بگذار زندگی آواز بخواند

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

کاردلیا: گزارش روز هفدهم

گزارش روز هفدهم (۲۱ خرداد ۹۷)

هفده روز تمام شد. ضعف عضلانی اولیه کمتر شده و حتی خیلی از درد‌ها از بین رفته است. حالا بهتر از قبل حرکات ورزشی را انجام می‌دهم و فشار کمتری را تحمل می‌کنم. به همین دلیل مرز را دوباره شکستم و تعداد را خیلی کم افزایش دادم. امروز تغذیه خوبی داشتم که شامل عدس پلو، خرما، چای، شیر، کلوچه و بیسکویت گردید. بلاخره زردآلو‌ها قابل خوردن شده‌اند و درخت پیر مهربان به قدری لطف داشته که هر شاخه آن بیشتر ۵ کیلو بار داده است. با این هوای تقریبا خوبی که امروز در محدوده خدمت من بود همراه با صدای بلبل و طوطی‌هایی که بر سر درخت آلو غذا می‌خوردند حسابی دل انگیز شده بود. لذت چیدن میوه از درخت که این مدت آخر حسابی نصیبم شده و حسابی حال و هوای مرا عوض کرده است.

 

با این اوصاف و تمرینات مراقبه حسابی حس‌های بهتری دارم و باعث شده تا این دو ماه آخر بهتر برایم بگذرد. پسرها خیلی بهتر می‌دانند که خدمت سربازی چقدر روی اعصاب تاثیر گذار است. اما وقتی خودت را رها کنی و خیلی چیزها مهم نباشد حال و هوای بهتری پیدا خواهی کرد. مراقبه هم که مانند یک ستون محکم اعصاب ما را تقویت می‌کند و روح و روان را جلا می‌دهد به خصوص که در کنار مولانا و یا استاد سخن سعدی باشد.

 

مطالعه محدود شده من تنها غمی است که دارم، ساعاتی که دست خودم نیست و کمتر از ۱ ساعت رسیده است. این مشکل را از هم اکنون حل خواهم کرد، با هر سختی که باشد باید آن را حل کنم.

 

رژیم غذایی سالم همراه با میوه تازه، حسابی سلامتی برایم به ارمغان آورده با آنکه حساسیت فراوانی دارم! امروز متوجه شدم شته‌های درختان انقدر می‌خورند که از انتها پس می‌دهند!!! 🙂 چیزی که من مشاهده کردم این را گواهی می‌داد. زیر درخت زردآلو بودم و قسمتی از چند شاخه آن را شته‌هایی قهوه‌ای رنگ همرنگ پوست درخت فرا گرفته، بالای سرم بود که متوجه شدم روی دستانم چکه چکه آب می‌چکد که دیدم شبیه عسل است. وقتی بالا را نگاه کردم دیدم بله، شته‌ها چنان خوشخوشانش شده که نمی‌دانند چقدر بخورند! انقدر می‌خوردند که از پسشان می‌چکید. و مورچه‌ها و سوسک‌های درختی‌ هم که جشن عسل در گوشه کنارشان گرفته بودند. به مورچه‌ها که دقت کردم دیدم جای شته‌ها را عوض می‌کنند، نمی‌دانم چرا دقیقا ولی مطمئنا بخاطر گرفتن شهد و شیره درخت است که آن‌ها ترشح می‌کنند، شاید بیشتر می‌خواهند یا تازه‌تر، نمی‌دانم.

 

به هرحال همراه با انواع سختی‌های آنجا، مستند حیات وحش و راز بقا هم داریم به خصوص که سر و کله مارهای جذاب هم پیدا شده است. فعلا یک نوع مار قیطانی و یک نوع افعی اگر اشتباه نکنم آنجا پرسه می‌زنند و البته گربه‌ای هم آنجا یک مار قیطانی را شکار کرد و رفت.

 

 

بررسی و نتیجه

ثابت وزن حدودی ۸۰ کیلوگرم را حفظ کرده‌ام و تقریبا متوجه شدم چگون وزنم را ثابت نگه دارم. تقریبا از چند روز بعد برای کاهش وزن دوباره اقدام خواهم کرد و البته شکمی که باید به داخل برود.

مهمترین بخش تمرینات ورزشی پیوسته بودن آن است و حتی یک روز هم نباید قطع گردد. برای اینکار باید منظم و مقید رفتار کرد. البته در روزهایی که توانی نباشد (نه بهانه‌وار) باید حداقلی را رعایت کرد و آن را قطع نکرد. فقط در مواقع فورس ماژور است که بهتر است به آن نپردازیم و امیدوارم برای کسی مشکلی به این حادی هرگز پیش نیاید و همیشه سلامتی باشد.

برای رسیدن به سلامتی و کاهش وزن و یا هر هدفی انگیزه کافی نیست بلکه باید نظم داشت. انگیزه فقط موتور محرک اولیه است و حتی در خیلی موارد نبودنش هیچ فرقی ایجاد نخواهد کرد.

 

فراموش نکنیم با نظم در عمل است که به هدف می‌رسیم نه با انگیزه!



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *