زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

۵ کاری که انجام دادم و حال بهتری پیدا کردم

دو روز پیش برای اینکه حالم گرفته بود سعی کردم تا کاری انجام دهم بلکه از این حالت نالان خارج شوم. تنها کاری که باید می‌کردم فکر کردن به چیزهایی بود که حس و حال مرا بهتر کنند. اما فایده‌ای در پی نداشت. برای همین نشستم و با خودمی کمی فکر کردم، چه چیز حس بهتری به من می‌دهد؟ چه چیز در این روزهای اجباری که زمان در دستان خودم نیست مرا خشنود می‌کند؟
پس از تفکر و تامل بسیار به هیچ چیز خاصی نرسیدم، چرا؟ چون اصلا حوصله هیچ کاری را نداشتم (البته هنوز هم خیلی از این حس دور نیستم). به هر حال توانستم خودم را از قید و بند فکر کردن تا حدی رها کنم، افکار آسیب رسان در اجباری ترین روزهایی که از طرفی ستمگری دیگر در زمان روا داشته شده است و صد البته که به ستمگر نباید هدفش را داد به خصوص ستمگری در زمان. این ستمگر برای ازبین بردن عزت نفس‌ها و اختیارها کاربرد دارد تا خرد کند و با تمام نیروی خود و اتفاقاتی که به واسطه آن به وقوع می‌پیوندند ما را زیر سلطه خود نگه دارد. می‌خواهد فکر و مغز ما را درگیر نماید و زمان برباید تا خودش زنده بماند، مانند زالویی که از خون میزبان زنده است، این ستمگران با خوردن زمان و اندیشه زنده هستند.

 

اما ما می‌توانیم در بدتیرن چیزها بهترین ها را بیابیم. همانطور که می‌توانیم راه خویش را باز بیابیم. زیرا که این نیز بگذرد. من هم خودم را آزاد کردم و گذاشتم جریان اراده و اتفاق ترکیب شوند و مرا در مسیر به راه بیاندازند. برای همین به سرعت به انجام کارهایی که دوست داشتم رسیدم. و آن کارها را در ادامه برای شما بازگو خواهم کرد. کارهایی که می‌توانند حس شما را هنگامی که نمی‌توانید کاری انجام دهید و درمانده هستید بهتر نماید.

 

۱. نوشتن به خود یا آنکه دوستش دارید.

کاری که کردم این بود، پنجره جدید باز کردم و شروع کردم به نوشتن. در انتها به قدری رها شدم که قلبم با تندی و بدون هیچ سنگینی می‌تپید.
شما نیز کافیست قلم کاغذی بردارید یا یک پنجره جدید از نرم افزار موردعلاقه نوشتن خود را باز کنید. انگشتانتان را گرم کنید و بنویسید. می‌پرسید چه بنویسیم؟ هیچ چیز! به چه فکر می‌کنید؟ به هیچ. فقط بگذارید انگشتانتان بلغزند و یا ضربه بزنند. نیاز نیست مسیری طی کنید بگذارید خودشان رها و آزاد بنویسند، هرچه که باشد تخلیه می‌شود، مسیر ندهید، با جریان برید و در آن غوطه‌ور گردید.

 

۲. نقاشی کردن

نمی‌دانم شما چقدر به نقاشی علاقه دارید ولی اگر مانند من کمی خط خطی می‌کنید، بهترین زمان است تا مانند من فقط کمی خط بکشید و در نهایت تمام بی‌حوصلگی‌هایتان را در خط خطی‌ها و یا در نقش‌های زیبایی که خلق می‌کنید شست و شو دهید و رها شوید. پس از این کار همانند یک چشمه زلال غلیان کنان و در عین حال آرام خواهید بود.

 

۳. رفتن، رها شدن و فقط راه رفتن بدون هدف، از مسیر لذت ببرید.

تا کی می‌خواهید مسیری مشخص را بروید؟ تا کی می‌خواهید سوار ماشین شوید و در شهر از یک مسیر به مسیر دیگر و یا پیاده برای کاری مشخصی بروید؟
این بار فقط لباس بپوشید، یک لباس راحت، فقط بروید و بروید. مسیر خودش ساخته خواهد شد. آنقدر که خستگی بر شما چیره شود. یک جا نمانید. به جایی بروید که دوست داریم و از آنجا مسیر را شروع کنید.

 

۴. فعالیت ریتمیک بدنی همراه با موسیقی

خب اولین چیزی که به ذهن شما خطور خواهد کرد همان حرکات موزون و رقص است. این کار را برای خودتان انجام دهید. اینبار خودتان در مقابل خودتان هستید. اگر هم مانند من باشید حرکات موزون شما در رقص پا و شادو زدن غوطه ور خواهد شد. پس از گذشت اندک زمانی است که تخلیه خواهید شد و این شمایید که برای خودتان بودید.

 

۵. باز کردن کشوها و انبار قدیمی و دور ریختن بی‌خودی‌ها و آزاد شدن از خیلی قید و بندها.

بله کشوهای خود را بیرون بریزید، انبار را نیز اگر کوچک است و وقت گیر نیست. آنگاه هر آنچه که دیگر نیاز نیست و یا تلخی دارد را به زباله دان بسپارید. دو دل نباشید رهایشان کنید تا رها شوید. آن‌هایی که نوستالوژیک هستند را بنگرید و نگه دارید هر آنچه برای شما لذت بخش است. خیلی از این چیزها تاریخ زندگی شما هستند و این شمایید که با نگریستن به آن‌ها در افکار خود غرق خواهید شد و آنگاه است که از خود خواهید پرسید، چه بودم و چه شده‌ام؟ حالا چه می‌خواهم بشوم؟ و به آن‌ها پاسخ خواهید داد درحالی که پر از انرژی برای ادامه زندگی هستید.

 

همین پنج کار بسیار ساده و پیش پا افتاده می‌تواند شما را همانند من از بسیاری از کرخی‌ها و افتادگی‌ها نجات دهد و روحیه‌ای پر انرژی برای شم بسازد.

 

شما چه پیشنهاد می‌کنید؟



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *