کاردلیا: گزارش روز سیزدهم

گزارش روز سیزدهم (۱۷ خرداد ۹۷)

روز دوازدهم هم به سر آمد. روز سبکی بود و ورزش‌های سبکی داشتم به تعداد بسیار کمتر در حد گرم نگه داشتن و تمرین، یعنی همان حداقل‌ها.

رژیم کاهش وزن بدون ورزش مفید نیست، زیرا به سرعت باز خواهد گشتو همانطور که ممکن است به سرعت کاهش وزن داشته باشم. ورزش‌ هم به تنهایی لاغری نمی‌آورد بلکه تغذیه صحیح است که چربی‌های اضافی را آب خواهد کرد.

 

خوشبختانه به هدف اصلی که سلامتی است نزدیکم و آرامش هم در پی آن می‌آید فقط با اندک قدمی دورتر. تنها چالشی که خواهم داشت تناسب اندام دلخواه است که نسبت به آن دوی دیگر زمان‌بر است و تحت هیچ شرایطی علاقه‌ای به میانبرهای مضر ندارم. مطمئنا هیچ راهی بهتر از راه مستقیم نیست.

 

تغذیه بسیار خوبی داشتم، تنها برنج استفاده شده در دلمه‌ی فلفلی خوشمزه‌ای بود که در غروب خوردم، صبح با تخم مرغ و نان جو آغاز شد. همچنین سحر با نان جو و یک کاسه کوچک خورشت حسابی از خودم پذیرایی کردم. از تغذیه امروز خودم بسیار راضی‌ام.

 

بررسی و نتیجه

ورزش‌ها بصورت حداقلی انجام شد تا آمادگی حفظ شود گرچه روز استراحت بود و من تا نیمه روز فراموش کرده بودم که روز استراحت است. تمرین ذن بصورت پخش در طی روز انجام شد و چه آرامشی بهتر که قبل از استراحت کردن به دست آید.

 

فردا کمی از استراحت بیرون خواهم آمد و از پس فردا مطابق برنامه کمی بیشتر به تغذیه برای سلامتی و کمی بیشتر به تمرینات آرامش بخش خواهم رسید.

 

 

تغذیه هربار بهتر خواهد شد و در انتها تقریبا عاری از مضرات معمول خواهد بود و به این رژیم سلامتی ادامه خواهم داد.

کاردلیا: گزارش روز دوازدهم

گزارش روز دوازدهم (۱۶ خرداد ۹۷)

 

روز دوازدهم و یکی از روزهای جالب این دوره. امروز از یک روز افتاده به یکی از بهترین روزها تبدیل شد. یکی از بهترین روزهای این دوره. در حالی که بیشتر وقت من به نشستن پای کامپیوتر و طراحی سازه گذشت و همچنان این سازه‌ی عجیب و غریب به فرجامی نرسید وقت من را نیز کاملا گرفت. از طرفی دیگر مهمان، بله مهمان‌های عزیزی که باید وقت را به آن‌ها اختصاص می‌دادم. اینگونه شد که من فقط مطالعه درباره بارگذاری‌های خاص و طراحی سازه داشتم. دیگر وقت من هم به میهمانی گذشت.

 

همه‌ی این‌ها بهانه بود تا دست بکشم و امروز را کمی به استراحت بپردازم، چه چیزی می‌توانست شیرین‌تر از اهمالکاری باشد؟ آن‌هم اهمال‌کاریی که سالها قبل استادش بودم با دان ده!

 

دیگر آخر شب بود و یک روز چیزی نیست‌ها، امروز را بیخیال دیروز خوب کار کردی، خسته‌ای خوب نیست این‌همه یکباره، این چه مدلی است؟ تو باید به شکمت هم برسی (البته به این یکی خیر نگفتم فقط تغدیه‌ام را کنترل کردم:) ) و انواع بهانه‌ها…

 

می‌توانستم قید ورزش را بزنم، قید لاغری و قید رژیم و کاهش وزنی را که برایش زحمت کشیده‌ام، حتی برای یک روز! مگر یک روز چه می‌شد؟

 

اما با همه‌ی خستگی، همه‌ی افکار منفی و همه مشکلات و بهانه‌ها دست به کار شدم، هندزفری درگوش‌ها و آهنگ را پلی کردم اولین آهنگ هم از گروه اسکورپینز بود (the good dies young) و چقدر زیبا شروع شد. ناگهان به خود آمدم و نه تنها تمرینات و ورزش را تمام کرده بودم بلکه مدیتیشن را نیز بیشتر انجام داده بودم!

 

هرکسی ممکن است سبک خاصی از موسیقی را بیشتر دوست داشته باشد و من با پلی شدن آهنگی از سبک مورد علاقه‌‌ام انرژی را بدست آوردم. بله موسیقی معجزه می‌کند.

باید تمرین می‌کردم بقول همان آهنگ نخست شاید فردایی نباشد…

the good dies young

there might be no tomorrow

واقعا شاید فردایی نباشد پس چرا به دنبال آرزوهایمان اهدافمان و برنامه‌هایمان نرویم، چرا اهمال کنیم؟ چرا تنبلی دایمی؟

 

اینگونه شد که از یک روز خسته کننده و بی انرژی یک پایان خوش و جالب برای خودم ساختم.

 

 

بررسی و نتیجه

 

تسلیم نشدن امروز به من دوباره که نه بلکه چندباره نشان داد که کافیست تا گام نخست را برداریم، از آغاز کردن نترسیم، هر روز و هر لحظه‌ی ما فرصتیست که ما باید آغازگرش باشیم. حال این آغاز نخست یک کار باشد یا آغازی در ادامه کاری دگر.

 

 

خوشحالم که توانستم و باز یادآوری شد که موسیقی معجزه می‌کند و چه جالب که مرا امروز به یاد کلاس سلفژ انداخت و چه خاطراتی که داشتم.

باید باز آغاز کرد و من می‌توانم. خوشبختانه این مشکل را می‌توانم به راحتی در سختترین شرایط حل کنم.

 

فردا روزی دیگر و آغازی نو و خورشیدی درخشان تر خواهد بود.

 

 

حتی از نوشته‌هایم معلوم است که از امروز راضی هستم. امیدوارم تمام روزهایم و تمام روزهای دیگران و همه‌ی کسانی که این دست نوشته‌ها را می‌خوانند با این حس امروز گره خورده باشد و رضایت را در وجودشان احساس کنند.

کاردلیا: گزارش روز یازدهم

گزارش روز یازدهم (۱۵ خرداد ۹۷)

روز یازدهم نیز به پایان رسید. پروژه کاردلیا تقریبا روی غلتک افتاده و من هم تقریبا عادت کردم. امروز دوباره نوسان وزن داشتم اما اینبار کمی بالاتر آمدم، با اینکه تمرینات را انجام دادم اما بخاطر ضعف و تعطیلی مجبور به استراحت بودم. با همه این‌ها به خوبی به تمرینات رسیدم و کم کم در حال پیشرفت هستم. این سیستم کاهش وزن هم مانند زندگی سینوسی است و فقط شیب معادل آن تقریبا یک نواخت است در حالی که مشتق لحظه‌ای در هر زمان متفاوت است:) (بله هنوز ریاضیات را از یاد نبرده‌ایم:‌)

 

رژیم غذایی امروز برنج بیشتری داشت. با اینحال در کل سلامتی را به خوبی به دنبال داشت. بخاطر سنگین شدن تقریبی ورزش و تمرین‌های آن کمی تشنگی همچنان دارم و با آرام آرام نوشیدن آب درحال رفع عطش هستم.

 

افطار مهمان خانواده بودم و به خوبی از خودم پذیرایی کردم چون امروز روز پذیرایی از خود بود:) از عسل تا خامه و گردو و یک عدد کتلت (خالی) همراه با نان و پنیر و سبزی که بسیار لذت بخش بود. در نهایت هم با یک کاسه کوچک حلیم خانگی خوشمزه حسابی به خودم رسیدم. البته با رعایت تغذیه و رژیم، در حقیقت همان نان و پنیر چند لقمه کوچک بیشتر نبود.

 

 

با اینکه روز عصبی‌ای تقریبا داشتم بخاطر تحلیل و طراحی یک سازه، اما مدیتیشن روزانه توانست تمام آن‌ها را آرام کند و این تلاتم بی‌دلیل را ازبین ببرد.

 

 

بررسی و نتیجه

 

تمرینات امشب بخاطر پشت سر هم بودن کمی سنگین‌تر شده بود و همینطور تنوع آن‌ها به بیش از ۵ نوع رسید. خوشبختانه به خوبی تمرینات را انجام دادم. فردا روز بهتری خواهد بود زیرا فشارها بیشتر خواهد شد و بخاطر گام‌های این چند روز به خوبی از پس آن نیز بر خواهم آمد.

تقریبا از روز ۱۴ ام یا همان هفته دوم تغذیه سالمتر خواهد شد و برخی از انواع طبخ غذا از منوی روزانه حذف خواهند شد.

کاردلیا: گزارش روز دهم

گزارش روز دهم (۱۴ خرداد ۹۷)

روز دهم نیز به پایان رسید. امروز به خوبی به تمام تمرینات رسیدم. کمی هنوز ضعیف عمل می‌کنم که برای شروع کافی است. کم کم باید به افزایش تمرینات ورزشی و ورزش افزوده شود.

به مطالعه خودم رسیدم گرچه رضایت بخش نبود. تغذیه‌های امروز با اینکه فاصله زمانی داشتند اما کمی سنگین بودند. همچان وزنم کمی پایینتر از ۸۰ است و نوسان کمی در حد نیم کیلوگرم دارد.

تقریبا بدنم آماده انجام باقی تمرینات سنگینتر است و کاملا آمادگی تغذیه سالمتر را دارد.

 

برخلاف نظر فقها که به خطی کم کردن وزن فتوا می‌دهند و کافرانی که به یکباره کاهش وزن را توصیه می‌کنند:) تجربه به من ثابت کرده‌ است که با توجه به دوستان همراهم و خودم وزن انسان بصورت پلکانی کاهش می‌یابد یعنی به نظر فقها نزدیکتر است اما بصورت خطی نیست بلکه مانند موجی سینوسی نوسان دارد اما شیب کلی خط کاهش وزن تقریبا ثابت است.

 

مدیتیشن روزانه در انتهای شب انجام شد و کمک کرد تا پس از آن مشکلات روز را به راحتی وارسی کنم و به خودم بپردازم.

 

 

بررسی و نتیجه

 

گرچه مانند سال ۹۵ و نوشته‌ای که در اینجا اشاره کردم می‌شود با رژیم و تغذیه سالم به همراه ورزش سنگین به سرعت وزن خود را کاست، اما این روش برای کسانی که سابقه ورزشی ندارند و حتی خیلی از ورزشکاران کارآمد نیست و می‌تواند ضرر نیز داشته باشد.

 

اما با این پروژه نتایج خوبی را تا به اینجا بدست آورده‌ام. همانطور که از قبل برنامه دارم انتهای این پروژه تمام جزئیات و روش‌ را بیان خواهم کرد و در اختیارتان قرار خواهم داد.

 

در ۱۰ روز تقریبا ۴ کیلوگرم کاهش وزن با ثبات داشته‌ام گرچه روزهای خوبی را سپری نکردم و این خود یک نشانه خوب است.

 

خوشحالم که فردا تمرینات دیگر اضافه می‌شوند و بی‌صبرانه منتظر انجام آن‌ها هستم.

کاردلیا: گزارش روز نهم

گزارش روز نهم (۱۳ خرداد ۹۷)



به همین زودی ۹ روز گذشت. امروز روز خوبی بود گرچه اول روز به خوبی بنا نشد اما در انتها بسیار عالی تمام شد. تغذیه امروز سالم بود و البته برنج کمی بیشتر از نیاز خورده شد.

اکنون نزدیک به یک کیلو از ۸۰ کیلوگرم پایینتر هستم و تا به اینجا به خوبی پیش رفتم البته که با تمرینات این کاهش را ثابت نگاه خواهم داشت. ابتدا کمی نوسان در تنظیم وزن بود که بخاطر تغییر رژیم طبیعی بود.

تمرینات به خوبی انجام شد و مدیتیشن و مراقبه نیز چاشنی کار شد که به آرامش و تمدد اعصاب کمک خوبی کرد به خصوص در این روزهای بی‌ملایمت و سختی که در کشور و منطقه حاکم است.



امروز تمرینات کمی بیشتر شد البته از لحاظ تعداد و در دو نوع خلاصه شد.

خوشبختانه به روند خوبی بازگشتم و امیدوارم بهتر ادامه دهم. قسمت مهم کار آب شدن چربی‌های شکم و پهلو هستند که هنوز هیچ تغییری در آن‌ها ظاهر نشده است. در حقیقت هیچ لاغری ظاهری در هیچ کجا به وجود نیامده است. هنوز مطمئن نیستم که در چه هنگام یا در چه درصد و یا میزانی از کار به آن خواهم رسید.



چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد



بررسی و نتیجه

امروز ثابت کرد چگونه آغاز کردن اهمیت چندانی ندارد بلکه چگونه ادامه دادن است که اهمیت دارد و نوع نتیجه را رقم خواهد زد. هرگز تسلیم نشدن و مهمتر از همه اینکه طبق علوم مدیریت با تغییر استراتژی است که می‌شود راه را ادامه داد و گرنه با یک روش شکست خورده دوباره نمی‌توان ادامه داد زیرا باز به همان نتایج باز خواهیم گشت.



ساده‌ترین روش استراتژی همان بهبود و اصلاح کاستی‌ها و افزایش توانایی‌هاست.

کاردلیا: گزارش روز هشتم

گزارش روز هشتم (۱۲ خرداد ۹۷)

اولین روز از هفته دوم و بدترین روز تا به اینجا. متاسفانه بخاطر فشار و کمبود خواب ناشی از بهم ریختگی ساعت خواب و فشردگی کارها و همچنین عدم مطابقت زمانی کارها به دلیل خدمت آن هم در سن بالاتر، برنامه نادرست اجرا شد و کاهش شدید تمرینات را داشتم. از نظر تغذیه امروز روز امتحان بود برای بد خوردن غذا تا میزان تاثیر را ببینم، شاید هم جالب باشد که اینگونه تغذیه بد و کمبود تمرین نشان دهد چگونه می‌توان بدن را بهم ریخت. به هرحال در زمان آزمایش هستم و سختی زیادی در پیش دارم. با اینحال نگذاشتم تمرینات به -۰- برسند و حداقلی را انجام دادم.

تغذیه خوبی نبود، تمرکز را کنار گذاشتم. در هر صورت بدترین روز تا به این نقطه بوده است.

بررسی و نتیجه

با توجه به عدم پوشش دهی درست برنامه و تغذیه بد همراه با کمی غذای نسبتا مضر، می‌توان گفت بهم ریختگی برنامه داشته‌ام و تنها راه آن ایستادگی و انجام کمترین کار ممکن است. البته مشکلات محیطی بی تاثر نیستند.

همه و همه اینها شرایط هستند و همیشه زندگی پستی و بلندی دارد، مهم این است که ما چگونه به آن واکنش نشان می‌دهیم. من تصمیم گرفته‌ام که ضعف نشان ندهم و تحت هیچ شرایطی تسلیم نمی‌شوم تا به هدف خودم برسم و این پروژه را به پایان برسانم. هفته قبل برایم رضایت بخش بود پس این هفته را با هر سختیی ممکن نیز رضایت بخش خواهم کرد.

رضایت بخشی از تلاش بسیار مهمتر از رضایت از نتیجه است. گرچه کمی پایین هستم اما خودم را بالا می‌کشم و هم اکنون نیز در حال طی کردن مسیر هستم.

هرگز تسلیم نا امیدی و کرخی نمی‌شویم.

کاردلیا: گزارش روز هفتم

گزارش روز هفتم (۱۱ خرداد ۹۷)

یک هفته از برنامه طی شد. هفته اول با هر سختی و آسانی که بود نتیجه‌های خوبی به همراه داشت. شیب ملایم را طی می‌کنم و به زیر ۸۰ کیلوگرم رسیدم. کم کم باید کمی به سرعت و فشار افزوده شود اما همه چیز گام به گام خواهد بود.

ذن کوتاه امروز به خوبی عملکرد بهتری برای من رقم زد. خستگی کمتری داشتم اما همچنان کوفتگی کمی بخاطر کمی کار زیاد و کمبود خواب در بدنم وجود دارد. به هرحال سربازی را هرچقدر بالا دست هم باشی باز اتلاف وقتی بیش نیست.

مطالعه امروز بر روی مبحث ششم مقررات ملی ساختمان متمرکز شده بود. متاسفانه ساعت مطالعه با کاهش شدیدی همراه شده که اگر جبران نکنم به شدت افول خواهم داشت.

مسیر خوبی را طی کرده‌ام. امروز تغذیه‌ام با برنج شروع شد اما کم، به هرحال لوبیا پلوی خوشمزه مادرم را نمی‌شد کنار گذاشت. میوه فراوانی داشتم و شب که میهمانی دعوت بودم کباب و جوجه کباب همراه با کمی برنج برای شام داشتیم. البته کمی نان کشمشی برای افطاری در مهمانی تناول کردم اما بسیارناچیز بود. سوپ مرغ هم یک بشقاب خوردم ولی لب به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

به نوشابه که سمی مهلک آن هم در رژیم است نزدم.

 

 

بررسی و نتیجه

مسیر تا به اینجا به خوبی پیش رفت و به زیر ۸۰ کیلو رسیدم، برای آغاز کار خیلی خوب و مفید بود. متوجه شدم که سوزاندن کالری فقط مختص حرکات خفن ورزشی نیست و با حرکات کوچک می‌توان به آن دست یافت.

فردا به ساعت مطالعه خواهم افزود و با هدیه دادن یکی از وسایل ورزشی به عموی خوبم باید به فکر روش بهتری باشم تا با خرید دوباره وسیله به تمرین‌ها بازگردیم.

تحت هیچ شرایطی نباید تسلیم شد حتی با از دست دادن چیزی، پستی و بلندی در مسیر وجود دارد اما خاموشی هرگز.

 

من می‌توانم، ما می‌توانیم.

کاردلیا: گزارش روز ششم

گزارش روز ششم (۱۰ خرداد ۹۷)

 

متاسفانه به علت مشکلات فنی در سرورهای هاستینگ و تغییراتی که بخاطر تحریم‌ها بوجود آمد گزارش دیرتر در اینجا پست شد.

 

روز ششم و خستگی بیشتر، امروز بیشتر استراحت داشتم، در هر صورت هرگاه یک چیزی هست و من هم به دنبال ۱۰۰٪ بودن نیستم. بخاطر خستگی زیاد تنوع تمرینات را کم کردم و فقط روی یک تمرین تمرکز کردم و آن را در طول ساعات کار پخش کردم و نتیجه بخش هم بود به خوبی فشار را احساس می‌کنم و صد البته درد و سفتی موضعی که حاصل شده است.

 

متاسفانه امروز روز پرباری نبود و شوربختانه کیفیت پایینی داشتم. البته برنامه ترک نشد و حداقل‌ها را رعایت کردم گرچه با تمام نارضایتی از خودم احساس خوبی برای تمرین دارم.

تغذیه بهتر بود امروز با کمی برنج و غذای محبوب من به نام نخودآب (به نظرم نوعی آب گوشت باید باشد که فقط از قلم و گوشت کم و نخود فراوان و آب و پیاز تشکیل شده + زردچوبه) و البته نان جو سپری شد. در انتها از ۲ عدد تخم مرغ آبپز و خرما و گردو، پنیر و مربا و قدری نان قندی پذیرایی از خود را پایان دادم. سرانجام هم مقداری میوه فصل که تازه رسیده‌اند به همراهی رژیم من پیوستند.

 

مراقبه و ذن (چِن) به خوبی انجام شد و چه حس خوبی داشتم، کمی زیاده روی شد البته چون وقتی چشمهایم باز شد گویی از خواب بلند شدم، هنوز برای سیر و سلوک خیلی زوده:))

 

بررسی و نتیجه

 

مهمترین بخش ذن بود که آرامش امروز را رقم زد با آنکه خستگی همچنان دست از سرم بر نمی‌دارد. همچنین مدل صحیح نشستن در این حالت برای عضلات کمر بسیار مفید است و حالت قوز مانند را می‌تواند در دراز مدت درمان نماید.

خستگی و هر مشکلی نباید مانع کاملی برای انجام کارها شود، صد البته که کاهش و استهلاک را در پی خواهد داشت اما هرگز نباید دست از تلاش کشید و باید برنامه را در حداقلی خود اجرا نمود.

با همه مشکلات مسیر را ادامه خواهم داد. و خوشبختانه با اینکه این دو سه روز آخر خستگی بود و من در حداقلی به سر می‌بردم با این‌حال به خوبی پیشرفته‌ام و کاهش وزن خوبی داشتم.

 

خوشحالم که مسیر را ادامه می‌دهم و خوب می‌دانم که لذت بردن از مسیر زندگی است و اهداف ما ایستگاه‌های لذت بخش زندگی هستند.

کاردلیا: گزارش روز پنجم

گزارش روز پنجم (۹ خرداد ۹۷)

 

روز پنجم و خستگی مفرط، کار زیاد و البته ثابت نبودن در یک‌جا بیشتر وقت مرا گرفت. متاسفانه به مطالعه نرسیدم تا خانه که جبران شود. امروز تمرینات را تا حد ممکن انجام دادم اما پیشرفتی نداشتم وزن که همچنان ثابت مانده و البته که هنوز نباید کاهش وزن بیشتر از این در کار باشد.

تغذیه امروز بیشتر برنج بود و البته زیاد هم بود. به هرحال قرمه سبزی دوبار گرم شده را نمی‌توان دست رد بر سینه‌اش زد. هرچند که مطابق برنامه بود و زیادی خورده نشد اما کمی بی‌موقع بود.

 

در عوض شب مطابق رژیم تغذیه‌ای برنامه بود و با نان جو و پنیر و عسل و گردو جبران شد. سالمتر از قبل. یک روز معمولی همراه با تمرینات معمولی و مطابق برنامه پیش رفتم. مرز خاصی را نشکستم و همان چند عدد اضافی را که هر روز دارم به آن‌ها اضافه کردم.

خوشحالم که هر روز یک گام رو به جلو بر‌ می‌دارم و خوشحالتر که کاردلیا نتیجه بخشی خودش را از همان ابتدا آغاز کرده و بسیار خوشحالتر که در انتها با کامل کردن همه‌ مستندات و کامل کردن نواقص و افزایش اطلاعات می‌توانم به دیگران کمک کنم.

 

مراقبه امروز خیلی کمک کرد با اینکه از ۵ دقیقه تجاوز نکرد خیلی آرامش خوبی برایم به ارمغان آورد.

 

 

نتیجه و بررسی

 

با اینکه خستگی مفرط مرا در بر گرفته بود اما باز هم تسلیم نشدم. این یعنی حتی کوچکترین کار را باید انجام داد یعنی حداقل‌ها را باید اجرا کرد. گرچه همیشه باید بلند گام برداشت اما همیشه گام‌های کوچک برای آغاز مطمئن‌تر خواهند بود. هنوز لاغری حاصل نشده که صد البته هنوز راه درازی در پیش دارم برای این‌کار.

 

تمرینات فردا بیشتر خواهد شد. ذن هم کم کم بصورت ثابت در خواهد آمد. البته کم کم به معنی خیلی زود است و مطابق برنامه.

 

همه ما می‌توانیم، پیش بسوی بهتر شدن:)

کاردلیا: گزارش روز چهارم

گزارش روز چهارم (۸ خرداد ۹۷)

چهار روز سپری شد و من کم کم دارم به تمرینات اضافه می‌کنم. گرچه هنوز به مرز توانایی‌ها هم نرسیده‌ام اما طبق برنامه باید پیش رفت حالا کم و بیش این طرفتر یا آن سوتر تا زمانی که به برنامه عمل می‌کنیم مشکلی ایجاد نمی‌کند.

خستگی بخاطر ضعف طبیعی است، اما آنچه مسلم است اینکه آب بدن باید جبران شود و یا در صورتی که می‌خواهیم روزه باشیم حالا چه با اعتقاد چه با امتحان باید تا جای ممکن در جای خنکی کار کنیم. البته کمی تشنگی و گرسنگی می‌تواند مقاومت بدن را برای ما بالا ببرد اما بیشتر از آن من هنوز چیزی پیدا نکردم که قانع کننده باشد برای سلامتی، یا دست کم برای سلامتی در کوتاه مدت.


ورزش امروز کمی بهتر بود ولی هنوز بسیار کم است، گرچه می‌دانم نتیجه در انتها حاصل خواهد شد اما بخاطر اینکه وزنم به ۸۰ کیلو ثابت رسیده کمی ذوق دارم. وزن ایده‌آل درصورتی که هیچ گونه عضله سازی و … نباشد برای من بین ۷۴ الی ۷۷ کیلو گرم است اما هیچ قانون خاصی را نمی‌توان در این مورد پیاده سازی کرد!


درصورت عضله سازی که خب بستگی به میزان ورزش از نوع بدنسازی یا فیتنس متفاوت است، وزن ایده آل مسابقات حرفه‌ای که کمی عجیب است و باید حدود ۶۵ الی ۷۱ یا ۷۲ کیلو گرم باشد یعنی نهایت مرزی که می‌توانم داشته باشم ۷۲ کیلو گرم است. بله مسابقات کمی عجیب و غریب می‌زند و تنها پوست و استخوان همراه با کمی عضله سفت و سریع نیاز است.


در هرصورت امروز تاثیر و درد عضلانی یا بهتر بگم خستگی عضلانی خیلی خفیفی آغاز شده است و این نشان خوبی برای پیوسته بودن تمرینات است. به همین سادگی رو به سلامتی پیش می‌روم و خوشحالم:)

تغذیه خوبی بود گرچه برنج نسبتا زیادی داشتم اما از نان خبری نبود و خوراک خوشمزه اما خالی کنار برنج وجود داشت. شب هم که به آب و چای و نان و پنیر بسنده نکردم و کمی بامیه خوشمزه چاشنی‌اش شد. میوه هم کمی تا قسمتی در تغیذه جا دادم و آب فراوان.

 

نتیجه و بررسی

روز خسته کننده‌ای بود اما خوب گذشت استراحت خودم را داشتم و به ورزش رسیدم اکنون که ساعت ۹:۵۵ دقیقه شب است هنوز متاسفانه مطالعه خوبی نداشتم که در انتهای شب به مطالعه خواهم پرداخت. ورزش‌ها و تمرینات از فردا بیشتر خواهد شد. هربار فقط یک گام در نظر گرفته‌ام، گرچه در گذشته جهش‌های بزرگ می‌کردم اما اینبار می‌خوام آهسته و پیوسته باشد آن هم به صورتی که برای دیگران نیز کاربردی باشد.

تمرکز روزانه باید تداوم داشته باشد و روش‌های بهتری از چَن (ذن، مدیتیشن) را پیاده سازی کنم. خوشبختانه کمی آرامش پیدا کرده‌ام با اینکه اصلا در وضعیت خوبی قرار ندارم و روزهای بدی را سپری می‌کنم.