یک مسافت یک حدود کیلومتری نیست، همه چیز به حالت طبیعی برگشته است.

 

خوشحالم که امروز می‌توانم به راحتی مسیرها را طی کنم. سپاسگزارم که می‌توانم به راحتی نفس بکشم و این را مدیون طبیعت و آفرینش هستم.

تغذیه امروز با آنکه کمی بیشتر بود اما همگی سالم عاری از هرگونه فسد فود و چربی‌های مضر، از سحر که با برنج و خورشت بادمجان آغاز شد تا شیر و کیک و افطاری آش جو و پنیر و چای و عسل.

 

امروز مطالعه بهتری داشتم هرچه بود از دیروز کمی بهتر بود. هرچند که تخصصی بود و کمی سنگین اما یکی از کتاب‌ها مرا به فکر فرو برد که چگونه هر ابلهی دست به قلم می‌برد و خزعبلات تخصصی مانندی می‌نویسد که به درد خمیر کردن فقط می‌خورد بلکه از کاغذ بازیافتی استفاده بهتری شود. امروز آموختم اگر می‌خواهیم کمی تخصصی بنویسیم بد نیست حداقل به اندازه یک واژه تخصصی مسلط باشیم و هرچیزی را ننویسیم مگر آنکه بدانیم چیست. این کتاب مثلا آموزش متلب برای رشته عمران بود! به ترجمه چند بخش از help و manual نرم افزار بصورت کاملا ناقص و بی‌خود بسنده کرده بود و چند مثال بی سر و ته از چند فرمول و تابع دیفرانسیل و انتگرال را اجرا کرده بود و اسم مهندسی زلزله، دینامیک سازه و … را بر روی سرفصل گذاشته بود. امیدوارم کمی تفکر در پشت نوشتن‌ها باشد. به خصوص در بخش‌های تخصصی دست کم چیزی برای ارایه وجود داشته باشد.

 

 

نمی‌شود تمرین استاد را از سرکلاس آورد و کتاب کرد آن‌هم مطمئنا استادی بوده که نمی‌دانسته چه بگوید و این‌ها هم، همان ندانم استاد را هم فرا نگرفته بودند. امیدوارم این دو شبه نویسنده به راه راست هدایت شوند یا دست کم راه راست به سمتشان کج شود.

 

این هم از مطالعه امروز من بود که یکی از کتاب‌ها اعصابم را بهم ریخت و فکر کنم اولین کتابی بود که از پولی که بابتش دادم پشیمانم، البته این کتاب را چند سال قبل گرفتم و امیدوارم دیگر چاپ نشده باشد!

 

Feel full of life

بررسی و نتیجه

تنها راه رسیدن به هدف راه مستقیم است. البته برای رسیدن به هرچیزی راه‌ها مختلف مستقیمی وجود دارد، اما راه میانبر همیشه یک اشتباه در پی خواهد داشت. برای مثال من حتما همراه با کسی یک دوره را شروع کردم. اکنون او وزن نسبتا زیادی را با دارو کم کرده و در بیمارستان بستری است و یا خواهد شد اما روش من دیرتر، بسی دیرتر از او پاسخ خواهد داد اما همراه با سلامتی، تن‌درستی و آرامش روح و روان خواهد بود. چیزی که ما سالهاست گم کرده‌ایم.

 

 

با تغذیه سالم در پایان روز حال بهتری خواهیم داشت و ما می‌توانیم زندگی سالم، تنی قدرتمند و روانی آسوده داشته باشیم.

 

به عنوان یک فرد عصبی می‌گویم که حالم خیلی بهتر است. بسیار بسیار بهتر.

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

گزارش روز هفدهم (۲۱ خرداد ۹۷) هفده روز تمام شد. ضعف عضلانی اولیه کمتر شده و حتی خیلی از درد‌ها از بین رفته است. حالا بهتر از قبل حرکات ورزشی را انجام می‌دهم و فشار کمتری را تحمل می‌کنم. به همین دلیل مرز را دوباره […]

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

گزارش روز شانزدهم (۲۰ خرداد ۹۷) تقریبا به تمرینات عادت کرده‌ام. برای همین بعد از ثبات مرزها را بالاتر می‌برم. امروز تغذیه تقربیا راضی کننده بود. هنوز تغذیه اصلی چند روزی فاصله دارد. تصمیم داشتم که به یک‌باره همه چیز را کنار نگذارم و بصورت […]

کاردلیا: گزارش روز پانزدهم

کاردلیا: گزارش روز پانزدهم

گزارش روز پانزدهم (۱۹ خرداد ۹۷)

شنبه اولین روز هفته و اولین روز ازهفته سوم پروژه کاردلیا. مسیر به خوبی پیش می‌رود، از نظر تغذیه‌ای تقریبا عاری از مضرات شده‌ام، از لحاظ ورزش و تمرینات پیشرفت خوبی داشته‌ام همچنین ثبات وزن خودم را ۸۰ و زیر آن ثبت کرده‌ام. مشکل اینجاست که برای این پروژه باید کمی خودم را فدا کنم تا بتوانم چندین مدل را جای دهم و در نهایت بهترین را پیشنهاد کنم. تقریبا از اواسط پروژه دست کم دو نفر دیگر به من ملحق خواهند شد و آنجاست که می‌توانم نتایج را باز هم بهتر ثبت نمایم.

 

این مدت تقریبا تمرینات قدرتی را انجام داده‌ام و همچنان ادامه خواهم داد زیرا برای ساخت بنیه حرکات استقامتی مفید هستند.

 

امروز میوه جایگاه بیشتری داشت و تقریبا در حال کاهش وزن دوباره هستم. این کاهش وزن را هم مدیون تغذیه سالمم و تغذیه سلامت راز سلامتی تن است. همچنین از قدیم گفته‌اند «عقل سالم در بدن سالم است» پس من به همین روند و بهتر کردن آن ادامه خواهم داد. قبلتر هم این مسیر را رفته‌ام. البته نه یک بار بلکه چندین بار اما این بار تفاوت در آن است که این روش اگر نگویم برای همه ولی برای تعداد زیادی کاربردی خواهد بود.

 

تقریبا روزی در حدود ۴ الی ۵ دقیقه مراقبه خیلی ساده دارم که برای سلامتی روانی خیلی مفید است. به خصوص برای تمرکز حواس.

 

 

بررسی و نتیجه

امروز یکی دیگر از روزهای خوب این دوره بود. تغذیه هر روز سلامت تر شده است و این روند بصورت کاملا آرام و سینوسی بوده گرچه در نهایت روش اصلاح شده را خواهم گفت و در اختیار دوستان قرار خواهم داد تا نتیجه‌ای بهتر نصیبشان گردد.

 

این مدت نشان داد که نباید کوچک خواست و کوچک ماند. اما باید برای شروع گامی نسبتا کوچک برداشت.

کاردلیا: گزارش روز چهاردهم

کاردلیا: گزارش روز چهاردهم

گزارش روز چهاردهم (۱۸ خرداد ۹۷) آخرین روز از هفته دوم هم به پایان رسید. احساس سبکی بهتری هم روحی و هم جسمانی دارم. البته حس سبکی روانی بسیار مشهود تر است. تقریبا تغذیه خوبی دارم و از قبل خیلی بهتر شده است. همیشه این […]

کاردلیا: گزارش روز سیزدهم

کاردلیا: گزارش روز سیزدهم

گزارش روز سیزدهم (۱۷ خرداد ۹۷) روز دوازدهم هم به سر آمد. روز سبکی بود و ورزش‌های سبکی داشتم به تعداد بسیار کمتر در حد گرم نگه داشتن و تمرین، یعنی همان حداقل‌ها. رژیم کاهش وزن بدون ورزش مفید نیست، زیرا به سرعت باز خواهد […]

کاردلیا: گزارش روز دوازدهم

کاردلیا: گزارش روز دوازدهم

گزارش روز دوازدهم (۱۶ خرداد ۹۷)

 

روز دوازدهم و یکی از روزهای جالب این دوره. امروز از یک روز افتاده به یکی از بهترین روزها تبدیل شد. یکی از بهترین روزهای این دوره. در حالی که بیشتر وقت من به نشستن پای کامپیوتر و طراحی سازه گذشت و همچنان این سازه‌ی عجیب و غریب به فرجامی نرسید وقت من را نیز کاملا گرفت. از طرفی دیگر مهمان، بله مهمان‌های عزیزی که باید وقت را به آن‌ها اختصاص می‌دادم. اینگونه شد که من فقط مطالعه درباره بارگذاری‌های خاص و طراحی سازه داشتم. دیگر وقت من هم به میهمانی گذشت.

 

همه‌ی این‌ها بهانه بود تا دست بکشم و امروز را کمی به استراحت بپردازم، چه چیزی می‌توانست شیرین‌تر از اهمالکاری باشد؟ آن‌هم اهمال‌کاریی که سالها قبل استادش بودم با دان ده!

 

دیگر آخر شب بود و یک روز چیزی نیست‌ها، امروز را بیخیال دیروز خوب کار کردی، خسته‌ای خوب نیست این‌همه یکباره، این چه مدلی است؟ تو باید به شکمت هم برسی (البته به این یکی خیر نگفتم فقط تغدیه‌ام را کنترل کردم:) ) و انواع بهانه‌ها…

 

می‌توانستم قید ورزش را بزنم، قید لاغری و قید رژیم و کاهش وزنی را که برایش زحمت کشیده‌ام، حتی برای یک روز! مگر یک روز چه می‌شد؟

 

اما با همه‌ی خستگی، همه‌ی افکار منفی و همه مشکلات و بهانه‌ها دست به کار شدم، هندزفری درگوش‌ها و آهنگ را پلی کردم اولین آهنگ هم از گروه اسکورپینز بود (the good dies young) و چقدر زیبا شروع شد. ناگهان به خود آمدم و نه تنها تمرینات و ورزش را تمام کرده بودم بلکه مدیتیشن را نیز بیشتر انجام داده بودم!

 

هرکسی ممکن است سبک خاصی از موسیقی را بیشتر دوست داشته باشد و من با پلی شدن آهنگی از سبک مورد علاقه‌‌ام انرژی را بدست آوردم. بله موسیقی معجزه می‌کند.

باید تمرین می‌کردم بقول همان آهنگ نخست شاید فردایی نباشد…

the good dies young

there might be no tomorrow

واقعا شاید فردایی نباشد پس چرا به دنبال آرزوهایمان اهدافمان و برنامه‌هایمان نرویم، چرا اهمال کنیم؟ چرا تنبلی دایمی؟

 

اینگونه شد که از یک روز خسته کننده و بی انرژی یک پایان خوش و جالب برای خودم ساختم.

 

 

بررسی و نتیجه

 

تسلیم نشدن امروز به من دوباره که نه بلکه چندباره نشان داد که کافیست تا گام نخست را برداریم، از آغاز کردن نترسیم، هر روز و هر لحظه‌ی ما فرصتیست که ما باید آغازگرش باشیم. حال این آغاز نخست یک کار باشد یا آغازی در ادامه کاری دگر.

 

 

خوشحالم که توانستم و باز یادآوری شد که موسیقی معجزه می‌کند و چه جالب که مرا امروز به یاد کلاس سلفژ انداخت و چه خاطراتی که داشتم.

باید باز آغاز کرد و من می‌توانم. خوشبختانه این مشکل را می‌توانم به راحتی در سختترین شرایط حل کنم.

 

فردا روزی دیگر و آغازی نو و خورشیدی درخشان تر خواهد بود.

 

 

حتی از نوشته‌هایم معلوم است که از امروز راضی هستم. امیدوارم تمام روزهایم و تمام روزهای دیگران و همه‌ی کسانی که این دست نوشته‌ها را می‌خوانند با این حس امروز گره خورده باشد و رضایت را در وجودشان احساس کنند.

کاردلیا: گزارش روز یازدهم

کاردلیا: گزارش روز یازدهم

گزارش روز یازدهم (۱۵ خرداد ۹۷) روز یازدهم نیز به پایان رسید. پروژه کاردلیا تقریبا روی غلتک افتاده و من هم تقریبا عادت کردم. امروز دوباره نوسان وزن داشتم اما اینبار کمی بالاتر آمدم، با اینکه تمرینات را انجام دادم اما بخاطر ضعف و تعطیلی […]