زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

مدیریت زمان، دروغ یا حقیقت

مدیریت زمان، دروغ یا حقیقت

   یکی از بحث‌های داغ، مدیریت زمان است. اما آیا این کار حقیقی است یا خیر؟ مدیریت زمان از گذشته بوده‌ و در چند دهه اخیر در دنیا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اکنون بخاطر پیشرفت سریع مطمئناً مدیریت زمان اهمیت بیشتری نسبت به قبل پیدا کرده است. در گذشته‌های دور نیز این مساله بوده و به شکل گوشزد و ضرب المثل نیز نکات فراوانی به جای مانده است. مانند «فرصت را غنیمت شمار»، «در حال زندگی کن» و دیگر نکاتی که بین مردم رواج داشته است. در کشور ما هم، اکنون بسیار رایج و کتاب‌های خوبی ترجمه گردیده. اساتید بزرگی نیز در این زمینه چه دانشگاهی و خارج از دانشگاه وجود دارند. در عین حال خیلی‌ها نیز در حال سو استفاده از این موضوع هستند. کسانی که دروغ‌هایی را سرهم می‌کنند کسانی که با انگیزه دادن و ایجاد فضا و جو روانی سعی در فرو بردن افراد در توهم دارند، تا بتوانند نفعی شخصی ببرند. اما آیا مدیریت زمان وجود دارد؟ آیا می‌شود زمان را مدیریت کرد؟ کنترل کرد؟

   قبل از اینکه بخواهیم به موضوع مدیریت زمان بپردازیم، بهتر است به خود زمان بپردازیم. زمان را تعریف کنیم سپس به مدیریت آن بپردازیم. درست هنگام حل مشکل و مساله‌ای که ابتدا باید آن را به خوبی تعریف کنیم و بفهمیم تا بتوانیم آن را حل نماییم.

 

زمان چیست؟

   اندیشمندان و دانشمندان هنوز به یک پاسخ واحد برای این پرسش نرسیده‌اند. شاید هم پاسخ واحدی وجود ندارد. اما آنچه که می‌شود در پاسخ‌ها یافت، نسبی بودن آن است. یک تعریف علمی که بر اساس اتفاقات رخ داده بناست می‌گوید که زمان دنباله‌ای از وجود و اتفاقات است. در واقع ما انسانها اکنون نیز بطور کلی زمان را بر اساس یک اتفاق یا پدیده اندازه‌گیری می‌کنیم به نام چرخش محوری زمین. همان چرخشی که دلیل پیدایش روز و شب بر روی این کره خاکی است. این پدیده نسبی است، برای مثال یک شبانه روز بر روی کرهٔ مریخ با زمین متفاوت است و اگر ما آن را با ساعت زمینی اندازه بگیریم باز کاری نسبی انجام داده‌ایم. تقریبا شبیه به چیزی که نظریه نسبیت عام انیشتین بیان می‌کند اما به زبانی بسیار ساده و محاوره‌ای تر. برخی از اندیشمندان معتقد به ذهنی بودن زمان هستند. زمان در زندگی، کسب و کار، هنر، تاریخ، دین، فلسفه، ورزش، زیست و بسیاری از علوم دیگر وجود دارد و در همه آن‌ها نقش اصلی‌اش اندازه‌گیری است.

   پس دفعه بعدی که کسی از ما بپرسد زمان چیست در ذهن ما بیشتر پرسش‌هایی بوجود خواهد آمد تا پاسخ. بهتر است بیشتر از ثانیه، دقیقه و ساعت به زمان نگاه کنیم. زمان در حقیقت برای چیزهای پویا معنی بیشتری می‌دهد تا چیز‌های ایستا، منظور از چیزها، هر جسم، حرکت، تفکر و هر پدیده وجودی یا انتزاعی است. برای مثال زمان برای یک موجود زنده اهمیت بسیار بیشتری خواهد داشت تا یک تخته سنگ، یک موجود زنده رشد و نمو می‌کند و سرانجام رو به زوال می‌رود، اما آیا تخت سنگ زمان برایش معنی دارد؟ در پاسخ کلی می‌توان گفت خیر. در پاسخ تحلیلی باید گفت که زمان برای سنگ بسیار طولانی تر است (نسبی بودن آن نسبت به جسم و خواص آن) در حقیقت میلیون‌ها سال قبل ممکن است از یک گدازه آتشفشانی یا تحت تاثیر فشار لایه‌های خاک رسوبی پدید آمده باشد و میلیون‌ها سال بعد در اثر فرسایش از بین برود. در حقیقت زمان برای هر دو قابل اندازه‌گیری است و می‌تواند وجود داشته باشد اما نسبت آن‌ها بسیار متفاوت است. ما زمان را بر اساس رخداد تولد، زندگی و فرسایش (مرگ) تعریف و فاصله آن‌ها را با سال‌های زمینی که حاصل یک دور کامل زمین به دور خورشید است توصیف و اندازه‌گیری کرده‌ایم. این امر برای ما انسان‌ها بیشتر نمود دارد زیرا می‌شود گفت ما اولین موجودات زمینی هستیم که به مفهوم زمان فکر کرده‌ایم. زمان برای ما دنباله‌ای از رخداد‌ها و پدیده‌هایی است که به سه بخش اصلی تقسیم می‌گردد که عبارتند از: تولد، زندگی و مرگ. در حقیقت زمان همان عمر ماست یا بهتر بگویم جریان عمر ماست…

   عمر ما شامل رخداد هایی است که در زندگانی ما ثبت خواهند شد. این رخدادها از تولد شروع و با رشد و نمو ادامه می‌یابد، سپس ماجراها و اتفاقاتی که در طول زندگی اعم از درس، تجربه، تصادف، برخوردها، غم‌ها، شادی‌ها، عاشقی، پیروزی‌ها، شکست‌ها و تمامی رخدادها به آن معنا می‌دهد. پس عمر ما دارای رخداد، پدیده‌ها و رخدادهایی که هم در دستان ما است هم از آن خارج است. نمی‌توان گفت که میزان رخدادهای غیرقابل کنترل و قابل کنترل به چه صورت پخش شده است زیرا این نیز نسبی است و می‌شود بطور خام آن را ۵۰-۵۰ یا نیم به نیم در نظر گرفت. منظور از بصورت خام چیست؟ بصورت خام به معنای عدم انجام ارادی یا پدید آوردن رخداد تازه است یا انجام رخدادهای تکراری، برای مثال انسان‌های اولیه به خوردن، آشامیدن، آمیختن و زاییدن و شکار مشغول بودند. عواملی مانند رخدادهای طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و …)، درگیری با درنده‌گان و غیره جز عواملی بودند که ناچار بر زندگی آنها کاملا تاثیر می‌گذاشت و بخاطر کم بودن تعداد رخدادهای ارادی آنها، تقریبا تعداد رخدادهای غیرقابل کنترل آنها بیشتر از قابل کنترل آنها بود. اما پس از گذشت سالیان و به خاطر خلاقیت و قدرت خلق و آفریدن انسان، سبب شد تا بشر علوم بیشتری کسب کند و با اختراع و ابداع زمینه رخدادهای ارادی را بیشتر نماید. اکنون می‌توان گفت که انسانها خالق هستند، خالق رخدادهای تازهٔ خودشان و تعداد رخدادهای ارادی آنها بسیار بیشتر از رخدادهای غیر ارادی آنها است.

   عمر نوع انسان پس از سالها گرانبها شد و زمان نقش بیشتری پیدا کرد. تفکر انسان باز شد و رشد بیشتری نمود. در زمان حاضر عمر ما گرانبهاتر از هر عصری خواهد بود.

 

مدیریت زمان چیست؟

   مدیریت زمان را می‌شود مدیریت رخدادهای ارادی عمر و زندگی انسان تلقی کرد. در حقیقت ما با مدیریت بر رخدادهای ارادی می‌توانیم پدیده‌های بیشتری بوجود آوریم و بر اساس قانون طبیعت چیزهای بیشتری کسب نماییم. هرچه بیشتر این رخدادها را جهت دهی کنیم و پدیدآوریم بیشتر مدیریت بر عمر خود یا مدیریت بر زمان خود خواهیم داشت. در حقیقت مدیریت زمان همان مدیریت و پدید آوردن رخدادها در طول عمر ما خواهد بود. مدیریت زمان در عمر ما خلاصه خواهد شد.

   برای مدیریت بر زمان باید بتوانیم کار‌های خود را مدیریت کنیم. کافیست تا روش‌های بهینه کار کردن را بیاموزیم. روش‌های بسیاری برای بهینه کار کردن وجود دارند، بهترین روش‌ها معمولا حول محور تکرار و تمرین و به سبک سینوسی یا موجی تکیه دارند. تشریح چنینی روش‌هایی از حوصله مطالب ما خارج است اما شمایل کلی آن‌ها بر این اساس است که با تکرار و تمرین شما بهتر خواهید شد و از طرفی کار دایمی بدون استراحت سبب فرسایش شما خواهد شد، پس باید حرکت شما بصورت سینوسی باشد همراه با تفریح و استراحت و جدایی از کار، سپس بازگشت به آن. (تمرین و موج)

   پس مدیریت زمان در حقیقت همان کنترل و مدیریت رفتارها و کنش‌های ماست که منجر به ایجاد رخدادی گردد. ما نمی‌توانیم ساعت را نگه داریم، اگر هم عقربه‌ها را نگه داریم، زمین خواهید چرخید و شب و روز خواهند گذشت، باز هم اگر زمین را از حرکت نگه داریم، همچنان خورشید خواهد درخشید و اتم‌ها تجزیه خواهند شد و باز پدید خواهند آمد، باز هم عمر ما خواهد گذشت و به پیری و سپس به افول عمر خود خواهیم رسید. البته اگر راهی برای جوان ماندن بیابیم قضیه بهتر خواهد شد اما باز نیز اتفاقات پدید خواهند آمد و باز ممکن است ما در طی یک اتفاق فرصتی دیگر نداشته باشیم. این همان نسبی بودن زمان است، که با هر حرکت ما بصورتی دیگر روان خواهد بود.
اکنون می‌دانیم که مدیریت زمان در حقیقت مدیریت بر کارها و کنش‌های خود (یا سازمان) است. دیگر بجای آنکه به دنبال معجزه و ایستادن یا کندی زمان باشیم باید به دنبال استفاده و خلق رخداد‌های موثر و مفید در زندگی خود باشیم، تا بتوانیم بهره‌وری خود (یا سازمان) را دو چندان نماییم و مهمتر از همه از عمر خود به خوبی بهره‌مند گردیم.

   با همهٔ این تفاسیر آیا می‌شود با انجام روش خاصی استاد مدیریت زمان شویم؟ پاسخ کمی تلخ است زیرا چیزی به اسم قانون موفقیت یا روش طلایی برای مدیریت زمان آن هم برای همه وجود ندارد. اما هرکس می‌تواند روش خودش را بیابد، کافیست تا اصول اولیه آن را به کار ببرید، سپس خواهید دید که روش خود را چگونه در جریان زندگی پیدا خواهید نمود. برای مثال کافیست تا زمان موثر خود را بیابید، برخی از ما در صبح و برخی در شب بهره‌وری بیشتری دارند. همین موضوع در مکان نیز صادق است. کافیست تا مهمترین کارهای خود را در آن زمان انجام دهیم.

   پس برای رسیدن به مهارت مدیریت زمان باید اصولی که کارها و کنش های شما را موثرتر می‌کنند را به کار بندید و استفاده نمایید. همانطور که در کتاب مبانی مدیریت نوشته رابینز و سنزو گفته شده است: «به خاصر داشته باشید که مدیریت زمان چیزی نیست که به همین سادگی به دست بیاید. برای «مدیر خوب زمان بودن» باید بسیار تلاش کرد.» تلاش نیاز است.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *