زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

کاردلیا: گزارش روز شانزدهم

گزارش روز شانزدهم (۲۰ خرداد ۹۷)

تقریبا به تمرینات عادت کرده‌ام. برای همین بعد از ثبات مرزها را بالاتر می‌برم. امروز تغذیه تقربیا راضی کننده بود. هنوز تغذیه اصلی چند روزی فاصله دارد. تصمیم داشتم که به یک‌باره همه چیز را کنار نگذارم و بصورت تدریجی بدنم را عادت دهم. اینکه چگونه وزن کم می‌شود یا زیاد می‌شود به تغذیه و نوع و زمان آن بستگی دارد. پس از آن به تمرینات بدنی و همچنین میزان خواب و موقع خواب وابسته است.

فراموش نکنیم که چرت زدن پس از غذا گرچه لذت بخش است اما در تعادل وزنی بدن ما تاثیر بدی دارد و به سرعت بر اضافه وزن می‌افزاید.

 

فعالیت لذت بخش امروز برای من چیدن میوه‌های زردآلو (قیسی) از بالای درخت کهن‌سالی است که در محل خدمت من سر برافراشته و با رسیدگی بهش مقدار خیلی زیادی میوه داده. بیشتر از نیم تن به راحتی میوه داده طبق چیزی که من دیدم و طبق گفته کشاورز اونجا بیشتر از یک تن میوه می‌دهد و درخت برای کسی نیست جز کشاورز:) درختی که تا چند سال پیش بی‌جان بود و بیشتر از چند عدد میوه نمی‌داده با این همه سن، با رسیدگی او حالا یک درخت بارور و بسیار پرثمر شده است، که نگاه کردن به آن فقط تحسین ما را بر می‌انگیزد.

 

امروز به بررسی مشکلاتی که ما از نشستن زیاد به دست می‌آوریم می‌پرداختم و دو مشکل اضافه وزن و تغییر در ستون فقرات از بزرگترین و پایه‌ای ترین مشکلات آن است که سبب انواع بیماری‌ها می‌گردد.

امیدوارم کسی مبتلا به این دو بیماری نشود و کسانی که هستند به زودی خود را درمان کنند.

ورزش و تمرینات امروز راضی هستم. به خوبی مرزها را بالاتر برده‌ام و پس از ثبات کامل در این مرز، دوباره آن‌ها را خواهم شکست و فراتر می‌روم. این یک رمز موفقیت در تمام ورزش‌هاست که ورزشکاران حرفه‌ای و حتی بسیار از آماتورها به آن وارد هستند.

 

 

همیشه شکستن مرزها ما را فراتر خواهد برد چه در خوبی و چه بدی. پس مرزهایی را بشکنیم که همواره ما را بالاتر ببرند و در نیکی برای خود و دیگران پیشی بگیریم.

 

بررسی و نتیجه

مسیر در حال طی شدن است و مهم لذتی است که در طی مسیر می‌بریم. در نهایت به مقصد خواهم رسید و می‌دانم که در مقصد هدفم را می‌یابم. البته که پس از آن ادامه مسیر و مسیرهای تازه خواهد بود. این فقط یک آغاز است.

این دوره‌ای که شروع کردم در حقیقت پایانی ندارد اما چند مقصد و هدف دارد که در هنگام رسیدن آن‌ها را منتشر خواهم کرد تا کمکی گردد برای دیگران، برای تمام کسانی که به سلامتی خود، زیبایی و مهمتر از همه آرامش خود بها می‌دهند. امیدوارم تا بتوانم راهنمای خوبی باشم.

 

قول داده‌ام که تلاش خودم را تا سرحد ممکن انجام دهم.

 

بلاخره آرامش کمی از درون و حس سلامتی در بدنم احساس می‌کنم. هفته چهارم آغاز تمرینات بهتری است که سرعت را بالاتر خواهد برد.



6 دیدگاه برای “کاردلیا: گزارش روز شانزدهم”

  • سلام اقا علی رضا خیلی ممنونم از راهنمایی خیلی خوبت،۲۳ سالمه:) من به گفتن سن حساس نیستم ولی به اینکه چطور وقتم رو سپری میکنم حساسم یعنی بیشتر حساس شدم که چند سال دیگه مشغول گفتن ای کاش ای کاش نباشم.
    چیزی که هست با این شرایط مملکتمون واقعا من شخصا خودم نمیدونم کدوم راه ها بهتر جواب میده یا اصلا باید به فکر راهی بود که مهاجرت کرد ادمهای ناامید حتی جوانهایی که خیلی هاشون همین وضعیت رو دارند و بعضی وقت ها خودم هم دچار چنین وضعیتی میشم.
    مشکل من هم زمان انجام دادن بعضی کارهاست تا جایی که خودم هم نمیدونم چطور صبحم رو به شب میگذرونم .

    • یک حقیقت رو باید بدونی. هرگز چنین روزی نخواهد اومد که نگی ای کاش! برای همین بهتره حسابی کار کنی روی پیشرفت خودت و ساختن خودت و زندگیت. این عادات و عملکرد الان ماست که آینده رو میسازه. در هرصورت همه اشتباه می‌کنیم و حسرت می‌خوریم.

      بهتره پشیمون باشیم از کار کرده تا حسرت بخوریم برای کار نکرده!

      همه ما توی این سنین که هستیم سر درگمیم. چیزی که باید بهما یاد میدان این نبوده بلکه مزخرفاتی بوده که از کودکی به خورد ما دادن. من خودم همیشه درحال پرسشم و همش مشکلات دارم. یعنی وقتی مشکلی نیست که مرده باشیم. مهم اینه چطور واکنش نشون میدیم و چطور زندگیم می‌کنیم. سبک زندگی ما همه چیز آینده رو میسازه. نگران نباش فعلا باید تجربه کنیم و یاد بگیریم. اما زمانت هم تلف نکن. از زندگیت لذت ببر. سخته ولی ببر. اینو بدون که اگر از چیزی که هستی لذت نبری مطمئن باش هر چیزی که بشی هم لذت نخواهی برد. و این رو من خوب تجربه کردم.
      لذت بردن اززندگی به معنای خوش بودن نیست. فلسفه زندگیت رو بیاب. رسالتت رو پیدا کن. و زندگی کن. یکبار همش زنده‌ایم. یه نکته اینکه اگر از تجربه و رفتار و عادات دیگران یاد میگیری در حال پیشرفتی اما اگر همش چشمت به دنبال اینه که کی چطور زندگی کرد وای منم برم نرم؟! و … و بخوای مثل بقیه باشی یعنی راه غلط داری میری! زندگی کن.
      میدونی زندگی سخته هیچ کس با خوشحالی متولد نشده. اما اینا نا امید کننده نیست اینا دارن میگن تو ساخته شدی تا با سختی‌ها باشی. سختی هم سختیه که ارزش داره نه الکی سختی کشیدن یا همون حمالی. کتاب work smarter not harder خیلی خوب این موضوع گفته. به هرحال زندگی اصلا گل و بلبل نیست. ولی ما میتونیم گل وبلبلش کنیم. دست کم برای خودمون.

      من راجعبه مهاجرت نمی‌تونم نظر بدم. خودم مدتی خیلی دنبالش بودم و برام خیلی جاهای خوب مهیا بود اما بعدتر تصمیم برگشت. اصلا در این زمینه من نه تخصص دارم نه میتونم راهنمای حتی معمولی باشم 🙂 تنها چیزی که میدونم مهاجرت راه حل نیست. یک مسیره. انتخاب با خودته.
      حرکت کن و راهت رو ادامه بده. به همین سادگی!
      اگر مشکل برنامه ریزی داری باید روی روش‌های برنامه کار کنی. بیخودیم زیادی هی نخون و نبین. ۳ ۴ تا روش ببین و بخون و انتخاب کن و انجام بده اگه نتیجه نداد بقیه چیزا. اگر هی بخونی آخر میشی یه دیتابیس اطلاعات که هیچ کاری نمیکنی! عمل کن. حرکت کن. و بدون اولش خیلی سخته. الانم وسط سختی فقط خودتو پیدا کن و این پیدا کردن کار یکباره نیست یکبار پیدا کنی تموم بشه. دایم باید خودتو پیدا کنی و مسیرت رو مشخص. مطمئن باش اگه بخوای می‌تونی. دقت کن بخواهی می‌توانی! دوست داشتن اصلا مهم نیست! مهم خواستنه! بخواه و عمل کن.

  • سلام اقا علی رضا
    سوالی که چند روزه در جست و جوی جوابش هستم اینکه ایا در اینده دو تا کار رو میشه هم زمان انجام داد ؛مثلا فعالیت در زمینه گردشگری و کار افرینی و صدا و سیما از افراد زیادی هم پرسیدم کسانی که در این حوزه ها هستند ولی به جمع بندی نرسیدم هنوز ،به تازگی وارد این دو حوزه هم زمان شدم ایا ایده ال خواهی ما ادمها بیشتر به ضررمونه یا به نفعمون هم هست؟این سوال رو از این دلیل پرسیدم که شما هم زمان مهندس عمران و برنامه نویس هستید طبق پروژه حدس زدم نمیدونم تا چه اندازه درسته میشه هم زمان دو کار که در ظاهر انچنان ربطی به هم ندارند رو مدیریت کرد؟ البته ادم ها زیادی هستند مثل خودم که دوست دارم از هر کاری کمی بدونم ولی ایا این در اینده باعث موفقیت و رضایت نهایی میشه؟

    • سلام مریم خانم عزیز
      متاسفانه چون خانمی نمشه سنت رو پرسید ولی میدونم خیلی خیلی جوونی و انرژی داری. پاسخ کوتاه من بهت اینه: «برو هرکاری که دوسداری انجام بدی رو انجام بده ببین واقعا دوسداری یا نه؟!» من خودم رو خیلی برنامه نویس نمی‌دونم ولی تفریحی می‌نویسم. اینم بر می‌گرده به زمانی که جدی می‌نوشتم و پول درمیوردم! یعنی یک زمانی کار اصلیم بود. الانم دوسدارم اونکارو کنم و تصمیم گرفتم یه مدت از عمران (منظورم کارای خالص عمرانی مثل کارهای کارگاهی و کارای خاکی بقول ماها) بیام بیرون و برگردم به کامپیوتر. حقیقتش منم چندکاره بازی خیلی کردم و می‌کنم.جالبه که حوزه‌های گردشگری و صدا (نه سیما 🙂 ) و کارآفرینی جز علایق اصلی منه برای همین می‌تونم به راحتی بهت بگم: «نه نمی‌تونی همه رو باهم انجام بدی!!!» اما می‌تونی همشو داشته باشی چون تعدادش زیاد نیست:) من قبل از عمران و برنامه نویسی از ورزش پول درمیوردم یعنی حرفه‌ای ورزش می‌کردم و خب بطبع باشگاهم می‌گردوندم. و خودم خیلی بیشتر توی این زمینه می‌بینم تا این دوتای آخری! حتی با اینکه چندین بار قطعی داشتم توی این زمینه این بار به طور جدی می‌خوام باز برگردم.

      خب دقت کردی؟ هیچکدوم همزمان نمیشه! یک حقیقت بهت بگم ما افسانه‌ای داریم به اسم مولتی تسک! همچین چیزی وجود نداره حتی خرافاتی که میگن خانما میتونن. تنها کاری که میشه سوییچ تسک (switch task) فقط سرعتش بالا و پایین داره و جالبتر که هرچه بیشتر باشه سرعت پسرفتت بیشتره!!! اما اینا نترسونت بلکه برو امتحان کن زودتر بفهمی که خیلیاشو رو حتی دوست هم نداری. منم خیلی کارارو فکر میکردم دوسدارم تا وقتی که انجام دادم دیدم نه پسر من اصلا با این کار حال نمی‌کنم! پس قبل اینکه هی دست دست کنی برو و شکست بخور و ضرر کن. جالبه کارایی که راحت انجام میدادم رو دوست نداشتم و کارای که میخوردم زمین بیشتر دوست داشتم. به هرحال مسیرت رو پیدا میکنی. نگران نباش، فقط وقتت رو تلف نکن و زودتر گلاویز بشو.

      در نهایت پاسخ سوالت مبهم خواهد بود و همه چیز به خودت بستگی داره. نظر من اینه و بهم ثابت شده: اینکه کسی یک کار کنه هیچ جا نمیرسه مگر تخصصی که اونم باز خطرناکه و جای بحث طولانی داره. کسی هم که بخواد همه کار کنه‌ هیچ جا نمی‌ٰرسه چون اونم میشه همه‌کاره هیچ‌کاره! یک ذره ازین یک ذره از اون و عمر تموم. خودت رو توی علایقت بچرخون و استعدادت هم کشف کن. توی یکی دوتاش رشد کن وقتی به جایی رسیدی که حس کردی خوبه می‌تونی حالا بری سراغ کار دیگت. این پیشرفت کلاسیک رو کند میکنه ولی رضایت زندگیت رو بالا میبره. چون هر لحظش خودت بودی.

      در مورد کارآفرینی هم بگم که روش کاره نه اینکه نوعی کار باشه و علاقه واقعی و روش من همین بوده، هرگز نتونستم جایی ثابت بمونم و براشون کار کنم. من تا دلت بخواد کار عوض کردم. هم استعفا دادم حال نکردم و هم حال نکردن و اخراجم کردن:) هر دوحالت رو تجربه کردم. کارآفرینی کار نیست بلکه سبک کاره. خیلی سخته، خیلی اذیت میشی با اوضاع ایران خیلی بدتر میخوری زمین و مثل الان من از جیب می‌خوری و رسما بیکار میشی توی خیلی دوره‌ها. الانم که خب وضعیت رو می‌بینی. کارآفرینی به شدت با اقتصاد گره خورده هم روش تاثیر میذاره هم تاثیر میگیره. من همینجا اعلام می‌کنم که مسیر مزخرف و سخت و اذیت کننده‌ایه که عاشقش شدم. و هرکس که بیاد توش و بفهمش عاشق این مسیر میشه. اگه میخوای چیزی رو همزمان کسب کنی برو با کارات کنارش مهارت کسب و کار رو کسب کن نه مهارت‌های خفن به درد نخور دانشگاهی اینا اصلا ربطی به کارآفرینی نداره. سوالت بسیار جامع بود امیدوارم یک کوچولو جوابتو گرفته باشی. امیدوارم مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدن بتونم راجبه این سوالات بنویسم حسابی:) اینطوری بهتر جوابشونو میگیری.

      برای جمع بندی آخر که سردرگم نشی:
      میتونی انجام بدی به شرطی که همش باهم نباشه. فعلا تا وقت داری سریعتر تجربه کن تا مسیرت رو پیدا کنی.
      مهارت‌های کسب و کار (business) بیاموز و اینارو توی دانشگاه نمیتونی پیدا کنی.
      مهارت های مدیریتی بخون و بیاموز.
      و چند کار باهم نکن اما اگر برنامه داری باید تک تک انجام بدی. یکی که یاد بگیری و نزدیک باشن میتونی کار بعدی زودتر یاد بگیری. مثل ساز زدن مثل ورزش کردن و …

      امیدوارم موفق باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *