چرا ارتشیان در دنیا موفق‌تر از بیشتر افراد معمول به‌نظر می‌رسند؟ (درس خوبی که از دوره بد سربازی آموختم)

اینبار می‌خواهم یک درس خوب را که از دوران خدمت آموختم با شما در میان بگذارم. البته این مورد مرا هرگز از جبهه مخالفان خدمت سربازی اجباری برکنار نمی‌کند. این فقط یک بینش است که در بدترین شرایط خوبی‌ها را ببینیم.

شاید برای شما پیش آمده باشد که به یک نظامی مستبد نگریسته باشید ولی کمی که بیشتر دقت کنید در او یک نظم خاصی را می‌بیند سپس احساس می‌کنید او موفق بوده است. بله وقتی به یک سرهنگ، تیمسار(امیر) ارتش نگاه می‌کنید معمولا حس نظم و موفقیت همراه با قدرت را احساس می‌کنید. این یک امر اتفاقی نیست. در ارتش سخت گیری منظم وجود دارد حتی برای کادر ارتش، آن‌ها دوره دیده‌اند تا در شرایط سخت و استرس‌زا شرکت کنند. گرچه این روزها قدرت و منزلت قبل را در ارتش نخواهید دید اما هنوز هم دود از کنده بلند می‌شود.

 

اما چه چیزی باعث می‌شود که همچین حس و بقولی نظم یا دیسیپلینی را از آن‌ها دریابیم؟ آن‌ها طی سال‌ها هرروز صبح زود از خواب برخاسته‌اند و به موقع خفته‌اند مگر در روزگار سخت جنگ و یا درگیری. در حقیقت آن‌ها آماده مقابله با سختی شده‌اند. از تمام بدی‌های نظامی‌گری بگذریم این نکته که آن‌ها انسانهایی سرسخت هستند عالیست. آنها برای رسیدن تلاش می‌کنن گرچه شاید راه پیشرفت زیادی نداشته باشند اما همیشه برای رسیدن در حال تلاش هستند. همین تلاش و قدم‌های کوچک روزانه سبب می‌شود تا عده‌ای از آن‌ها در مقابل سختی‌ها سر خم نکنند. عده‌ای که شاید نبودن آن‌ها مساوی باشد با نبودن ما. این فقط در ارتش ما صدق نمی‌کند که در هر ارتشی در سراسر جهان وجود دارد. آن‌ها اگر با معیار‌های ما موفق نباشد با معیار‌های خویش موفق هستند. یک سرتیپ یا ارتشبد شاید نهایت جایی باشد که هر ارتشی در هرجای جهان آرزویش باشد. آن‌ها روزانه برای افراد زیادی سخن‌رانی می‌کنند. در پادگان‌ها یک سرهنگ یا سرگرد به راحتی برای دست کم یک هنگ سخنرانی می‌کند. هفته‌ای دست کم یک بار مراسم صبح‌گاه جمعی دارند و در آن مراسم یک گردان و یک یگان را مدیریت می‌کنند.

 

 

 

اما یکی از کارهایی که هر صبح یک سرباز انجام می‌دهد چیست؟ شما تخت خودت را در عرض پنج دقیقه مرتب می‌کنی درحالی که ساعت بیداریت چهار صبح است. تختت را که شامل چند ملحفه و دو پتو و یک بالش و دو رو بالشی است مرتب می‌کنی. آن‌هم نه تمیز و صاف.

 

تخت شما باید بدون هرگونه مشکلی باشد. ملحفه روی تخت کشیده بدو کوچکترین چین خوردگی، پتوی زیرین کامل تا سه چهارم تخت را گرفته و بصورت پاکتی انتهای آن آنکارد باشد درست مانند پاکت نامه باید تا خورده باشد. پتو و ملحفه از هر جهت کشیده باشد بطوری که روی هوا بایستد نه روی تشک زیرین! بالش زیر ملحفه درست دربالای تخت بدون چین خردن آن‌ها و کوچکترین جابجایی. پتوی دیگر تاشده و بصورت یک کاغذ نازک در پایین تخت دورش پیچیده شود بدون آنکه باقی چیزها بهم بخورد. همه چیز سفت و سخت. در نهایت پتوها با یک فرچه شانه شده و تمیز گردید. همه این‌کارها در کمتر از پنج دقیقه و در اوج آموزش کمتر از دو دقیقه انجام می‌پذیرد. سپس بازدید و اگر تختی به درستی و کامل آنکارد نشده بود همه چیز بهم میریخت و باید دوباره آن سرباز تختش را آنکارد می‌کرد این کار انقدر تکرار می‌شد تا بلاخره موفق گردد. بعد از اجازه داشت به کارهای بعدی مانند واکس زدن پوتین‌ها و غیره برسد. همه این‌ها باید قبل از مراسم صبح‌گاه تمام می‌شد مگر آنکه علاقه به تنبیه در کسی بیداد می‌کرد.

 

 

این‌ها کارهای بیهوده‌ای بود از نظر ما. اما حالا می‌فهمم که چه مزیتی داشت.اولین نکته آنجا بود که با اینکار اولین وظیفه روزت را انجام می‌دادی و حس بسیار کوچکی را در خود بیدار می‌کردی. حس انجام وظیفه درست مانند انجام اولین کار از برنامه روزانه. دومین نکته آن بود که شما تا اولین کار را انجام نمی‌دادی حق نداشتی به هیچ کار دیگری حتی یک دستشویی ساده برسی که یک کار شخصی و واجب بود. هیچ چیز واجبتر از آن وجود نداشت. شما اولین کار برنامه روزانه را تمام می‌کردی درست هنگامی که از خواب برخاسته بودی. این یک نظم بوجود می‌آورد. یک نظم شخصی آن هم در میان آنهمه استرس و مشکلات. چیزی که به شما ثابت می‌کرد که در هر شرایطی باید به مسیر خویش ادامه دهی.

 

آری شما اگر هر روز صبح تخت و رختخواب خود را مرتب و آنکارد کنید اولین کار و وظیفه روزانه خود را انجام داده‌اید و احساس کوچکی از غرور و عزت نفس پیدا می‌کنید و این شجاعت را پیدا می‌کنید تا وظیفه و کار بعدی را نیز انجام دهید و کار بعدی و بعدی و بعدی …

آنکارد کردن تخت یاد می‌دهد که کوچکترین چیزها نیز اهمیت دارند و اگر شما نتوانید و یا نخواهید کارها و وظایف کوچک خود را انجام دهید و یا گام‌های کوچک را بردارید هرگز نخواهید توانست که کارها و وظایف بزرگ خویش را انجام دهید و گام‌های بزرگ بردارید!

 

بعد از آن صبحانه بود و باز گشت دوباره به یگان و گروهان. پس از آن نوبت به مرتب کردن گردان می‌رسید. به تمیز کردن، جارو کردن، آب دادن درختان که البته خیلی وسیع بود. به من آب دادن درختان رسید البته به جمعی از ما، عده‌ای دیگر جاروکردن و تمیز کردن و باقی وظایف مربوط به تمیزکاری و مرتب کردن محوطه. چیزی که هرگز به تنهایی میسر نمی‌شد آنهم درست قبل از ساعت هفت صبح. شاید جالب باشد اما مطابق قوانین نظامی در صورت نبود سرباز آموزشی نوبت به سربازهای صفر می‌رسید برای اینکار و اگر سرباز صفری نباشد، درجه داران و باز اگر نباشد افسران. بله طبق قوانین اگر هیچ کس نباشد سرهنگ باید نگهبانی نیز بدهد حال چه سرهنگ باشد چه سرتیپ. این چیزی ست که در نظام جاریست.

 

 

اما آنچه این وظیفه در خود دارد این است که کارها با جمع آسان می‌شود و کار جمعی است که هدف‌های بزرگ را میسر می‌کند. چیزی که امروزه در ایران به ندرت در آن شاهد هستیم. اگر جمعی باشد پس از اتمام از هم می‌پاشد و هدف یکسانی ندارند. اگر می‌خواهیم جهان را جای بهتری کنیم باید باهم کار کنیم نه ضد هم.

نکته دیگر تمرین ورزش روزانه است. که از ساعت هفت یا هفت و ده دقیقه به مدت نیم ساعت انجام می‌شد. هر روز بدون استثنا. و این ورزش نیز همگانی بود. هر روز در گردان و هفته‌ای یک بار کل یگان و پادگان این ورزش را انجام می‌دادند. چیزی که باعث می‌شود سلامت خود را حفظ کنیم. همچنین با انجام آن و آزاد کردن کمی هورمون مانند آدرنالین و سرتونین حس خوبی را برای ادامه روز آنهم در یک منطقه نظامی و دوست نداشتنی به دست آوریم.

 

 

 

بله چیزی که باعث می‌شود ارتشیان در سراسر دنیا دست کم کمی بهتر از بقیه ما نمایان شوند در جمع کارکردن و قدر دانستن لحظات، انجام وظایف کوچک و تمرین روزانه است.

 

هرچند در ایران متاسفانه ارتش دیگر آن ابهت سابق را ندارد…

 

اگر می‌خواهید به هدفتان برسید، وظایف خویش را فراموش نکنید و مهمتر آنکه وظایف را یکی پس از دیگری هرچقدر که کوچک باشند انجام دهید. اگر کاری بزرگ در سر می‌پرورانید و قصد انجامش را دارید به فکر ساختن یک تیم باشد. شما تنهایی نمی‌توانید همه وظایف را برای انجام کاری قبول کنید. همچنین هر روز ساعتی را به تمرین و پرورش سلامتی جسمی و ذهنی خویش بگذرانیم.

 

شما چه نظری دارید؟ آیا شما درسی در بدترین شرایط زندگی خود گرفته‌اید یا چیز خوبی در بدی‌ها دیده‌اید؟

کاردلیا: گزارش روز نهم

گزارش روز نهم (۱۳ خرداد ۹۷)



به همین زودی ۹ روز گذشت. امروز روز خوبی بود گرچه اول روز به خوبی بنا نشد اما در انتها بسیار عالی تمام شد. تغذیه امروز سالم بود و البته برنج کمی بیشتر از نیاز خورده شد.

اکنون نزدیک به یک کیلو از ۸۰ کیلوگرم پایینتر هستم و تا به اینجا به خوبی پیش رفتم البته که با تمرینات این کاهش را ثابت نگاه خواهم داشت. ابتدا کمی نوسان در تنظیم وزن بود که بخاطر تغییر رژیم طبیعی بود.

تمرینات به خوبی انجام شد و مدیتیشن و مراقبه نیز چاشنی کار شد که به آرامش و تمدد اعصاب کمک خوبی کرد به خصوص در این روزهای بی‌ملایمت و سختی که در کشور و منطقه حاکم است.



امروز تمرینات کمی بیشتر شد البته از لحاظ تعداد و در دو نوع خلاصه شد.

خوشبختانه به روند خوبی بازگشتم و امیدوارم بهتر ادامه دهم. قسمت مهم کار آب شدن چربی‌های شکم و پهلو هستند که هنوز هیچ تغییری در آن‌ها ظاهر نشده است. در حقیقت هیچ لاغری ظاهری در هیچ کجا به وجود نیامده است. هنوز مطمئن نیستم که در چه هنگام یا در چه درصد و یا میزانی از کار به آن خواهم رسید.



چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد



بررسی و نتیجه

امروز ثابت کرد چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد. هرگز تسلیم نشدن و مهمتر از همه اینکه طبق علوم مدیریت با تغییر استراتژی است که می‌شود راه را ادامه داد و گرنه با یک روش شکست خورده دوباره نمی‌توان ادامه داد زیرا باز به همان نتایج باز خواهیم گشت.



ساده‌ترین روش استراتژی همان بهبود و اصلاح کاستی‌ها و افزایش توانایی‌هاست.

کاردلیا: گزارش روز هشتم

گزارش روز هشتم (۱۲ خرداد ۹۷)

اولین روز از هفته دوم و بدترین روز تا به اینجا. متاسفانه بخاطر فشار و کمبود خواب ناشی از بهم ریختگی ساعت خواب و فشردگی کارها و همچنین عدم مطابقت زمانی کارها به دلیل خدمت آن هم در سن بالاتر، برنامه نادرست اجرا شد و کاهش شدید تمرینات را داشتم. از نظر تغذیه امروز روز امتحان بود برای بد خوردن غذا تا میزان تاثیر را ببینم، شاید هم جالب باشد که اینگونه تغذیه بد و کمبود تمرین نشان دهد چگونه می‌توان بدن را بهم ریخت. به هرحال در زمان آزمایش هستم و سختی زیادی در پیش دارم. با اینحال نگذاشتم تمرینات به -۰- برسند و حداقلی را انجام دادم.

تغذیه خوبی نبود، تمرکز را کنار گذاشتم. در هر صورت بدترین روز تا به این نقطه بوده است.

بررسی و نتیجه

با توجه به عدم پوشش دهی درست برنامه و تغذیه بد همراه با کمی غذای نسبتا مضر، می‌توان گفت بهم ریختگی برنامه داشته‌ام و تنها راه آن ایستادگی و انجام کمترین کار ممکن است. البته مشکلات محیطی بی تاثر نیستند.

همه و همه اینها شرایط هستند و همیشه زندگی پستی و بلندی دارد، مهم این است که ما چگونه به آن واکنش نشان می‌دهیم. من تصمیم گرفته‌ام که ضعف نشان ندهم و تحت هیچ شرایطی تسلیم نمی‌شوم تا به هدف خودم برسم و این پروژه را به پایان برسانم. هفته قبل برایم رضایت بخش بود پس این هفته را با هر سختیی ممکن نیز رضایت بخش خواهم کرد.

رضایت بخشی از تلاش بسیار مهمتر از رضایت از نتیجه است. گرچه کمی پایین هستم اما خودم را بالا می‌کشم و هم اکنون نیز در حال طی کردن مسیر هستم.

هرگز تسلیم نا امیدی و کرخی نمی‌شویم.

کاردلیا: گزارش روز هفتم

گزارش روز هفتم (۱۱ خرداد ۹۷)

یک هفته از برنامه طی شد. هفته اول با هر سختی و آسانی که بود نتیجه‌های خوبی به همراه داشت. شیب ملایم را طی می‌کنم و به زیر ۸۰ کیلوگرم رسیدم. کم کم باید کمی به سرعت و فشار افزوده شود اما همه چیز گام به گام خواهد بود.

ذن کوتاه امروز به خوبی عملکرد بهتری برای من رقم زد. خستگی کمتری داشتم اما همچنان کوفتگی کمی بخاطر کمی کار زیاد و کمبود خواب در بدنم وجود دارد. به هرحال سربازی را هرچقدر بالا دست هم باشی باز اتلاف وقتی بیش نیست.

مطالعه امروز بر روی مبحث ششم مقررات ملی ساختمان متمرکز شده بود. متاسفانه ساعت مطالعه با کاهش شدیدی همراه شده که اگر جبران نکنم به شدت افول خواهم داشت.

مسیر خوبی را طی کرده‌ام. امروز تغذیه‌ام با برنج شروع شد اما کم، به هرحال لوبیا پلوی خوشمزه مادرم را نمی‌شد کنار گذاشت. میوه فراوانی داشتم و شب که میهمانی دعوت بودم کباب و جوجه کباب همراه با کمی برنج برای شام داشتیم. البته کمی نان کشمشی برای افطاری در مهمانی تناول کردم اما بسیارناچیز بود. سوپ مرغ هم یک بشقاب خوردم ولی لب به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

 

بررسی و نتیجه

مسیر تا به اینجا به خوبی پیش رفت و به زیر ۸۰ کیلو رسیدم، برای آغاز کار خیلی خوب و مفید بود. متوجه شدم که سوزاندن کالری فقط مختص حرکات خفن ورزشی نیست و با حرکات کوچک می‌توان به آن دست یافت.

فردا به ساعت مطالعه خواهم افزود و با هدیه دادن یکی از وسایل ورزشی به عموی خوبم باید به فکر روش بهتری باشم تا با خرید دوباره وسیله به تمرین‌ها بازگردیم.

تحت هیچ شرایطی نباید تسلیم شد حتی با از دست دادن چیزی، پستی و بلندی در مسیر وجود دارد اما خاموشی هرگز.

 

من می‌توانم، ما می‌توانیم.

کاردلیا: گزارش روز ششم

گزارش روز ششم (۱۰ خرداد ۹۷)

 

متاسفانه به علت مشکلات فنی در سرورهای هاستینگ و تغییراتی که بخاطر تحریم‌ها بوجود آمد گزارش دیرتر در اینجا پست شد.

 

روز ششم و خستگی بیشتر، امروز بیشتر استراحت داشتم، در هر صورت هرگاه یک چیزی هست و من هم به دنبال ۱۰۰٪ بودن نیستم. بخاطر خستگی زیاد تنوع تمرینات را کم کردم و فقط روی یک تمرین تمرکز کردم و آن را در طول ساعات کار پخش کردم و نتیجه بخش هم بود به خوبی فشار را احساس می‌کنم و صد البته درد و سفتی موضعی که حاصل شده است.

 

متاسفانه امروز روز پرباری نبود و شوربختانه کیفیت پایینی داشتم. البته برنامه ترک نشد و حداقل‌ها را رعایت کردم گرچه با تمام نارضایتی از خودم احساس خوبی برای تمرین دارم.

تغذیه بهتر بود امروز با کمی برنج و غذای محبوب من به نام نخودآب (به نظرم نوعی آب گوشت باید باشد که فقط از قلم و گوشت کم و نخود فراوان و آب و پیاز تشکیل شده + زردچوبه) و البته نان جو سپری شد. در انتها از ۲ عدد تخم مرغ آبپز و خرما و گردو، پنیر و مربا و قدری نان قندی پذیرایی از خود را پایان دادم. سرانجام هم مقداری میوه فصل که تازه رسیده‌اند به همراهی رژیم من پیوستند.

 

مراقبه و ذن (چِن) به خوبی انجام شد و چه حس خوبی داشتم، کمی زیاده روی شد البته چون وقتی چشمهایم باز شد گویی از خواب بلند شدم، هنوز برای سیر و سلوک خیلی زوده:))

 

بررسی و نتیجه

 

مهمترین بخش ذن بود که آرامش امروز را رقم زد با آنکه خستگی همچنان دست از سرم بر نمی‌دارد. همچنین مدل صحیح نشستن در این حالت برای عضلات کمر بسیار مفید است و حالت قوز مانند را می‌تواند در دراز مدت درمان نماید.

خستگی و هر مشکلی نباید مانع کاملی برای انجام کارها شود، صد البته که کاهش و استهلاک را در پی خواهد داشت اما هرگز نباید دست از تلاش کشید و باید برنامه را در حداقلی خود اجرا نمود.

با همه مشکلات مسیر را ادامه خواهم داد. و خوشبختانه با اینکه این دو سه روز آخر خستگی بود و من در حداقلی به سر می‌بردم با این‌حال به خوبی پیشرفته‌ام و کاهش وزن خوبی داشتم.

 

خوشحالم که مسیر را ادامه می‌دهم و خوب می‌دانم که لذت بردن از مسیر زندگی است و اهداف ما ایستگاه‌های لذت بخش زندگی هستند.

کاردلیا: گزارش روز پنجم

گزارش روز پنجم (۹ خرداد ۹۷)

 

روز پنجم و خستگی مفرط، کار زیاد و البته ثابت نبودن در یک‌جا بیشتر وقت مرا گرفت. متاسفانه به مطالعه نرسیدم تا خانه که جبران شود. امروز تمرینات را تا حد ممکن انجام دادم اما پیشرفتی نداشتم وزن که همچنان ثابت مانده و البته که هنوز نباید کاهش وزن بیشتر از این در کار باشد.

تغذیه امروز بیشتر برنج بود و البته زیاد هم بود. به هرحال قرمه سبزی دوبار گرم شده را نمی‌توان دست رد بر سینه‌اش زد. هرچند که مطابق برنامه بود و زیادی خورده نشد اما کمی بی‌موقع بود.

 

در عوض شب مطابق رژیم تغذیه‌ای برنامه بود و با نان جو و پنیر و عسل و گردو جبران شد. سالمتر از قبل. یک روز معمولی همراه با تمرینات معمولی و مطابق برنامه پیش رفتم. مرز خاصی را نشکستم و همان چند عدد اضافی را که هر روز دارم به آن‌ها اضافه کردم.

خوشحالم که هر روز یک گام رو به جلو بر‌ می‌دارم و خوشحالتر که کاردلیا نتیجه بخشی خودش را از همان ابتدا آغاز کرده و بسیار خوشحالتر که در انتها با کامل کردن همه‌ مستندات و کامل کردن نواقص و افزایش اطلاعات می‌توانم به دیگران کمک کنم.

 

مراقبه امروز خیلی کمک کرد با اینکه از ۵ دقیقه تجاوز نکرد خیلی آرامش خوبی برایم به ارمغان آورد.

 

 

نتیجه و بررسی

 

با اینکه خستگی مفرط مرا در بر گرفته بود اما باز هم تسلیم نشدم. این یعنی حتی کوچکترین کار را باید انجام داد یعنی حداقل‌ها را باید اجرا کرد. گرچه همیشه باید بلند گام برداشت اما همیشه گام‌های کوچک برای آغاز مطمئن‌تر خواهند بود. هنوز لاغری حاصل نشده که صد البته هنوز راه درازی در پیش دارم برای این‌کار.

 

تمرینات فردا بیشتر خواهد شد. ذن هم کم کم بصورت ثابت در خواهد آمد. البته کم کم به معنی خیلی زود است و مطابق برنامه.

 

همه ما می‌توانیم، پیش بسوی بهتر شدن:)

کاردلیا: گزارش روز چهارم

گزارش روز چهارم (۸ خرداد ۹۷)

چهار روز سپری شد و من کم کم دارم به تمرینات اضافه می‌کنم. گرچه هنوز به مرز توانایی‌ها هم نرسیده‌ام اما طبق برنامه باید پیش رفت حالا کم و بیش این طرفتر یا آن سوتر تا زمانی که به برنامه عمل می‌کنیم مشکلی ایجاد نمی‌کند.

خستگی بخاطر ضعف طبیعی است، اما آنچه مسلم است اینکه آب بدن باید جبران شود و یا در صورتی که می‌خواهیم روزه باشیم حالا چه با اعتقاد چه با امتحان باید تا جای ممکن در جای خنکی کار کنیم. البته کمی تشنگی و گرسنگی می‌تواند مقاومت بدن را برای ما بالا ببرد اما بیشتر از آن من هنوز چیزی پیدا نکردم که قانع کننده باشد برای سلامتی، یا دست کم برای سلامتی در کوتاه مدت.


ورزش امروز کمی بهتر بود ولی هنوز بسیار کم است، گرچه می‌دانم نتیجه در انتها حاصل خواهد شد اما بخاطر اینکه وزنم به ۸۰ کیلو ثابت رسیده کمی ذوق دارم. وزن ایده‌آل درصورتی که هیچ گونه عضله سازی و … نباشد برای من بین ۷۴ الی ۷۷ کیلو گرم است اما هیچ قانون خاصی را نمی‌توان در این مورد پیاده سازی کرد!


درصورت عضله سازی که خب بستگی به میزان ورزش از نوع بدنسازی یا فیتنس متفاوت است، وزن ایده آل مسابقات حرفه‌ای که کمی عجیب است و باید حدود ۶۵ الی ۷۱ یا ۷۲ کیلو گرم باشد یعنی نهایت مرزی که می‌توانم داشته باشم ۷۲ کیلو گرم است. بله مسابقات کمی عجیب و غریب می‌زند و تنها پوست و استخوان همراه با کمی عضله سفت و سریع نیاز است.


در هرصورت امروز تاثیر و درد عضلانی یا بهتر بگم خستگی عضلانی خیلی خفیفی آغاز شده است و این نشان خوبی برای پیوسته بودن تمرینات است. به همین سادگی رو به سلامتی پیش می‌روم و خوشحالم:)

تغذیه خوبی بود گرچه برنج نسبتا زیادی داشتم اما از نان خبری نبود و خوراک خوشمزه اما خالی کنار برنج وجود داشت. شب هم که به آب و چای و نان و پنیر بسنده نکردم و کمی بامیه خوشمزه چاشنی‌اش شد. میوه هم کمی تا قسمتی در تغیذه جا دادم و آب فراوان.

 

نتیجه و بررسی

روز خسته کننده‌ای بود اما خوب گذشت استراحت خودم را داشتم و به ورزش رسیدم اکنون که ساعت ۹:۵۵ دقیقه شب است هنوز متاسفانه مطالعه خوبی نداشتم که در انتهای شب به مطالعه خواهم پرداخت. ورزش‌ها و تمرینات از فردا بیشتر خواهد شد. هربار فقط یک گام در نظر گرفته‌ام، گرچه در گذشته جهش‌های بزرگ می‌کردم اما اینبار می‌خوام آهسته و پیوسته باشد آن هم به صورتی که برای دیگران نیز کاربردی باشد.

تمرکز روزانه باید تداوم داشته باشد و روش‌های بهتری از چَن (ذن، مدیتیشن) را پیاده سازی کنم. خوشبختانه کمی آرامش پیدا کرده‌ام با اینکه اصلا در وضعیت خوبی قرار ندارم و روزهای بدی را سپری می‌کنم.

کاردلیا: گزارش روز سوم

گزارش روز سوم (۷ خرداد ۹۷)

روز سوم و یک روز تقربیا معمولی. امروز حسابی خسته بودم و اصلا حوصله کاری را نداشتم، همین خستگی روی روحیه تاثیر می‌گذاره و می‌تواند جلوی کارها را بگیرد. خوشبختانه تسلیم نشدم و بجای بیکار نشستن هم به مطالعه روزانه رسیدم هم تمرینات را تا حد رضایت بخشی دنبال کردم. در هر صورت نباید تسلیم شد، همیشه پستی و بلندی وجود دارد امروز از آن روزهایی بود که خستگی نمی‌گذاشت حتی فکرم را متمرکز کنم و چشمم بسته می‌شد، به هر روشی که بود تا حد امکان کارها را انجام دادم، خوشبختانه کمی وقت برای چرت کوتاه پیدا کردم به هرحال وقت استراحت به ما می‌دهند:)

امروز برنج در وعده غذایی جا داشت و مرغ دو تکه بود متاسفانه ران به من رسید با اینکه مزه بهتری دارد اما سینه را ترجیح می‌دهم. افطار ۳ عدد خرما و ۲ عدد بامیه کوچک همراه با چای و نان و پنیر و عسل و گردو داشتم. شیر کاکائو غلیظ همراه با دو عدد کیک نیز در تغذیه امروز جا خشک کرد و یک قاشق چای خوری حلوای خانگی مادرم که بسیار خوشمزه بود.

آب هم به مقدار کافی نوشیدم اما همچنان باید بنوشم تا به اندازه کافی برسد.

 

نتیجه و بررسی

با هر خستگی که داشتم به کارها رسیدم. وزن همچنان ثابت و البته که در ۳ روز نباید هیچ انتظاری داشت و فقط برای یادداشت برداری حساب کرده‌ام. فردا تمرینات بیشتر خواهند شد و امیدوارم روند رو به رشدی داشته باشم. تمام تلاشم را خواهم کرد. تعداد تمرینات بیشتر شده بود و راضی هستم.

از فردا چَن (ذِن، مدیتیشن) روزانه افزوده خواهد شد.

کاردلیا: گزارش روز دوم

گزارش روز دوم (۶ خرداد ۱۳۹۷)

خوشحالم که امروز قدری بهتر پیش رفتم. روز خوبی بود به تمریناتم بیشتر رسیدم گرچه نصبت به تعداد دیروز کمتر بود اما تنوع بیشتری جای دادم.

تغذیه امروزم خوراک با نان جو بود. یک لیوان خاکشیر و آب فراوان در رژیم امروزم جا داشت. می‌دانید که چیدن میوه از درخت چقدر لذت بخش است. همچنین شیر و یک کیک کوچک همراه با بیسکوییت چاشت امروزم بود.

نان و پنیر و چای و عسل و گردو هم که شب همراه با دو عدد خرما و نان سبوس دار جز تقریبا نهایی تغذیه امروزم بود. در نهایت با یک سیب به پایان رسید.

تمرینات امروز فقط به بالا تنه و دستان رسید. هنوز موتور ورزش درست گرم نشده و البته که باید مطابق برنامه کمی زمانبر باشد تا آسیب وارد نشود.

مطالعه امروز به سختی انجام شد ولی کارهای تمرین ضبط صدا با کمترین امکانات به خوبی پیش رفت.

وزن امروز به ۸۰ کیلوگرم رسید یعنی ۲ کیلو از قبل کمتر اما این فقط موقتی است برای من چون در تمرینات ما معمولا حدود ۱ الی ۲نیم کیلوگرم نوسان داریم اما خبر خوبیست که در حال نتیجه گیری هستم البته خطای ترازو را نیز باید لحاظ کرد.

 

نتیجه

امروز خوب پیشرفت. وضعیت رضایت بخشی بود. کاهش وزن نداشتم و فقط نوسان وزن دارم که برای من طبیعی است. البته رژیم غذایی تقریبا از یک هفته قبل شروع شده اما این سبک کاردلیا روز دوم است که آغاز گردیده است. به هرحال هنوز خیلی زود است تا نظر در مورد کاهش وزن داد.

فردا تمرینات را گسترش خواهم داد و کمی به تعداد هر تمرین خواهم افزود حتی اگر تک رقمی باشد.

کاردلیا: گزارش روز نخست

گزارش روز نخست (۵ خرداد ماه سال ۱۳۹۷):

امروز اولین روز کاردلیا بود. نه می‌شود گفت روز خوبی بود و نه می‌شود روز معمولی نامش نهاد. کمی تا قسمتی خوب بود. بجای صبحانه همراه با پدر و مادرم سحری خوردم فکر کنم سحری مفیدتر بود چون گشنگی خاصی نداشتم. با اینکه در حین خدمت هستم اما از فرصت استفاده کردم و توی فضای سبز پشت کش بدنسازی رو نصب کردم و همچنین حلقه تقویت مچ را با خودم بردم.

به نظرم فرصت هست که با خودم علاوه بر کتاب برای مطالعه کمی وسلیه می‌برم که شاید برای هر کسی میسر نباشد. بلاخره پس از هر سختی آسانی خواهد آمد. به قول مولانا این جهان کوهست و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا.

خوشبختانه توانستم که نرمش‌ها را در فرصت‌های پیش آمده انجام بدهم ولی متاسفانه بخاطر شلوغی امروز نتوانستم به مطالعه برسم که آخر شب به آن پرداختم و جبران شد.

از لحاظ تغذیه اصلا رضایت ندارم، برنج باید به حداقل ممکن برسد که امروز حسابی نوش جان کردم. میوه باغ ملکوت سربازی مفید بود که از درخت مستقیم چیده می‌شدند. سرخ کردنی متاسفانه همچنان در رژیم من جا گرفته هرچند کم ولی باید تا حذف آن پیش بروم و مطابق برنامه باشم. اول هرکاری سختی و کاستی هست و قبلا نیز این روند را طی کرده‌ام.

خوشبختانه برای وقت افطار توانستم نان جو که بهترین تغذیه ممکن برای کاهش وزن است پیدا کنم، دست کم برای من و دوستانم به این گونه بوده است.

آب کم نوشیده شد که باید روزهای آتی را به بهبود این روند بپردازم.

خبر خوب اینکه فست فود مدت مدیدی است که در رژیم غذایی من جایی ندارد و طی یک سال اخیر از انگشتان یک دست تجاوز نکرده است.

نتیجه:

امروز برای آغاز کار نسبتا خوب پیش رفت. از وضعیت کلی رضایت نسبی دارم. مشکلات را باید اصلاح کنم و فردا خوشبختانه از سرخ کردنی و برنج خبری نیست که فرصت خوبی است برای محک زدن اضافه شدن تمرینات.

کاستی‌های امروز در فرداها جایی نخواهند داشت.