رژیم داری؟ فست فود نه!

امروز خسته‌ای، رژیم هم داری، در حال برگشت از سر کار هستی. می‌دانی خانه که برسی حوصله درست کردن غذا هم نداری. پس چه بهتر از اینکه ساندویچی سر محله را خوشحال کنی. آن‌ها هم انسانند و باید درآمد کسب کنند، شما هم که آدم خیری هستید. شکمتان هم نیازمند آرامش. یک بار هم که چیزی نمی‌شود.

 

این سناریو تکراری بیشتر ما آدم‌ها ست. هر کداممان به سبک خودمان این سیکل ناقص را تکرار می‌کنیم. همیشه رژیم می‌گیریم، ولی بخاطر کار فراوان وقت نمی‌کنیم تغذیه سالم داشته باشیم. قبل از هر چیز خدمت خودتان و شکم محترم عرض کنم که تغذیه سالم هیچ ربطی به زمان و کمبود وقت ندارد. نه نه! اشتباه نکنید تغذیه سالم فقط غذای خانگی نیست، شما می‌توانید بجای خوردن ساندویچ چرب و پر از نمک، یک سیخ کباب چرب بخورید. یا یک سیخ جوجه کباب. شاید به تمیزی و سالمی غذای خانگی نباشند اما مطمئنا از ساندویچ سرخ شده در روغنی که از یک هفته پیش همچنان در حال پخته شدن است و صد البته چربی با ترانس بالا و انواع کلسترول و تری‌گلیسرید را برای بدن شما به ارمغان می‌آورد هزار برابر بهتر است.

 

مشکل در خوردن فست فود نیست، مشکل در پایبند نبودن به رژیم است. وقتی رژیم ندارید خب خوردن فست فود مشکلی ندارد مخصوصا اگر سلامتی برایتان در درجه اهمیت پایینی قرار دارد. اما وقتی رژیم خودتان را می‌شکنید چه اتفاقی می‌افتد؟

 

ابتدا شما نظم و انضباط شخصی خودتان را بهم می‌ریزید. سپس اعتماد به نفستان را از بین می‌برید زیرا هم کاری که باید را انجام نمی‌دهید و هم تغییری در خودتان احساس نمی‌کنید و این در ناخودآگاهتان تاثیر بدی باقی می‌گذارد و شما برای خودتان یک انسان منفعل خواهید شد که مطمئنا این مشکل به باقی مسایل زندگیتان راه پیدا می‌کند.

 

مشکل بعدی در عزت نفستان پدیدار خواهد شد. کسی که تصمیم به انجام کاری بگیرد و هربار آن را با تنبلی و اهمالکاری انجام ندهد، در مقابل عزتش را از دست می‌دهد. فرض کنید که به اطرافیان هر بار بگویید می‌خواهم کاری انجام دهم، اما هر بار انجام نمی‌دهید و درنهایت شکسته می‌شوید. مثلا می‌گویید امثال می‌روم خارج فلان کشور، در نهایت بعد از ۱۰ سال همچان قرار است بروید. این موضوع هم دقیقا به همین شکل است. شما خودتان را سرخورده می‌کنید و عزت نفستان را از بین می‌برید. کافیست به اطرافیانتان که همین راه را رفته‌اند بنگرید!

 

بعد از همه این‌ها شما هم کاری انجام نداده‌اید و روحیه خوبی ندارید. هم اضافه وزنی بیشتر داری و هم چربی و فشار خون هم به مشکلاتتان اضافه کرده‌اید. این فشار خون لعنتی که بیشتر ما ایرانی‌ها داریم و نمی‌خواهیم درمانش کنیم. بهترین درمان هم، پیشگیری است.

خوردن فست فود هنگامی که رژیم ندارید و فقط سلامتی برایتان مهم است به خودی خود ایرادی ندارد. اما به شرطی که بسیار کم باشد و تعدادش به هفته‌ای یک بار هم نرسد!:)

 

اما هنگامی که رژیم دارید باید فست فودتان را با تغذیه دیگر جایگزین کنید. در این مدت که دوستانم را راهنمایی می‌کردم متوجه شدم ایراد اصلی در ندانستن انواع غذاهاست.  به هرحال بهتر است بجای ساندویچ این‌ها را امتحان کنیم:

  •  کباب (انواع آن، کوبیده، چنجه – بهترین -، برگ و البته کباب ترکی توصیه نمی‌شود زیرا معمولا بصورت فست فودی تهیه می‌شود و شکل اصلی آن را ندارد)
  •  انواع مرغ (جوجه کباب، زرشک پلو، اکبر جوجه و… – امیدوارم هورمون زیادی نداشته باشند:) )
  •  عدسی
  • آش (پایینتر از میدان انقلاب را یکبار امتحان کنید:) )
  • حلیم
  • ماهی
  • میگو
  • دیزی
  • جگر
  • و …

 

این‌ها بهترین جایگزین‌ها هستند و بیشتر آن‌ها تقریبا به اندازه فست فودی‌ها وجود دارند.

این‌ها را جایگزین کنید تا هم به رژیم خود پایبند بشوید هم فست فود را نه بگویید و در نهایت در ناخودگاه خود احساس بهتری کنید و عزت نفس بالاتری پیدا کنید.

 

آن شیرینی را بگذار کنار!

آن شیرینی را بگذار کنار!!!

فکرش را هم نکن. نه نه نه! آن شیرینی که در دستت گرفتی، یا آن کیک خوشمزه کاکائویی، بستنی شیرین وای توی هوای گرم، اوه شیرینی خامه‌ای و ناپلئونی، وای این وای آن … همین الان بذارش پایین. حتی فکرش را هم بگذار پایین.

 

اگر فکر کردی چربی خونت، دنبه‌های بد که دورت را گرفته، سر درد و قند خونت با خوردن اینقدر شیرینی طبیعی باقی خواهد ماند، پس به خوردنشان ادامه بده. فقط، دو سال دیگر وقتی اضافه وزنت زانوهات را به سجود رساند و هنگامی که با کمی راه رفتن برای رسیدن به آزمایشگاه و گرفتن پاسخ آزمایشت شرشر عرق می‌ریختی و با دیدن جواب آزمایشت نفست گرفت و منتظر آب قند بودی به یاد امروز نیافت. با یک شربت شیرین خوب حال خودت را جا بیار و به روند شیرین و دوست داشتنی خودت ادامه بده. اصلا جای نگرانی نیست هنوز قندت زیر ۱۱۰ باقی مانده و تری‌گلیسریدت همش ۲۰ تا بالاست که با قرص رفع می‌شود. دو سال دیگر به همین روند ادامه بده و خودت را سر گرم روزمرگی کن. ما فقط یکبار به دنیا آمده‌ایم. پس لذت ببر.

سه سال دیگر نیز به شیرینی و خوشمزگی سپری کن. کیک و شیرینی و بستنی، هر روز قند و شکلات، به به. دیگر راحتی، بدنت اصلا گویا ساخته شده تا شیرین باشی و خوش مگر نه؟ آن دوستت را نگاه کن به دو تا شیرینی نرسیده گلویش زده می‌شود. ای پخمه. بدنش ضعیف است. اما تو بدون مشکل نیم کیلو را هم به سادگی می‌خوری. راستی یادت نرود ساعت ۲ عصر جواب آزمایشت را بگیری. ببینیم این سر شدن برای چیست؟ فکر کنم بخاطر آن ضربه باشد بلاخره پاست و پا آفریده شده تا به در و میز و دیوار بخورد. بعضی وقت‌ها هم لمس می‌شود، احتمالا بخاطر اضافه وزن جدیدت است باید کمی استراحت کنی، از شنبه هم که باشگاه قرار گذاشتی. فعلا شیرینی را بخور و با تاکسی اینترنتی ارازن برو که انقدر عرق نکنی.

 

دیگر وقت خواب است و خواب‌های شیرین پس از یک چای با قند و شکلات. راستی دندانت را مسواک بزن تازه این ۱۰ تا را پر کرده‌ای. صبح هم که وقت دکتر داری.

صبح است و با آژانس اول وقت رسیدی، چقدر انرژی داری، فقط کمی ضعف داری، صبح که خوب خوردی تازه از کیک جدیدی که خودت پختی و خامه حسابی داشت کلی خوردی پس چرا ضعف داری؟ احتمالا بخاطر مسیر باشد و این دود تهران هم که هر مرضی را خواهد آورد. بلاخره نوبتت شد و دکتر از زیر عینک نگاهت می‌کند. خب حالا وزنت هم که کرد. بشین ببین چه می‌گوید.

شما متاسفانه اضافه وزن شدید دارید. مفاصلتان توان این وزن را ندارند، عضلاتتان هم حسابی شل شده است و باید ورزش کنید. اما باید همیشه تحت نظر باشید. تغذیه‌تان هم که باید با همکارم صحبت کنید ایشان متخصص تغذیه هستند، کلسترول شما بسیار بالاست و خطر حمله قلبی دارید این عرقتان هم برای اضافه وزن شدید و متاسفانه تریگلیسیرید بالاست. هر لحظه امکان سکته وجود دارد باید …

دنیا روی سر شما خراب می‌شود، همه چیز دور سرتان می‌چرخد، دکتر لبانش باز و بسته می‌شود اما شما در دنیای دیگری هستید. من تاز ۳۰ سالگی‌ام را جشن گرفته‌ام …

 

ناگهان به خودتان می‌آید و می‌بینید که دکتر صدایتان می‌کند. خوبید؟ آفرین داشتم می‌گفتم باید رعایت کنی و متاسفانه همانطور که تشخیص دادم، این سر شدن پای شما و بد زخمیتان بخاطر دیابت است. شما قند بسیار بالایی دارید و متاسفانه به بیماری دیابت مبتلا هستید. ازین به باید تحت نظر متخصص دیابت و تغذیه …

 

تنها چیزی که دیگر به خاطر دارید بازگشت. افتادن روی تخت و غرق شدن در افکار است. درست در جوانی درست در بهترین سالها با بدترین بیماری‌ها دست و پنجه نرم می‌کنید. از بیماری‌های دیگر که به دلیل این‌ها در کمینتان هستند که بگذریم.

 

تلفن را بر می‌دارید و به دوستتان زنگ می‌زنید. او هم تازه آزمایش داده است و اضافه وزن دارد.

بعد از احوالپرسی و تعریف ماجرا از او می‌پرسید احتمالا او هم دست کم یکی از این امراض را دارد. اما در کمال ناباوری او می‌گوید که سالم است فقط کمی اضافه وزن دارد که با تغذیه صحیح و ورزش در حال کاهش آن است.

– اما تو که اضافه وزن داری؟ مطمئنی؟ یعنی چی آخه؟ پس من چطور اینطور شدم؟ چندبار باشگاه رفتم خیلی بیشتر از تو اما دیدی که استعداد چاقی من چقدر است، آب می‌خورم چاق می‌شوم.

– گوش کن، اولا من هم حدودا ۴ سال پیش کمی چربی خون داشتم. قرص می‌خوردم هرشب بعد از شام. تازه مشکل معده هم داشتم. ولی باشگاه را رها نکردم و پیش یک متخصص تغذیه رفتم و خودم را کنترل می‌کنم.

– پس چطور اضافه وزن داری؟ تو که باربی هم نیستی آخه این همه ورزش می‌کنی!

– خب من هم تنبلی و اهمال دارم، الان بیشتر از ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم، اما تغذیه را رعایت کردم. غذاهای سالم خوردم، اولش سخت بود اما الان راحتم. راستی دکتر باهام صحبتی کرد و کتابی پیشنهاد داد. گفت که بدن هرکس، سوخت و ساز و شرایط جسمانی‌اش متفاوت است. هرکسی قرار نیست باربی یا آرنولد باشد و خیلی‌ها این ویژگی را ندارند.

توی کتاب نوشته بود که از بدن طبیعی خودمان لذت ببریم، خیلی از ما کمی چاق خواهیم بود و برخی حسابی لاغرند. نوشته که چگونه ما گول تبلیغات را می‌خوریم و هنگامی که تلاش می‌کنیم هرگز مانند خیلی‌ها نمی‌شویم چون کسی نیست که بگوید ما متفاوتیم. همه باهم متفاوتیم. در ضمن ورزش برای سلامتی است، همه ما قرار نیست ورزشکار باشیم. حتی با کمی اضافه وزن می‌توان عمر طولانی داشت و سلامت بود. فقط کافیست که تحرک کافی و تغذیه سالم داشته باشیم.

– خب پس می‌گویی …

 

بعد از مکالمه به فکر فرو می‌روی به فکر تبلیغات دروغ انواع قرص‌های لاغری، کاهش اشتها، روش‌ها و رژیم‌های دروغ و من درآوردی به تبلیغاتی که هرگز نگفتند حتی سوخت وساز بدن ما باهم متفاوت است و خیلی‌ها اصلا به آن حالت نمی‌رسند بلکه حالت زیبای بدنی خود را خواهند گرفت. شما نیز مانند خیلی‌ها گرفتار تبلیغات برای زیبایی از پیش تعریف شده، شده بودید. حالا می‌فهمید چرا باشگاه‌ها جواب نمی‌داد. تازه تنبلی و قطع کردن خودتان به کنار. حالا می‌فهمید که بجای مشورت با پزشک و متخصص تغذیه برای رژیم و یک استاد و باشگاه خوب برای ورزش فقط به دنبال دروغ‌ها بود. چون دروغ‌ها مانند شیرینی شیرین بودند …

 

اکنون باید برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید:

 

۱. به همین مدل ادامه خواهید داد و از خوردن بیشتر اوناوع کیک و شیرینی لذت خواهید برد (البته اگر اسمش را لذت بگذارید). تا در نهایت با انواع امراض و یک زندگی سراسر خستگی و بی‌علاقه‌مندی روی تخت بیمارستان درحالی که به زور داروهای بسیار تا ۵۰ سالگی عمر کرده‌اید دار فانی را وداع بگید.

 

۲. به فکر جبران و بازگشت به زندگی سالم خواهید افتاد. همان لحظه به دکتر تغذیه مراجعه می‌کنید و با برنامه‌ریزی ورزش را جدی شروع می‌کنید فقط روزی نیم ساعت ورزش می‌کنید و پس از مدتی در باشگاه دو ساعتی را برای سلامتی خودتان تلاش می‌کنید. بعد از چندین سال عمر سالم و با کنترل درست در آرامش چشمانتان را می‌بندید درحالی که خوشحال از کسب موفقیت‌هایتان و یافتن سبک زندگی خود لذت زندگی را چشیده‌اید و آمده رفتن هستید.

 

۰. و یا همین حالا آن شیرینی را پایین می‌ذارید. قند‌ها را حذف می‌کنید و زندگی سالمی را از همین حالا آغاز می‌کنید. گاهی هم با شیرینی خودتان را مهمان می‌کنید بدون آنکه ضرری برایتان داشته باشد.

 

آری ما یکبار متولد شده‌ایم پس بیایید بجای تلف شدن در دروغ‌های شیرین، از زندگی لذت واقعی ببریم.

 

پس همین حالا، آن شیرینی را کنار بگذار.

چرا ارتشیان در دنیا موفق‌تر از بیشتر افراد معمول به‌نظر می‌رسند؟ (درس خوبی که از دوره بد سربازی آموختم)

اینبار می‌خواهم یک درس خوب را که از دوران خدمت آموختم با شما در میان بگذارم. البته این مورد مرا هرگز از جبهه مخالفان خدمت سربازی اجباری برکنار نمی‌کند. این فقط یک بینش است که در بدترین شرایط خوبی‌ها را ببینیم.

شاید برای شما پیش آمده باشد که به یک نظامی مستبد نگریسته باشید ولی کمی که بیشتر دقت کنید در او یک نظم خاصی را می‌بیند سپس احساس می‌کنید او موفق بوده است. بله وقتی به یک سرهنگ، تیمسار(امیر) ارتش نگاه می‌کنید معمولا حس نظم و موفقیت همراه با قدرت را احساس می‌کنید. این یک امر اتفاقی نیست. در ارتش سخت گیری منظم وجود دارد حتی برای کادر ارتش، آن‌ها دوره دیده‌اند تا در شرایط سخت و استرس‌زا شرکت کنند. گرچه این روزها قدرت و منزلت قبل را در ارتش نخواهید دید اما هنوز هم دود از کنده بلند می‌شود.

 

اما چه چیزی باعث می‌شود که همچین حس و بقولی نظم یا دیسیپلینی را از آن‌ها دریابیم؟ آن‌ها طی سال‌ها هرروز صبح زود از خواب برخاسته‌اند و به موقع خفته‌اند مگر در روزگار سخت جنگ و یا درگیری. در حقیقت آن‌ها آماده مقابله با سختی شده‌اند. از تمام بدی‌های نظامی‌گری بگذریم این نکته که آن‌ها انسانهایی سرسخت هستند عالیست. آنها برای رسیدن تلاش می‌کنن گرچه شاید راه پیشرفت زیادی نداشته باشند اما همیشه برای رسیدن در حال تلاش هستند. همین تلاش و قدم‌های کوچک روزانه سبب می‌شود تا عده‌ای از آن‌ها در مقابل سختی‌ها سر خم نکنند. عده‌ای که شاید نبودن آن‌ها مساوی باشد با نبودن ما. این فقط در ارتش ما صدق نمی‌کند که در هر ارتشی در سراسر جهان وجود دارد. آن‌ها اگر با معیار‌های ما موفق نباشد با معیار‌های خویش موفق هستند. یک سرتیپ یا ارتشبد شاید نهایت جایی باشد که هر ارتشی در هرجای جهان آرزویش باشد. آن‌ها روزانه برای افراد زیادی سخن‌رانی می‌کنند. در پادگان‌ها یک سرهنگ یا سرگرد به راحتی برای دست کم یک هنگ سخنرانی می‌کند. هفته‌ای دست کم یک بار مراسم صبح‌گاه جمعی دارند و در آن مراسم یک گردان و یک یگان را مدیریت می‌کنند.

 

 

 

اما یکی از کارهایی که هر صبح یک سرباز انجام می‌دهد چیست؟ شما تخت خودت را در عرض پنج دقیقه مرتب می‌کنی درحالی که ساعت بیداریت چهار صبح است. تختت را که شامل چند ملحفه و دو پتو و یک بالش و دو رو بالشی است مرتب می‌کنی. آن‌هم نه تمیز و صاف.

 

تخت شما باید بدون هرگونه مشکلی باشد. ملحفه روی تخت کشیده بدو کوچکترین چین خوردگی، پتوی زیرین کامل تا سه چهارم تخت را گرفته و بصورت پاکتی انتهای آن آنکارد باشد درست مانند پاکت نامه باید تا خورده باشد. پتو و ملحفه از هر جهت کشیده باشد بطوری که روی هوا بایستد نه روی تشک زیرین! بالش زیر ملحفه درست دربالای تخت بدون چین خردن آن‌ها و کوچکترین جابجایی. پتوی دیگر تاشده و بصورت یک کاغذ نازک در پایین تخت دورش پیچیده شود بدون آنکه باقی چیزها بهم بخورد. همه چیز سفت و سخت. در نهایت پتوها با یک فرچه شانه شده و تمیز گردید. همه این‌کارها در کمتر از پنج دقیقه و در اوج آموزش کمتر از دو دقیقه انجام می‌پذیرد. سپس بازدید و اگر تختی به درستی و کامل آنکارد نشده بود همه چیز بهم میریخت و باید دوباره آن سرباز تختش را آنکارد می‌کرد این کار انقدر تکرار می‌شد تا بلاخره موفق گردد. بعد از اجازه داشت به کارهای بعدی مانند واکس زدن پوتین‌ها و غیره برسد. همه این‌ها باید قبل از مراسم صبح‌گاه تمام می‌شد مگر آنکه علاقه به تنبیه در کسی بیداد می‌کرد.

 

 

این‌ها کارهای بیهوده‌ای بود از نظر ما. اما حالا می‌فهمم که چه مزیتی داشت.اولین نکته آنجا بود که با اینکار اولین وظیفه روزت را انجام می‌دادی و حس بسیار کوچکی را در خود بیدار می‌کردی. حس انجام وظیفه درست مانند انجام اولین کار از برنامه روزانه. دومین نکته آن بود که شما تا اولین کار را انجام نمی‌دادی حق نداشتی به هیچ کار دیگری حتی یک دستشویی ساده برسی که یک کار شخصی و واجب بود. هیچ چیز واجبتر از آن وجود نداشت. شما اولین کار برنامه روزانه را تمام می‌کردی درست هنگامی که از خواب برخاسته بودی. این یک نظم بوجود می‌آورد. یک نظم شخصی آن هم در میان آنهمه استرس و مشکلات. چیزی که به شما ثابت می‌کرد که در هر شرایطی باید به مسیر خویش ادامه دهی.

 

آری شما اگر هر روز صبح تخت و رختخواب خود را مرتب و آنکارد کنید اولین کار و وظیفه روزانه خود را انجام داده‌اید و احساس کوچکی از غرور و عزت نفس پیدا می‌کنید و این شجاعت را پیدا می‌کنید تا وظیفه و کار بعدی را نیز انجام دهید و کار بعدی و بعدی و بعدی …

آنکارد کردن تخت یاد می‌دهد که کوچکترین چیزها نیز اهمیت دارند و اگر شما نتوانید و یا نخواهید کارها و وظایف کوچک خود را انجام دهید و یا گام‌های کوچک را بردارید هرگز نخواهید توانست که کارها و وظایف بزرگ خویش را انجام دهید و گام‌های بزرگ بردارید!

 

بعد از آن صبحانه بود و باز گشت دوباره به یگان و گروهان. پس از آن نوبت به مرتب کردن گردان می‌رسید. به تمیز کردن، جارو کردن، آب دادن درختان که البته خیلی وسیع بود. به من آب دادن درختان رسید البته به جمعی از ما، عده‌ای دیگر جاروکردن و تمیز کردن و باقی وظایف مربوط به تمیزکاری و مرتب کردن محوطه. چیزی که هرگز به تنهایی میسر نمی‌شد آنهم درست قبل از ساعت هفت صبح. شاید جالب باشد اما مطابق قوانین نظامی در صورت نبود سرباز آموزشی نوبت به سربازهای صفر می‌رسید برای اینکار و اگر سرباز صفری نباشد، درجه داران و باز اگر نباشد افسران. بله طبق قوانین اگر هیچ کس نباشد سرهنگ باید نگهبانی نیز بدهد حال چه سرهنگ باشد چه سرتیپ. این چیزی ست که در نظام جاریست.

 

 

اما آنچه این وظیفه در خود دارد این است که کارها با جمع آسان می‌شود و کار جمعی است که هدف‌های بزرگ را میسر می‌کند. چیزی که امروزه در ایران به ندرت در آن شاهد هستیم. اگر جمعی باشد پس از اتمام از هم می‌پاشد و هدف یکسانی ندارند. اگر می‌خواهیم جهان را جای بهتری کنیم باید باهم کار کنیم نه ضد هم.

نکته دیگر تمرین ورزش روزانه است. که از ساعت هفت یا هفت و ده دقیقه به مدت نیم ساعت انجام می‌شد. هر روز بدون استثنا. و این ورزش نیز همگانی بود. هر روز در گردان و هفته‌ای یک بار کل یگان و پادگان این ورزش را انجام می‌دادند. چیزی که باعث می‌شود سلامت خود را حفظ کنیم. همچنین با انجام آن و آزاد کردن کمی هورمون مانند آدرنالین و سرتونین حس خوبی را برای ادامه روز آنهم در یک منطقه نظامی و دوست نداشتنی به دست آوریم.

 

 

 

بله چیزی که باعث می‌شود ارتشیان در سراسر دنیا دست کم کمی بهتر از بقیه ما نمایان شوند در جمع کارکردن و قدر دانستن لحظات، انجام وظایف کوچک و تمرین روزانه است.

 

هرچند در ایران متاسفانه ارتش دیگر آن ابهت سابق را ندارد…

 

اگر می‌خواهید به هدفتان برسید، وظایف خویش را فراموش نکنید و مهمتر آنکه وظایف را یکی پس از دیگری هرچقدر که کوچک باشند انجام دهید. اگر کاری بزرگ در سر می‌پرورانید و قصد انجامش را دارید به فکر ساختن یک تیم باشد. شما تنهایی نمی‌توانید همه وظایف را برای انجام کاری قبول کنید. همچنین هر روز ساعتی را به تمرین و پرورش سلامتی جسمی و ذهنی خویش بگذرانیم.

 

شما چه نظری دارید؟ آیا شما درسی در بدترین شرایط زندگی خود گرفته‌اید یا چیز خوبی در بدی‌ها دیده‌اید؟

کاردلیا: گزارش روز بیست و دوم

گزارش روز بیست و دوم (۲۶ خرداد ۹۷)

یک روز دیگر از این پروژه گذشت و من بیشتر از قبل راضی هستم. انقدر که از تمرین مراقبه امروز راضی بودم از تمرینات ورزشی خودم نبودم. روز خوبی بود یک روز تعطیل در کنار خانواده، روزی که جای خالی چند تن از عزیزانم چه آن‌هایی که دور هستند و چه آن‌هایی که دیگر در میان ما نیستند خالی بود.

 

تغذیه امروز حسابی مفید بود. میوه‌های خوشمزه تابستانی در راهند و طعم‌های خوشمزه میوه‌های تابستانی از هیچ کس پوشیده نیست. تنها چیزی که غمگینم می‌کند عدم دسترسی همه کودکان سرزمینم به این میوه‌هاست و کسانی که شاید سال‌ها طعم میوه نچشند. نمی‌دانم چه بر سر ما آمده است.

کاش جای این‌همه رانت، پارتی، اختلاس، دزدی و … به دیگران به مردم می‌رسیدند.

 

تغذیه امروز خیلی خوب بود، غذاهای ساده و پخته شده همراه با وعده‌های بیشتر ولی کم حجم‌تر. میوه‌های خوشمزه:( هم چاشنی آن‌ها شدند. از چای و نان و پنیر و گردو تا گیلاس و زردآلو، همگی طعم‌های خوش تابستانی را ساختند.

 

بررسی و نتیجه

امروز مراقبه خیلی خوبی بود، اینکه ذهن را بتوان روی یک موضوع متمرکز کرد و در حال رها شد یک هنر است و دستیابی به آن خیلی دشوار، با مراقبه خیلی ذهن آرامتری دارم، خیلی بیشتر از قبل. امیدوارم این آرامش برای همهٔ مردم جاری گردد.

 

تغذیه مفید و سبک امروز برخلاف انتظار انرژی فوق العاده‌ای به من داد. همیشه موقع شروع تمرینات و ورزش یک حس بدی از تنبلی و اهمال به سراغم می‌آید حسی که می‌گوید باشد برای فردا. گاهی موفق می‌شد اما اینبار دیگر فرق می‌کند من پروژه کاردلیا را به پایان خواهم رساند. هربار که آغاز می‌کنم هدف‌هایم را مرور می‌کنم و دلیل و چرای کارم را مرور می‌کنم. ابتدا کمی سخت است اما همینکه موتورم گرم می‌شود، به راحتی همه تمرینات را انجام می‌دهم. تقریبا هر شب حدود یک ساعت کم یا بیش به ورزش اختصاص یافته و من خوشحالم.

کاردلیا: گزارش روز بیست و یکم

گزارش روز بیست و یکم (۲۵ خرداد ۹۷)

 

آغازی دیگر پس از یک ریکاوری کوچک. شاید برای برخی‌ها سوال پیش آید که چرا باید ریکاوری داشت و اصلا چگونه است؟

 

شاید در نگاه اول چیز مفیدی نباشد و حتی برخی آن را عقب افتادن از برنامه فرض کنند. اما تمام ورزشکاران حرفه‌ای می‌دانند که پس از هر مسابقه و در بین هر دوره و یا در میان یک دوره باید زمانی را به استراحت و ریکاوری بدن اختصاص داد. در هر دوره بستگی به نوع دوره و البته کشش بدن هر فرد باید زمانی را به استراحت پرداخت در غیر اینصورت بدن خسته و افتاده می‌گردد و برای بازگردانی آن ممکن است به زمان بیشتری نیاز باشد و برخی‌ها هم برای میانبر از انواع هورمون‌ها و تقویت کننده‌های غیرمجاز استفاده می‌کنند.

 

برای اجتناب از این اتفاق باید در هر دوره ورزشی زمانی به ریکاوری پرداخت. برای مثال یک استراحت ۲۴ یا ۴۸ ساعت کافی است تا عضلات از حالت ضعف خود فاصله بگیرند و دوباره توان خود را بازیابند. زیاد کار کشیدن از عضلات به خصوص هنگامی که تا به حال اینطور فعالیت نداشته‌اند سبب خستگی مفرط و ضعف عمومی بدن خواهد شد.

 

بهترین کار هم عملکردن به برنامه است. در حالی که بدن هرکس متفاوت است، اما برای یک برنامه عادی می‌توان بصورت دقیقی تخمین خوبی برای ریکاوری در برنامه در نظر گفت که دست کم برای تعداد زیادی از افراد مفید باشد و از یک برنامه واحد استفاده کنند.

 

 

 

بررسی و نتیجه

 

تغذیه امروز بسیار عالی بود. این برنامه به کندی پیش می‌رود و دلیل آن همانطور که قبلا گفتم یکی بخاطر بررسی چند تاثیر و کار است و دیگری بخاطر سطح پایین نگاه داشتن تمرینات و رژیم غذایی است تا هرکسی با هر میزان توانایی بتواند وارد این دوره گردد و این برنامه دست کم تعداد افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهد.

 

ورزش‌های امروز مثل قبل با کمی فشار کمتر آغاز شد و این روشی است که درست پس از هر ریکاوری یک ورزشکار دنبال می‌کند. پس من هم همین روش را پیش می‌روم.

 

امروز حس بهتری داشتم و خوشحالم که مطابق برنامه پیش می‌روم. رژیم غذایی برای کاهش وزنی دیگر آغاز شده و باید مطابق آن پیش بروم.

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

کاردلیا: گزارش روزهای ریکاوری (نوزدهم و بیستم)

دو روز کامل (۴۸) برای ریکاوری در نظر گرفتم البته ابتدا نظرم به ۲۴ ساعت بود اما با مطالعه بیشتر متوجه شدم حدود ۳۶ الی ۴۸ ساعت برای بازیابی توان جسمی بهتر است. در این روز فقط تغذیه رعایت گردید. ابتدا شک داشتم که نتیجه بخش باشد اما بعد از ۴۰ ساعت احساس بهتری در عضلات خسته خودم جاری شده. به هرحال نتیجه همیشه خواهد آمد و اینبار نیز نتیجه بسیار خوبی گرفتم.

 

این دو روز فرصت خوبی را بررسی گزارش‌ها و روند پیشرفت پروژه پیدا کردم. بلاخره زمان خوبی به وارسی ورزش‌ها و تمرینات اختصاص دادم و همچنین رژیم غذایی را بیشتر بررسی کردم. تغذیه این دو روز کمی مقوی‌تر بود. و جالب اینکه همچنان وزنم ثابت مانده‌است. تمرینات به زودی اضافه خواهند شد زیرا آمادگی لازم را برای شدت بخشیدن به تمرینات پیدا کرده‌ام. مهمترین تمرینی که آغاز خواهد شد و به جمع لیست ورزش من قدم خواهد گذاشت، ورزش دو است. دویدنی که به زودی بصورت حرفه‌ای دنبال خواهم کرد اما برای این پروژه فقط در حد یک تمرین حیاتی همراه با تمرینات هوازی نقش بازی خواهد کرد.

 

بررسی و نتیجه

مهمترین درس در این ۲۰ روز گذشته که تقریبا نیمی از دوره را در بر گرفته آن بود که همیشه با تلاش کردن و نظم است که هدف خواهیم رسید. برای آنکه کاهش وزن بیشتری داشته باشم برنامه ریخته‌ام اما فقط در حد چند کیلو خواهد بود زیرا به وزن دلخواهم رسیده‌ام و فقط برای تناسب اندام و دویدن راحتتر نیاز به کم کردن وزن خودم دارم

کاردلیا: گزارش روز هجدهم

گزارش روز هجدهم (۲۲ خرداد ۹۷)

یک روز گرم دیگر و سایه‌ای خنک. خبر خوش اینکه کمی سبک شده‌ام و احساس بهتری دارم، خیلی سبکتر گام بر می‌دارم. با اینکه روزها گرم هستند اما دیگر خبری از خیس عرق شدن در یک مسافت یک حدود کیلومتری نیست، همه چیز به حالت طبیعی برگشته است.

 

خوشحالم که امروز می‌توانم به راحتی مسیرها را طی کنم. سپاسگزارم که می‌توانم به راحتی نفس بکشم و این را مدیون طبیعت و آفرینش هستم.

تغذیه امروز با آنکه کمی بیشتر بود اما همگی سالم عاری از هرگونه فسد فود و چربی‌های مضر، از سحر که با برنج و خورشت بادمجان آغاز شد تا شیر و کیک و افطاری آش جو و پنیر و چای و عسل.

 

امروز مطالعه بهتری داشتم هرچه بود از دیروز کمی بهتر بود. هرچند که تخصصی بود و کمی سنگین اما یکی از کتاب‌ها مرا به فکر فرو برد که چگونه هر ابلهی دست به قلم می‌برد و خزعبلات تخصصی مانندی می‌نویسد که به درد خمیر کردن فقط می‌خورد بلکه از کاغذ بازیافتی استفاده بهتری شود. امروز آموختم اگر می‌خواهیم کمی تخصصی بنویسیم بد نیست حداقل به اندازه یک واژه تخصصی مسلط باشیم و هرچیزی را ننویسیم مگر آنکه بدانیم چیست. این کتاب مثلا آموزش متلب برای رشته عمران بود! به ترجمه چند بخش از help و manual نرم افزار بصورت کاملا ناقص و بی‌خود بسنده کرده بود و چند مثال بی سر و ته از چند فرمول و تابع دیفرانسیل و انتگرال را اجرا کرده بود و اسم مهندسی زلزله، دینامیک سازه و … را بر روی سرفصل گذاشته بود. امیدوارم کمی تفکر در پشت نوشتن‌ها باشد. به خصوص در بخش‌های تخصصی دست کم چیزی برای ارایه وجود داشته باشد.

 

 

نمی‌شود تمرین استاد را از سرکلاس آورد و کتاب کرد آن‌هم مطمئنا استادی بوده که نمی‌دانسته چه بگوید و این‌ها هم، همان ندانم استاد را هم فرا نگرفته بودند. امیدوارم این دو شبه نویسنده به راه راست هدایت شوند یا دست کم راه راست به سمتشان کج شود.

 

این هم از مطالعه امروز من بود که یکی از کتاب‌ها اعصابم را بهم ریخت و فکر کنم اولین کتابی بود که از پولی که بابتش دادم پشیمانم، البته این کتاب را چند سال قبل گرفتم و امیدوارم دیگر چاپ نشده باشد!

 

Feel full of life

بررسی و نتیجه

تنها راه رسیدن به هدف راه مستقیم است. البته برای رسیدن به هرچیزی راه‌ها مختلف مستقیمی وجود دارد، اما راه میانبر همیشه یک اشتباه در پی خواهد داشت. برای مثال من حتما همراه با کسی یک دوره را شروع کردم. اکنون او وزن نسبتا زیادی را با دارو کم کرده و در بیمارستان بستری است و یا خواهد شد اما روش من دیرتر، بسی دیرتر از او پاسخ خواهد داد اما همراه با سلامتی، تن‌درستی و آرامش روح و روان خواهد بود. چیزی که ما سالهاست گم کرده‌ایم.

 

 

با تغذیه سالم در پایان روز حال بهتری خواهیم داشت و ما می‌توانیم زندگی سالم، تنی قدرتمند و روانی آسوده داشته باشیم.

 

به عنوان یک فرد عصبی می‌گویم که حالم خیلی بهتر است. بسیار بسیار بهتر.

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

گزارش روز هفدهم (۲۱ خرداد ۹۷)

هفده روز تمام شد. ضعف عضلانی اولیه کمتر شده و حتی خیلی از درد‌ها از بین رفته است. حالا بهتر از قبل حرکات ورزشی را انجام می‌دهم و فشار کمتری را تحمل می‌کنم. به همین دلیل مرز را دوباره شکستم و تعداد را خیلی کم افزایش دادم. امروز تغذیه خوبی داشتم که شامل عدس پلو، خرما، چای، شیر، کلوچه و بیسکویت گردید. بلاخره زردآلو‌ها قابل خوردن شده‌اند و درخت پیر مهربان به قدری لطف داشته که هر شاخه آن بیشتر ۵ کیلو بار داده است. با این هوای تقریبا خوبی که امروز در محدوده خدمت من بود همراه با صدای بلبل و طوطی‌هایی که بر سر درخت آلو غذا می‌خوردند حسابی دل انگیز شده بود. لذت چیدن میوه از درخت که این مدت آخر حسابی نصیبم شده و حسابی حال و هوای مرا عوض کرده است.

 

با این اوصاف و تمرینات مراقبه حسابی حس‌های بهتری دارم و باعث شده تا این دو ماه آخر بهتر برایم بگذرد. پسرها خیلی بهتر می‌دانند که خدمت سربازی چقدر روی اعصاب تاثیر گذار است. اما وقتی خودت را رها کنی و خیلی چیزها مهم نباشد حال و هوای بهتری پیدا خواهی کرد. مراقبه هم که مانند یک ستون محکم اعصاب ما را تقویت می‌کند و روح و روان را جلا می‌دهد به خصوص که در کنار مولانا و یا استاد سخن سعدی باشد.

 

مطالعه محدود شده من تنها غمی است که دارم، ساعاتی که دست خودم نیست و کمتر از ۱ ساعت رسیده است. این مشکل را از هم اکنون حل خواهم کرد، با هر سختی که باشد باید آن را حل کنم.

 

رژیم غذایی سالم همراه با میوه تازه، حسابی سلامتی برایم به ارمغان آورده با آنکه حساسیت فراوانی دارم! امروز متوجه شدم شته‌های درختان انقدر می‌خورند که از انتها پس می‌دهند!!! 🙂 چیزی که من مشاهده کردم این را گواهی می‌داد. زیر درخت زردآلو بودم و قسمتی از چند شاخه آن را شته‌هایی قهوه‌ای رنگ همرنگ پوست درخت فرا گرفته، بالای سرم بود که متوجه شدم روی دستانم چکه چکه آب می‌چکد که دیدم شبیه عسل است. وقتی بالا را نگاه کردم دیدم بله، شته‌ها چنان خوشخوشانش شده که نمی‌دانند چقدر بخورند! انقدر می‌خوردند که از پسشان می‌چکید. و مورچه‌ها و سوسک‌های درختی‌ هم که جشن عسل در گوشه کنارشان گرفته بودند. به مورچه‌ها که دقت کردم دیدم جای شته‌ها را عوض می‌کنند، نمی‌دانم چرا دقیقا ولی مطمئنا بخاطر گرفتن شهد و شیره درخت است که آن‌ها ترشح می‌کنند، شاید بیشتر می‌خواهند یا تازه‌تر، نمی‌دانم.

 

به هرحال همراه با انواع سختی‌های آنجا، مستند حیات وحش و راز بقا هم داریم به خصوص که سر و کله مارهای جذاب هم پیدا شده است. فعلا یک نوع مار قیطانی و یک نوع افعی اگر اشتباه نکنم آنجا پرسه می‌زنند و البته گربه‌ای هم آنجا یک مار قیطانی را شکار کرد و رفت.

 

 

بررسی و نتیجه

ثابت وزن حدودی ۸۰ کیلوگرم را حفظ کرده‌ام و تقریبا متوجه شدم چگون وزنم را ثابت نگه دارم. تقریبا از چند روز بعد برای کاهش وزن دوباره اقدام خواهم کرد و البته شکمی که باید به داخل برود.

مهمترین بخش تمرینات ورزشی پیوسته بودن آن است و حتی یک روز هم نباید قطع گردد. برای اینکار باید منظم و مقید رفتار کرد. البته در روزهایی که توانی نباشد (نه بهانه‌وار) باید حداقلی را رعایت کرد و آن را قطع نکرد. فقط در مواقع فورس ماژور است که بهتر است به آن نپردازیم و امیدوارم برای کسی مشکلی به این حادی هرگز پیش نیاید و همیشه سلامتی باشد.

برای رسیدن به سلامتی و کاهش وزن و یا هر هدفی انگیزه کافی نیست بلکه باید نظم داشت. انگیزه فقط موتور محرک اولیه است و حتی در خیلی موارد نبودنش هیچ فرقی ایجاد نخواهد کرد.

 

فراموش نکنیم با نظم در عمل است که به هدف می‌رسیم نه با انگیزه!

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

گزارش روز شانزدهم (۲۰ خرداد ۹۷)

تقریبا به تمرینات عادت کرده‌ام. برای همین بعد از ثبات مرزها را بالاتر می‌برم. امروز تغذیه تقربیا راضی کننده بود. هنوز تغذیه اصلی چند روزی فاصله دارد. تصمیم داشتم که به یک‌باره همه چیز را کنار نگذارم و بصورت تدریجی بدنم را عادت دهم. اینکه چگونه وزن کم می‌شود یا زیاد می‌شود به تغذیه و نوع و زمان آن بستگی دارد. پس از آن به تمرینات بدنی و همچنین میزان خواب و موقع خواب وابسته است.

فراموش نکنیم که چرت زدن پس از غذا گرچه لذت بخش است اما در تعادل وزنی بدن ما تاثیر بدی دارد و به سرعت بر اضافه وزن می‌افزاید.

 

فعالیت لذت بخش امروز برای من چیدن میوه‌های زردآلو (قیسی) از بالای درخت کهن‌سالی است که در محل خدمت من سر برافراشته و با رسیدگی بهش مقدار خیلی زیادی میوه داده. بیشتر از نیم تن به راحتی میوه داده طبق چیزی که من دیدم و طبق گفته کشاورز اونجا بیشتر از یک تن میوه می‌دهد و درخت برای کسی نیست جز کشاورز:) درختی که تا چند سال پیش بی‌جان بود و بیشتر از چند عدد میوه نمی‌داده با این همه سن، با رسیدگی او حالا یک درخت بارور و بسیار پرثمر شده است، که نگاه کردن به آن فقط تحسین ما را بر می‌انگیزد.

 

امروز به بررسی مشکلاتی که ما از نشستن زیاد به دست می‌آوریم می‌پرداختم و دو مشکل اضافه وزن و تغییر در ستون فقرات از بزرگترین و پایه‌ای ترین مشکلات آن است که سبب انواع بیماری‌ها می‌گردد.

امیدوارم کسی مبتلا به این دو بیماری نشود و کسانی که هستند به زودی خود را درمان کنند.

ورزش و تمرینات امروز راضی هستم. به خوبی مرزها را بالاتر برده‌ام و پس از ثبات کامل در این مرز، دوباره آن‌ها را خواهم شکست و فراتر می‌روم. این یک رمز موفقیت در تمام ورزش‌هاست که ورزشکاران حرفه‌ای و حتی بسیار از آماتورها به آن وارد هستند.

 

 

همیشه شکستن مرزها ما را فراتر خواهد برد چه در خوبی و چه بدی. پس مرزهایی را بشکنیم که همواره ما را بالاتر ببرند و در نیکی برای خود و دیگران پیشی بگیریم.

 

بررسی و نتیجه

مسیر در حال طی شدن است و مهم لذتی است که در طی مسیر می‌بریم. در نهایت به مقصد خواهم رسید و می‌دانم که در مقصد هدفم را می‌یابم. البته که پس از آن ادامه مسیر و مسیرهای تازه خواهد بود. این فقط یک آغاز است.

این دوره‌ای که شروع کردم در حقیقت پایانی ندارد اما چند مقصد و هدف دارد که در هنگام رسیدن آن‌ها را منتشر خواهم کرد تا کمکی گردد برای دیگران، برای تمام کسانی که به سلامتی خود، زیبایی و مهمتر از همه آرامش خود بها می‌دهند. امیدوارم تا بتوانم راهنمای خوبی باشم.

 

قول داده‌ام که تلاش خودم را تا سرحد ممکن انجام دهم.

 

بلاخره آرامش کمی از درون و حس سلامتی در بدنم احساس می‌کنم. هفته چهارم آغاز تمرینات بهتری است که سرعت را بالاتر خواهد برد.

کاردلیا: گزارش روز پانزدهم

گزارش روز پانزدهم (۱۹ خرداد ۹۷)

شنبه اولین روز هفته و اولین روز ازهفته سوم پروژه کاردلیا. مسیر به خوبی پیش می‌رود، از نظر تغذیه‌ای تقریبا عاری از مضرات شده‌ام، از لحاظ ورزش و تمرینات پیشرفت خوبی داشته‌ام همچنین ثبات وزن خودم را ۸۰ و زیر آن ثبت کرده‌ام. مشکل اینجاست که برای این پروژه باید کمی خودم را فدا کنم تا بتوانم چندین مدل را جای دهم و در نهایت بهترین را پیشنهاد کنم. تقریبا از اواسط پروژه دست کم دو نفر دیگر به من ملحق خواهند شد و آنجاست که می‌توانم نتایج را باز هم بهتر ثبت نمایم.

 

این مدت تقریبا تمرینات قدرتی را انجام داده‌ام و همچنان ادامه خواهم داد زیرا برای ساخت بنیه حرکات استقامتی مفید هستند.

 

امروز میوه جایگاه بیشتری داشت و تقریبا در حال کاهش وزن دوباره هستم. این کاهش وزن را هم مدیون تغذیه سالمم و تغذیه سلامت راز سلامتی تن است. همچنین از قدیم گفته‌اند «عقل سالم در بدن سالم است» پس من به همین روند و بهتر کردن آن ادامه خواهم داد. قبلتر هم این مسیر را رفته‌ام. البته نه یک بار بلکه چندین بار اما این بار تفاوت در آن است که این روش اگر نگویم برای همه ولی برای تعداد زیادی کاربردی خواهد بود.

 

تقریبا روزی در حدود ۴ الی ۵ دقیقه مراقبه خیلی ساده دارم که برای سلامتی روانی خیلی مفید است. به خصوص برای تمرکز حواس.

 

 

بررسی و نتیجه

امروز یکی دیگر از روزهای خوب این دوره بود. تغذیه هر روز سلامت تر شده است و این روند بصورت کاملا آرام و سینوسی بوده گرچه در نهایت روش اصلاح شده را خواهم گفت و در اختیار دوستان قرار خواهم داد تا نتیجه‌ای بهتر نصیبشان گردد.

 

این مدت نشان داد که نباید کوچک خواست و کوچک ماند. اما باید برای شروع گامی نسبتا کوچک برداشت.