بگذار زندگی آواز بخواند

تیتر ندارم اما حرف مهمی برای گول نخوردن از دست ثروتمندنماها دارم

تیتر ندارم اما حرف مهمی برای گول نخوردن از دست ثروتمندنماها دارم

زیستن پلاس اصلا راجع‌به پول و ثروت نیست. شاید برخی جاها چیزهایی بگویم که که ربط داشته باشد اما نه هدف زیستن پلاس است نه هدف و تخصص من پولدار کردن دیگران است. این نوشته فقط به عنوان یک یادآور و اشتراک تجربه و اطلاعات مفید است تا دیگران هم به فکر فرو روند قبل از اینکه پولشان را جای اشتباهی تسلیم کنند. درست که قرار است قسمتی از پولمان را روی خودمان سرمایه گذاری کنیم اما هر آموزش و هر مربی و کلاس و دوره‌ای سرمایه‌گذاری نیست همانطور که هر حساب بانکی حساب پس انداز نیست چه برسد به سرمایه‌گذاری.

 

امروز با خودم فکر می‌کردم که این همه راجع به پولدار شدن حرف می‌زنند واقعا پولدار هستند؟ نمی‌خواهم حرف‌های کلیشه‌ای برنم اما لازم می‌دانم با خودم تکرار کنم. به هرحال هرچیزی که کلیشه شده باشد حتما دلیل محکمی داشته.

فکر کردم واقعا این کسایی که حرف مایه داری می‌زنند چقدر پولدارند؟ مثلا یکسری‌ها از ماشین خوبشان مثل بنز و پورشه و ب‌.ام‌.و حرف می‌زنند یک سری‌ها عکس خانه‌های خفن و ویلاهای آنچنانی می‌گذارند اما واقعا انقدر پولدار هستند که اینکار را نکنند ولی پولدار باقی بمانند؟ یعنی تبلیغ زرد نکنند اما پولدار باشند.

شاید این کلیشه تفاوت پولداری و ثروتمندی واقعا درست باشد. یا کسی را سراغ دارم که می‌گفت من عاشق ماشین لندکروزر هستم اما با اینکه پولش را دارم نمی‌خرم چون به اهداف بلندتر فکر می‌کنم. تا اینجا درست بود اما هدف بالاترش ربطی به میزان پولش نداشت یعنی همانقدر هم کافی بود که هدفش را به دست آورد یا دست کم در مسیرش بیافتد. یا یک حرف احمقانه می‌زنند که می‌گویند ماشین نخرید ضرر است. بله ماشین خرج دارد، قیمتش وقتی کار کند از صفر بسیار کمتر می‌شود و اگر کیلویی بخری ممکنه ضرر کنی. همه درست است اما در کشوری که ماشین هر پنج سال از رده خارج می‌شود و قیمت بالایی ندارد. در کشوری که استاندارد و چرخه محصول دارند نه کشوری که ماشین ۵۰ سال پیش به عنوان ماشین روزمره استفاده می‌شود. و می‌دانیم که هرچیزی که از دور انداخته نشود به خاطر تورم قیمتش افزایش می‌یابد البته به صورت نسبتی نه رابطه مستقیم. در کشوری کاربرد دارد که اقتصاد رانتی و فاسد ندارد. خودمانیم اقتصاد کشور ما کاملا فاسد شده است حالا تو دوست داری هی بگو نه مثبت باش. نه عزیزم مثبت بودنی که یادت دادند سبک زندگی کبک هست. یعنی کله در برف به خیال خود همه چیز خوب است. در حالی که مثبت اندیشی واقعی یعنی از بین بدی‌ها بتوانی راه خوب را پیدا کنی. همانطور که همین حالا خیلی‌ها هستند که با این اقتصادی که فاسد شده و در حال تغییر است، درست کار می‌کنند. همان‌هایی که کله خود را زیر برف نکرده‌اند. اما همان توصیه اشتباه کافی بود تا چندین نفر کلی سود از دست بدهند. کاملا معلوم بود که اگر هم چیزی باشند فقط همان قدر اندکی پول از فروش جمع کرده‌اند یعنی درنهایت فقط یک فروشنده هستند نه یک بیزینس من نه یک آدم کسب و کار. مشکل آنجا شروع می‌شود که یک فروشنده به جای یک مشاور کسب و کار صحبت می‌کند. فکر می‌کند چون خودش انجام داد و حال کرد بقیه هم باید انجام دهند.

 

برای من آن سال ذهنیتی پیش آمد مخصوصا که من با در چند پروژه تقریبا سنگین و تخصصی عمرانی کار کرده بودم. آن ذهنیت این بود که یا آن‌ها دربارهٔ هدفشان دروغ می‌گویند یا اصلا چیزی از بیزنس یا همان کسب و کار بلد نیستند. دروغ می‌گویند چون تا الان مسیری را که می‌گفتند هدفشان در آن است پیش نرفته بودند، در حالی که نیاز به پول زیادی نداشتند. یا بدتر اینکه آنها نمی‌دانند بیزینس چیست.

می‌دانی هر دو دسته وجود دارند هم دروغگوها هم نادانان (در کسب و کار البته). ازبین این‌ها تعدادی هم احتمالا هستند که در مسیر درست باشند ولی من هنوز ندیده‌ام.

 

بگذار نکته تلخ و حقیقتی را بگویم:

در ایران پولدار با باج، رانت، پارتی، لابی و انواع کارهای ناجور زیاد داریم بسیار زیاد. اما پولدار درست هم داریم. و این یعنی پول یک وسیله است و وسیله نه چیز بدی است نه خوب. حتی من به شدت معتقدم خیلی هم خوب است و واقعا برایم جز بسیار مهمی از زندگی است. چون وسایلند که کار و زندگی ما را آسان می‌کنند و باعث پیشرفت ما می‌شوند. از طرفی هم می‌دانیم که هرجا سودی باشد آدم سودجو و سو استفاده کننده هم وجود دارند و کشور و فرهنگ ما متاسفانه جای باز برای این‌ها گذاشته.

ولی قرار نیست ما هم چون خیلی‌ها فاسدند از این ابزار استفاده نکنیم و بدمان بیاید یا حتی ما هم فاسد شویم. این همه انسان شریف و خوب ثروتمند وجود دارند. من خیلی فکر کردم از بین این همه که می‌گویند ثروتمند باش، نمی‌دانم پولدارشو، نشو، حرف بزن، نزن و هزارتا چیز دیگر کدام را باید گوش کرد.

اول از همه باید بگویم من به این جمله زیبا علاقه‌مندم و باور دارم:«فقط احمق‌ها هرچه می‌خوانند باور می‌کنند.» (البته در دیالوگ اشاره به روزنامه داشت) حالا این را به باقی جاها و رسانه‌ها ربط بدیم. مثلا هرچه می‌بینند، هرچه می‌شنوند (این دیگه خیلی مهمه) و در هرجا از تلویزیون تا سایت و شبکه‌های اجتماعی و هزاران مثال دیگر.

 

پس لطفا احمق نباشیم حتی این نوشتهٔ من. خودم هم وقتی بازخوانی می‌کنم با نقد می‌خوانم با اینکه باور کامل به نوشته‌ خودم دارم.

 

اولا آن‌ها بگویند پولدارند و با انواع قصر و ماشین نشان بدهند دلیل بر پولداری آن‌ها نیست چه برسد به ثروتمندی. می‌دانم چه فکر می‌کنی یک پورشه و فراری و بنز و غیره کلی قیمت دارد. آری دوست عزیزم اما فقط چند میلیارد آن هم با پول همین حالا یعنی آبان ۱۳۹۷ خورشیدی. قبلتر خریده باشند بعضی‌هایش به میلیارد هم نرسیده بود. و باور کن همین الان هم چند میلیارد پولی نیست کافی به آپارتمان ۱۰۰ متری وسط شهر تهران نگاه کنی ببینی چند شده است.

خب خب خب قبل از اینکه با مشت و لگد و شاید سلاح سرد و گرم به جانم بیافتی یادآوری کنم من فقط فکرهایم را در این پست می‌نویسم و اینجا وبسایت من است 🙂 می‌دانم راضی نشدی اما گفتم صبر کنی تا یک دید تازه به تو بدهم و بدانی چرا این حرف‌ها را می‌زنم.

 

نیلینگ میرداماد

 

سال ۱۳۹۰ من به کارهای عمرانی پیوستم به عنوان یک جوجه مهندس که هنوز با تنبلی درس می‌خواند و مشغول کار شده بودم. البته مانده بود تا فارغ التحصیل شود. اما سال ۹۲ بود که از سبُک کاری به کارهای سنگین‌ رسیدم و باز به عنوان کار‌آموز اما نه بی‌تجربه، کارآموز در یکی از پروژه‌های تخصصی بزرگ و شخصی بودم. (برای کسانی که می‌خواهند بدانند:‌ پروژه تحکیم گود به روش نیلینگ و انکراژ همراه با پایل و زهکشی سنگین بخاطر قنات زیرش بود. اسم کارفرما را نمی‌گویم چون نمی‌دانم راضی است یا نه.) گود بطور متوسط ۱۷ متر عمق داشت (زمین شیب داشت) و فقط هزینه گودبرداری و تحکیم آن حدود یک میلیارد تومان بود. تمام این‌ها جدای از هزینه کارگاه کارفرما، ماشین آلات، میکرو پایل و … که همگی این‌ها تازه مرحله ابتدایی کار بودند یعنی حتی به شروع ساخت نرسیده بودند.

 

نیلینگ وزرا
پروژه نیلینگ و انکراژ خیابان وزرا (شرکت سارنگ)

 

ما بعد از تحکیم گود از آنجا رفتیم اما برای دریافت حسن انجام کار حدود ۸ ماه بعد برگشتیم. در مرحله‌ اولیه اسکلت بودند و طبقه همکف تازه تمام شده بود یعنی از منفی ۱۷ به سقف همکف رسیده بودند. توی جلسه و خوش و بش‌ها متوجه شدم که هزینه تا همینجا برای کارفرما بیشتر از ۷ میلیارد بود. البته مطمئن نیستم با کل اسکلت یا فقط تا همکف را منظورشان بود. به هرحال این داستان برای سال ۹۲ بود و قرارداد برای سال ۹۱. این کوچکترین نمونه از این کارها بود. و این کارفرما جز معمولی‌هاست که تازه این یکی از پروژه‌هایش بود.حالا شما حساب کنید آن موقع پورشه هر مدل، بنز و … چقدر بود.

بله عزیز، بله گرامی، هرکسی بیاد بگه پولدارم و ماشین و خانه نشان بده دلیل نمی‌شود که تو باور کنی پولدار است یعنی ۱۰ میلیارد آن زمان هم پولی نبود و الان که دیگر هیچ:)

خب این‌ها در نهایت ما را به اینجا رساند که پولدارهای ایران تعداد زیادی به خاطر رانت و پارتی و رشوه و … به وجود آمدند و عده‌ای هم با فروش خیلی چیزهای دیگر از جمله خودشان. اما، مهم اینجاست که یکسری‌ها هستند که از روش درست پول دار شدند و واقعا ثروتمندند. این‌ها کسانی هستند که باید مربی و معلم شما باشند. کسی که سنی از آن گذشته و تجربه کافی دارد. در طول زمان ثابت کرده است که راهش را بلد است با آنکه شکست فراوان خورده.

حالا در بین کسانی که می‌خواهند پولدارتان کنند ببینید کدامشان واقعا پولدارند و مهمتر که از چه راهی پولدار شده‌اند. اصلا می‌خواهی فقط فروشنده باشی یا یک پرزنتر؟ می‌خواهی فقط بفروشی و پول جمع کنی یا یک کسب و کار راه بیاندازی؟ حواست باشد که به بلاف‌ها و خالی‌بندی‌ها گوش نکنی. اصلا گوش نکنی

خیلی سادست پیدا کردن پارتی باز و رانت خوار یا پول بگیر از مردم و پولدارشو از پولدار واقعی. البته نه در همه موارد ولی در این مدل‌هایی که می‌بینید به راحتی تشخیص می‌دهید.

کافیست ببینی که کدامشان تخصص دارند و کاری تخصصی می‌کنند. حالا یا تخصص علمی بوده یا فقط کسب و کار مثل تولیدی مثل خدماتی و هرچیزی که به صورت تخصصی نه صرفا مدرکی دنبال شده است. و مهمتر اینکه به جز خالی بندی و بلاف‌های ابلهانه باشد. مثلا بیایند بگویند من با فروش گوشت خوک در ایران پولدار شدم. خیلی خنده دار است سوای جرم بودن، مصرفی در ایران ندارد و اگر باشد بسیار کم است پس به راحتی می‌شود فهمید چقدر خالی بندی است. و شاید خنده دار باشد اما تا همین قدر تابلو خالی می‌بندند منتهی چون با فکر پول و ثروت مخاطب کور شده است نمی‌فهمد. بیا و ما کور نباشیم و از پول ما پولدار نشوند.

اگر غیر از تخصص پولدار شده بود. بدانید جایی از کار می‌لنگد. یا پارتی و رانت و چیزهایی است که در فکرت می‌آید. یا ارث، ترقی زمین و مال اموال مرده‌ای بوده و یا کلاهی برداشته است. یا در آخر دروغ می‌گوید. همین، یک خالی بند حرفه‌ای است.

 

کسی نه از وب سایت راه انداختن پولدار شده است نه از تبلیغ کردن خودش در جاهای مختلف. کسی که کاری دارد تخصصی دارد می‌تواند با تبلیغ و و وب سایت و … پولدار شود. در غیر اینصورت اگر واقعا پولدار شد بدانید کارش بو می‌دهد. بله گوگل، فیس بوک و خیلی‌ها در ایران کارشون وب سایت که پولدار شدن اما بخاطر وبسایت نبوده اگر نمیدونی بهتره مدل بیزینسشان را بررسی کنی نه کار وبسایتشان را.

 

احتمالا یک داستان معروف خارجی که چندسالی است تو کشور ماهم پخش شده شنیده‌اید. یک فردی سایتی (یا تلفن و هرچیزی دوست دارید بگویید) راه انداخته بود و می‌گفت که من راز پولدار شدن را می‌دانم. و ۹۰ روز دیگر آن را به کسانی که از پیش خریده باشند خواهم گفت. هزینه این راز ۱۰ دلار است. خیلی‌ها می‌خرند و درنهایت بعد از ۹۰ روز می‌گوید راز من همین بود. شما رازهای دیگری دارید خوشبحالتان 🙂

 

در دام کلک ۱۰ دلاری نیافتیم. از بین این‌ها کسی را پیدا کنید مسیری را طی کرده است و پولداریش طی سال‌های زیادی ثابت شده است. یعنی دنبال ثروتمندان بگردید و از آن‌ها مشورت بخواهید. خیلی‌هاشان حتی با روی باز می‌پذیرند.

 

من باشم به دنبال بازرگانان موفق که اسمشان را هم نشنیده‌اید می‌روم، یا دنبال سازندگان بزرگی که می‌شناسم می‌روم (بلاخره یکی از آنها هست سالم باشد 🙂 ).

تو هم هرکه بهتر می‌دانی را بجوی.

کسی ثروتمند است که اگر تمام پول، ثروت، سرمایه و ارتباطاتش را بگیری باز هم می‌تواند پیشرفت کند و ثروتمند شود. برای همین اگر می‌خواهی بفهمی آیا طرف ارزش وقتت را دارد کافی که او را بدون سرمایه و ثروت و رابطه‌هایش در نظر بگیری. اگر به نظرت آمد که نمی‌تواند دیگر برگردد و فقط در یک فرصت خاص پولدار شده است. دورش را یک خط قرمز خوشگل بکش و برو. زندگی، وقت و پولت بیشتر از این‌ها ارزش دارد.

 

ستون پروژه میرداماد

 

راستی من می‌خواهم متخصص‌تر بشوم و کسب و کارم را پیشرفت بدهم. برای همین می‌خواهم روی مارکتینگ کار کنم مخصوصا بخش تبلیغ البته تبلیغ درست نه تبلیغ زرد. تو هم اگر بیزینس داری اولا تخصصی کار کن، پیش رفت کن و البته کسب و کار داشته باش، دوما روی مارکتینگ کار کن (نه فقط بازاریابی – نمی‌دانم کدام شیر پاک خورده‌ای مارکتینگ را در ایران بازاریابی ترجمه کرد). اگر هم حوصله نداری دست کم روی بازار هدفت کار کن و از تبلیغ هدفمند استفاده کن. هدفمند و قوی. نه تبلیغ زرد. مطمئنم که جواب خواهی گرفت.

امیدوارم هم من، هم تو، پیشرفتی که به دنبالشیم نه فقط آرزو داریم را لمس کنیم. و آن‌ها هم به راه راست هدایت شوند 🙂



2 دیدگاه برای “تیتر ندارم اما حرف مهمی برای گول نخوردن از دست ثروتمندنماها دارم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *