زندگی بهتر، آرامش بیشتر، همواره پیشرفت

نوشته‌های تازه

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

دفترچه بازرسی، راهی برای بازپروری (۳ گام برای کمک به کنترل رفتار)

   ما معمولاً روزانه برخی کارهایی را مرتکب می‌شویم که ممکن است از نظر شخصی، اخلاقیات، قانون، اجتماعی (مدنی)، درونی و … قابل پذیرش نباشد. برای مثال ممکن است عادت کرده باشیم یک دروغ کوچکی (خالی بندی) سوری هم شده در روز انجام دهیم، حتی […]

خاک خوب

خاک خوب

   این‌بار نیز می‌خواهم یکی از آثار کلاسیک جهان را برایتان معرفی کنم. یک اثر بسیار زیبا و پر از شگفتی در معنا، اثری که ما (ایرانیان) با آن ارتباط بر قرار خواهیم کرد، تحفه‌ای به دستان بانویی غربی، برگفته از شرق از یک «خاک […]

به آسمان بنگر

به آسمان بنگر

   چند وقت است که به آسمان ننگریسته ای؟ آسمان از دیرباز برای ما آدمیان نماد آزادی و آزادگی بوده است. زمانی که آرزوی پرواز برای ما رویایی بود و خدایانی که در اساطیر سیطره خود را بر آسمان داشتند تنها آنان توانایی گام گذاشتن بر آسمان را داشتند. از دیرباز این نیلگون دوست داشتنی برای ما آدمیان مقدس بوده به طوری که برای دعا دستهایمان به سوی آسمان باز می شده است و همچنان نیز دعاهای ما رو به آسمان گسترده بر فراز ما است، این مقدس نیلگون برای ما نعمت باران را ارزانی و نسیم فرح بخشش را بر روی زمین ما به حرکت وا میداشت. هزاران سال از قدم نهی ما نخستین مخلوقات هوشمند(تر) زمینی می‌گذرد، اما همچنان آسمان خودش را همانطور زیبا و استوار حفظ کرده است. علاوه بر این‌ها آسمان نیلگون و گاهی رنگارنگ ما چنان گره‌ای با سرشت ما خورده است که نگاه به آن ما را سرشار از احساسات گوناگون خواهد کرد، گویی که تاریخ و احساسات کهن آفرینش بازمانده از نیاکان را، بر تن نحیف آدمی روانه می‌کند. آسمانی که شاهد رشادت‌ها، ستم‌ها، عشق‌ها، جنگ‌ها و همه خوبی‌ها و بدی‌های ما انسان‌های خودخواه بوده و خاطرات و تاریخ ما را در خود نگاه داشته است. کافی است با نگریستن به آسمان افکار خودمان را آزاد کنیم و احساسات را رها تا با برخورد آن دو، به دنیای جدید ورود پیدا کنیم.

 

   بله این آسمان زیبای ما که در روز نیلگون است و در شبِ تاریک پرده از راز نهانی خود بر می‌دارد تا ستارگان و ماه را نمایان کند، پر از حس‌های شگفت از دیرباز بر بالای زمین ما غوطه ور است. این نیلگون خوش سرشت نعمتی است که ما سالیان سال است بر بالای سر خود داریم و متاسفانه خیلی از ما از نگریستن به آن، خود را بازداشته ایم. روی صحبت من با خودمان است با کسانی مانند خودم که زندگی شهری شلوغ و پر از غوغا، ما را از لحظه ای تفکر و تدبر برای خودمان بازداشته است. ما را به موجوداتی تبدیل کرده که نهایت و غایت خود را در سریعتر کار کردن می‌جوید و وقتی برای بازنگری خودش، اندیشه و احساساتش نمی‌گذارد. کسانی هستیم منتظر بهانه‌ای تا کاری بهتر و مفید انجام دهیم ولی همزمان به دنبال بهانه‌ای هستیم تا کاری انجام ندهیم که بهانه برای اهمال بسیار و برای انجام اندک است.

 

   حال که ما بهانه تراشی داریم چه بهتر که بهانه‌ای برای تفکر بر خود بیابیم، و من به شما بهانه کهن سال را معرفی می‌کنم، کهن سالی که در روز نیلگون و در شب تاریک است، و بی پرده و پروا ما را به غرق شدن در خود دعوت می‌کند. آسمان.

 

   نگریستن به آسمان برای من و با اطمینان کامل، دست کم برای عده بسیاری از شما فرح بخش است. اگر تاکنون به آسمان فقط در حد دیدن وضعیت هوا نگریسته‌اید، ازتان دعوت می‌کنم که اینبار با دقت و با احساس به آن بنگرید. برای نگریستن به آسمان کافیست تا در فضای بیرون سر خود را بالا بگیریم و خیره به آن گردیم. شاید تکه ابری ببینم، شاید تمام آن را ابری، گاهی پر از ستاره و گاهی خورشید که در دور دست می‌درخشد (البته که نگاه مستقیم به خورشید جز آسیب به چشمانتان ثمری نخواهد داشت). اینبار با دقت نگاه کنید و خود را با افکار خویش غرق در آسمان کنید، نمی‌دانم که به چه فکر خواهید کرد اما فکر خود را آزاد کنید. من به شخصه با نگاه کردن به آسمان حس غریبی تجربه می‌کنم و جنون را در افکارم میابم، جنونی که آزادی بخش است. کافیست تا خود را برای آزادی آماده کنید و از دریچه آسمان به آن بنگرید. شما لایق آزادی اندیشه خود هستید، شما لایق بازبینی خودتان هستید، برخی افکار پوسیده، برخی ناقص‌اند، برای خانه تکانی خود باید آماده شوید و این آمادگی را می‌توانید از آسمان بزرگ هدیه بگیرید، کافیست با رها نمودن افکارتان به هنگام نگریستن به آسمان آنها را بازبینی کنید و آرزوهایتان و خاطراتتان را، اندیشه و عقایدتان را جلا دهید و بنگرید به آنچه که تا کنون بود و شما غافل بودید.

 

افق

 

   زیبایی دیگری که از نیلگون کهن سال ما پیداست لحظه در آغوش گرفتن معشوقه قدیمی‌اش زمین پاک ما است، لحظه‌ای که نامش را افق نهاده‌ایم. این لحظه زیبا شوربختانه برای ما شهرنشینان غافل از طبیعت ناپیداست، که ساختمانهایی بس بلند و سر به فلک کشیده آن را پوشانده و چهره نگون بخت خود را که نمادی از شلوغی و پراکندی و بی اعتنایی به معنا است بر ما نمایان کرده اند. زمانی معماری و زیبایی بود و گاهی ساختمانی بلند زیبایی بخش افق می‌شد، ونگهی اکنون از سر حسد، باقی آنها قد برافرشته‌اند تا خود را بر ما بنمایانند. بگذریم که دیگر هنر معماری در بیشتر ساختمان‌هایمان خاموش شده است و فقط غول‌هایی سر به فلک کشیده مانند خاری از زمین روییده‌اند. شاید برای همین است که هم عشق در این دوران و در این شهرهای غول‌پیکر گمگشته و حسد روز افزون، ما انسانها را به جان یکدیگر انداخته است. شهرهای بزرگ دیدن عشق آسمان و زمین را از ما ربوده و به دیدن بدنهای زشت ساختمانهایش عادت داده‌اند. راه ما تسلیم شدن نیست، کافیست سر خود را بالابگیریم و بر آسمان چشم بدوزیم، آنگاه با هدایتش از این آشفته بازار خارج شویم و در دور دست، در طبیعت پاک، آن عشق پاک را بنگریم. لذت بردن از این پدیده از طبیعت و آفرینش، همان لذت بردن از لحظات عمر گران‌بهایمان است.

 

آسمان شب

 

   و شب، ستارگانی که سالیان مدیدی راهنمای نیاکان ما بودند، در دریا و در خشکی. و ماه که روشنگر شب‌های آنان بود. ستارگانی که بیشتر آنان درآلودگی نوری شهر گم می‌شوند و باید آنها را در طبیعت بکر جستجو کنیم. اما همین اندک پیدایی کافیست تا شب‌ها در خلوت خویش به آن بنگریم و افکار خود را جلا و نفسی تازه دهیم.

 

   در ادامه می‌خواهم پنج نکته زیبا از نگریستن به آسمانمان را برای شما بازگو نمایم:

۱. درخواهید یافت که هیچ مرزی وجود ندارد.

   هنگامی که نگاهتان به آسمان بی کران گره خورَد، خواهید یافت که مرزی وجود ندارد. هیچ مرزی برای شما نیست و هیچ سقفی برای ذهن شما وجود ندارد. افکار خودتان را از زنجیر گذشته و قفلهای آینده رها خواهید کرد. مرزی برای ما نیست، مرزی برای اندیشیدن ما،مرزی برای تصورات ما و مرزهای موجود فقط توهمات خودمان و دیگران است که ما را محدود کرده است در حالی که طبیعت نامحدود است.

 

۲. حس زیبایی را در وجود شما زنده خواهد کرد.

   در آسمان خبری از تبلیغات انسان‌ها، شرکت‌ها و سیاست‌های پلید انسانی نیست. کسی نیست که از ذن خود و یا از سود خود زیبایی را برای ما تعریف کند. آنجا همه چیز زیباست، آسمان نشان خواهد داد که طبیعت زیباست، رود، دریا، جنگل، کوه، بیابان، صحرا، همه و همه زیبایند، ما نیز جزیی از این زیبایی عظیم هستیم. در اینجاست که درخواهیم یافت همه‌ی انسان‌ها زیبایند، هرکس به نحوی، و این دروغ پلید که زیبایی را برایمان تعریف کرده است از ما دور خواهد شد. زیبایی که چهار چوب خاصی دارد و جز این زیبا نیست فقط برای سود عده‌ای بنا شده است. و زندگی، زندگی زیباست که ما از زیبایی آن غافلیم، هنر زندگی کردن را باید آموخت. و زیبایی زندگی را در آسمان به آسانی خواهیم دید.

 

۳. خودتان را باز خواهید یافت.

   افکار آشفته ما هرگز آرامش نمی‌یابند، که هرگز کم نخواهند شد مگر با رسیدگی به آن‌ها. آنه‌ا جزیی از ما هستند، نگذاریم تبدیل به سرطانی بی درمان شوند. نگریستن به آسمان ما را به خود باز خواهد گرداند. آرامش و تفکری که به ما دست خواهد داد، فرصتی است غنیمت که خود را بازیابیم و اندیشیدن را آغاز. اینبار تفکرات ناقص را تکمیل و مضرات را دور بیاندازیم. اهداف خودمان را روشن و مسیر را انتخاب کنیم. تا خودمان را دریابیم.

 

۴. پرسشهای خود را طرح کنید و پاسخ دهید.

   پرسهایی که شاید هرگز به ذهنتان خطور نکرده یا سوالاتی کهنه که هرگز وقتی برای اندیشیدن برایش نداشتید. اکنون وقت آن رسیده تا با خود صادقانه برخورد کنید و برای خود وقت بگذارید تا پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را بدهید و پرسش‌های جدید را برای ادامه زندگی خود مطرح نمایید. پرسشهایی مانند، از کجایم و به کجا می‌خواهم بروم و اکنون در کجای راه قرار دارم. پرسش درباره آفرینش و طبیعت و پرسش‌هایی درباره خود و زندگی.

 

۵. می‌توانید آرزو کنید و آرزوهایتان را مرور کنید.

   ما انسان‌هایی هستیم که با آرزوهایمان زندگی می‌کنیم. در این هنگام است که می‌توانیم آنها را مرور کنیم. برخی از آنها دیگر برای ما ارزشی ندارند و برخی دیگر را بدست آورده‌ایم. وقت آن است تا خانه‌ای بتکانیم و آرزوهای کهنه بی ثمر را دور ریخته و آرزوهای تازه‌ای برای خود بسازیم. سپس اهداف خود را در مسیر آن قرار دهیم.

 

 

از شما دعوت می‌کنم تا به آسمان بنگرید.

۸ نکته موثر در واکنش نشان دادن به شکست، به سبک ورزشکاران (حرفه‌ای)

۸ نکته موثر در واکنش نشان دادن به شکست، به سبک ورزشکاران (حرفه‌ای)

همگی ما در زندگی تجربه شکست را داشته‌ایم. از شکست‌های عاطفی و احساسی تا شکست‌های کاری و زندگی، هر یک به نحوی این تجربه را بدست آورده‌ایم. خاطرات شکست‌هایی که ما را در زندگی همراهی می‌کنند، بعضی از آنها که آرزو می‌کنیم هرگز به حقیقت […]

دانلود رایگان جزوه آشنایی با سربازی و دوره آموزشی (همراه با نکاتی برای آسان‌تر و بهتر طی کردن آن)

دانلود رایگان جزوه آشنایی با سربازی و دوره آموزشی (همراه با نکاتی برای آسان‌تر و بهتر طی کردن آن)

   سربازی، داستان و دردسر همیشگی یک پسر  ایرانی. داستانی تلخ و شیرین، شیرین‌تر برای کسانی که معاف از این خدمت شده‌اند. یکی از مسیرهایی که در راه بیشتر پسرهای ایرانی قرار می‌گیرد و آن را طی می‌کنند همین سربازی است، خوب یا بد، زشت […]

تلاش، رسیدن یا نرسیدن. مسأله این نیست!

تلاش، رسیدن یا نرسیدن. مسأله این نیست!

تلاش تلاش تلاش

یک کلمه تحریف شده همیشگی! به خصوص که الان حرف خیلی‌ها شده، تلاش کنید تا برسید! درست مثل اینکه بیان و بگویند که برو تا برسی! خب به کجا؟ رسیدن به کدام مکان؟ کدام هدف؟ تلاش درست چطوری است؟ (نمی‌دانم شاید سودی برایشان داشته باشد.)
بله بله! هدف گذاری! باید هدف داشت، این دوره کمتر کسی پیدا می‌شود که آرزویی نداشته باشد. هدف همان آرزویی است که عاقلانه بهش نگاه کردیم، موهومات را جدا کرده‌ایم، منطق را در نظر گرفته‌ایم و به یک جمله معلوم رسیده‌ایم. جمله معلوم یعنی جمله‌ای که درش هیچ مجهولی نداشته باشیم. برای مثال من می‌خواهم یک برنامه نویس در زمینه سیستم عامل شوم و در شرکت فلان کار کنم یا می‌خواهم یک کسب و کار در زمینه بسته بندی راه بندازم با فلان قدر سرمایه در فلان جا از فلان زمان. این‌ها یک جمله معلوم هستند، ولی من می‌خواهم یک برنامه نویس معروف شوم یا می‌خواهم یک کاری راه بندازم برای خودم. فقط یک آرزو هستند. آرزو هم بر جوانان و پیران عیب نیست، در کل نه تنها عیب نیست بلکه کاملا آرزو نیاز اولیه یک هدف است. حالا این هدف شما می‌تواند مستقیم خود آرزویی باشد که تبدیل به هدف شده است یا این هدف مشتقی از آرزو و یا حتی بدون ربط مستقیم به آن باشد. (در مورد هدف هم بعدا خواهم نوشت).

 

تلاش هم درست مثل آرزو مثل خیال کردن و فکر کردن است. یک حرکت لازم است (بسیار لازم و ردخور هم ندارد) اما تلاش خالی درست مثل آرزو است و البته بسیار ملموس است. مثل دویدن بی دلیل. برای چه می‌دویم؟ برای تمرین؟ برای سلامتی؟ برای مسابقه؟ برای رسیدن به جایی؟ و … . الکی دویدن بلاخره یک سودی دارد اما تلاش الکی کردن مطمئنا غیر از فرسودگی برای شما سودی نخواهد داشت. یک زمانی من هم موافق تلاش دایمی بودم و هنوزم موافق تلاش کردن درست هستم. اما دیگر فقط تلاش الکی کردن یا به قولی زور زدن الکی هیچ جایی برایم ندارد. تلاش شما را در یک حرفه، یک مسیر یا یک روش می‌سازد، قوی‌تر می‌کند اما وقتی هدف ندارید مطمئناً نمی‌دانید از کجا سر درمی‌آورید، هر کجا ممکن است بروید، و این تلاش نیست که باید رهایش کرد که به جایی شما را برساند. بلکه آن جریان است، جریان است جریان زندگی است که با رها کردنش می‌توانید لذت ببرید. تلاش کردن بدون هدف دقیقاً مثل دویدن است در یک مسیر غلط، شما با تمام وجود بدوید، خب شما در یک مسیر اشتباه رفته‌اید درست مثل دویدن برعکس مسیر مسابقه، هرجایی خلاف مسیر رفتن هم کار خوبی نیست، شاید متفاوت باشد اما آیا واقعا مفید است؟ بحث من نگاه و تفاوت از نگرش دیگران نیست که بگویند شما آدم متفاوتی هستید، منظور من این است که شما برای خودتان چه تفاوتی را ایجاد می‌کنید؟ آیا در مسیر خلاف جهت مسابقه دویدن شما را نفر اول می‌کند؟ (فرض بر این است که شما در مسابقه برای مقام آوردن شرکت کرده‌اید).

 

مثال دیگری که برای زندگی خیلی طبیعی‌تر از دویدن است مثال ورزش‌های رزمی مبارزاتی است (ورزش‌های رینگی)، شما توی یک رینگ مسابقه هستید و مشکلات زندگی مقابل شما، هر حرکت شما، هر ضربه شما هر رقص پا هر تکان خوردن شما، انرژی مصرف می‌کند. حالا فکر کنید وقتی زنگ را می‌زنند شما بجای رفتن به سمت حریف دور خودتان بچرخید و برای هوا مشت بزنید، لگد بزنید، بپرید چپ بپرید راست، گارد بگیرید بهترین فنون و حرکات قشنگتان را اجرا کنید. آیا حریفتان چیزی می‌شود؟ خیر بلکه خودتان را فقط خسته کرده‌اید و کار را برای حریف راحتتر. کافی است یک مشت نه چندان محکم به شما بزند، مطمئن باشید ناک اوت خواهید شد! چون دیگر توانی برای مبارزه ندارید، توانی برای ایستادگی ندارید، همه توانتان را خرج هوا کرده‌اید!

 

زندگی و مشکلات زندگی هم بسیار شبیه یک مبارزه هستند، یک مبارزه همیشگی. شما باید مثل یک مبارزه حرفه‌ای تک تک حرکات، ضربات، جا خالی‌ها و دفاع‌هایتان حساب شده باشد. مطمئن باشید که حریف شما هم همینکار را خواهد کرد. پس فکر کنید، بله مبارزه ذهن فعال می‌خواهد، خصوصا مبارزه با مشکلات زندگی. تلاش بی وقفه و بی هدف مساوی خواهد شد با ناک اوت شدن. همه ما درست مثل خود من این حس را تجربه کرده‌ایم که آخر چرا؟! من که همه‌ی تلاشم را کردم پس چرا هیچ اتفاقی نیافتاد! ما تلاش کردیم ولی برای هوا.

 

باید نقشه کشید، از قبل آمادگی ذهنی داشت، تلاش درست کرد مطمئنا نتیجه خواهیم گرفت. و وقتی می‌گویم نتیجه می‌گیریم منظورم مثل افرادی نیست که وعده پوشالی تلاش و بردن را می‌دهند. نتیجه می‌گیریم یعنی فقط کتک نمی‌خوریم، بلاخره دوتا ضربه هم می‌زنیم! ما ممکن است نتیجه مساوی بگیریم، ممکن است ببریم و حتی ببازیم اما نتیجه‌ای پر بار داریم. حتی در صورت باختن یاد گرفته‌ایم که کجا اشتباه بود، کجا ضربه نباید می‌زدم، کجا باید دفاع می‌کردم کجا باید حمله می‌کردم و کجا باید جاخالی می‌دادم! در حالی که وقتی بیهوده تلاش کرده باشیم بدون نتیجه می‌بازیم. نمی‌فهمیم چه شد، چه یاد گرفتیم، حتی اگر هم مبارزه با مشکلات را حالا با هر شانس یا معجزه‌ای ببریم هرگز نخواهیم فهمید که مشکلات خودمان کجاست. چون تلاش ما بیهوده بوده و نمی‌دانیم که چه شد. پس حتی در صورت برد لذت لحظه‌ای خواهیم داشت و باز در همان سطح خواهیم ماند.

 

 

تلاش با هدف و فکر در باتلاق یعنی فکر کردن برای رها شدن، آزاد کردن گیر! اما تلاش و زور الکی زدن برابر است فرو رفتن سریعتر و بیشتر در باتلاق!

معرفی کتاب رودین

معرفی کتاب رودین

   اگر شما اهل داستان‌ و رمان‌های کلاسیک باشید احتمالا نام «ایوان تورگنیف» را شنیده‌اید کسی که کتاب بسیار معروف «پدرها و پسرها» را نوشته است. در اینجا می‌خواهم شما را با اولین رمان این نویسنده روس آشنا کنم، البته که من منتقد نیستم و […]

معرفی کوتاه

معرفی کوتاه

بار اول وقتی زیستن پلاس راه افتاد با دوستان یک وبسایت برای زندگی همراه با طراحی و معماری و مهندسی درست کردیم که به بررسی موضوعات مختلف درباره بهتر زندگی کردن با تغییر پیرامون و محل زندگی و کار بپردازیم و البته یکسری مسایل داغ […]

Hello world!

Hello world!

Welcome to WordPress. This is your first post. Edit or delete it, then start writing!